به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، مورخان در تاريخ تولد امام جواد(ع)، اختلاف دارند، عدهاى ميلاد آن حضرت را دهم رجب، برخى 15 ماه رمضان و بعضى نيز 19 ماه رمضان سال 195 هجری قمری در شهر مدينه میدانند.
براى پيشواى نهم، القاب متعددى ذكر كرده اند، مهمترين آنها عبارتند از: «جواد»، «تقى»، «مرتضى»، «قانع»، «رضى»، «مختار»، «باب المراد»، «زكى»، «متوكل» «منتجب» است. كنيه آن حضرت «ابوجعفر» است كه معمولا در روايات تاريخى به «ابوجعفرثانى» معروف است تا با «ابوجعفر اول»، يعنى امام باقر(ع)اشتباه نشود. نقش انگشتر آن امام همام، «العزّة للّه» بود.
سيماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد(ع) نه تنها شيعيان را شيداى جمال و جلال خويش ساخته، كه دانشمندان اهل سنت را نيز از سكوت و خاموشى رهانيده است. امام جواد(ع) عابدترين فرد زمانش بود. محبت و علاقهاش نسبت به باری تعالى وصف نشدنى و خوف، خشوع و اخلاصش در طاعت و عبادت خداوند ستودنى است. براى ترسيم جلوه جلوههای عبادى آن حضرت، به چند نمونه بسنده میکنیم.
امام جواد(ع) علاوه بر عبادات و نوافل معمول، نافله مخصوصى داشت. نافله آن حضرت دو ركعت بود، در هر ركعت، سوره فاتحه را قرائت مى کردند و آنگاه هفتاد مرتبه سوره اخلاص را تكرار میکردند.
هرگاه ماه جديد میشد، در روز اول ماه، دو ركعت نماز به جاى میآوردند. در ركعت اول، بعد از سوره حمد، به تعداد روزهاى ماه (30 مرتبه) سوره توحيد را می خواندند. در ركعت دوم بعد از حمد، سوره انّاانزلناه را مثل ركعت اول تلاوت میکردند.
روزههاى مستحبى آن حضرت نيز زياد بود. پانزدهم و بيست و هفتم ماه رجب روزه میگرفتند و اهل خانه و غلامانش نيز او را در روزه گرفتن همراهى میکردند.
علاوه بر اين، گاهى ميزان عبوديت و بندگى خويش را نسبت به مقام لايزال الهى با اذكار و ادعيه ابراز میکردند.
امام جواد(ع) با توجه به اينكه در سن جوانى به شهادت رسيدند، در عمر كوتاه و با بركت خويش علاوه بر انجام وظايف سنگين رهبرى امت، به تربيت شاگردانى كه بتوانند پيام آسمانى خاندان نبوت و امامت را به نسلهای بعد منتقل سازند، توجه خاص داشتند.
در منابع تشيع و تسنن، از امام جواد(ع)حدود 250 گوهر ماندگار در زمينههای مختلف فقهى، اخلاقى و اجتماعى به ما رسيده است. شايسته است كه به ذكر چند نمونه كه بيشتر در منابع اهل سنت است، اشاره كنيم.
«مَنِ اسْتَغْنى بِاللّهِ افْتَقَرَ النّاسُ اِلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقىَ اللّهَ اَحَبَّهُ النّاسُ»، كسى كه با اتكاء به خدا، روى نياز از مردم بگرداند، مردم به او نيازمند میشود و كسى كه پرهيزكارى پيشه سازد، محبوب مردمان میگردد .
«حَسْبُ الْمَرْءِ مِنْ كَمالِ الْمُرُوَّةِ اَنْ لا يَلْقى اَحَداً بِما يَكْرَهُ»، كمال مروت آن است كه انسان با هيچ كس چنان رفتار نكند كه برخودش نمیپسندد.
«مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ»، آنكه كار زشتى را نيكو شمارد، در آن كار شريك است.
«مَنْ وَعَظَ اَخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ»، كسى كه برادر مؤمن خود را پنهانى پند دهد، او را آراسته، و كسى كه آشكارا و در حضور ديگران نصيحت كند، چهره اجتماعى او را زشت ساخته است.
«عُنوانُ صَحيفَةِ الْمُسْلِمِ حُسْنُ خُلْقِهِ»، سرآغاز نامه عمل مسلمان در قيامت، نيك خُلقى اوست.
«مَنْ وَثِقَ بِاللّهِ وَ تَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ نَجاهُ اللّهُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ حَرَزَ مِنْ كُلِّ عَدُوٍّ»، هركس به خدا اعتماد داشته باشد و بر او توكل كند، خدا او را از هر بدى نجات میبخشد و از هر دشمنى حفظ میکند .
«اَلْكَمالُ فِى الْعَقْلِ»، كمال آدمى در خردمندى است.
«اَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَالْمُعينُ عَلَيْهِ وَالرّاضى شُرَكاء»، ستمكار و يارى كننده ستمكار و كسى كه به ستم او راضى است، همه در گناه آن شريكند.
«يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظّالِمِ اَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ»، روز دادخواهى و عدالت بر ستمگر سختتر از روز ستم بر ستمديده است.
«ثَلاثٌ يُبَلِّغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ تعالى: كَثْرَةُ اْلاِسْتِغْفارِ وَ لينُ الْجانِبِ وَ كَثْرَةُ الصَّدَقَةِ وَ ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ لَمْ يَنْدَمْ: تَرْكُ الْعَجَلَةِ وَالْمَشْوَرَةُ وَالتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ عِنْدَ الْعَزْمِ»، سه چيز انسان را به خشنودى خدا میرساند : بسيار آمرزش خواستن از خدا؛ نرم خويى با مردم؛ و بسيار صدقه دادن.
و سه خصلت است كه در هر كس باشد، پشيمان نمىشود: شتاب نكردن در كارها، مشورت در كارها، توكل بر خدا هنگامى كه بر انجام كارى تصميم میگیرد.
«لْعِفافُ زينَةُ الْفَقْرِ، وَالشُّكْرُ زينَةُ الْغِنى، وَالصَّبْرُ زينَةُ الْبَلاءِ، وَالتَّواضُعُ زينَةُ الْحَسَبِ، وَالفَصاحَةُ زينَةُ الْكَلامِ، وَالْحِفْظُ زينَةُ الرِّوايَةِ، وَخَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَحُسْنُ الاَدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَبَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْكَرَمِ، وَ تَرْكُ المَنِّ زينَةُ الْمَعْرُوفِ، وَالْخُشُوعُ زينَةُالصَّلوةِ، وَ تَرْكُ مالا يَعْنى زينَةُ الْوَرَعِ»، پارسايى زينت فقر، شكر زينت توانگرى، شكيبايى زينت بلا، فروتنى زينت شأن و بزرگى، گويايى زينت سخن، نگهدارى و ضبط دقيق زينت روايت، تواضع زينت دانش، ادب زينت خرد، گشاده رويى زينت كرم و بخشندگى، منّت ننهادن زينت احسان و نيكى، توجّه و حضور قلب زينت نماز، ترك كارهاى بيهوده زينت تقوا و پرهيزكارى است.
«كَيْفَ يَضيعُ مَنِ اللّهُ كافِلُهُ، وَ كَيْفَ يَنْجُو مَنِ اللّهُ طالِبُهُ»، چگونه ممكن است كسى كه خدا سرپرست اوست، تباه شود و چگونه ممكن است كسى كه خدا در تعقيب اوست، رهايى يابد؟
«عِزُّالْمُؤْمِنُ غِناهُ عَنِ النّاسِ»،عزت مؤمن در بىنيازى از مردم است.
«اَلْعُلَماءُ غُرَباءٌ لِكِثْرَةِ الْجُهّالِ بَيْنَهُمْ»، علما با زياد بودن جاهلان، غريبند.
منابع
همان؛ به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 31
اصول كافى، ج 1، ص 353؛ بحارالانوار، ج 50، ص 68
مطالب السّؤول، ابن طلحه شافعى، ص 239؛ الفصول المهمّه، ص 252
الوافى بالوفيات، ج 4، ص 105
الفصول المهمّه، ص 251
الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 168
اعلام الهدايه، ج 11، ص 39، به نقل از حياة الامام محمد الجواد(ع)، ص 67
همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 220
همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 222
همان، ص 41، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 212
همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 214 و 215
همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 218
رجال شيخ طوسى، ص 397 ـ 409
اعلام الهدايه، ج 11، ص 198 ـ 209؛ ر. ك: رجال كشّى، طبع مشهد، ص 275، 502، 503، 548، 550، 551 و 552؛ رجال نجاشى، ص 149، 190 و 253؛ حياة الامام محمد الجواد(ع)، ص 139، 141، 156، 159 و 164؛ رجال شيخ طوسى، ص 405؛ فهرست شيخ طوسى، ص 58؛ جامع الرّواة، ج 1، ص 554
نورالابصار، شبلنجى، ص 180 و 181
الفصول المهمّه، ص 289 ـ 291
اعلام الهدايه، ج 11، ص 240، به نقل از بحارالانوار، ج 75، ص 109
همان، ص 243