مرضیه بتول، بانوی مبلغ پاکستانی که به دلیل زندگی در مشهد به نام المشهدی در پاکستان خوانده میشود متولد 24 شهریور 1377 در مشهد است. وی در حال تحصیل در رشته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام دانشگاه المصطفی است.
بتول در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی اظهار کرد: پدرم دیدار علی اکبری به همراه مادرم برای تحصیلات دینی ابتدا به قم و سپس به مشهد آمدند. پدرم در مدرسه آیتالله خویی و مادرم در مکتب نرجس مشغول به تحصیل شدند. مادر اهل لاهور و پدر اهل سند و هر دو شیعه هستند. قبل از ازدواج و تصمیم به آموختن دروس دینی مادرم در رشته ریاضیات و پدرم در رشته علوم تجربی تحصیل کرده بودند. مادرم 18 ساله بود که من به دنیا آمدم.
وی ادامه داد: پدرم ابتدا به اسلامآباد رفته و در دانشگاه الکوثر مشغول به تحصیل شد، اما چون 20 سال پیش آنجا در سطح محدودی تدریس دین برای شیعیان داشتند مثلاً آموزش قرآن و یا احکام در حد خاص و این سطح محدود پدرم را اقناع نمیکرد و به عقیده وی درس دین تنها این مسائل نبود که پس از مشورت با یکی از دوستانش که در ایران تحصیل کرده بود متوجه شد که در ایران آموزش دروس دینی خیلی پیشرفتهتر از اسلام آباد است و در نتیجه تصمیم گرفت که به ایران و جایی که مرجعیت دینی است بیاید با این هدف که علم را از ایران دریافت کرده و به پاکستان منتقل کند.
این مبلغ پاکستانی بیان کرد: با این هدف پدرم ابتدا به قم و سپس به مشهد آمد، البته یک ماه در قم بیشتر نماند و یکی از دوستان پدرم به وی پیشنهاد داد که در مشهد هم تعداد حوزهها زیاد و هم تعداد طلبه کمتر از قم است، پس مشهد برای تحصیل و زندگی مناسبتر است. پدرم سطح چهار حوزه را به اتمام رسانده و هماکنون مشغول تحصیل درس خارج است، همچنین در مدرسه آیتالله خویی مشغول تدریس زبان عربی، صرف و نحو و علم اعتقادات به طلاب اردو زبان نیز است. مادرم نیز تا زمان به دنیا آمدن خواهر دوم مشغول به تحصیل بود که بعد از آن دیگر ادامه نداد. پنج خواهر هستیم، من فرزند اول و آخرین خواهرم 11 ساله است.
وی وضعیت اقامتشان در ایران را اقامت تحصیلی بیان کرد و افزود: چون شرط اقامت این بود که غیر از طلبگی نباید به کار دیگری مشغول شوید برای همین پدرم چون درآمد هر کاری غیر از حقوق طلبگی را به دلیل این شرط حرام میدانست به کار دیگری مشغول نیست.
بتول در مورد نحوه ارتباط با پاکستان طی سالهای اقامت در ایران، اظهار کرد: قبل از شیوع بیماری کرونا، پدرم هر رمضان و محرم برای تبلیغ به پاکستان میرفت و تابستانها ما نیز با وی میرفتیم. این اعزامها از طرف سازمان تبلیغات اسلامی یا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی انجام میشد که سابق براین جامعةالمصطفی نیز اعزام داشت.
وی در مورد حال و هوای تبلیغ برای فردی که از ایران برای تبلیغ میرود، بیان کرد: اغلب روحانیونی که الان در پاکستان ملبس هستند دانشآموخته حوزههای ایران هستند. یکی از مشکلات در پاکستان این بود که افرادی بر منابر به وعظ مشغول بودند که تحصیل دینی نداشتند و تعداد این افراد کم هم نبود و ازدیاد اینگونه واعظان یکی از دلایلی بود که پدرم را برای تحصیل به ایران کشاند. این واعظان اطلاع زیادی از مسائل دینی نداشتند و فقط بر منابر از شنیدههای خود یا مسائلی که مورد پسند مخاطبان بود سخن میگفتند؛ برای نمونه حول اوصاف حضرت علی سخن میگفتند و وقتی از آنان درباره احکام اسلامی مانند بیع معاطات که در پاکستانی که کشاورزی بسیار رواج دارد و همچنین احکام بانوان سؤال پرسیده میشد اظهار بیاطلاعی میکردند.
این مبلغ پاکستانی بیان کرد: وقتی پدرم برای تبلیغ به پاکستان میرفت مردم خیلی از وی استقبال میکردند، زیرا علاوه بر فضائل حضرت علی(ع) که همیشه در منابر هست درمورد اعتقادات و احکامی که به صورت تخصصی کاربرد دارد برای مردم سخن میگفت، خصوصاً اعتقادات، زیرا در پاکستان فرقههای تکفیری و علی اللهی یا غالی در آن زمان رشد زیادی داشتند و کسانی که مانند پدرم برای تبلیغ به پاکستان میرفتند وقتی اعتقادات را برایشان شرح میدادند که ما اعتقادمان توحید است با حرف غالیان بسیار متفاوت و عقلانیتر بود و مردم به همین دلیل از آنها بسیار استقبال میکردند.
این کارشناس فلسفه در مورد چگونگی سخنرانی بر منابر در پاکستان و اینکه این سخنرانیها فقط حالت یکطرفه است یا به صورت پرسش و پاسخ، گفت: در تبلیغات ماه محرم سخنرانی یکطرفه است و شاید بتوان قبل از سخنرانی کمی در مورد چند حکم صحبت کرد، اما تبلیغات ماه رمضان به همراه پرسش و پاسخ است و ارتباط دوطرفه وجود دارد. در ماه رمضان وقتی یک مبلغ اعزام میشود از اذان صبح تا اذان مغرب بعد افطار در خدمت مردم است و علاوه بر درسهای معینی که برای مردم میدهد مردم نیز سؤالات خود را میپرسند و ما سعی میکنیم درسهایی را مطرح کنیم که در پاکستان کمتر در مورد آنها صحبت میشود؛ مثلاً همین احکام بانوان.
بتول شیعیان پاکستان را عموماً مقید به مذهب و احکام مذهبی ذکر کرد و ادامه داد: آنها اکثراً به دنبال این هستند که بفهمند وظیفهشان در مقابل یک حکم شرعی چیست. بعد از اعزام مبلغان بحث تقلید در پاکستان قویتر شد، زیرا قبلاً علمای تقلید در پاکستان شناخته شده نبودند، البته در پاکستان مرجع شیعهای داریم که در نجف بوده به نام حافظ بشیر نجفی، غیر از کسانی که از ایشان تقلید میکردند دیگران در مورد تقلید کردن اطلاع زیادی نداشتند.

این مبلغ پاکستانی ادامه داد: بزرگترین اثری که ایران در پاکستان گذاشت انقلاب اسلامی است و نهضتی که در پاکستان به رهبری یکی از شاگردان امام خمینی به نام شهید عارف حسینی سرانجام نرسید. شاگردی که در مکتب امام خمینی تحصیل کرده بود و از وی انقلاب را آموخته و به پاکستان رفته و تصمیم داشت نهضتی را پیاده کند، اما چون ظلم نسبت به شیعیان زیادتر بود و با توجه به وضعیت پاکستان که کسی مسئول اتفاقی که برای شیعیان و خانوادههایشان میافتاد نبود، ایشان نتوانست نهضت را به سرانجام برساند و در نیمه راه شهید شد.
وی یکی دیگر از تأثیرات ایران در پاکستان را توجه به بعد اجتماعی فرهنگی اسلام دانست و اظهار کرد: اکنون به راحتی در مقابل مشکلاتی که وجود دارد اعتراض میکنیم و آزادی ابراز عقیده پیدا کردهایم که این هم از اثرات ایران است. برای نمونه بسیار جالب است که در مراسم شهادت سردار سلیمانی تمام پاکستان به خیابانها آمده و ادعای خونخواهی سردار را داشتند. در پاکستان بیشتر علمایی که سعی میکنند برای شیعه کاری کنند کسانی هستند که در ایران درس خواندهاند؛ برای نمونه حسن رضا قمی، رئیس نهضت جعفریه در لاهور که دایی بنده نیز است.
بتول در مورد جایگاه زنان در شیعیان پاکستان گفت: برای بررسی جایگاه زنان در شیعیان باید شیعیان را به دو دسته تقسیم کرد. یکی سطح مرفهین جامعه و دیگری زنان معمولی. برای نمونه در روستاها و در بین قشر ضعیف. اینگونه زنان، زندگی بسیار سختی دارند، برای این سختی زندگی آنان خیلی کم کار شده است. در روستا یک خانم اجازه ندارد در بیرون از منزل کار کند و مقید به حضور در خانه، فرزندآوری و بزرگ کردن آنهاست. البته این وظیفه در حد غیر متعارف است، وظیفهای که حقی در پی ندارد مانند حق تحصیل. با توجه به اینکه زندگی روستایی بیشتر از زندگی شهری در پاکستان رواج دارد، یکی از دغدغههای ما نیز همین است که بتوانیم عزت و مقامی که شایسته یک زن است را به آنان بازگردانیم. اما اگر زندگی زنان را در شهرها ببینیم آنان نیز مانند کشورهای در حال رشد دارای تحصیلات هستند و در بیرون از خانه کار میکنند و شغل دارند.
این طلبه پاکستانی الاصل وضعیت زنان در فرهنگ کنونی پاکستان را امیدوار کننده ذکر کرد و افزود: در مورد زنان یک افراط و تفریط حکمفرماست. برای نمونه شاید کل یک روستا دست یک خانم باشد، اما ممکن است در جای دیگری زنی باشد که از حقوق اولیه برخوردار نباشد. البته در حال حاضر از طرف دولت پاکستان چیزی شبیه نهضت سواد آموزی در ایران، مشغول کار است تا زنان را باسواد کند یا برنامههای احقاق حق. تا چندی پیش تنها وظایف زنان به آنان گفته میشد و حقوقشان به آنها گفته نمیشد، اما هم اکنون سعی میشود زنان از حقوق خود نیز مطلع شوند.
وی ادامه داد: وقتی برای تبلیغ به پاکستان میرویم مناطقی هست که اصلاً مارا نمیپذیرند چون میگویند کسانی که مانند شما از ایران میآیند چیزهایی به دختران ما یاد میدهند که آنها را سرکش و نافرمان میکند. برای نمونه وقتی مبلغانی مانند من، در اینجا حکم فقهی مسئله کارکردن زن در خانه را فهمیدند که زن وظیفه ندارد در منزل همسر کار کند، این مسئله آنقدر برایشان جالب بود که آنرا در بین زنان در پاکستان تبلیغ کردند و زنان تصور میکردند که این وظیفه آنها است که کار پخت و پز را انجام دهند، این مسئله در بین آنها باعث اغتشاش زیادی شد، در حالیکه به گفته یکی از اساتید، اگرچه حقیقت این است که این مسئله واجب فقهی نیست، ولی در فرهنگ پاکستان واجب عرفی و فرهنگی محسوب میشود.
بتول در خصوص نگاه به زنان در پاکستان گفت: در روستاها به زنان به عنوان ماشین نگاه میکنند که باید در خانه کار کند و فرزندان را بپروراند، ولی در زندگی شهرنشینی، تحصیلات، کار، فرزندآوری و غیره بستگی به خود زن دارد، اما باید این شغل بهگونهای باشد که هر دو را بتوان با هم پیش برد. نگاه ابزاری به زن به عنوان یک کالای جنسی تأثیرگذار، همانند آنچه در غرب رایج است، در پاکستان رواج ندارد و زنان درآنجا خیلی با حیا هستند.
وی به عنوان یک مدرس زن در مورد اینکه نگاه شایسته به زن کدام است، عنوان کرد: وضعیت موجود با وضعیت آرمانی متفاوت است. نگاهی که هماکنون در جامعه پاکستان وجود دارد به شرافت یا شایستگی او توجهی نمیکند. این طرز نگاه به وظیفه بچهداری و انجام کارهای منزل محدود شده که حتی اگر اینها نیز با حق باشد مشکلی ندارد. من نمیگویم که مخالف این کارها هستم و همه زنها باید در جامعه حضور داشته و شغلی داشته باشند، اما باید حقوقشان پابرجا باشد. اما وضعیت آرمانی چیزی است که اسلام به ما گفته است چیزی که به گوش همه نخورده است. متأسفانه ما احکام مربوط به حقوق مردان را از آیات قرآن و احادیث استخراج کرده و به مردان گفتهایم و وظایف زنان را نیز استخراج کرده و به زنان یادآور شدهایم، در حالیکه در دین اسلام همان جایی که حقی برای فردی گفته شده در مقابل وظایف او نیز گوشزد شده است و این ما هستیم که تحقیق نکردیم و این حقوق و وظایف را به گوش مردان و زنان نرساندهایم. برای نمونه در جایی از قرآن که میفرماید زنان کشتزارند از نظر فمینیستها بسیار اعتراض برانگیز است اما منظور قرآن معنی ظاهری آن نیست زیرا در آیه بعدی اینگونه مسئله شفاف شده است که مانند زمین زراعی که شما هر چه در زمین بکارید همان را درو خواهید کرد وقتی به زن حقوق حقه او را بدهید باعث میشود تاثیرات این احقاق حق را ببینید و این زن بهتر با شما رفتار میکند و ثمره بهتری از زندگی با این زن میبرید. به همان نسبت وقتی شما دانه نامرغوبی را در این زمین بکارید قطعاً چیز خوبی برداشت نخواهید کرد. ما برای اینکه به وضعیت آرمانی زنان برسیم باید به آیات و روایات با نگاه عمیقتری بنگریم تا بفهمیم منظورشان چه بوده است. اسلام حدودی را که برای زنان مشخص کرده به نفع آنان است. احکام اسلام به اندازه کافی به بانوان بها داده است و خداوند میخواهد که زنان با اجرای این حدود و وظایف به جایگاه شایسته دست یابند.
ادامه دارد...
انتهای پیام