کد خبر: 4015034
تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۳
حجت‌الاسلام قراملکی مطرح کرد:

پنج دیدگاه مشهور؛ درباره ارتباط خدا و جهان

استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی به تبیین پنج دیدگاه مشهور درباره رابطه خدا و جهان هستی پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن قدردان قراملکی، استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی به گزارش ایکنا از خراسان رضوی و به نقل از  روابط عمومی حوزه علمیه خراسان، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن قدردان قراملکی، استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی در نشستی با موضوع «رابطه خدا و جهان هستی» که در ادامه سلسله نشست‌های علمی «آموزه‌های نوین کلامی و فلسفی» و به همت واحد پژوهش مدرسه علمیه نواب و معاونت پژوهش حوزه علمیه خراسان برگزار شد، در پاسخ به سؤال «اگر قائلیم خداوند هستی محض است، چنین خدایی چه رابطه‌ای با جهان دارد؟»، گفت: این امر از مسائل دشوار کلامی، فلسفی و عرفانی است که نظرات متباینی در مورد آن بیان شده است و چه بسا صاحبان بعضی از نظریات، صاحبان نظر دیگر را تکفیر کرده‌اند.

وی در مورد دیدگاه اول در این رابطه ابراز کرد: دیدگاه اول، نفی رابطه است. یعنی می‌گوید جهان مستقل است و خداوند هم یا موجود نیست و یا به خداوند ربطی ندارد. قائلین به این نظریه خودشان نیز دو دسته‌اند كه یک عده از آنان خداباور و عده‌ای دیگر ملحد و ماتریالیست هستند.

این استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی در مورد چرایی انکار این رابطه از سوی بعضی از خداباوران، توضیح داد: یکی از این افراد افلاطون است که می‌گوید خداوند صانع است، نه آفریدگار؛ همان‌گونه که صنعتگران چیزی را از عدم درست نمی‌کنند، بلکه به‌واسطه مواد، اشیایی را مي‌سازند، جهان از ازل وجود داشته، اما نظم و نسقی نبوده و خداوند به آن نظم داده است.

قدردان قراملکی همچنين افزود: ارسطو می‌گوید خداوند محرّک است؛ جهان بوده و به‌واسطه خداوند، جهان به حرکت درآمده است. یعنی خداوند علت غایی است نه علت فاعلی و جهان به شوق خداوند به حرکت درآمده است.

وی خاطرنشان کرد: در میان مسلمانان، معتزله نیز همین نظر را دارند که «ازلیات ثابته‌»ای وجود و تقرر داشته و از آن جهان را خلق کرده است. این حرف از مبنایی برمی‌خیزد که اشیا سه قسم است: یا موجود یا معدوم و یا ثابت و این ثابت، بین وجود و عدم است. معتزله می‌گوید خلق جهان از عدم محال است.

وی در مورد دیدگاه دوم با بيان اينكه اکثریت متکلمان مسلمان قائل به خلقت از «کتم عدم» شده اند؛ به این معنی که «کان الله و لم یکن شیء معه»،  توضیح داد: جهان عدم محض بوده و چون خداوند قادر علی‌الاطلاق است، آن را با قدرتش خلق کرده است. طبق این دیدگاه رابطه خداوند با جهان، رابطه فاعل با فعلش است.

استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی در مورد اشکال فلاسفه بر متکلمان؛ خلقت از عدم ممکن نیست تا قدرت خداوند به آن تعلق بگیرد، نیز گفت: این که از عدم، وجود برخیزد، در مقام حدوث عقل تصور نمی‌کند که چگونه از عدم وجود برخواسته؟ از جهت بقا هم لازمه‌اش این است که خداوند با جهان رابطه‌ای نداشته باشد و متباین باشد و وقتی متباین باشد، این اشکال می‌شود که چگونه در متباین تصرف می‌کند؟ به تباین اشکال دیگری در توحید ذاتی نیز وارد است، زیرا توحید ذاتی یعنی وجود، منحصر در خداوند است و وجود بقیه موجودات به خداوند برمی‌گردد.

قدردان قراملکی اضافه کرد: در دیدگاه سوم، فلاسفه این رابطه را از منظر علت و معلول مطرح کرده‌اند که خداوند علت تامه و جهان معلول است. فرق نظریه فلاسفه با متکلمین این است که معلول، رقیقه حقیقت علت است نه این که با یکدیگر تباین داشته باشند.

وی در مورد دیدگاه چهارم گفت: دیدگاه عرفا در اشکال به فلاسفه است که معتقدند، درست است که معلول شانی از علت تامه است، اما نحو استقلالی و این با توحید ذاتی تنافی دارد و سایر موجودات، تجلیات و ظهورات هستند نه این که وجودی داشته باشند، لذا رابطه مخلوق و خالق، ظل و ذی ظل است و عرفا نیز حرفی شبیه معتزله می‌زنند.

استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی در تشریح دیدگاه پنجم اظهار کرد: نظریه دوانی می‌گوید جهان، وجود تابع و عرضی است و نسبت به خداوند و جهان «من حیث هو» وجود ندارد و اگر وجود دارد، از خداوند گرفته است. جهان از خود چیزی ندارد و هرچه هست از انتساب به خداوند است.

انتهای پیام
captcha