کد خبر: 3884305
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۴

نگاهی به فضائل و مناقب حضرت زينب کبری(س)

حضرت زینب(س) در دوران عمر با بركت‏ خویش، مشكلات و رنج‌هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان و حوادث تلخى چون اسارت و ... ؛ این سختی‌ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود.

نگاهی به فضائل و مناقب حضرت زينب کبری(س)به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، معمولاً پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می‌كنند، اما در جریان ولادت حضرت زینب(س) والدین او این كار را به پیامبر اسلام(ص) جد بزرگوار آن بانو، واگذار کردند. پیامبر(س) كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه على(ع) رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) معناى «زینت پدر» را ‏براى این دختر انتخاب کرد.

علم الهى

مهم‌ترین امتیاز انسان نسبت ‏به سایر موجودات حتى ملائكه دانش و بینش اوست، همان‌طور که خداوند در آیه 31 سوره بقره می‌فرماید: «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و خدا همه اسماء را به آدم یاد داد، آن گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کنید اگر شما در دعوی خود صادقید»، سپس علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات) را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏‌ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می‌گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض كردند: «تو منزهى، ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏اى نمی‌‏دانیم تو دانا و حكیمى».

برترین علم‌‏ها، علمى است كه مستقیماً از ذات الهى به شخصى افاضه شود، بدین معنا که داراى علم «لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر(ع) می‏‌فرماید: «وعلمناه من لدنا علما» «علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم». زینب(س) به شهادت امام سجاد(ع) داراى چنین علمى است، آنجا كه به عمه‌اش ‏خطاب كرد و فرمود: «انت عالمة غير معلمة و فهمة غير مفهمة»، «تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده‌اى فهم نیاموخته هستى».

عبادت و بندگى

حضرت زینب(س) به خوبى از قرآن آموخته بود كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است، خداوند در آیه 56 سوره ذاریات می‌فرماید: «خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛ من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند». او عبادت‏‌ها و نماز شب‌‏هاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین(ع) در شب عاشورا به حضرت عباس(ع) فرمود: «ارجع اليهم واستمهلهم هذه المشية الى غد لقد نصلى لربنا الليلة و ندعوه ونستغفره فهو يعلم انى احب الصلوة له وتلاوة كتابه و كثرة الدعاء والاستغفار»، «به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت ‏بگیر شاید بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود می‏‌داند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم.» در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است».

امام سجاد(ع) فرمود: «ان عمتى زينب كانت تؤدى صلواتها، من قيام الفرائض والنوافل عند مسيرنا من الكوفة الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشدة الجوع والضعف» عمه‏‌ام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه می‌نمود و در بعضى منازل به خاطر شدت گرسنگى و ضعف، نشسته اداى تكلیف می‌كرد.» آن حضرت حتى در حساس‌ترین شب زندگى شب هجران از حسین(ع) و برادران، تهجد و شب زنده‌داری‌اش را ترك نكرد.

از فاطمه بنت الحسین(ع) نقل شده است كه فرمود: «و اما عمتى زينب فانها لم تزل قائمة فى تلك الليلة اى عاشرة من المحرم فى محرابها تستغيث الى ربها و ماهدات لناعين و لا سكنت لنا زمرة،»، «عمه‌ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگارش استغاثه می‌كرد. در آن شب هیچ یك از ما نخوابید و صداى ناله ما قطع نشد». امام حسین(ع) كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‌اش می‌فرماید: «يا اختاه لا تنسينى فى نافلة الليل»، «خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!»، این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است.

عفت و پاكدامنى

عفت و پاكدامنى، برازنده‌‏ترین زینت زنان و گران قیمت‌‏ترین گوهر براى آنان است. حضرت زینب(س) درس عفت را به خوبى در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود: «ما المجاهد الشهيد فى سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف يكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكة»،« مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از كسى نیست كه قدرت دارد اما عفت می‏‌ورزد، نزدیك است كه انسان عفیف فرشته‌ه‏ایى از فرشتگان باشد».

زینب كبرى(س) عفت‏ خویش را حتى در سخت‏‌ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت ‏بر عفت‏ خویش پاى می‏‌فشرد. مورخین نوشته‌‏اند: «وهى تستر وجه‌ها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها»، «او صورت خود را با دستش می‌پوشاند، چون روسری‌اش از او گرفته شده بود».

ولایت‌مدارى

قرآن بدون هیچ قید و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر(ص) و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهار(ع) می‌دهد. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ؛ از خداوند و رسول و اولو الامر اطاعت كنید». حضرت زینب(س) كه حضور هفت معصوم را درك كرده، در تمامى ابعاد ولایت‌مدارى (معرفت امام، تسلیم بى‌چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداكارى در راه آن و ...) سرآمد است.

او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت: «روّحی لِروُحِکَ الفِداء وَ نَفسی لِنَفسِکَ الوِقا»، «[اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على(ع) فدا نمود و شهیده راه ولایت شد. حضرت زینب(س) به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در كربلا به عرصه ظهور رساند.

در روز عاشورا هنگامى كه امام حسین(ع) براى اتمام حجت، درخواست ‏یارى کرد، فرزند بیمارش امام زین العابدین(ع) روانه میدان شد. زینب با سرعت‏ حركت كرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین(ع) به خواهرش فرمود: «او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مى‏‌گردد».

بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه‌‏ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد(ع) را به شهادت برساند، اما زینب(س) فریاد زد: «تا من زنده هستم نمی‌گذارم جان زین‌العابدین در خطر افتد. اگر می‌‏خواهید او را بكشید، اول مرا بكشید» و دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام(ع) صرف نظر كرد. زمانى كه ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد(ع) را صادر كرد، حضرت زینب(س) آن حضرت را در آغوش كشید و با خشم فریاد زد: «اى پسر زیاد! خون‌ریزى بس است. دست از كشتن خاندان ما بردار» و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه»، «به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد. اگر می‌‏خواهى او را بكشى مرا نیز با او بكش».

روحیه‌بخشى

در مسافرت‌‏ها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز براى انسان لازم است، روحیه و دلگرمى است. اگر انسان براى انجام كارهاى مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شكست نیز مواجه شود. یكى از بارزترین اوصاف حضرت زینب(س) روحیه‌بخشى اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه‌بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن(ع) نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا كرد.

پس از شهادت امام حسین(ع) و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوى زینب بیشتر ظهور كرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا كوچه‌‏هاى تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود. او حتى تسلى‌بخش دل امام سجاد(ع) بود، آن جا كه می‌گفت: «لا يجز عنك ما ترى، فو الله ان ذلك لعهد من رسول الله الى جدك وابيك وعمك»، «اى پسر برادر! آن چه می‌‌بینى (شهادت پدر) تو را بی‌تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت است».

صبر

یكى از بارزترین اوصاف انسان‌‏هاى كامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیب‏‌هاى روزگار و تلخی‏‌هاى دوران است. قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده و پاداش‌‏هاى فراوان آن‌‏ها را یادآورى کرده است. حضرت زینب(س) از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت می‌خوانیم: «لقد عجبت من صبرك ملائكة السماء» ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند». مخصوصاً در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است.

ایثار

یكى دیگر از صفات حسنه انسان‏‌هاى برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام على(ع) فرمود: «الايثار اعلى الايمان»، «ایثار، بالاترین درجه ایمان است» و فرمود: «الايثار اعلى الاحسان»، «ایثار برترین احسان است». حضرت زینب(س) مجلله در این صفت نیز گوى سبقت را از دیگران ربوده است. او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان می‌خرد و در تمام صحنه‌‏ها، دیگران را بر خود مقدم می‌دارد. او در ماجراى كربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمی‌كرد و آن را نیز به كودكان می‌‏داد.

از صفات بارز پرواپیشگان این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك، حقیر و فاقد اثر است. امام على(ع) می‏‌فرماید: «عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعينهم»، «خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان كوچك است». سر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب كه خود چنین دیدى دارد و در خانواده شجاعت تربیت‏ شده است، از شجاعت ‏حیدرى بهره‌مند است.

فصاحت و بلاغت

هر خطیبى بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتى، باید بارها تمرین عملى انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى كاملاً آماده باشد تا بتواند خطبه‌اى فصیح و بلیغ ادا كند و مستمعین باید با او هماهنگ باشند و الا یاراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اینكه فصیح و بلیغ بگوید.

حضرت زینب(س) بدون آن كه دوره دیده و یا تمرین خطابه كرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقیر شده با كسانى سخن مى‏‌گوید كه نه تنها با او هماهنگ نیستند، بلكه حتى سنگ و خاكروبه بر سر او ریخته‏‌اند، با این حال صداى زینب بلند می‏‌شود كه: «اى مردم كوفه! اى نیرنگ‌بازان و بى‌وفایان ...» سخنان حضرت زینب(س) چنان بود كه وجدان خفته مردم را بیدار كرد و صداى گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

منابع
شیخ ذبیح الله محلاتى، ریاحین الشریعة، (تهران، دار الكتب الاسلامیة) ج‏3، ص‏46 .
همان، ج‏3، ص‏210
همان، ج‏3، ص‏39
بقره/31- 32
كهف/65
شیخ عباس قمى، منتهى الآمال، (تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم، 1331 ه . ش) ج‏1، ص‏298
ذاریات/56
محمد بن جریر طبرى، تاریخ طبرى، ج‏6، ص‏238
ریاحین الشریعه (پیشین)، ج‏3، ص‏62
همان، ج‏3، ص‏62
همان، ص 61- 62
نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 466
جزائرى، الخصائص الزینبیه، ص‏345
محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، (بیروت، دار احیاء التراث العربى)، ج‏45، ص‏134 .
نساء/59
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، على علیه السلام، فاطمه علیها السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام.
الكوكب الدرى، ج‏1، ص‏196
بحار الانوار (پیشین)، ج‏45، ص‏110- 111 .
همان، ج‏45، ص‏133
همان، ج‏45، ص‏58، ومعالى السبطین، ج‏2، ص‏88
بحار الانوار، (پیشین)، ج‏45، ص‏46
همان، ج‏45، ص‏61
همان، ج‏45، ص‏179
مانند بقره/155
بحارالانوار، (پیشین)، ج‏45، ص‏115- 116
همان، ص‏116
میزان الحكمة، ج‏1، ص‏4
ریاحین الشریعة، (پیشین)، ج‏3، ص‏62
نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182
زیارت نامه حضرت زینب علیها السلام
بحار الانوار، ج‏45، ص‏154 و ص‏115
همان، ص‏134
همان، ج‏45، ص‏108 و ص‏110 

انتهای پیام
captcha