کد خبر: 4038571
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۴
صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد؛

هشدارها و آگاهی بخشی‌های امام علی(ع) در شورای خلافت

صاحب تفسیر مشکاة گفت: امام علی(ع) در خطبه 139 نهج‌البلاغه به بیان هشدارها، پیش‌بینی‌ها و آگاهی بخشی‌ها در گروه شورا پرداخت.

محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاةبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، شامگاه گذشته چهارم اسفندماه، در نشستی با موضوع «تفسیر خطبه 139 و 140 نهج‌البلاغه» که به‌صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: امام علی(ع) در این خطبه شریفه می‌فرمایند: «لَنْ يُسْرِعَ أَحَدٌ قَبْلِي إِلَى دَعْوَةِ حَقٍّ وَ صِلَةِ رَحِمٍ وَ عَائِدَةِ كَرَمٍ؛ فَاسْمَعُوا قَوْلِي وَ عُوا مَنْطِقِي، عَسَى أَنْ تَرَوْا هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِ هَذَا الْيَوْمِ تُنْتَضَى فِيهِ السُّيُوفُ وَ تُخَانُ فِيهِ الْعُهُودُ، حَتَّى يَكُونَ بَعْضُكُمْ أَئِمَّةً لِأَهْلِ الضَّلَالَةِ وَ شِيعَةً لِأَهْلِ الْجَهَالَةِ». موضوع این خطبه شریفه پیرامون ماجرای مهمی است که در اسلام رخ داده است و آن، زمانی است که خلیفه دوم مورد هجوم قرار گرفت و برای پیش‌بینی خلیفه پس از خود روشی را انتخاب کرد و این روش این بود که شورای 6 نفره‌ای را برگزار کردند تا از میان این 6 نفر یک نفر به عنوان خلیفه انتخاب شود که امام علی(ع) هم جزو این چند نفر بودند و سخنان بسیار حساسی را در این شورا بیان کردند.

وی ادامه داد: این در حالی بود که پنج نفر از این شورا از همفکران دستگاه خلافت بودند که هیچ یک از آن‌ها این احتمال را نمی‌دادند که در نهایت امام علی(ع) انتخاب شوند. آن‌ها بر این باور بودند که «عبدالرحمان» از بین آن جمع که در تقابل با امام علی(ع) بود، به عنوان خلیفه انتخاب خواهد شد.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: این واقعه مهم شکل خاصی به لحاظ تاریخی دارد، همانگونه که می‌دانیم که مسئله منصوب شدن امام علی(ع) توسط پیامبر گرامی اسلام، مورد قبول جماعتی واقع نشد و به‌صورت غیر شفافی گروه خاصی را انتخابی کردند که این انتخاب به اسلام تحمیل شد و در نهایت هم این بود که ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد.

انصاری خاطرنشان کرد: از این‌رو امام علی(ع) سخنان خود را به شیوه آگاهی‌بخشی و هشداردهنده بیان کردند و فرمودند که هیچ‌کس پیش از من در دعوت به حق پیشتازی نکرده و مانند من نیز سبقت در صله رحم نداشته است که در حقیقت مراد از این دعوت به حق، همان دعوت پیامبر اکرم(ص) به اسلام است که مردمان را به امر الهی فرامی‌خواندند که به عبارتی امام در اینجا خود را به عنوان اولین پذیرنده دعوت پیامبر(ص) یاد می‌کنند و اینگونه بود که امام این موضوع را به این جمع پنج نفره هشدار دادند.

وی اظهار کرد: در حقیقت امام در این خطبه از حمایت و همراهی خود از پیامبر را اعلام می‌کنند و به این دلیل از عنوان صله‌رحم یاد کردند که هنگامی‌که پیامبر(ص) دعوت خود را بازگو کردند، اولین کسانی که با رسول خدا به ستیزه پرداختند، از نزدیکان پیامبر(ص) بودند که یکی از این افراد ابولهب که عموی ایشان بود به مخالفت با ایشان برخاست.

صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد: بنابراین امام در ابتدا جایگاه خود را در جمع یادآوری کردند و سپس گفتند که بدانید که هیچکس پیشتازی مرا در اسلام نداشته، هیچکس مانند من از پیامبر(ص) حمایت نکرده و هیچکس در بعد اقتصادی در حمایت از اسلام پیش نیامده و هیچکس هم در اسلام در معروف، کرم و سخاوت بر من پیشی نگرفته است و من همواره سخاوتمندترین و کریم‌ترین افراد بودم.

انصاری افزود: پس از این جملات نیز فرمودند سخن مرا ببینید و بشنوید، اما این کافی نیست بلکه باید سخنان مرا در وجودتان نهادینه کنید و به گونه‌ای بشنوید که در جان خود فرو بروید و در آن تأمل کنید.

وی خاطرنشان کرد: در حقیقت امام در اینجا از آینده این شورا پرده برمی‌دارند که در نهایت این شورا چه پیامدهایی رخ خواهد داد و در ادامه نیز می‌فرمایند که خواهد آمد روزی که به دنبال این کار شمشیرها بیرون کشیده خواهد شد، جنگ‎های زیادی به دنبال این انتخاب پیش خواهد آمد و پیمان‌ها و عهدهایی که بسته می‌شود، به دنبال این روز گسسته خواهد شد و در نهایت هم به این ختم می‌شود که برخی از شما که در این شورا حضور دارید پیشوای یک گروه گمراه می‌شوید و یا از گروهی که اهل جهالت هستند، پیروی می‌کنید.

این مفسر قرآن کریم اظهار کرد: در نهایت نیز همانگونه که امام در روز شورا پیش‌بینی کرده بودند، خلیفه سوم هم کشته شد و در پی آن نیز جنگ‌هایی رخ داد، حاکمیت و افرادی که تعهداتی داشتند نیز به عهدهای خود عمل نکردند و گروهی نیز پیشوای گمراهی شدند که در این میان طلحه و زبیر نیز از آن دسته از افرادی بودند که در این مسیر نقش مهمی را ایفا کردند و از جماعتی که این فتنه را برپا کرده بودند، پیروی کردند.

تأکید امام علی(ع) بر عدم عیب‌جویی از دیگران

انصاری با اشاره به خطبه 140 این کتاب شریف بیان کرد: در این خطبه نیز امام می‌فرمایند: «وَ إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ، أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ، وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ. فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ، أَ مَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِي عَابَهُ».

وی افزود: موضوع این خطبه نهی امام از غیبت کردن و یا از عیب جویی از مردمان است. این موضوع مهمی است که امام در بیان این موضع مهم ابتکاری دارند و می‌فرمایند که قطعاً شایسته برای کسانی است که از خطا و گناه مصون هستند و این لطف به آن‌ها شده که آنان در سلامت باشند و از این‌رو این افراد باید از برخورد غیرمهربانانه با گناهکاران بپرهیزند و آن‌ها را سرزنش نکنند.

انصاری اظهار کرد: در واقع به‌طورر کلی در برخورد با عیوب و خطاهایی که از دیگران سرمی‌زند به لحاظ رفتاری دو منطق متضاد در آموزه‌های دینی و اسلامی مشاهده می‌کنیم، یعنی گاه صحبت از آن است که انسان عیوب خویشتن را ببیند، بشناسد، پیگیری کند، اصلاح کند و به نوعی به طور جد پیگیر این موضوع شخصیتی و رفتار خود باشد.

صاحب تفسیر مشکاة تأکید کرد: همواره این توصیه، بهترین توصیه در متون اسلامی است و سعادتمند کسی است که اینها را می‌شناسد و می‌زداید و در نهایت هم شخصیت او شکوفا می‌شود و رهیافت به سوی کمال برای هر فردی یافتن، شناختن و زدودن عیوب خود است.

انصاری خاطرنشان کرد: اما آموزه دیگری که در مقابل وجود دارد، زمانی است که عیب در مورد دیگران باشد که در این صورت به هیچ وجه توصیه نمی‌شود که انسان در پی عیوب دیگران باشد و همواره کار ناپسندی است که انسانی در پی عیوب دیگران باشد و آن را در میان مردم اشاعه دهد و به عبارتی توصیه می‌شود که از خطای دیگران غفلت کنیم.

این مفسر قرآن کریم اضافه کرد: به این دلیل این کار از نظر قرآن ناپسند است که بحث بسیار عمیق انسان شناسی دارد و هنگامی‌که انسانی در پی عیوب دیگران است، در ابتدا این فرد از درون دچار بیماری است و رفتار بیمارگونه‌ای دارد و هنگامی‌که انسانی در پی عیوب دیگران است باید بداند آنچه که در جان و نفس او غالب است همین بدی‌هاست، زیرا ریشه این امر در یک انسان به کینه‌ها، حسدها، کاستی‌ها و مشکلات نفسانی که در آن فرد وجود دارد، بازمی‌گردد.

انصاری خاطرنشان کرد: اساساً در منطق اسلامی و ایمانی باید جو حاکم بر جامعه جو مهرورزی، تعاون، یاری رساندن، محبت و اخوت باشد، اما شناسایی خطاهای دیگران مهم‌ترین عاملی است که این محبت‌ها را به نفرت تبدیل و کینه‌های آن را جایگزین محبت می‌کند و به نوعی مهربانی، محبت و یکپارچگی در جامعه از بین می‌رود.

وی اظهار کرد: نکته مهم بعدی در این خصوص این است که متأسفانه زمانی‌که عیب دیده می‌شود و انسان عیب کسی را متوجه می‌شود، انسان‌ها روش برخورد الهی ندارند. بدین منظور که پروردگار زمانی‌که می‌بیند بندگانش خطا می‌کنند، به انحراف می‌روند و تقابل می‌کنند، در این صورت چتر غفران خود را بر سر بندگان گناهکار خود پهن می‌کند و آن‌ها را دوست دارد.

صاحب تفسیر مشکاة عنوان کرد: اما این در حالی است که ما انسان‌ها خطا و یا لغزشی را از کسی می‌بینیم، در نهایت باعث می‌شود که آن فرد دیگر ارزش و جایگاه اولیه خود را برای ما ندارد و نتیجه این می‌شود که آن فرد مهره سوخته اجتماعی می‌شودو نتیجتاً شناختن و نشر عیوب موجب می‌شود که انسان‌ها می‌سوزند و ظلم بزرگی به حق جامعه خواهد شد.

انصاری تأکید کرد: در واقع تعبیری که خداوند در مورد غیبت که شاه‌مهره عیب‌جویی از انسان‌هاست در قرآن مطرح می‌کند، امر شگفت‌انگیزی است، به گونه‌ای که در متون روایی آمده است که غیبت آنچنان اثر تخریبی می‌گذارد که خوره در جسم انسان اثر می‌گذارد.

وی خاطرنشان کرد: در اینجا امام علی(ع) در رابطه با عیب‌جویی از دیگران، انتشار خطاهای دیگران، انسان‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنند. گروه اول، کسانی هستند که خودشان پاکیزه از عیب و نقص هستند و بدیهی است که این گروه به شکرانه این توانمندی که خداوند به آن‌ها عطا کرده است باید به رحمانیت الهی متصف شوند و با صاحبان خطا و گناه با شفقت و بسیار مهربانانه با مردم رفتار کنند و آبروی اجتماعی هیچ یک از دوستان را نمی‌برند.

این مفسر قرآن کریم اظهار کرد: گروه دوم از نظر امام علی(ع) گروهی هستند که حال دیگران را عیب جویی می‌کنند و آن فردی را که به واسطه این خطایی که گرفتار آن شده، سرزنش می‌کند اما اگر کسی که خود به خطا و گناهای مرتکب شده است آیا فکر نمی‌کند که چگونه خداوند خطا و گناه او را پوشانده است؟

انصاری خاطرنشان کرد: در واقع امام در اینجا افرادی که مرتکب خطا و گناه می‌شوند را به سه گروه تقسیم می‌کنند. گروه اول، گروهی هستند که خود مرتکب خطایی شده و افرادی را که دچار لغزش شده است، سرزنش می‌کنند و امام در اینجا می‌فرمایند: «وَ كَيْفَ يَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَهُ»؛ چگونه فردی که خود این فساد اجتماعی را دارد، چنین کاری که از فرد دیگری سر زده است ا بشناسد و آن را منتشر کند؟ امام در اینجا این مطلب اخلاقی بسیار زیبا و مهم اجتماعی را در قالب یک بیان منطقی و استدلالی مطرح می‌کنند

وی اظهار کرد: گروه دوم را نیز اینگونه معرفی می‌کنند: «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَكِبَ ذَلِكَ الذَّنْبَ بِعَيْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِيمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ». گروه دوم نیز ممکن است فردی گناه خلاقی که بر دیگری دیده است را مرتکب نشده باشد اما گاه ممکن است بزرگ‌تر از آن گناه را انجام داده است.

صاحب تفسیر مشکاة اظهار کرد: در ادامه نیز می‌فرمایند: «وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ يَكُنْ عَصَاهُ فِي الْكَبِيرِوَ عَصَاهُ فِي الصَّغِيرِ [لَجُرْأَتُهُ] لَجَرَاءَتُهُ عَلَى عَيْبِ النَّاسِ أَكْبَرُ» گروه سوم نیز ممکن است فردی که در پی شناسایی گناه دیگران است مانند آن گناه را انجام نداده اما ممکن است که گناهان کوچک‌تری انجام داده باشد و همینکه این جسارت را دارد که در پی عیوب دیگران است و آن را منتشر می‌کند، بزرگ‌تر از آن گناهی است که آن فرد انجام داده است.

انصاری خاطرنشان کرد: در پایان خطبه نیز می‌فرمایند: «يَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِي عَيْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ، فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ، وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ، فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْهِ» در عیب‌جویی و بیان عیب دیگران نشتاب و گناه آنان را پیگیری نکن، زیرا شاید آن گناه و خطایی که در آن فرد دیده‌ای و منتشر می‌کنی مورد غفران الهی واقع شده باشد اما به خودت نگاه کن و امنیت نداشته باش از اینکه گناه کوچک انجام داده باشی و مورد غفران الهی قرار گرفته باشد و شاید خداوند همان خطای کوچک تو را بگیرد و نبخشد.

وی افزود: امام در ادامه نیز تأکید دارند که «فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ، وَ لْيَكُنِ الشُّكْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَى مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِيَ [غَيْرُهُ بِهِ] بِهِ غَيْرُهُ»؛ هر کدام از شما که از عیب دیگری خبردار می‌شود به خاطر آنکه عیوب خود را باید ببیند، باید دست بشوید و پی عیب دیگران را نبیند و آن را منتشر نکند اما اگر کسی نیکبخت و کامیاب است که دان پاکیزه‌ای دارد و اهل گناه نیست در این صورت انسان باید شکر کند و این انسان به شناسایی عیوب دیگران نمی‌پردازد.

انتهای پیام
captcha