براساس قاعدهای که در تناسب آغاز و انجام سوره با محتوای آن یاد شد، همانندی در آغاز یا انجام میتواند نشانگر تشابه مضمونی دو سوره نیز باشد. بنابراین، اینگونه سورهها از نظر محتوا نیز در یک راستا قرار دارند و تفاوتهایی که در سرآغازهای آنها وجود دارد ما را به تفاوتهای محتوایی آنها رهنمون میکند.
بیشتر بخوانید:
سورههای بقره و آلعمران که کنار یکدیگر آمدهاند، هر دو با «الم» آغاز گشته و در آغاز بقره گفته میشود: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ…»، در آغاز آلعمران نیز آمده است: «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ…» چنان که یاد شد، این دو سوره در بیان اصول دین قرینه یکدیگرند.
از سوره یونس تا سوره حجر نیز به ترتیبی که یاد میشود آغازی شبیه به هم دارند: سوره یونس: «الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ» یوسف: «الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ» رعد: «المر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ» سوره ابراهیم: «الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلي صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ» حجر: « الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ».
همانگونه که دیده میشود، در آغاز تمامی این 6 سوره حروف مقطعه «الر» به کار رفته است، البته در سوره رعد، حرف «میم» نیز افزوده شده است که بنابر مبنای علامهطباطبایی(ره) باید نشانگر داشتن نوعی افزایش نسبت به مقاصد سورههای «الر» باشد. پس از حروف مقطعه در تمامی آنها توصیفی از قرآن وجود دارد که این توصیفها نزدیک به یکدیگرند و تفاوتهای آنها براساس حکمتی است، ناشی از چگونگی محتوا و مقاصد این سوره ها؛ بهعنوان نمونه رشیدرضا درباره سوره یوسف مینویسد: «آغاز این سوره همان آغاز سوره یونس است، با این تفاوت که در اینجا قرآن توصیف به «مبین» و در آنجا توصیف به «حکیم» شده است و این دو آغاز در بالاترین درجه بیان و در نهایت حکمت و استواری قرار دارند و میبینیم که در هر یک از دو سوره توصیفی انتخاب شده که مناسب با آن دو است، چه آن که موضوع سوره یونس اصل دین است که توحید در عبودیت و ربوبیت و اثبات وحی و رسالت از طریق اعجاز قرآن و رستاخیز و جزاست و اینها از حکمتاند و سوره یوسف سرگذشت پیامبری بزرگوار است که ماجراهایی گوناگون را گذرانده است و در تمامی آنها الگویی نیکو بهشمار میآید و بنابراین بیان و روشنی با آن مناسبتر است.
البته این هماهنگی کلی در آغاز این 6 سوره نشاندهنده آن است که همه در یک مجموعه قرار دارند، اما چگونگی ترتیب میان خود آنها که کدام مقدم و کدام مؤخر شده و به چه دلیل، خود نیازمند تأمل و موشکافیهای دیگری است. سورههای نحل و اسراء نیز هر دو با تسبیح و تنزیه خداوند آغاز میشوند: سوره نحل: «أَتی أَمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَتَعالی عَمَّا یشْرِکونَ» اسراء: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» و در پی این دو، سوره کهف میآید که آغاز آن با حمد خداوند است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ» و تسبیح و تحمید در قرآنکریم دو در سایر سخنان همراه هم میآیند و تسبیح بر تحمید مقدم میشود.
همانگونه که قرآن فرموده است: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ»(حجر/98) از دیگر سورههایی که آغاز آنها با هم تناسب دارد، سورههای شعراء، نمل و قصص هستند، سوره نمل با «طس» و آن دو با «طسم» شروع شدهاند و در آغاز هر سه سخن از قرآن وجود دارد. همینطور چهار سوره عنکبوت، روم، لقمان و سجده که پیدر پی هستند با «الم» آغاز شدهاند. سورههای سبأ و فاطر نیز هر دو با «الحمدلله» گشوده میشوند.
بزرگترین مجموعه سورههای همآغاز، حوامیم هستند که به ترتیب عبارتند از: سوره غافر: «حم. تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» سوره فصلت: «حم. تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» شوری: «حم. عسق.كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» زخرف: «حم. وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ. إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا» سوره دخان: «حم. وَ الْکِتابِ الْمُبينِ. إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَکَةٍ» سوره جاثیه: «حم. تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» سوره احقاف: «حم. تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» که در تمامی این هفت سوره «حم» آیهای مستقل شمرده شده و پس از آن درباره کتاب و وصف آن سخن رفته است.
این هفت سوره مکی هستند و آنگونه که روایت شده است با هم یا در پی هم فرود آمده اند. از میان این سورهها (زخرف و دخان) و (جاثیه و احقاف)، در دو آیه نخست مانند یکدیگرند و این نشاندهنده نزدیکتر بودن پیوند میان آنهاست. مقایسه میان آغاز این هفت سوره با 6 سورهای که اشاره شد و با «الر» آغاز میشدند، نکات جالبی را به دست خواهد داد، چنان که سیوطی به برخی از آنها اشاره میکند.
گفتاری از سیوطی درباره پیوند سه سوره شمس، لیل و ضحی نقل میشود که دربردارنده پاسخ برخی پرسشها نیز هست: «این سه سوره به خاطر مناسبتی که در آغازهای آنها وجود دارد، جداً پیوستگی خوبی دارند، چرا که میان خورشید، شب و بامداد، نوعی همگونی وجود دارد. سوره فجر نیز از این قبیل است، اما بهخاطر نکته مهمتری با سوره بلد از این سه سوره جدا شده است، همچنان که میان سوره انفطار و انشقاق و میان مسبّحات جدایی افتاده است، زیرا مراعات تناسب در نامها، آغاز و ترتیب نزول در جایی است که با مناسبتی قویتر و مهمتر معارضه نداشته باشد.
گاه ممکن است دو سوره در خاتمه با یکدیگر تناسب داشته باشند و در جهاتی پایان آنها همانند یکدیگر باشد، البته این همانندی به گستردگی و روشنی سرآغازها نیست و در برخی موارد از ظرافت خاصی برخوردار است؛ مانند پایان دو سوره یونس و هود و گاه ممکن است چندین آیه مانده به آخر سوره، این تناسب بروز کند.
در این بخش به مواردی از همانندیهای پایان سورهها اشاره میشود: دو سوره یس و صافات با تسبیح خداوند پایان یافتهاند: سوره یس: «فسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» سوره صافات: «سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين» آخرین واژه در سوره واقعه و حدید «العظیم» است که در مورد نخست، صفت پروردگار و در مورد دوم صفت فضل اوست.
در پایان سورههای تغابن و طلاق، سخن از گستردگی و فراگیری علم الهی است: سوره تغابن: «عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» سوره طلاق: «وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا». سیوطی درباره تناسب فرجام سوره جمعه با صف مینویسد: «چون سوره صف به فرمان جهاد ختم شد و خداوند آن را تجارت نامید، این سوره نیز به فرمان به فریضه جمعه ختم شد و بیان شد که از تجارت دنیوی بهتر است.»
به جز آنچه تاکنون از تناسب میان سورهها یاد شد گونههای دیگری از تناسب نیز قابل شمارش است که یا در عناوین یاد شده میگنجد و یا مواردی جزئی است. این نکته را نیز یادآوری میکنیم که شاید برخی از این مناسبتها بهگونهای نباشد که تنها به خاطر آن، دو سوره کنار یکدیگر قرار گیرند، اما آن را میتوان به عنوان نکتهای در این میان به حساب آورد که گاهی حاکی از مناسبتی عمیقتر است، مانند اشاره داشتن همانندی دو کلمه در فرجام سوره به بخشی از همانندی محتوای آن دو.
منابع: البرهان فی علوم القرآن و ترتیب سور القرآن و سایت ensani.ir
انتهای پیام