کد خبر: 4021045
تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۷
صاحب تفسیر مشکاة مطرح کرد:

فلسفه حمکرانی امیرالمومنین(ع) که اندیشه جامعه بشری را متحول کرد

صاحب تفسیر مشکاة گفت: امام علی(ع) برای پذیرش حکومت خود چهارگانه‌ای را مطرح کردند که این ارکان چهارگانه را به نوعی می‌توان سیاست علوی، حاکمیت علوی و فلسفه حکمرانی امیرالمومنین(ع) دانست که ایشان با طرح این چهارگانه خود تحولی در اندیشه جامعه بشری ایجاد کردند.

 محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاةبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، شامگاه گذشته 23 آذرماه در نشستی مجازی با موضوع «شرح خطبه 131 نهج‌البلاغه» اظهار کرد: در ابتدای این خطبه گویا امام علی(ع) پیش از آنکه علت ورود به عرصه خلافت و حاکمیت خود را بیان کنند، در ابتدا تلنگری به جامعه می‌زنند و در حقیقت آسیب‌های موجود در جامعه و عواملی که موجب عدم رشد اجتماعی است را مطرح می‌کنند.

وی عنوان کرد: بدیهی است که در محضر امام علی(ع) و در میان جامعه اسلامی عصر ایشان بزرگانی مانند عمار، مالک اشتر، میثم و.... حضور داشتند که دلباختگان امام علی(ع)، قله‌ها و ستارگان تابناکی در تاریخ اسلام بودند که تعدادشان معدود بود و در مقابل نیز افرادی بودند که مخالف با ایشان بودند که اکثریت جامعه را در میان سخنان امام در سراسر نهج‌البلاغه شاهد هستیم.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: امام علی(ع) خطاب به جمعی که در مقابل ایشان قرار داشتند فرمودند شما اشخاصی هستید که بدن‌های شما زنده است و در جامعه زندگی می‌کنید، اما اندیشه‌های شما حضور ندارد و انسان‌هایی هستید که همواره با عقل و اندیشه زندگی نمی‌کنید و به تعبیری نیز شما حضور جسمانی دارید، اما اندیشه خردمندانه ندارید و روش و منش شما مبتنی بر عقل و اندیشه نیست، بلکه سطحی‌نگرانه و زودگرانه است و همواره از اندیشه و عمر خود استفاده نمی‌کنید.

انصاری خاطرنشان کرد: امام در اینجا سه آسیب را برای جامعه معیوب و راکد مطرح می‌کنند و آسیب اول را اینگونه بیان می‌کنند که شما انسان‌هایی هستید که در مسیر رشد با یکدیگر هم‌سازی ندارید و هر کسی به سویی می‌رود و به تعبیری هم‌افزایی اجتماعی در میان شما شکل نمی‌گیرد که جامعه را تکان و به سوی رشد سوق دهد و به عبارتی«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» در میان شما وجود ندارد.

وی آسیب دوم از دیدگاه امام علی(ع) را اینگونه بیان کرد: دومین آسیبی که ایشان مطرح می‌کنند این است که می‌فرمایند شما پراکندگی درونی دارید و تمرکز و اتحاد لازم را در دل ندارید که در جامعه و زندگی شما دیده شود. در حقیقت همانگونه که می‌دانیم انسانیت انسان، عقلانیت اوست و اگر خداوند به انسان شرافتی داده است به برکت قوه تعقلی که بزرگترین امانت خدا برای ما انسان‌هاست و به واسطه این امانت ما را از سایر موجودات متمایز کرده است و در حقیقت ائمه اطهار(ع) آمدند تا گنیجینه‌های عقلانی که در وجود انسان است را شکوفا کنند و به سبب آن نیز جامعه انسانی مسیر خود را پیدا و به سوی کمال حرکت کند.

صاحب تفسیر مشکاة در ادامه به آسیب سوم از دیدگاه امام علی(ع) اشاره و عنوان کرد: از این‌رو این امام بزرگوار سومین آسیب را نیز اینگونه فرمودند که متأسفانه شما مردمی هستید که نقش عقل و تعقل در زندگی شما پررنگ نیست بلکه عقل از صحنه زندگی شما غائب است. در حقیقت این سه آسیبی که ایشان مطرح می‌کنند شاید به ظاهر به نظر برسد که مخاطب ایشان جامعه آن روزگاری است که با چنین مشکلاتی مواجه بوده است، اما این در حالی است که سخن امام فرا زمان است و برای هر جامعه معیوبی که رشد ندارد و متوقف است، این سخن ایشان قابل استفاده است.

انصاری خاطرنشان کرد: پس از این هشداری که امام علی(ع) به جامعه روزگار خود می‌دهند که البته می‌تواند برای روزگار کنونی و سالیان آینده نیز مورد استفاده قرار گیرد، سپس فرمودند که من شما را به لطیف‌ترین و مهرانگیزترین روش‌ها، متوجه به حق می‌کنم و به سوی خدا سوق می‌دهم، اما همانگونه که بز از شنیدن نعره شیر می‌گریزد، شما هم وقتی دعوت به حق مرا می‌شنوید می‌گریزید و در حقیقت شما جماعت حق‌گریزی هستید.

وی اظهار کرد: سپس امام می‌فرمایند که بعید می‌دانم بتوانم با کمک شما ظلمتی که عدل را فرا گرفته و تیرگی‌هایی که بر عدالت سایه افکنده است را بردارم و چهره حق را روشن کنم. بنابراین گریز از حق و عدم تمایل به عدالت، دو آسیب جدی اجتماعی دیگری هستند که امام برای جامعه‌ای که در حال رشد نیست و آسیب‌زاست و به نوعی دامن جامعه و فرد را می‌گیرد، مطرح می‌کنند.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: به دلیل اینکه امام معتقد هستند که یک مطلب را از اعماق اعتقادات، اندیشه، جان و دلشان مطرح کنند، کسی را آگاه‌تر از خداوند پیدا نمی‌کنند که به عنوان گواه در این صحنه باشند و لذا خطاب به خداوند می‌فرمایند که خدایا تو می‌دانی که اگر من در عرصه خلافت قرار گرفته‌ام نه برای قدرت‌طلبی بوده و نه اینکه از روش نامشروع و ناپسندی استفاده کرده‌ام و در پی این نبوده‌ام که حقی از مردم ضایع شود تا من به خواسته مطلوب خود دست پیدا کنم و خدایا تو شاهد هستی که هدف من از پذیرش حاکمیت بر مردم این نیست که در پی کسب خار و خاشاک این دنیا و کسب قدرت نیستم.

انصاری افزود: البته که امام در تمام زندگی خود در پی همین امر بودند و هیچگاه در صدد به دست آوردن مال دنیا نبودند و تلاشی نداشتند که با کسی رقابت کنند و بخواهند رقیبی را کنار بزنند و بر مسند حاکمیت بنشینند و این در حالی است که همه ما می‌دانیم که لازمه این رقابت‌ها در طول تاریخ جامعه بشری چه بوده و چه فجایعی از دل این رقابت‌ها بیرون آمده است.

وی تأکید کرد: در حقیقت امام علی(ع) حاکمیتی را که از مسیر دروغ و نیرنگ به دست آید حاکمیت نمی‌دانند، چرا که چنین هدفی را نداشتند، بلکه هدف ایشان حاکمیت صدق، امانت و عدالت بوده است.

صاحب تفسیر مشکاة اظهار کرد: امام علی(ع) در ادامه چهار دلیل را برای پذیرش حکومت مطرح کردند و فرمودند دین‌گستری، اصلاح‌گری و نابودی فساد اخلاقی، امنیت‌جویی و عدالت ورزی در جامعه، از جمله اهداف و دلایل من برای پذیرش حاکمیت است. در حقیقت این ارکان چهارگانه ایشان را به نوعی می‌توان سیاست علوی، حاکمیت علوی و فلسفه حکمرانی امیرالمومنین(ع) دانست که ایشان با طرح این چهارگانه خود تحولی در اندیشه جامعه بشری ایجاد کردند.

انصاری خاطرنشان کرد: در اینجا امام علی(ع) به حقیقتی اشاره می‌کنند تا ریشه این حقایقی که تاکنون گفته‌اند را مشخص کنند و از این‌رو می‌فرمایند که خدایا به راستی که من اولین کسی هستم که پس از پیامبر(ص) به تو روی آوردم و هیچکس در نماز جز پبامبر(ص) بر من سبقت نگرفت. در حقیقت در اینجا امیرالمومنین(ع) به جای آنکه ایمان را مطرح کنند به نوعی ثمره، جایگاه و رکن ایمان را که نماز و شکوه اوج ارتباط انسان با خداوند است را مطرح می‌کنند.

انتهای پیام
captcha