به گزارش ایکنا از خراسانرضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، در نشستی که محتوای آن از کانالهای مجازی منتسب به این مفسر قرآن کریم منتشر میشود، با موضوع «معراج(قسمت دوم)»، اظهار کرد: رسول اکرم(ص) در بیانی از معارف سفر ملکوتی خویش، فرمودند: «رفتم و ناگاه فرشتهای مقابلم ایستاد. از جبرئیل پرسیدم: این کیست؟ گفت: من جبرئیلم.» آنگاه فرشته بر پیامبر سلام کرد و گفت: «ای محمد، بشارت باد تو را؛ من مأمورم تا از سوی خداوند نسبت به امت تو نیکنظر باشم، تا آنان که نیت و عمل خود را اصلاح کنند، مشمول رحمت الهی گردند.» پیامبر در پاسخ فرمودند: «الحمدلله المنّان علی عباده.»
وی ادامه داد: سپس آن حضرت همراه جبرئیل و فرشتگان الهی به سیر ادامه دادند و صحنههایی عبرتانگیز مشاهده کردند. مردمانی را دیدند که بهترین طعامها در برابرشان بود، اما خوراکهای پلید را میخوردند. جبرئیل گفت: «اینان کسانیاند که در دنیا حلال الهی را ترک کرده و به حرام رغبت داشتند.»
صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد: در ادامه، پیامبر(ص) ملکی را دیدند که نیمی از وجودش روشن و خنک و نیمی دیگر گرم و سوزان بود. جبرئیل فرمود: «این فرشته بندگان را به سوی مغفرت الهی میخواند؛ گروهی اجابت میکنند و گروهی از او رویگردان میشوند و در آتش غفلت میسوزند.»
انصاری افزود: سپس پیامبر(ص) گروهی را مشاهده کردند که لبهایی چون پوزه شتر داشتند و فرشتگان از پهلوهایشان گوشت میبریدند و در دهانشان میگذاشتند. جبرئیل فرمود: «اینها کسانیاند که آبروی مردم را با زبان و قلم خود بردند و در گفتار و نوشتار به تهمت و بدگویی آلوده شدند.»
وی بیان کرد: در مرحلهای دیگر، افرادی دیده شدند که سرهایشان با سنگهای آتشین کوبیده میشد. جبرئیل گفت: «اینان کسانیاند که از نماز غافل شدند و شبها را در بستر غفلت گذراندند.»
صاحب تفسیر مشکاة گفت: گروهی دیگر را دیدند که آتش مینوشیدند. جبرئیل فرمود: «اینان خورندگان مال یتیماناند.» سپس مردمانی را دیدند که نمیتوانستند از جای برخیزند. جبرئیل گفت: «اینان رباخواران امت تو هستند، همانگونه که خداوند فرمود: لا یقومون إلا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس.»
انصاری افزود: در ادامه، پیامبر زنانی را دیدند که به وضعی دردناک آویخته شده بودند. جبرئیل گفت: «اینان خیانتکاراناند؛ چه در زندگی زناشویی و چه در امانتهای مالی و اخلاقی.»
وی تصریح کرد: آنگاه پیامبر به مرتبهای از عظمت الهی رسیدند که جبرئیل عرض کرد: «آنچه میبینی جلوهای از آفرینش الهی است. میان خداوند و خلق، هفتاد هزار حجاب است، و نزدیکترین موجود به او من و اسرافیلیم؛ با این حال، میان ما و خدا چهار حجاب است از نور و ظلمت و مراتب ناشناختنی.»
صاحب تفسیر ادامه داد: در آن مقام، پیامبر حقایق افراد امت را مشاهده کردند؛ چهرههای حقیقی مؤمنان و کافران و نیز سیمای تابناک امیرالمؤمنین(ع) را دیدند. خطاب آمد: «این است کسی که دربارهاش خواهی گفت: من کنت مولاه فهذا علی مولا.»
انصاری گفت: در ادامه، جبرئیل در برابر پیامبر ایستاد و گفت: «ای رسول خدا، از اینجا دیگر حد من است. اگر بهاندازهی سر مویی بالاتر روم، از فروغ تجلی میسوزم.» اما پیامبر(ص) به دعوت الهی فراتر رفتند، تا آنجا که هیچکس در تمام عوالم به آن مقام قرب نرسیده است. این است معنای «سید ولد آدم» و «اشرف کائنات».
وی گفت: تمام این سیر، در عالم ملکوت و خارج از زمان رخ داد؛ زیرا در ملکوت، زمان و مکان وجود ندارد. در آن عالم، پیامبر حقایق را بیواسطه مشاهده کردند و پس از بازگشت، هنوز حلقهی درِ خانهی اُمهانی در حرکت بود؛ نشانهای از بیزمانی آن سیر.
صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد: در پایان، خداوند دو صفت خود را آشکار ساخت: سمیع و بصیر؛ یعنی شنوا و بینا، نمادی از احاطهی علمی الهی که پیامبر در آیات آن را مشاهده کرد. سپس خطاب آمد: وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ؛ ما به موسی کتاب دادیم و آن را برای بنیاسرائیل هدایت قرار دادیم.»
وی در پایان افزود: این انتقال ناگهانی از معراج به قصه موسی(ع)، جلوهای از اعجاز بیانی قرآن است. قرآن، از سخنی به سخن دیگر میرسد، اما در پیوندی هدفمند و الهی. سبکی که خود وجهی از اعجاز آن است و نه در گفتار بشر و نه در تألیف هیچ کتابی یافت نمیشود.
انتهای پیام