کد خبر: 4084164
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۵:۳۵
مشاور رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری:

اصلی‌ترین ویژگی مرحوم رحیم‌پور ازغدی جامعیت شخصیت ایشان بود

فرزند مرحوم حیدر رحیم‌پور ازغدی گفت: اصلی‌ترین ویژگی که در وجود پدرم، مرحوم حیدر رحیم‌پور ازغدی یافتم و در بسیاری از افرادی که طی ۲۰ سال اخیر با آن‌ها ارتباط داشتم و نیافتم، جامعیت شخصیت ایشان بود.

حبیب رحیم‌پور ازغدی، مشاور رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوریبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حبیب رحیم‌پور ازغدی، مشاور رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری و فرزند مرحوم حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی، امروز ۱۷ شهریورماه در مراسم اولین سالگرد درگذشت مرحوم حیدر رحیم‌پور ازغدی که در محل موسسه فرهنگی هنری قدس برگزار شد، اظهار کرد: سخن گفتن درباره پدرم کار سختی است و با هیچ‌یک از موقعیت‌های مشابهی که در برنامه‌های مختلف حضور داشتم، قابل مقایسه نیست، به ویژه اینکه پدرم فقط یک پدر برای ما نبود و بیشتر یک استاد و مراد بود.

وی عنوان کرد: شاید سختی سخن گفتن درباره ایشان از این جهت باشد که من هنوز فوت ایشان را نتوانسته‌ام بپذیرم و امروز نه تنها با گذشت یک‌سال و حتی زمانی‌که با دستان خودم ایشان را داخل قبر می‌گذاشتم امید داشتم که وقتی به خانه باز می‌گردیم ایشان در خانه باشند و پای مباحث ایشان بنشینیم و به واقع که من هنوز هم فوت ایشان را نتوانسته‌ام باور کنم.

فرزند مرحوم رحیم‌پور ازغدی گفت: اما پدرم بی‌شک فردی بود که بیش از آنکه برای ما پدر باشد مراد، استاد و مرشد بود و بزرگی ایشان نه به عنوان رابطه پدر و پسری، بلکه رابطه شاگرد با استادی مجرب و متعهد بود و همین امر نیز ما را مکلف می‌کند که بیشتر درباره ایشان سخن بگوییم.

رحیم‌پور ازغدی خاطرنشان کرد: اگرچه شخص ایشان پس از مرگ تمام شد، اما شخصیت ایشان پس از مرگ شروع شد. در واقع تمجید پدر پسری کار ارزشمندی است، اما این ارزشمندی لحظه‌ای بیشتر معنا پیدا می‌کند که آن پدر به راستی شایسته تمجید و ستایش باشد و این پسر نیز خود معترف به این باشد که حقوق پدرش را رعایت نکرده باشد، اما در اینجا فرصتی برای تمجید پدر نیست و البته نیت من هم تمجید ایشان نیست، اما اصلی‌ترین ویژگی‌ای که در وجود ایشان یافتم و در بسیاری از افرادی که طی ۲۰ سال اخیر با آن‌ها ارتباط داشتم و نیافتم، جامعیت شخصیت ایشان بود.

وی بیان کرد: جامعیت ایشان به گونه‌ای بود که اقتصاد، سیاست، فرهنگ و علم را پابه‌پای هم پیش برد و هر چهار‌ مقوله را به پای دین کشاند که در حقیقت چنین جامعیتی را هرکسی نمی‌تواند داشته باشد و اینکه چطور ایشان می‌توانست همه ابعاد را با یکدیگر پیش ببرد، کار بسیار سختی است و زمانی افراد این دشواری را بهتر درک می‌کنند که خود نیز تا اندازه‌ای در مقام مدعی، چنین جامعیتی را برای خود به ارمغان آورند.

مشاور رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری اظهار کرد: در این جلسه بحث ما شخص‌پرستی نیست، به ویژه برای کسی که شایسته ستایش باشد. ایشان همیشه با ارتجاع و بیرون‌افتادگی از زمان نیز مبارزه می‌کرد و صرفا هدفش خاطره‌گویی نبود، بلکه اگر به گذشته باز می‌گشت دغدغه بازخوانی رسالت‌ها را داشت تا طرحی را برای آینده ایجاد و از خلال بین دیروز و فردا، بتواند امروز را بازسازی کند.

رحیم‌پور ازغدی بیان کرد: در واقع مسئله اصلی ایشان سنت بود و سنت به همان معنایی که باور داشت و این معنا حتما زنده‌ترین امر بود. از جمله خصیصه‌ای که ایشان به سنت می‌داد قدرت انتقادی سنت بود و همواره به نحو سنت انتقادی پافشاری می‌کرد و در تلاش بود که نحو سنت انتقادی را صورت‌بندی کند و در این راستا نیز نقادی را لازمه سنت‌گرایی می‌دانست.

وی با بیان اینکه مرحوم پدرم سنت نقد انقلابی را نمایندگی می‌کرد و به نوعی این نقد را می‌زیست، عنوان کرد: تعریف ایشان از منظر سنت نقد انقلابی به این دلیل مهم است که در تمام دورانی که ایشان می‌نوشتند، امضایی را که پای نوشته‌های خود می‌زدند، این امضا به عنوان برچسب هویتی و بازنمایی هویتی از خودشان بود و هرگاه که نوشته‌ای را از ایشان می‌خواندم این سوال برای من ایجاد می‌شد که چرا ایشان خود را به عنوان نویسنده منتقد معرفی می‌کرد. به نظر می‌رسید که اصرار ایشان به این دلیل بود که ایشان خود را در مقام تبلیغ و تعلیم سنت نقد انقلابی می‌دید و از هر فرصتی استفاده می‌کرد برای اینکه نقد را احضار و از این طریق نیز بتواند انقلاب را بازخوانی کند.

اهمیت بازخوانی نقد انقلابی در جامعه امروز

فرزند مرحوم رحیم‌پور ازغدی گفت: به نظر من امروز در وضعیتی در کشور قرار داریم که بازخوانی نقد انقلابی بسیار مهم‌تر و در اولویت است، زیرا این روزها در برهه‌ای از جمهوری اسلامی به سر می‌بریم که شاید کم نیستند افرادی که بی‌صدایی‌های محافظه‌کاران و یا هم‌صدایی‌های منفعت‌اندیشانه را تحویز می‌کنند و در وضعیت فعلی نیز ما بیش از پیش نیاز به بازخوانی و احیای سنت نقد انقلابی داریم.

رحیم‌پور ازغدی خاطرنشان کرد: به نظر من این سنت دارای دو مولفه است که در شخصیت ایشان تجلی پیدا کرده است. مولفه اول این است که اگر تبار معرفتی ایشان را مرور کنیم بسیار عیان بود که ایشان خود را به عنوان مکتب تفکیکی معرفی می‌کرد و میراث‌دار و شاگرد علمای بزرگی از جمله شیخ مجتبی قزوینی بود. آنچه که در مکتب تفکیک بیش از هر خصیصه دیگری عیان می‌شود، مسئله نقد الهیات است و مکتب تفکیک نیز نحوی از الهیات را احضار می‌کند که این الهیات حتما سابقه انتقالی نسبت به الهیات متعارف و مرسوم را دارد.

وی با بیان اینکه مکتب تفکیک هم‌زمان دو سویه انتقادی معرفتی داشت، افزود: سویه اول نقد الهیاتی نسبت به معارف و معرفت‌های غیر الهیات بود و به نوعی الهیات را نسبت به هر معرفت دیگری افضل می‌دانست و سویه دیگر ایشان نیز نقد الهیات مرسوم به ویژه الهیات فلسفه عرفانی از حیث الهیات تفکیکی و یا الهیات معارفی بود.

مشاور رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری بیان کرد: در واقع سابقه معرفتی ایشان بسیار پررنگ بود و مدام تلاش می‌کرد که اسلام‌شناسی را از اسلام‌شناسی عرفانی و فلسفی پیراسته کند و این در حالی است که این کار ایشان را می‌توان در بسیاری از آثار ایشان شاهد بود، اما این نقد الهیات در این نقطه متوقف نمی‌شد، بلکه در سنت انتقادی که ایشان پی‌ریزی کرده بود و آن را پیش می‌برد، مدام تلاش می‌‎کرد که از نقد الهیات به الهیات نقد هم دست پیدا کند، بدین منظور که الهیات صرفا آموزه‌هایی نبود که رابطه انسان و خدا را ساماندهی کند و معنا ببخشد و در این نقطه هم متوقف نمی‌شد و مانند آن است که وقتی به خدا برسیم بگوییم آموزه‌های ما هم تمام شده است.

پیوند آموزه‌های الهیاتی در نظر مرحوم رحیم‌پور ازغدی

رحیم‌پور ازغدی گفت: در واقع ایشان همواره در تلاش بود که آموزه‌های الهیاتی را به کار بگیرد و رابطه انسان با خدا را به رابطه انسان به انسان گسترش دهد و اینجا بود که الهیات نقد عیان می‌شد و بسیاری از مقالات سیاسی و اقتصادی ایشان معمولا با برخی از آموزه‌های الهیاتی شروع می‌شد و درباره مباحثی چون جبر و اختیار، پرورش و آفرینش، عقاید کلامی شیعه و.... مطالبی را می‌نوشت. اتفاقا یکی از ویژگی‌های ایشان بود که می‌توانست این مطالب را به یکدیگر پیوند دهد و همواره اصرار به درهم‌آمیختگی رابطه انسان با خدا به رابطه انسان با انسان داشت.

وی عنوان کرد: اما حتما ایشان تجلی ایمان را«لا إله إلّا اللّه» می‌دید و همواره لازمه ایمان را نیز هم‌زمان نفی و اثبات می‌کرد، ایمان عملی را واکنش امر غیر دینی و پذیرش امر دینی می‌دید و تمامی صحنه‌های جامعه را از همین منظر، ارزیابی و گزاره‌ها و باورهای الهیاتی را نیز تبیین می‌کرد و معیاری برای نقد امور انسانی می‌دانست.

فرزند مرحوم رحیم‌پور ازغدی گفت: وی همواره نسبت به معاد هشدارهای فراوانی می‌داد و بر این باور بود که جمهوری اسلامی معاد را فراموش کرده است، منظور ایشان این بود که اگر باور به معاد لازمه زیست الهیاتی است و همچنین لازمه مفهوم و نهاد مفاهیمی مانند اخذ است پس در جمهوری اسلامی باید مفاهیمی مانند نظارت، ارزیابی و حسابرسی را جدی بگیریم.

رحیم‌پور ازغدی بیان کرد: همواره نظر ایشان بر این باور بود که باید مدام نسبت به مسائلی که هست و مسائلی که باید باشد ما باید سوال کنیم و مدام از آنچه که گفته شده و آنچه که عمل شده نیز مدام سوال کنیم و این سوال را تلاشی برای احیای امر به معروف و نهی از منکر می‌دانست و بر این باور بود هرکسی که فریاد می‌زند انقلابی نیست و اگر کسی که انقلابی است باید سکوت کند و این موضوع را یک صورت‌بندی جعلی و تقلبی از انقلابی‌گری می‌دانست و در سراسر عمر خود نیز در تعارض و ستیز با این ذهنیت بود.

انتهای پیام
captcha