کد خبر: 3981827
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۰
علیرضا واسعی بیان کرد؛

ضرورت توجه به چیستی بخش اصلی و حقیقی تمدن

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی گفت: همواره توجه و پرداختن به چیستی بخش اصلی و حقیقی تمدن، یک ضرورت است که بر روی تعاملات و سبک زندگی نیز تأثیر بسزایی خواهد داشت.

ضرورت توجه به چیستی بخش اصلی و حقیقی تمدنبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، علیرضا واسعی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، شامگاه 12 تیرماه در نشستی مجازی با موضوع «مسئله شناسی پژوهش‌های تمدن نوین اسلامی»، اظهار کرد: مقوله تمدن نوین اسلامی از رویدادهای مورد تأکید مقام معظم رهبری است و طبیعتاً برخی از مؤلفه‌های فهم این ترکیب را باید از داده‌های ایشان استخراج کرد. ایشان تأکید دارند که تمدن از دو بخش ابزاری که به حوزه‌های پیشرفتی بشر اشاره دارد و بخش اصلی و حقیقی تمدن، برخوردار است.

وی بیان کرد: در حقیقت ما وقتی از تمدن سخن به میان می‌آوریم باید بین تمدن و پیشرفت تمایز و تفاوت قائل شویم، زیرا این دو یکی نیستند و چنانکه مقام معظم رهبری نیز می‌فرمایند بخش ابزاری و پیشرفتی آن، امر مهمی نیست و ما به خوبی توانسته‌ایم دستاورد‌هایی داشته باشیم اما در اینجا بخش اصلی و حقیقی، مهم‌تر به نظر می‌رسد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی گفت: اگر به چیستی بخش اصلی و حقیقی تمدن پی بریم همواره بر سبک زندگی، تعاملات، اخلاقیات، رفتار ما با دیگران تأثیر خواهد داشت که رهبری نیز بر روی این مقولات تأکید دارند. به عبارت دیگر نیز افرادی مانند ویل دورانت می‌گفتند که تمدن یعنی زیستی که امکان زندگی حداکثر افراد را به صورت مسالمت‌آمیز فراهم می‌کند.

واسعی، پرداختن به تمدن اصلی و حقیقی را یک امر ضروری دانست و تأکید کرد: از این‌رو باید این موضوع مورد تأمل جدی قرار گیرد تا به یک مفاهمه حداقلی دست پیدا کنیم. این در حالی است که در سخنان بسیاری از افراد هنگامی‌که از تمدن سخن به میان می‌آید، منظور دستاوردهای مادی، پیشرفت‌های صنعتی، علمی و... است و برخی از افراد نیز مرادشان از تمدن همان دین اسلام است، لذا وقتی می‌خواهند تبیینی از تمدن ارائه دهند به مقوله‌های اصول و پایه‌های دیانت اسلامی می‌پردازند.

تمدن یک امر نسبی است

وی با بیان اینکه تمدن یک امر نسبی است و هیچ جامعه‌ای بدون تمدن نیست، اظهار کرد: در بسیاری از مواقع زمانیکه از تمدن اسلامی سخن به میان می‌آید از این تمدن تصویری از عیار و بهترین نوعی از تمدن اسلامی در ذهن شکل می‌گیرد، در حالی‌که اینگونه نیست، بلکه تمدن اسلامی هم سطوحی دارد. بنابراین باید توجه داشت که وقتی صحبت از تمدن می‌کنیم این تمدن یکبار به مثابه تمدن موجود و یکبار هم تمدن به مثابه عیار و مطلوب آمده است.

عضو هیئت علمی پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی افزود: یکی دیگر از نکاتی که مهم به نظر می‌رسد بحث تمدن نوین اسلامی است. در این زمینه سخنان بسیاری گفته شده است، اما افرادی که در این زمینه صاحب نظر هستند روشن نمی‌کنند که مراد از تمدن نوین اسلامی چیست و من این موضوع را به مثابه یک رویکرد می‌بینم و به تعبیر دیگر من تمدن اسلامی را به اعتبار یک رویکرد معطوف به تمدن عیار می‌دانم.

واسعی یکی دیگر از موضوعات در خصوص تمدن را، تمدن عیار دانست و افزود: در حقیقت اگر گسترده‌ترین سطح مناسبات انسانی را تمدن عیار بدانیم در این صورت پرداختن به دو اصل بسیار مهم کرامت انسانی و برابری در برخورداری از حقوق اجتماعی و مدنی ضروری می‌شود که در حقیقت این امور نیز از مقوله‌های دنیای امروز  به شمار می‌رود.

توسعه زیست تمدنی در روزگار کنونی

وی بیان کرد: نکته پنجم این است که ما برای اینکه زیست تمدنی را در حیات امروزی توسعه دهیم و به تعبیر دیگر برای اینکه تمدن نوین اسلامی را به مثابه یک رویکرد دنبال کنیم باید به سه مسئله پایه‌ای از جمله گفت‌وگو، ارزش و واقعی دانستن انسان بپردازیم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی گفت: در توضیح مقوله گفت‌وگو باید عنوان کرد که اگر انسان‌ها به گفت‌وگو روی آورند بسیاری از مسائل آن‌ها حل می‌شود و تسالم بین انسان‌ها که اساسی‌ترین پایه تمدن اسلامی است حاصل خواهد شد. در خصوص ارزش‌ها نیز باید گفت که انسان موجودی است با همه مشکلات و رنگ‌هایی که از محیط، فرهنگ، تاریخ و اجتماع خود می‌گیرد و اگر ما این موضوع را درک کنیم نگاه ما به انسان تغییر پیدا خواهد کرد و در این صورت دیگر خود را برتر و الگو قرار نخواهیم داد.

واسعی بیان کرد: در واقع انسان‌ها به طور فطری آزادی‌طلب هستند پس عموماً ادیان آمدند تا این اخلاق فطری انسان را مهار کنند، اما ممکن است که این‌ مقوله‌ها دیگر در میان بسیاری از افراد کارآمدی نداشته باشد و به همین جهت ما به امور دیگری نیاز پیدا می‌کنیم.

وی اظهار کرد: از این‌رو بحث پرداختن به ساختارها و نهادها در این خصوص به میان می‌آید که در حقیقت باید در جامعه ساختارها و نهادها به درستی تبیین شوند و به نوعی ساختارها و نهادهای قانونی باید به صورت فراگیر نوشته شوند نه اینکه تابع منافع اندک و اختصاص به عده خاصی باشند و در نهایت در جامعه‌ای چنین اموری تحقق پیدا می‌کند که انسان‌ها به جهان زیست خود به یک نوع آگاهی برسند که در حقیقت این‌ها از جمله مسائل مهمی هستند که در مطالعات تمدن نوین اسلامی می‌تواند مورد تأمل قرار گیرد

نقش مبانی نظری در جریان تمدنی

محمد مهدی همایون، رئیس و عضو هیئت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) نیز در ادامه این نشست اظهار کرد: زمانیکه ما از مسئله‌شناسی سخن می‌گوییم با این سوال که چه چیزی مسئله هست و چه چیزی مسئله نیست مواجه می‌شویم. برای اینکه روشن کنیم از چه ناحیه‌ای مسائل را تشخیص می‌دهیم به سرعت وارد موضوع زاویه نگاهمان می‌شویم که به نوعی بر روی مبانی نظری متمرکز می‌شویم و در حقیقت مبانی نظری و زاویه نگاه به شدت در این راستا مهم است.

وی اظهار کرد: مسئله مهم این است که تأمل ما در مورد تمدن، نامگذاری، مفاهیم و الگوهای تمدن و به طور کلی مطالعات تمدنی یک تأمل پسینی است. از این‌رو ما باید بررسی کنیم که منظور از تمدن به لحاظ نظری چیست. به عبارتی نیز ما نیاز به یک مبنای نظری داریم و بر همین اساس نیز باید به مبانی تمدنی بیش از پیش توجه بیشتری داشته باشیم.

این استاد دانشگاه بیان کرد: در حقیقت ما باید تمدن را در چارچوبی تعریف کنیم که ذیل عقاید ما در جریان معاد و سایر عقایدی که داریم و به نوعی در فلسفه کلام و حکمت ما قرار دارد، چیستی تمدن را پیگیری و بررسی کنیم.

همایون بیان کرد: به نظر می‌رسد که در اینجا باید جریان معاد را به سمت مطالعات تمدنی قرار دهیم. در حقیقت جریان معاد می‌تواند یک جریان پیوسته با مبنای نظری بسیار مستحکم در اختیار ما قرار دهد که سایر امور را نیز در بر گیرد. همواره این جریان تمدنی خود را در تاریخ بازتابانده و مقاطع مهمی دارد که در حقیقت بعثت انبیا ایستگاه‌های تحقق این تمدن هستند.

وی تصریح کرد: بنابراین اینگونه می‌توان گفت که ما باید علاوه بر بحث معاد، مباحثی از جمله تاریخ، جغرافیا و آینده را به جریان تمدنی وارد کنیم.

انتهای پیام
captcha