کد خبر: 4326951
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۰

رسالت امروز روحانیت چیست

رسالت امروز روحانیت چیست هم‌زمان با میلاد امیرالمؤمنین علی(ع) و آیین معمم‌شدن جمعی از طلاب، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حمیدرضا آلوستانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در سخنانی به موضوع جایگاه حقیقی روحانیت و رسالت طلاب در هدایت فکری، اخلاقی و اجتماعی جامعه اسلامی پرداخت. او تأکید کرد که روحانیت، فراتر از جایگاه صنفی، پاسدار دین و پیونددهنده مردم با مکتب اهل‌ بیت(ع) است و نیاز امروز جامعه بیش از هر زمان به این مسیر مقدس احساس می‌شود.

از تفقه و تبلیغ تا خدمت به اهل‌ بیت(ع)؛ رسالت امروز روحانیت

در طول تاریخ اسلام، روحانیت همواره به‌عنوان پاسدار معارف الهی، مبلغ دین و پیونددهنده مردم با مکتب اهل‌ بیت(علیهم‌السلام)، نقشی اساسی و بی‌بدیل در هدایت جامعه ایفا کرده است. جایگاهی که ریشه در اراده الهی و سنت نبوی دارد و با مجاهدت علمی، اخلاقی و اجتماعی عالمان دین قوام یافته است.

در روزگاری که جوامع اسلامی با چالش‌های فکری، فرهنگی و اعتقادی متعددی روبه‌رو هستند، بازخوانی جایگاه حقیقی روحانیت و تبیین کارکردهای آن، ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌آید؛ به‌ویژه برای نسل جوان طلبه که لباس مقدس روحانیت را به عنوان پرچم‌دار دین خدا بر تن می‌کند.

به همین مناسبت و هم‌زمان با فرخنده‌ میلاد مولای متقیان، حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام)، و مراسم معمّم شدن جمعی از طلاب، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حمیدرضا آلوستانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، به تبیین موضوع «روحانیت، نیاز امروز جامعه» پرداخته و با نگاهی عمیق و مستند، به بیان جایگاه، ارزش و شئونات روحانیت و لباس مقدس طلبگی، در پرتو آیات و روایات و سیره بزرگان دین، همت گماشته‌اند. آنچه در ادامه می‌آید، گزارشی از اهم مطالب و نکات مطرح‌شده در این جلسه است.

 
روحانیت، نیاز امروز جامعه
 
امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» اسطوره واقعی تبلیغ کننده دین مبین اسلام هستند. خاندان مطهر حضرت علی «علیه‌السلام» باعث گسترش اسلام و مذهب تشیّع در ایران شده‌اند.
 
امروزه مبلغان حقیقی دین مبین اسلام روحانیت می‌باشند. متأسّفانه برخی خواسته یا ناخواسته سعی در تضعیف این جایگاه مقدّس برآمده‌اند. این عملکرد باعث شد که به ندرت برخی از طلبه‌های جوانی که در لباس روحانیت درصدد خدمت به اهل بیت«علیهم‌ا‌لسلام» هستند، دچار تردید ‌شوند و حتی شاید در بعضی موارد از پوشیدن این لباس مقدس اظهار ندامت نمایند.
 
روحانیت یک جایگاه اعتباری و تابع قانون و قانون‌گذار دنیوی نیست بلکه یک جایگاه حقیقی و واقعی در عالم می‌باشد. خداوند متعال به لسان نبی مکرم اسلام «صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» و اهل بیت«علیهم‌ا‌لسلام»، در روایات متعددی فرموده‌اند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ‏ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّين‏»  یعنی اگر خداوند متعال برای عبدی خیر واقعی  را اراده نماید  او را در مسائل دینی فقیه و ژرف‌نگر می‌گرداند. 
 
در روایتی از پیامبر اکرم«صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» آمده است: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي‏ أَرْبَعِينَ‏ حَدِيثاً يَنْتَفِعُونَ بِهَا بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقِيهاً عَالِماً». یعنی هر شخصی از امت منِ پیغمبر چهل حدیث را حفظ نماید به گونه‌ای که مردم نسل به نسل از آن فایده ببرند، خداوند متعال در روز قیامت او را درحالی‌که فقیه عالم است مبعوث خواهد کرد.  بر اساس این‌گونه احادیث تنها تمثالی که در روز قیامت وجود دارد فقیه می‌باشد. تمام عناوینی که وجود دارند، تنها در این دنیا تمثال دارند امّا این عنوان فقیه است که هم تمثال دنیوی آن واحد می‌باشد و هم تمثال اخروی آن. بنابراین روحانیت یک جایگاه حقیقی در این عالم و هدیه‌ای از جانب خداوند به بنده‌اش می‌باشد .
 
در ادامه لازم است که برخی از شئونات طلبگی بیان گردد:
 
1) تفقه و تبلیغ، دو عنصر اصلی روحانیت
خداوند متعال در سوره مبارکه توبه آیه شریفه 122 می‌فرمایند: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِم لَعَلَّهُم یَحْذَرُونَ‏». یعنی چرا از میان شما، تعدادی برای فرا گرفتن درس دین اقدام نمی‌نمایند تا در دین تفقّه کنند و قوم خود را زمانی که برگشتند انذار کنند تا شاید از کارهای اشتباه خود دست بردارند و در مسیر صلاح قرار گیرند.
 
مسئله تفقه و تبلیغ، دو عنصر اصلی طلبه می‌باشند. به هیچ عنوان نمی‌توان چنین مسئولیتی را نادیده گرفت. قرار نیست که تبلیغ حتما به حکم تبلیغی و توسّط ارگان‌های ذی ربط انجام شود بلکه رعایت اخلاق اسلامی همانند افشای سلام در مجتمع مسکونی، صله رحم به اندازه لازم، کمک کردن به ایتام و فقراء، تشکر کردن از خانواده بابت غذا درست کردن و یاد گرفتن فرزندان نیز نوعی تبلیغ است؛ سبد کالاهایی که توسط مردم جمع‌آوری می‌شود و از طریق امام‌زاده‌ها«سلام‌اللّه‌علیهم» پخش می‌شوند نوع دیگری از تبلیغ می‌باشد. چنین امری باعث می‌شود که مردم یک ملجأ و مأوایی داشته باشند.
 
در سوره مبارکه أحزاب آیه شریفه 39 آمده است: «الَّذِينَ‏ يُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ‏ اللَّهِ‏ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه». یعنی کسانی که تبلیغ دین خدا می‌کنند در این مسیر، تنها از خدا می‌ترسند و از غیر ایشان ترسی ندارند. اگر شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که مجلس اقتضای سخن گفتن در مورد حجاب یا عدم روزه خواری را می‌طلبد، هراسی از سخن گفتن و بیان مواضع اسلام نداشته باشد؛ همچنین در آیه شریفه 28 سوره مبارکه فاطر آمده است: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ‏ عِبادِهِ‏ الْعُلَماء». یعنی تنها علماء هستند که از خداوند متعال ترس دارند؛ ترسی که آنان را در مسیر اصلاح قرار می‌دهد نه ترسی که مانع از حرکت گردد.
 
طلبه‌ای که خدا ترس است برای یک ساعت سخنرانی، ساعت‌ها برای مطالعه وقت می‌گذارد تا برای مردم مفید واقع گردد؛ اگر قرار است تحلیلی را ارائه دهد، مدت‌ها در مورد آن تأمل می‌نماید نه تحلیلی که از قبل نوشته شده را بدون مطالعه ارائه دهد؛ اگر در جایی که سخن گفتن به ضرر او بوده اما به نفع اسلام و مسلمین باشد، هراسی از سخن گفتن نداشته باشد. حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» پس از ضربت فرمودند: «فُزْتُ و رَبِّ الکَعْبَة»، امام حسین«علیه‌السلام» در مقابل زور دشمنان فرمودند: «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» و حضرت زنیب«علیها‌السلام» بعد از واقعه کربلاء فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إلَّا جَمِیلاً». تمام این سخنان نشان می‌دهد که تبلیغ دین خدا و استقامت در این مسیر تا آخرین لحظه ممکن، لازم است.
 
سؤالی که پدیدار می‌شود این است که آیا دانش‌پژوهان این مقدار استقامت را در این مسیر مقدس دارند؟ یا به خاطر برخی از مشکلات دست به امور خارج از وظائف طلبگی می‌زنند؟.
 
در حدیثی که باید نصب العین تمام دانش‌پژوه‌ها قرار بگیرد، آمده است که خداوند متعال به حضرت داود وحی نمود که پنج امر را در پنج امر قرار دادم درحالی‌که مردم آن‌ها را در پنج امر دیگر طلب می‌کنند که به آن دست نخواهند یافت؛ یکی از آن امور این است که علم را در گرسنگی و سعی و تلاش قرار دادم درحالی‌که آن را در سیری و راحتی می‌جویند که آن را نخواهند یافت.  مصداق بارز این سخن، فقهاء و علماء هستند که در گرسنگی و سعی و تلاش، فقیه و عالم شدند. شاهد بر این سخن خاطراتی می‌باشد که از علماء و فقهاء به جای مانده است.
 
ناگفته نماند که در گذشته ارتباط میان مردم و روحانیّت بسیار شدید بوده به همین جهت احساس می‌نمودند که اگر به روحانیت رسیدگی نشود، واجبی بر زمین مانده است چراکه چنین خدمتی را برای سالم ماندن نسل خود، عدم انحراف از مسیر هدایت و حفظ دین خداوند متعال لازم می‌دانستند؛ همچنین بازاری‌های یک شهر از روحانی دعوت می‌کردند که آداب کسب و کار دینی را به آنان بیاموزد چراکه متوجه بودند کاسبی که آداب کسب و کار دینی را یاد نگیرد در مال او برکت نخواهد آمد. چه بسا افرادی هستند که در مسائل مربوط به ربا، بی‌ اطلاع می‌باشند و تنها راه آموزش آن‌ها وجود یک روحانی است نه متخصّص قلب.
 
برخی از عملکردها موجب شده که فضای صمیمی که در گذشته میان مردم و روحانیت بوده، اکنون کم‌رنگ و بلکه پاک شود. این‌که یک روحانی سعی دارد که رسیدگی‌های لازم را خود انجام دهد امری پسندیده است اما این امر نباید به گونه‌ای باشد که آن فضای صمیمی گذشتگان را حذف کند. این نوع رفتار لطف به مردم نیست زیرا با چنین رفتاری، مردم آرام آرام احساس می‌کنند که نسبت به دین خود هیچ مسئولیتی ندارند.  دور شدن از فضای صمیمی گذشتگان سبب شده که مال شخص پولدار برکت نداشته باشد یا در مسیرهایی همچون مریضی خرج شود و یا برای آیندگان پس انداز گردد.
 
2) لباس مقدس روحانیت یک نماد اسلامی
لباس مقدس روحانیت به‌عنوان یک نماد اسلامی می‌باشد. لباسی که برگرفته از سیره عملی رسول خدا«صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» و اهل بیت«علیهم‌ا‌لسلام» است. در این زمینه روایات فراوانی وجود دارد. در روایتی آمده است که عمامه، تاج ملائک می‌باشد ؛ در روایتی بیان شده که در روز بدر، فرشتگان عمامه‌های سفید دنباله‌دار داشتند ؛ همچنین در روایتی دیگر آمده است: «العَمَائمُ وَقارٌ المُؤمنِ ...» . یعنی عمامه‌ها وقار مؤمن می‌باشد.
 
در این‌باره خاطره‌ای از مرحوم علامه طباطبایی نقل می‌شود که جایگاه و ارزش لباس مقدس روحانیت را نمایان می‌کند. ایشان می‌فرمایند: «در سالهايى كه در حوزه نجف اشرف مشغول تحصيل علم بودم مرتب از ناحيه مرحوم والدم هزينه تحصيلم به نجف مى‌رسيد و من فارغ‌البال مشغول بودم تا آنكه چند ماهى مسافر ايرانى به عراق نيامد و خرجيم تمام شد، در همين وضع روزى مشغول مطالعه بودم و دقيقا در يك مسئله علمى فكر مى‌كردم كه ناگهان بى پولى و وضع روابط ايران و عراق رشته مطلب را از دستم گرفته و بخود مشغول كرد، شايد چند دقيقه بيشتر طول نكشيد كه شنيدم درب منزل را مى‌كوبند، در حالى كه سر روى دستم نهاده و دستم روى ميز بود برخاستم و درب خانه را باز كردم مردى ديدم بلند بالا و داراى محاسنى حنايى و لباسى كه شباهت به لباس روحانى عصر حاضر نداشت، نه فرم قبايش و نه فرم عمامه‌اش، اما هر چه بود قيافه‌اى جذاب داشت. به محض اینكه در را باز كردم سلام كرد و گفت: من شاه حسين ولى، پروردگار متعال مى‌فرمايد در اين مدت هجده سال، كى گرسنه‌ات گذاشته‌ام كه درس و مطالعه‌ات را رها كرده و بفكر روزيت افتاده‌اى!! آن گاه خدا حافظى كرد و رفت. من بعد از بستن در خانه و برگشتن به پشت ميز تازه سر از روى دستم برداشتم و از آنچه ديدم تعجب كردم و چند سؤال برايم پيش آمد»؛ سپس بعد از بیان سؤال اول و دوم در سؤال سوم می‌فرمایند: «سؤال سومى كه برايم پيش آمد تاريخ هيجده سال بود كه اين تاريخ ابتدائش چه وقت بوده است؟ وقتى است كه من شروع به تحصيل علوم دينى كرده‌ام؟ كه من بيست و پنج سال است مشغولم و يا وقتى است كه من به حوزه نجف اشرف مشرف شده‌ام؟ كه آن‌هم بيش از ده سال نيست پس ماده تاريخ هجده از چه وقت است؟ و چون خوب فكر كردم ديدم هجده سال است كه به لباس روحانيت ملبس و مفتخر شده‌ام».
 
3) روحانیت مصداق خدمت به اهل بیت«علیهم‌ا‌لسلام»
در حدیثی آمده است: «شخصی از خراسان به غلام حضرت امام صادق«علیه‌السلام» پیشنهاد داد که تمام دارایی خود را به تو می‌دهم اما در قبال آن از امام«علیه‌السلام» خواهش کن که من را جای تو قرار دهد تا غلام او باشم؛ غلام خدمت حضرت«علیه‌السلام» رفت و چنین درخواستی نمودند؛ حضرت«علیه‌السلام» فرمود: اگر شما نسبت به خدمت ما بی تفاوت هستی و آن شخص نسبت به خدمت ما رغبت دارد، ما او را می‌پذیریم؛ غلام برگشت و در حالی‌که خارج می‌شد، حضرت«علیه‌السلام» به او گفت: به خاطر مدت همنشینی با ما، تو را نصیحتی می‌کنم و تو نسبت به آن مختار هستی؛ حضرت«علیه‌السلام» فرمودند: وقتی روز قیامت شود پیامبر به نور خدا در آویزد و امیرالمؤمنین به نور رسول خدا چنگ می‌زند و ائمه به امیرالمؤمنین در آویزند و شیعیان به نور ما چنگ می‌زنند و به منزلگاه ما داخل خواهند شد و به جایگاه ما در می‌آیند»؛ در نتیجه غلام درخواست شخص خراسانی را رد نمود و خدمت کردن برای حضرت«علیه‌السلام» را انتخاب کرد.
 
تمام افتخار طلبه، خدمت به اهل بیت«علیهم‌ا‌لسلام» است. در اقصی نقاط این عالم هم که برویم و با این لباس مقدس باشیم، ما را سرباز امام زمان«روحی له الفداء» می‌شناسند. همان افرادی که ناخواسته به این طلبه جوان و لباس مقدس روحانیت توهین می‌کنند، حقیقتا پشیمان هستند. باید عهد ببندیم که این مسیر را با هیچ امری معامله نکنیم بلکه ثابت قدم بمانیم.
 
4) غفلت از روحانیت و اثرات آن
 
پیامبر«صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» فرمودند: «سَيَأْتِي‏ زَمَانٌ‏ عَلَى‏ أُمَّتِي‏ يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَمَا يَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ الْأَوَّلُ يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا بِلَا إِيمَانٍ» . یعنی زمانی بر امت من می‌آید که مردم از علماء فرار می‌کنند همان‌گونه که گوسفند از گرگ فرار می‌نماید. خداوند متعال چنین مردمی را به سه بلاء مبتلا می‌کند: یکی این‌که برکت را از اموال آن‌ها می‌گیرد؛ دیگری آن‌که ظالمی بر آن‌ها مسلط می‌کند؛ سوم این‌که بدون ایمان می‌میرند.
 
تمام کشورهایی که اسم اسلام است اما رسمی از اسلام نیست، به وضعیت وخیمی گرفتار هستند؛ چراکه مردم آن‌ها جرأت ایستادگی در مقابل ظالم را ندارند. بله کشوری که دختران مسلمان خود، برای یک رئیس جمهور قاتل و پست، رقص شمشیر انجام می‌دهند، محکوم به ذلت است اما کشوری چون جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه چنین ذلتی را به کمک قدرت نظامی و حمایت شخص مقام معظم رهبری«مدّ‌ظلّه‌العالی» که خط قرمزی بر عدم دخالت استعمار بر مسائل نظامی کشیدند، نپذیرفته است. آمریکا و اسرائیل بیشتر از قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران، از شخص مقام معظّم رهبری«مدّ‌ظلّه‌العالی» می‌ترسند.
 
چنین شخصیت با عظمتی تمام افتخار خویش را طلبه بودن معرفی می‌نماید، به همین جهت در برابر پیشنهاد مدرک دکتری افتخاری، چنین می‌فرمایند: «...از پذیرش آن معذورم و اگر خدای کریم کمک کند به همان میثاق طلبگی متعهد و پایبند خواهم بود»؛ لذا پس از دیدار رئیس جمهور کشور روسیه با رهبر فرازنه انقلاب«مدّ‌ظلّه‌العالی» گفته بود: «من مسیح را ندیده‌ام اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام؛ من مسیح را در رهبری ایران دیدم».
 
رهبر انقلاب«مدّ‌ظلّه‌العالی» به لحاظ زندگی شخصی در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کنند؛ مدیریت جامعه اسلامی، دشوارترین مسئولیتی است که ایشان قبل از انتخاب چنین مسئولیتی، تمایلی به آن نداشتند اما وقتی که خداوند متعال این مسئولیت را بر عهده ایشان قرار دادند، به بهترین شکل ممکن آن را اداره نمودند؛ همچنان که خدمات حضرت آیت‌اللّه سیستانی«مدّ‌ظلّه‌العالی» که در خانه‌ای محقر در نجف اشرف زندگی می‌کنند، شهره خاص و عام می‌باشد.
 
بنابراین تنها راه نجات جامعه اسلامی، روی آوردن به احکام الهی و رجوع به روحانیت می‌باشد؛ روحانیت باید مطالعات لازم را داشته باشد؛ جامعه شناس، موضوع شناس، سخن مطابق نیاز روز مطرح کردن، از جمله اموری است که باید به آن‌ها توجه شود.
 
تمام القائات دشمنان به این‌که مردم از روحانیت، مسجد و ... فاصله دارند، اشتباه است. بدون تردید توهین‌هایی که به جایگاه روحانیت می‌شود باعث تزلزل طلاب نخواهد شد. در طول تاریخ بالاترین توهین‌ها را به عزیز زهراء«علیها‌السلام» امام حسین«علیه‌السلام» و رسول مکرم اسلام«صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» کردند اما در نهایت این پرچم اسلام است که سرافراز و پیروز شد. خداوند در آیه شریفه 8 از سوره مبارکه صف می‌فرمایند: «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏».
و الحمدللّه ربّ العالمین
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha