ماه مبارک رمضان فرا رسید. ایرانیان این ماه را «ماه روزه» میخوانند. اگر این کلمه را ماهِ روزه (به کسر هاء) تلفظ کنیم به معنی ماهی است که مردم در آن روزانه کاری میکنند و روشن است که این کار همان امساک کردن از خوردن و نوشیدن و پارهای مُباحات دیگر است (=صوم).
واژههایی مانند «روزه گرفتن» و «روزهداری» از همین جا ریشه دارند. البته در گذر زمان این واژگان در معنی تازه خود؛ صوم، که یک سنت دینی است، به کار رفته و تثبیت شدهاند: «ماه امساک» و «امساک کردن».
اکنون اگر تلفظ معمول این واژه را در نظر گرفته و آن را ماه روزه (به سکون هاء) بخوانیم، معنی دیگری میدهد.
در زبان فارسی پهلوی، واژهای دیگر تحت عنوان «ماه روز» (به سکون هاء) وجود دارد. ایرانیان باستان به جای واژه «تاریخ» این کلمه را به کار میبردند. در کتاب آثار الباقیه ابوریحان بیرونی از قول هرمزان، استاندار خوزستان در دوره ساسانی که به دست اعراب اسیر و به مدینه برده شد، آمده است که به خلیفه دوم و دیگر مسلمانان گفت: «ما ایرانیان نوعی تقویم داریم که آن را «ماه روز» مینامیم»، بنابراین «ماه روز» مترادف کلمه تاریخ است، به معنی تقویم و تعیین روز و ماه و سال.
بر این اساس میتوان واژه «ماه روزه» و واژگانی مانند «روزه گرفتن» و «روزهداری» را برگرفته از واژه «ماه روز» (=تاریخ) و به معنی حساب کردن روزهای ماه نیز دانست. دلیل آن هم این است که مردم در این ماه، خلاف ماههای دیگر، حساب روزهای آن را نگاه میدارند و نسبت به تعیین اول و آخر و دیگر ایام آن توجه دارند.
حتی دعاهایی ویژه برای هریک از روزهای این ماه فراهم آمده که قرائت میشوند و نکته جالب این که این ادعیه، افزون بر داشتن جنبه معنوی، روزهداران را در نگهداری حساب روزهای این ماه نیز کمک میکنند.
عبدالرحیم قنوات
عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد