به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، جابربن عبدالله انصاری روایتی در فضیلت امام باقر(ع) نقل کرده که به نوشته ابنشهر آشوب، فقهای مدینه و عراق، همگی آن را روایت کردهاند. در این روایت جابر میگوید: رسول خدا(ص) مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو بعد از من چندان زنده میمانی که مردی از فرزندان مرا ـ که شبیهترین به من و نامش مطابق نام من باشد ـ زیارت میکنی، وقتی او را دیدی، سلام مرا را به او برسان و به این سفارش من حتماً عمل کن و سهل مگیر.
در تاریخ یعقوبی، دنباله این حدیث چنین آمده است: وقتی جابر به سنین پیری رسید و مرگ خود را نزدیک دید، پیوسته میگفت، ای باقر ای باقر، کجایی. تا اینکه روزی آن حضرت را دید و خود را به وی رسانید، درحالی که دست و پای حضرتش را میبوسید و میگفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا هستی، رسول خدا بر تو سلام فرستاده این روایت از امام صادق(ع) نیز نقل شده و آن حضرت در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضیلت اختصاصی برای پدر بزرگوارش خوانده است.
جامعه اسلامی در دوران امام باقر(ع) با دو پدیده مهم مواجه بود، شعور سیاسی مردم و شورشهای گروهی علیه حاکمان ستمگر بنیامیه و گسترش انحرافات فکری، عقیدتی، اجتماعی و اخلاقی. در آن دوران امام گرچه از مسائل اجرایی حکومتی بر کنار بود، اما با توجه به وظیفهای که بر عهده داشت، در مقام اصلاح جامعه اسلامی و مقابله با انحرافات به روشهای گوناگون برآمد. مهمترین روشهای امام در هدایت جامعه اسلامی ارشاد و راهنمایی، احتجاج و جدل، افشاگری و روشنگری بود.
سیرت و صورت امام باقر(ع) ستوده بود. پیوسته لباس تمیز و نو میپوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت میکرد. متولی صدقات حضرت رسول(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را میان بنیهاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر(ع) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میفرمود. میخواست سنت جدش رسول الله(ص) را در عمل، بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم کند.
در حوزه اخلاقیات، جملههای گهرباری از امام باقر(ع) روایت شده است، جملههای قصاری که در اوج زیبایی و برخاسته از روح عصمت و کمالات درونی امام است. نمونهای از درسهای اخلاقی عملی امام، مخالفت با خشکِ مقدسی بود. آن حضرت در مقام عمل، با نظر آن دسته که گمان میکردند ترک کامل نعمتهای دنیوی، ورع اسلامی و زهد است، مقابله میکرد.
دانش امام باقر(ع) نیز همانند دیگر امامان از سرچشمه وحی بود. در کتابهای تراجم اهلسنت با صراحت از شخصیت علمی و معنوی امام باقر(ع) ستایش و تمجید شده است. در زمان امام باقر(ع) که خلفای اموی درگیر مشکلات داخلی و انحرافات فکری و اجتماعی و اخلاقی خود و مردم بودند و بهویژه در طول حکومت «عمر بن عبدالعزیز» که نسبتاً فردی لایق بود، امام(ع) توانست «دانشگاه اسلامی مدینه» را پایهریزی کند.
از مهمترین دوران امام باقر(ع) میتوان به پیدایش مذاهب کلامی مانند مرجئه، معتزله و خوارج، آشنایی مسلمانان با آرای ادیان دیگر، حضور پراکنده پیروان دیگر ادیان میان مسلمانان، ظهور اختلافات فقهی بر اثر عدم دسترسی فقهای متأخر به سنت نبوی به واسطه ممنوعیت طولانی روایت و کتابت حدیث، انحراف عملی و فکری سران سرزمین اسلامی از تعالیم پیامبر(ص) و توجیه حکومتِ امویان از طریق ارائه ناقص و تحریف شده تعالیم اسلام اشاره کرد.
از آنجا که عصر امام باقر(ع)، عصر برخورد اندیشههای اسلامی و غیراسلامی بود، مناظرههای زیادی بین دانشمندان ادیان مختلف با امام از سوی حکمرانان بنیامیه سازماندهی شد که امام(ع) مانند سدی استوار در برابر نفوذ عقاید باطل آنان ایستادگی میکرد و پایگاههای فکری و عقیدتی آنان را در هم میکوبید.
امام باقر(ع) در بطلان کار خلفای حاکم و عدم مشروعیت کار آنان تأکید داشتند و لزوم برقراری امامت راستین در جامعه اسلامی را برای مردم مطرح میکردند. در دوران امام باقر(ع) حکام اموی بر اهلبیت سختگیری میکردند و این سختگیری به دلیل ادعای امامت و زعامت دینی و سیاسی آنها بود که امویان را غاصب میدانستند. از خلفای اموی تنها عمر بن عبدالعزیز بود که به طور نسبی برخوردی ملایم با اهل بیت داشت.
پدر امام باقر(ع) از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است که از دو جهت نسبتش به امام علی(ع) میرسد و به همین جهت او را «ابن الخیرتین» مینامیدند.
امام محمد باقر(ع) هفتم ذیالحجه سال 114 هجری در پنجاه و هفت سالگی در زمان هشام بن عبدالملک، مسموم، شهید و در بقیع دفن شد. امام باقر(ع) نماینده مکتب اهلبیت و از اولین بانیان فقه و تفسیر از دیدگاه مکتب شیعه بود. دانشگاه تشیع و علوم اسلامی، به دست بزرگ مرد تاریخ علم، امام محمد باقر(ع) در حفظ تشیع و کیان اسلامی از آفات فکری، پایهریزی شد.
منابع:
حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 4، ص 106.
کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 86.
شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 2، ص 460.
علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 23، ص 20.
حسن بن علی حرّانی، تحف العقول، ص 286.
کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 149.
تحف العقول، ص 307.
رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، قم، انصاریان، 1380، ص 288.
حسنعلی آقازاده، شیوه امام باقر در مبارزه با انحراف، فرهنگ کوثر، ش 66، ص 20.
حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، ص 315.
صحیفه نور، ج 21، ص 171.
دایرهالمعارف تشیع، ج 2، ص 275.
الصواعق المحرقه، ص 210.
محمدجعفر طبسی، امام باقر از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت، اسوه، ش 64، صص 42 ـ 44.
مستدرک الوسائل، ج 15، ص 171.
بحارالانوار، ج 46، ص 301.
ترجمه فرازهایی از زیارت ائمه بقیع.
غلام حیدر حسینی خراسانی، پدران مسئول: نصایح انبیا، امامان و علما به فرزندان، قم، زائر، 1386، صص 115
مرتضی مطهری، داستان راستان، قم، جامعه مدرسین، 1362، ص 56.