به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، وصیتها از تک تک معصومان و امامان، از پیامبراکرم(ص) گرفته تا حضرت على(ع) و امامان به دست ما رسیده است، برای نمونه گوشههایى از وصیتهاى حضرت باقر(ع)، که نسبت به برخى افراد داشته است. وصیت به شخصى که اندرز خواست.
این وصیت و نصیحت سه جمله مهم و ارزشمند دارد: «اوصیک بتقوى اللّه؛ شما را به تقواى الهى در خود نگهدارى توصیه مىکنم»؛ این جمله هر چند کوتاه است، اما اگر نگاه و نظرى به قرآن داشته باشیم، به خوبى متوجه میشویم که از جایگاه با عظمت و با اهمیتی برخوردار است. «و ایّاک و المزاح فانّه یذهب هیبة الرّجل و ماء وجهه؛ از شوخى بپرهیز، زیرا شوخى هیبت مرد و آبروى او را مىبرد.»
البته به این نکات در مزاح توجه شود: شوخى اگر از دایره حق خارج نشود، ممدوح است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «انّى امزح ولا اقول الّا حقّاً؛ من مزاح مىکنم ولى جز حق نمىگویم.»
اصل شوخى و مزاح نمودن ممدوح است. حضرت صادق(ع) فرمود: هیچ مؤمنى نیست، مگر این که در او از دعابه وجود دارد، عرض کردم: دعا به چیست؟ فرمود: «المزاح». مزاح ممدوح هم از حد و مرز عبور نکند و زیاد نشود و گرنه مذموم مىشود، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کثرة المزاح یذهب بماء الوجه؛ زیاد مزاح کردن آبروى انسان را مىبرد.» با این نکات روشن شد که در کلام حضرت باقر(ع) نیز مقصود زیاد شوخى کردن و از حق و اندازه خارج شدن است.
«و علیک بالدّعاء لاخوانک بظهر الغیب فانّه یهیل الرّزق بقولها ثلاثاً؛ بر تو باد به دعا کردن براى برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آنها، زیرا که این کار روزى را سرازیر مىکند. دعا گاه براى مسائل دنیوى است و گاه مسائل معنوى و آخرتى، دعا براى دنیا گاه براى خود انسان است و گاه براى دیگران و همینطور دعا در مسائل معنوى یا براى خود شخص است و یا دیگران.
از بین اقسام دعا، بهترین دعا آن است که در حق برادران دینى و دیگران باشد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اذا دعا احدٌ فلیعمّ فانّه اوجب للدّعاء و من قدّم اربعین رجلاً من اخوانه قبل ان یدعوا لنفسه استجیب له فیهم و فى نفسه؛ هرگاه کسى خواست دعا کند، دعاى خود را عمومیت دهد (و براى دیگران نیز دعا کند) زیرا فراگیرى لازمتر است، براى دعا نمودن و کسى که جلو اندازد، 40 نفر مرد از برادران (مؤمن) خود را قبل از دعا کردن براى خودش، دعایش در حق آنان و خودش مستجاب مىشود.»
وصیت به جابربن یزیدبن الحرث الجعفى؛ در این وصیت حضرت به پنج نکته مهم سفارش مىفرماید: وصیت به جابربن یزیدبن الحرث الجعفى؛ در این وصیت حضرت به پنج نکته مهم سفارش مىفرماید: «اوصیک بخمسٍ، (اى جابر!) تو را به پنج چیز وصیت و سفارش مىکنم.»
«ان ظلمت فلاتظلم؛ اگر مورد ظلم قرار گرفتى خود ظلم نکن»، البته این سفارش در حیطه خودى و مسلمانان است که بدى آنها را با بدى پاسخ نباید داد، بلکه گذشت کرد، چنان که قرآن کریم مىفرماید: «...والعافین عن النّاس و اللّه یحبّ المحسنین؛ از خطاى مردم در مىگذرند و خدا نیکوکاران را دوست مىدارد»، اما در مقابل کفار مىفرماید: «فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم؛ هر کس به شما تجاوز کرد همانند آن بر او تعدى کنید.» و در آیهاى بین این دو امر جمع شده است که: «...اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم...؛ محمد رسول خدا است و کسانى که با او هستند، در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»
در جاى دیگر حضرت باقر(ع) فرمود: «لاقوّة کردّ الغضب؛ قدرتى بسان رد خشم نیست» و همچنین فرمود: «من کظم غیظاً و هو یقدر على امتضائه حشا اللّه قلبه امناً و ایماناً یوم القیامة؛ هرکسى خشم خود را فرو برد، در حالىکه توان به کار بردن آن را دارد خداوند قلب او را پر از آرامش و ایمان مىکند در روز قیامت.»
در ادامه جابر را به چند امر مهم نصیحت مىکند و مىفرماید: بسیار شمردن کم خدا «یا جابر استکثر لنفسک من اللّه قلیل الرّزق تخلّصاً الى الشکر؛ اى جابر همان روزى اندک از طرف خدا را براى خود بسیار شمار، تا از عهده شکر درآیى.»
شر را با علم دور کن: «وادفع عن نفسک حاضر الشّرّ بحاضر العلم؛ شر موجود را به وسیله دانش و معرفت موجود از خود دورگردان.» شاید مقصود این باشد که با شر و بدى از طریق فکر و اندیشه و آگاهى برخورد کن نه از طریق عصبانیت و احساسات.
از خطر هوس خود را حفظ کن: «وقف عند غلبة الهوى باسترشاد العلم و استبق خالص الاعمال لیوم الجزاء، خودت را از خطر هوس نگهدار و در هنگام غالب آمدن هوس، با ارشاد خواهى از دانش و معرفت، درنگ کن و اعمال خالص را براى روز پاداش(قیامت) نگهدار.» در میزان الحکمه، وصیت مذکور به همین اندازه آمده، اما در منبع اصلى، یعنى تحف العقول که میزان الحکمه نیز از آنجا نقل نمود و برخى منابع دیگر، وصیت بیش از مقدار مذکور است و چون ادامه آن حاوى نکات عمیق و مفیدى است آن را مىآوریم.
امام صادق(ع) مىفرماید: «قال لى ابى: یا جعفر اوقف لى من مالى کذا و کذا، النوادب تندبنى عشر سنین بمنى ایّام منى؛ پدرم به من فرمود: اى جعفر! فلان مقدار از دارایىام را برایم وقف کن تا گریهکنندگان در منى و در ایام (اعمال) منى ده سال بر من گریه کنند.»
در این وصیت مختصر، به دو سنت مهم و ماندگار که وجود آنها در جامعه مفید و هدایتگر است، اشاره میکند.
وقف: وقف از سنتهایى است که به حال فقرا مفید و به مراکز مذهبى چون مسجد و حسینیه و... رونق مىدهد تا باعث جذب بیشتر افراد شده و زمینه هدایت آنها را فراهم نماید.
گریه بر اهلبیت: عزادارى و زنده نگهداشتن یاد اهلبیت در واقع زنده نگهداشتن دین و مکتب است، مذهب شیعه که همچنان زنده و بالنده در جهان باقى است، یکى از رازهاى بقاى آن همان عزاداریهاى محرم و صفر و ایام شهادت امامان بزرگوار است.
حضرت باقر(ع) این سفارش را در محلى به نام منا نموده که هر سال هزاران حاجى از گوشه و کنار جهان در آنجا گرد هم مىآیند و در شب یازدهم و دوازدهم، آنجا حضور دارند و فرصتى نیز وجود دارد که در مراسم عزادارى شرکت نمایند. در نتیجه این سنت به تمام جهان مىتواند گسترش یابد، چنان که گسترش یافته و دشمنان نیز بدان اعتراف دارند.
منابع: بحارالانوار، مکارم الاخلاق و ensani.ir
انتهای پیام