به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مهدویراد، عضو هیئت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران، شامگاه گذشته هفتم مرداد ماه در مراسم «بزرگداشت استاد محمد تقی شریعتی» با عنوان «جان جهان دانش و اخلاق» که در تالار شهر مشهد برگزار شد، در خصوص ارتباط خود با این استاد برجسته اظهار کرد: من از سال ۱۳۵۰ با ایشان مرتبط شدم و در عالم کودکی خود چیزی جز بزرگی و بزرگواری از استاد محمد تقی شریعتی ندیدم.
وی ادامه داد: مشی استاد شریعتی، مشی پیامبرانه بود. پیامبران سه مسئولیت مهم آگاهی بخشی، معینیت آفرینی و خرافهزدایی داشتند. ما در خصوص این استاد بزرگ بیشتر با تاریخ سر و کار داریم، چرا که در آن زمان که ایشان در تاریک زار، زندگی همچون مشعل فروزانی پرتو افشانی میکردند را ندیدهایم.
استاد شریعتی، تجسم انبیاء بنی اسرائیل است
مهدوی راد بیان کرد: ایشان ادیب بسیار بزرگ و مرد عجیبی بودند. در خانه ایشان شنیدم که میگفتند: «استاد شریعتی، تجسم انبیاء بنیاسرائیل است». کسانی که در حد بسیار کمی از تاریخ ادیان و نگاه دینی اطلاعات دارند، میدانند که آن انبیاء در ادامه شریعت اصلی مبینان، مبلغان، تحریف زدایان و آگاهی بخشان بودند و استاد شریعتی نیز چنین بودند.
این پژوهشگر ضمن بیان بخشی از آیه ۱۵۷ آیه اعراف بیان کرد: آیه «وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِم» در سیاق آیه امتنان بر امت اسلامی است که قرآن کریم پیامبر(ص) را در آن توصیف میکند. به علت اینکه در سیاق احکام دشوار مرتبط با بنیاسرائیل است، تمام مفسران این بخش از آیه را احکام دشواری که یهود داشته و خداوند سبحان بر امت اسلامی منت نهاده تا این احکام دشوار برداشته شود.
وی افزود: تا آن جایی که میدانم، استاد شریعتی اولین فردی هستند که این قسمت از آیه را مستقل و خارج از سیاق دانستهاند. مرحوم علامه طباطبایی در این خصوص گفته است: «ائمه اطهار اذن گونهاند و جمع قفیری از روایات نشان دهنده آن است که در برخی موقع، جملات مستقل آیات قرآن نه تنها در سیاق بلکه در خارج از سیاق نیز حجت است».
مهدویراد اظهار کرد: خداوند سبحان میفرماید: «من پیامبری فرستادم که امی بود اما او توانست اغلال (غل و زنجیرهای) اعتقادی، سیاسی، فکری، اخلاقی و آنچه که انسان را بسته بود تا مانع حرکت آن شود، شکست تا انسان به حرکتش ادامه دهد»
این پژوهشگر بیان کرد: خداوند در آیه ۱۰۵ سوره الانبیاء میفرماید: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» اکثر مفسران این آیه این چنین معنا کردند که ما در زبور نوشتیم بعد از آنی که در ذکر نوشته بودیم. برخی معتقدند منظور از «ذکر» تورات، انجیل، خود قرآن و هر کتاب آسمانی دیگر است، اما برخی دیگر نیز از آن به عنوان قاعده و یا علم یاد میکنند.
وی ادامه داد: طبق این آیه تا انسان بیدار و آگاه نشود، امکانات خود را نشناسد، موفق نخواهد شد، حتی صالحان تنها زمانی میتوانند به وراثت زمین برسند که آگاه و هوشیار باشند و این آگاهی، بیداری، هوشیاری و هوشمندی در آن استاد وجود داشت، مطالعه جزوه ۲۲ صفحهای «ما در کانون چه میخواهیم» در خصوص رسالت کانون به شما کمک خواهد کرد.
مهدویراد مطرح کرد: امام علی (ع) به عنوان مهمترین مفسر و مبین قرآن فرمودند: «مهمترین رسالت پیامبران، شوراندن آن چیزی است که در درون آن انسانها از جمله آگاهی و اندیشه وجود دارد».
قرآن کتاب آگاهی و بیداری است
عضو هیئت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران بیان کرد: مرحوم علامه مجلسی در خصوص کلمه «ذکر» در قرآن معتقد است که تمام ارسال رسل و انزال کتب تنها برای ذکر بوده است. در قرآن ۷۲ مرتبه، قرآن به ذکر و تذکره به عنوان کتابی برای بیداری و آگاهی متصل شده است.
وی افزود: امام علی (ع) در نامه ۳۱ به امام حسن (ع) میفرماید: «من تو را نصیحت میکنم، چرا که درباره پیشینیان اندیشیدم، گویی که من یکی از آنها بودم»، فیلسوفان علم نیز معتقدند برای حادثه، انسان باید بازیگری و نه تماشگری کند.
مهدوی راد با استناد به سخنان شهیدمرتضی مطهری اظهار کرد: نشانهای که از آن همه بیخوابیها و تلاشهای پیگیر و طاقتفرسا باقی مانده است، یکی پیری و فرسودگی زود رس استاد شریعتی است که او را در حدود ۲۰ سال فرسوده تر و پیرتر نشان میدهد و دیگری شاگردان و تربیت یافتگان کانون نشر حقایق اسلامی هستند که بسیاری از آنان به شخصیتهای بارز این کشور تبدیل شده و خود را نجات یافته استاد شریعتی میدانند و با دیده حق شناسی و احترام به او مینگرند؛ سومین نشانه نیز آثار پر محتوا این استاد خواهد بود.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: استاد حکیمی در خصوص این استاد بزرگ نوشته است: «چه بسیار شبهای سرد و سیاه بسیاری که استادر در کوچه و پس کوچههای مشهد میرفت تا به محفل جوانان برسد و سخنی از حق و قرآن به گوش آنان برساند و چه بسیار روزهای گرمی که عرق ریزان سخنرانیهای آگاهی بخش و سازنده خویش را در دبیرستان و دیگر مکانها ادامه میداد تا جوهر شعوری اسلام را به درک نسلها ببرد».
عضو هیئت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران ادامه داد: از استاد شریعتی شنیده بودم که «من در دانشسراها مفت درس میدادم و برای اینکه نفوذ کنم و حرفهایم را بزنم پولی نمیگرفتم؛ زمانی که میشنیدم یکی از دانشآموزها را بردند قلبم به درد میآمد اما با خود میگفتم که یک نفر است و مشکل بزرگی نیست اما زمانی که خبر بردن یک معلم را میشنیدم، تمام وجودم آتش میگرفت».
مهدویراد در ادامه خاطرات خود از آن استاد مطرح کرد: «شبها با فانوس به در خانه این معلم میرفتم، گاهی در میزدم اما باز نمیکردند و یا همسر آن معلم در را باز میکرد؛ به داخل خانه میرفتم؛ به او میگفتم مگر امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، علی بن ابی طالب(ع) و نهج البلاغه چه چیزی کم دارد که تو به سراغ اینها رفتهای؟ سرش را پایین میانداخت و پاسخی نمیداد. گاهی که تا صبحگاه مینشستم و با او سخن میگفتم با جسم خسته اما با روحی شاد و سرحال به خانه باز میگشتم چرا که یک نفر را هدایت کرده بودم».
این پژوهشگر بیان کرد: استاد شریعتی میفرمود: «یک روز که از بیرون به منزل آمدم، دیدم همسرم یک دست رخت خواب را در وسط ایوان گذاشته؛ زمانی که از او در خصوص آن سوال کردم در پاسخ به من گفت هیچ چیزی در خانه نداریم، اینها را ببر و بفروش. به او گفتم اگر مهمانها بیایند دیگر رخت خواب نداریم اما او گفت چیزی در خانه نداریم؛ چند دقیقهای به همین شکل در فکر فرورفته بودم که یادم آمد چند دسته سینی کوچک که استفادهای از آنها نمیکنیم، در خانه موجود است.»
عضو هیئت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران در ادامه خاطرات آن استاد بزرگ افزود: «دو نفری مشغول تمیز کردن آن سینیها شدیم، آنها را در جیب پالتو خود گذاشتم و به قصد فروش خانه را ترک کردم. زمانی که به یک مغازه رسیدم، یکی از اصحاب جلسات تفسیر خودم فروشنده آن مغازه بود؛ از من پرسید اینجا به دنبال چه هستید استاد؟ چند دقیقهای نشستم و سپس موضوع را با او در میان گذاشتم. بسیار ناراحت شد و در کشوی میزش را برایم باز کرد و گفت این چه کاری است؟ هر قدر که میخواهید پول بردارید.»
مهدویراد اظهار کرد: «حتی هنگامی که از من خواست تا پولها را به قرض ببرم، در مقابل درخواست او ممانعت کردم. هنگامی که قرار شد سینیها را بخرد به او گفتم باید آنها را به قیمت بخری، چرا که اگر به دو مغازه دیگر بروم و متوجه شوم که گران تر از من خریدهای، باز خواهم گشت و آنان را پس میگیرم».
این پژوهشگر بیان کرد: مرحوم علیپور یکی از شاگردان بزرگ این استاد شنیده بودم: «هنگامی که افرادی از حزب توده در مقابل استاد شریعتی سخن میگفتند، استاد به آنان کمک میکردند و حتی نکاتی به آنان میآموختند و در پایان سخنان آنان شروع به نقد میکردند؛ رفتار و برخورد ایشان همچون رفتار پیامبر(ص) با افرادی بود که اسلام نیاورده بودند.» استاد شریعتی میفرمود: «من هرگز نمیتوانم مقتل بخوانم، آنقدر متاثر و بی حال میشوم که نمیتوانم ادامه دهم». ایشان در کتاب خلافت و ولایت خود صراحتا بزرگترین جنایت بر بشریت را معرفی کرده است.
عضو هیئت علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران مطرح کرد: اولین کسی که به داشتن محور هر سوره از قرآن اشاره کرد، استاد شریعتی بود. ایشان عاشق اهل بیت، کرامت، ولایت، امامت، انسانیت و آزادی بود.
انتهای پیام
مراسم بزرگداشت استاد عزیز مرحوم محمد تقی شریعتی بعد از سالها واقعه جالب و اثرگذاری بود