به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در اولین روز از همایش بینالمللی گفتوگوهای بینافرهنگی که امروز، ۲۶ تیرماه با موضوع زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: امیدوارم برگزاری این همایش دستاوردهای مطلوبی به همراه داشته باشد و زمینه را برای همگراییها و نزدیک شدن فارسیزبانانی که در گذشته با یکدیگر اتحاد داشتهاند، اما به جبر زمانه اکنون از یکدیگر کمی دور شدهاند، فراهم نماید. همچنین امیدوارم که این همایش سرآغازی برای ارتباطات تفاهمآمیز باشد که این موضوع میتواند به نفع دیپلماسی سیاسی ما نیز باشد، چرا که سفیران و مسئولان سیاسی کشور میتوانند از این طریق همبستگی بیشتری در منطقه ایجاد کنند و امیدوارم ما را حمایت کنند تا ارتباطات را تلطیف کنیم.
وی با اشاره به مشکلات کشور افغانستان، ضمن تشکر از عبدالغفور آرزو، پژوهشگر ادبیات فارسی افغانستانی بابت حضورش در همایش گفتوگوهای بینافرهنگی خراسان افزود: ناهماهنگیهای سیاسی ناشی از ناهماهنگیهای فرهنگی است و امیدوارم که روزی بتوانیم به فرهنگ باثبات و مستقل برسیم تا مشکلات سیاسی نیز حل شود و شرایط مناسبی برای کشور افغانستان به وجود آید و امنیت لازم برای پژوهشها و کارهایی که در مسیر همگرایی و همدلی انجام میشود، به وجود آید. به خصوص که افغانستان قلب خراسان بزرگ و فرهنگ آریایی است.
یاحقی با بیان اینکه در گذشته برخی از شخصیتهای صاحب نام وجود داشتهاند که تاثیرات فرهنگی بسیاری بر مناطق مختلف خراسان بزرگ گذاشتهاند، عنوان کرد: از این بین میتوان به امیرعلیشیر نوایی اشاره کرد که بسیار نامآور بوده است، به صورتی که میتوان از او به عنوان یک پل فرهنگی بین ایران، افغانستان و ازبکستان نام برد. امیرعلیشیر نوایی که اصالتی ازبک دارد، مدتها در مشهد حضور داشته و برخی از خدمات زیربنایی را برای حرم امام رضا(ع) و آستان قدس رضوی انجام داده است که از جمله اقدامات او میتوان به احداث مسیر آبی که از چشمه گیلاس جاری میشده و با عبور از صحن و سرای رضوی در پایین خیابان امتداد پیدا میکرده است، اشاره کرد.
مدیر خردسرای فردوسی ادامه داد: امیرعلیشیر نوایی در ازبکستان دارای اهمیت فراوانی است، چراکه او برای این کشور زحمات فراوان کشیده و سعی کرده است با کمک ارزشهایی که در زبان فارسی وجود دارد کمک نوینی انجام دهد، ضمن اینکه همزمانی حیات این شخصیت با جامی و آشنایی که بین این دو بوجود آمد باعث شد که همراهی و ارتباط مضاعفی بین افغانستان و ازبکستان بوجود آید که درواقع این ارتباط، یک مثلث فرهنگی بین مشهد، هرات و تاشکند ایجاد کرد و ارتباط ویژه امیرعلیشیر نوایی با جامی و مدتها زندگی کردن او در هرات ارتباط دیگری را بین ازبکستان و هرات ایجاد کرده است.
وی تصریح کرد: رودکی نیز یکی از شخصیتهای بزرگ فارسی زبان است که در تاجیکستان امروزی میزیسته است. رودکی میگوید: « هیچ گنجی نیست از فرهنگ به» که این سخن به آن معنی است که زبان فرهنگ میتواند دلها را به هم نزدیک کند و فاصلههای ظاهری را از بین ببرد. زبان فارسی مشترکاتی دارد که هنوز هم بین فارسیزبانان وجود داشته و کمک گرفتن از این مشترکات باعث میشود که بتوان بسیاری از مشکلات سیاسی و جغرافیایی را برطرف کرد.
یاحقی با اشاره به اهمیت زبان فارسی در کشور بنگلادش گفت: در کشور بنگلادش نیز زبان فارسی اهمیت ویژهای دارد، به طوری که ۲۴ عنوان کتاب در مورد حکیم ابوالقاسم فردوسی و ۲۶ کتاب درخصوص رباعیات خیام در آنجا نگارش شده است و آنقدر در مورد اهمیت این کتابها سخن گفته شده که که مردم این دو شاعر بزرگ فارسیزبان را از خود و متعلق به کشور خود میدانند. در واقع آنها احساس یک هویت و یکپارچگی با ادبیات فارسی دارند که این احساس در کشوری با فاصله بسیار زیاد از خاستگاه زبان فارسی نشاندهنده این موضوع است که میتوان فرهنگ را از طریق زبان مشترک، منتقل کرد و مناطق دیگر را تحت تاثیر قرار داد.
یک استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: برای اینکه زبان فارسی جریانساز شود و اوج گیرد باید حوزه فرهنگی و تمدنی خود را بازسازی کنیم تا فرهنگ بتواند در چارچوب سیاستهای مبتنی بر منافع ملی محصور در مرزهای جغرافیایی سیاسی، صدای بینظیر فرهنگ و زبان را تبدیل به یک شناسه کند.
در ادامه این همایش، عبدالغفور آرزو، یک استاد زبان و ادبیات فارسی نیز در خصوص نقش زبان فارسی در همگرایی اظهار کرد: این نشست بیشک در راستای همدلی و همگرایی است، زیرا ما متعلق به یک هویت فرهنگی و تمدنی هستیم، شناسنامه و شناسه ما متعلق به خراسان بزرگ و در یک چشمانداز وسیعتر متعلق به ایران تاریخی است و این بدین معناست که ما دو کشور در هویت فرهنگی و تمدنی دارای اشتراکاتی هستیم.
وی افزود: اما متأسفانه در قرنی که این پهنه تمدن فرهنگی و این جغرافیای بزرگ به 14 کشور تقسیم و از آن زمان به بعد بین دو کشور ما و ایران مرزبندی شد که با این مرزبندیها به نوعی ما در یک جغرافیای سیاسی نفس میکشیم، اما از آنجایی که روزگاری ما از یک فرهنگ و تمدن مشترکی برخوردار بودهایم، این مرزبندیها برای ما معنایی ندارند و در ایران تاریخی و خراسان بزرگ، فرهنگ و تمدن ما مشترک است و زبان فارسی نیز زبان فرهنگی و تمدنی است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی عنوان کرد: این در حالی است که سیاست، عرصه را بر همدلی، همزبانی، فرهنگ و تمدن مشترک بین دو کشور تنگ کرده است و به همین دلیل من باور دارم برای اینکه زبان فارسی جریانساز شود و اوج گیرد باید حوزه فرهنگی و تمدنی خود را بازسازی کنیم تا فرهنگ بتواند در چارچوب سیاستهای مبتنی بر منافع ملی محصور در مرزهای جغرافیایی سیاسی، صدای بینظیر فرهنگ و زبان را تبدیل به یک شناسه کند.
آرزو اظهار کرد: بر همین اساس به نظر من، ما نیازمند ایجاد یک نظریه و روایت هستیم؛ روایتی که مبتنی بر جنگ، گفتوگو و ائتلاف تمدنها باشد و من باور دارم که این روایت و نظریه میتواند در دنیای کنونی مرزها و روزگاری که مرزها فشرده شدهاند، فرهنگساز باشد.
وی خاطرنشان کرد: در حقیقت این روایت باید بازسازی شود، چرا که همواره دولتهایی در این گستره تمدنی با هویت ملی، منافع ملی، جغرافیای سیاسی و قانونهای اساسی مستقل ناهمگون نگاهی سیاسی به همه موضوعات دارند و این نگاه ناهمگون ایجاب میکند که ما این نظریه را تبدیل به یک جریان تمدنی کنیم.
این استاد زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: این در حالی است که اگر این نظریه بتواند در منطقه ما هماهنگی ایجاد کند بیشک میتوانیم فرهنگ و تمدن مشترک صاحب زبانی بسازیم.
انتهای پیام