شجاعت حضرت زینب(س) در مواجهه با چالشها و مصائب، از بارزترین ویژگیهای شخصیتی ایشان است. پس از واقعه عاشورا، آن حضرت در شرایطی بسیار دشوار و بحرانی قرار گرفت، اما با دلیری، آگاهی و ارادهای استوار، بهعنوان پیشوایی تأثیرگذار ایفای نقش کرد. خطبهها و سخنرانیهای پرشور و روشنگرانه ایشان در تبیین پیام عاشورا و مقابله با ظلم، حضرت زینب(س) را به شخصیتی اثرگذار تبدیل کرد که توانست افکار عمومی را به سمت حق و عدالت هدایت کند.
علم و آگاهی حضرت زینب(س) نیز جایگاهی ویژه در تاریخ دارد. ایشان بهعنوان فقیه و عالمهای آگاه شناخته میشدند و تسلط ایشان بر معارف اسلامی، این امکان را فراهم میکرد که در بزنگاههای حساس، تصمیمهای درست اتخاذ کرده و نقش هدایتگرانهای در جامعه ایفا کنند.
علاوه بر این، روحیه همدلی، محبت و توجه به مردم از دیگر ویژگیهای برجسته حضرت زینب(س) است. ایشان همواره در کنار مردم و همراه رنجها و مشکلات آنان بودند. این همدلی عمیق، زمینهساز برقراری ارتباطی صمیمی و مؤثر با جامعه شد و جایگاهی ویژه در دلها برای ایشان رقم زد.
بهطور کلی، حضرت زینب(س) با تلفیق شجاعت، علم و همدلی، الگویی بیبدیل برای همه انسانها، بهویژه زنان، بهشمار میآید؛ بانویی که بهعنوان پیشوای دینی و اجتماعی، همواره در حافظه تاریخی و قلب مسلمانان ماندگار خواهد بود.
خبرنگار ایکنای خراسانرضوی بهمناسبت سالروز شهادت عقیله بنیهاشم حضرت زینب کبری(س)، با منورسادات شایستهخو، مدیر مؤسسه علمی ـ تحقیقاتی مکتب نرجس مشهد، درباره ویژگیهای شخصیتی این بانوی بزرگوار و جایگاه ایشان در نگاه اهلبیت(ع) گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
حضرت زینب(س) از منظر معنوی و علمی، در نگاه اهلبیت(ع) از پدر و مادر بزرگوارشان تا برادران و سایر ائمه اطهار(ع) دارای جایگاهی بسیار والا بودند. از ایشان همواره بهعنوان بانویی بزرگ، فهمیده و برخوردار از نبوغ فکری یاد شده است. حتی امام سجاد(ع)، حضرت زینب(س) را «عقیله» یا «مُفهمه غیرمُعلَّمه» مینامند؛ یعنی بانویی که بدون نیاز به معلم، خودساخته، توانمند و داناست.
ایشان در همه عرصهها الگو هستند؛ هرچند ما تنها بخشی از برجستگیهای کنشی حضرت زینب(س) را، آن هم بهمناسبت روز پرستار، برجسته میکنیم، در حالیکه این فقط بخشی از پازل زندگی پرکنش این بانوی فرهیخته است. اگر بخواهیم با ادبیات امروز از ایشان یاد کنیم، حضرت زینب(س) بانویی عاقل، هوشمند، مدبر، بافضیلت، نخبه و فرهیخته و در تراز زن الگو بهشمار میآیند.
بله؛ حضرت زینب(س) الگوی کاملی نهتنها برای زنان مسلمان، بلکه برای همه زنان هستند. ایشان در سبک زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی خود الگویی جامع ارائه میدهند و با توجه به مشترکات انسانی، در همه ابعاد زندگی زنان میتوانند مورد اقتدا قرار گیرند. صلابت و اقتدار توأم با مهربانی که یک زن برای ایفای نقش همزمان در خانواده و جامعه به آن نیاز دارد، در شخصیت حضرت زینب(س) بهروشنی دیده میشود.
در بعد معنوی، الهی و دینی نیز ایشان برای زنان مسلمان الگویی کاملاً قابل دسترس هستند. شاید برای جوان امروز، به دلیل جایگاه عصمت حضرت زهرا(س)، الگوگیری از آن حضرت دشوار به نظر برسد، اما حضرت ایشان در مرتبه بعدی قرار دارند و بهطور کامل میتوانند یک الگوی عملیاتی و عینی برای زن امروز محسوب شوند.
در معرفی الگوها، نباید شخصیتها را نه بیش از حد زمینی و نه بیش از حد آسمانی ترسیم کنیم. اگر آنها را بیش از اندازه آسمانی معرفی کنیم، از دسترس خارج میشوند و اگر تنها به یک برش محدود از زندگیشان بپردازیم، امکان تطبیق و الگوگیری برای بسیاری از افراد از بین میرود.
به نظر میرسد نگاه جامع به شخصیت حضرت زینب کبری(س) و معرفی همهجانبه ایشان برای دختران در سنین مختلف، از کودکی تا نوجوانی و جوانی، ضرورتی انکارناپذیر است. بهویژه آنکه ایشان دارای دستورالعملها و امتدادهای رفتاری روشنی هستند که باید شناسایی، استخراج و به زنان امروز معرفی شوند؛ هرچند باید اذعان کرد که در این زمینه، تاکنون کمکاریهایی صورت گرفته است.
امروز اگر از هر دختر نوجوانی درباره حضرت زینب(س) سؤال شود، معمولاً دو نکته را به یاد دارد؛ یکی روز پرستار و دیگری واقعه عاشورا که در آن، بعد پرستاری حضرت زینب(س) برجسته میشود؛ در حالیکه شخصیت ایشان مجموعهای گسترده از کنشگریها، مسئولیتپذیریها و مراقبتهای اجتماعی، فرهنگی و انسانی است.
در واقع، حضرت زینب(س) اداره و راهبری جامعه آن روزگار را بر عهده داشتند و این مسئولیت سنگین، تنها از عهده ایشان برمیآمد. ایشان در اوج سختیها و بحرانها، توانستند با ایستادگی مثالزدنی، امور را بهگونهای مدیریت کنند که نهتنها ذرهای از رفتارها و کنشهای فردی و اجتماعی ـ سیاسیشان کاسته نشد، بلکه این کنشها به شکلی عمیقتر و اثرگذارتر تداوم یافت.
این همان الگویی است که امروز دختران و زنان ما به آن نیاز دارند؛ الگویی که به آنها بیاموزد چگونه در فضای پیچیده و پرچالش امروز زیست کنند، فعال باشند و آن فضا را مدیریت کنند. مهمتر از همه آنکه حضرت زینب(س) در عمل، زندگی آگاهانه، شجاعانه و مسئولانه را به زیبایی به تصویر کشیدند. اگر این وجوه شخصیتی توسط هنرمندان، سناریونویسان و فیلمسازان، برای گروههای سنی مختلف و مخاطبان گوناگون تولید و بازنمایی شود، میتواند به یکی از محوریترین الگوهای تصویرسازی برای معرفی بهترین و برترین الگوها تبدیل شود.
اما متأسفانه از این ظرفیتها بهدرستی استفاده نکردهایم. میلاد این بانوی بزرگوار در میان طیف مذهبیون به برگزاری یک جشن میلاد خلاصه میشود، در میان خبرنگاران به انجام یک مصاحبه و چاپ یک خبر محدود میماند و در صداوسیما نیز به برگزاری یک میزگرد و دعوت از یک استاد تقلیل پیدا میکند. ما بزرگان خود را در همین سطح محدود کردهایم و متأسفانه وقتی این الگوهای اصیل به حاشیه میروند و ما نمیتوانیم الگوی سالمی ارائه دهیم، الگوهای ناسالم و سلبریتیها وارد میدان میشوند؛ افرادی که از سلامت کنش اجتماعی و فرهنگی برخوردار نیستند.
در نتیجه، جوان امروز الگویی ندارد که بتواند خود را به آن متصل کند. معتقدم در این زمینه واقعاً کم گذاشتهایم. بهعنوان یک متولی فرهنگی، خود را در برابر رسالتی که بر دوش دارم، سزاوار مؤاخذه میدانم. هرچند به اندازه توان و رسالت خود اقدام کردهایم، اما چون با جامعه هنرمند، نویسنده، فیلمساز و دیگر فعالان فرهنگی پیوند نخوردهایم، نتوانستهایم حضرت زینب کبری(س) را بهعنوان یک الگوی جامع معرفی کنیم. اگر این پیوند شکل بگیرد، میتوانیم بهترین الگوها را نهتنها برای جامعه خود، بلکه حتی برای جهانیان معرفی کنیم.
یکی از مهمترین موانع، عدم شناخت است. مانع دیگر این است که ما یکدیگر را پیدا نمیکنیم و حاضر نیستیم تیمهایمان را به هم معرفی کرده و به هم نزدیک کنیم. از منیتهای خود عبور نمیکنیم؛ بهگونهای که برای برگزاری یک برنامه کلان درباره یک شخصیت برجسته، پیش از هر چیز به دنبال بودجه، اعتبار و مطرحشدن نام افراد هستیم. بنابراین هم موانع داخلی وجود دارد و هم موانع خارجی.
این نپیوستن به یکدیگر و انجام کارهای موازی، ساده و سطحی، واقعاً دردآور است. همین حالا در سطح شهر، حضرت زینب(س) هیچ نمود عینیای ندارند. اگر بخواهیم حضرت زینب(س) را به یک دختر هفت یا هشتساله معرفی کنیم، نمونه و مصداقی در فضای شهری نداریم. فضای شهری ما از حضور بزرگان خالی است و این حضور صرفاً در حد نصب پردههایی با عنوان «میلاد حضرت زینب مبارک» خلاصه میشود.
در صداوسیما نیز معرفی شخصیت حضرت زینب(س) جایگاه پررنگی ندارد. همه این موارد از موانع معرفی صحیح شخصیت ایشان بهشمار میرود. در مناسبتهایی مانند دهه فاطمیه، به محض آنکه نام شهادت مطرح میشود، همه بخشها فعال میشوند؛ زیرا گریاندن مردم و وارد کردن آنها به فضای حزن، بسیار آسانتر از واداشتن آنها به اندیشه و تفکر است.
هرچند آگاهسازی مردم کار دشواری است، اما امروز دیگر زمانهای نیست که به این روشها بسنده کنیم. امروز، زمانهای است که فرزندان ما در دنیای متاورس و هوش مصنوعی زندگی میکنند. آنها بسیار جلوتر از ما، فضای مجازی را درنوردیدهاند، اما متأسفانه اهلبیت ما در این فضا حضور جدی ندارند. با چند مداحی، روضه یا برگزاری مراسم میلاد، نمیتوان سیره و شخصیت این بزرگواران را معرفی کرد. ما باید مرام اهلبیت(ع) را به مردم بشناسانیم.
غرب برای الگوهایی که حتی ریشه عمیقی ندارند، تلاش فراوان میکند، اما ما برای الگوهای اصیل خود کاری نمیکنیم و کم گذاشتهایم. این کمکاری، ظلمی آشکار به این بزرگان است و در قیامت از ما پرسیده خواهد شد که تا چه اندازه توانستهایم مرام، سیره و صبر حضرت زینب(س) را به زنان و دختران خود بیاموزیم.
حضرت زینب(س) واجد سه نوع صبر بودند: صبر در برابر معصیت، صبر در طاعت و صبر در برابر مصیبت. این صبر، از جنس تحمل صرف، فروخوردن و سپس انفجار نیست؛ هرچند ما معمولاً صبر را اینگونه معنا میکنیم. اما صبر زینبی از این برداشت فاصله دارد و مفهومی بسیار عمیق و اثرگذار در مسیر رشد و شکوفایی انسان است. به همین دلیل خداوند در قرآن کریم به مؤمنان تأکید میکند: «استعینوا بالصبر و الصلاه»؛ حتی در این آیه، صبر بر نماز مقدم ذکر شده است.
یعنی اگر انسان در زندگی اهل استقامت باشد و یاد بگیرد برای برونرفت از مشکلات و موانع راهحل پیدا کند، قطعاً پیروز خواهد بود؛ در حالی که امروز جوان ما از حداقل تابآوری برخوردار است. خداوند در قرآن کریم به چند گروه خاص بشارت داده که یکی از این گروهها «صابران» هستند؛ کسانی که مشکلات آنها را زمینگیر نمیکند. اما امروز جوان ما حتی تاب شنیدن کلمه «نه» را ندارد، چراکه در خانواده این مهارتها را نیاموخته است.
ما صبر در طاعت را نیز نداریم. امروز در بسیاری از ادارات و سازمانها، همهچیز بر اساس دستمزد و ثبت ساعت کاری سنجیده میشود و آن میزان صبری که باید در انجام وظیفه و طاعت خود داشته باشیم، وجود ندارد. حتی مدیران ما نیز آموزش صبر در طاعت ندیدهاند. صبر حضرت زینب(س) در برابر معصیت نیز زبانزد است. صبر به معنای استقامت است و این همان چیزی است که امروز دختران و زنان ما به آن نیاز دارند.
امروز بستر گناه برای دختران و زنان فراهم است، اما آنها نیاموختهاند چگونه در برابر گناه استقامت کنند. صبر در برابر مشکلات نیز از ویژگیهای برجسته حضرت زینب(س) است. مشکل همیشه وجود داشته؛ تنها شکل و مدل مشکلات تغییر کرده است. اما ما صبر حضرت زینب(س) در مواجهه با مشکلات را به نسل امروز آموزش ندادهایم. متأسفانه حتی بهگونهای رفتار نکردهایم که دختران و زنان ما به «زینب» نام داشتن افتخار کنند.
بدیهی است که صبر حضرت زینب(س) از جنس «صبر جمیل» است؛ زیرا ایشان همهچیز را از دریچه واقعیت میدیدند و تلاش میکردند مغلوب مشکلات و موانع نشوند. عاطفه ایشان در اوج است و شخصیتی بسیار برجسته دارند؛ اما در عین سرشار بودن از عاطفه، عقلانیت، پایداری و استواری ایشان زبانزد است. ما این ویژگیها را ساده و پیشپاافتاده میپنداریم، در حالیکه مثنویها حرف، کلام و دستورالعمل در سیره رفتاری حضرت زینب(س) برای همه ما، اعم از زن و مرد، نهفته است.
به نظر من، حضرت زینب(س) را میتوان بهعنوان زنی انقلابی، تغییرآفرین و امتدادبخش قیام عاشورا معرفی کرد. یکی از ویژگیهایی که معمولاً درباره زنان مطرح میشود، پراکندهکاری و نبود انسجام در فعالیتهاست؛ بهگونهای که همزمان به چند کار میپردازند. اما یکی از تربیتهایی که حضرت زینب(س) از آن برخوردار بودند، استمرار و انسجام در عمل بود.
با مطالعه زندگی ایشان درمییابیم که حضرت زینب(س) به افق آینده توجه داشتند، آیندهنگر بودند و نقشهای راهبردی برای زندگی ترسیم کرده بودند و در میدان مبارزه با ظلم، بسیار هوشمندانه عمل کردند. ایشان در ظلمستیزی، کنشگری اجتماعی ـ سیاسی بسیار شجاع بودند. شجاعت، صفتی است که اگر کسی آن را داشته باشد، در زمره «جنودالله» قرار میگیرد. حضرت زینب(س) در میدان مبارزه با ظلم، یک استراتژیست و مبارز فعال بودند.
معمولاً این بخش از زندگی حضرت زینب(س) برای ما پررنگ شده که پس از شهادت برادرشان چه کردند، اما در وداع حضرت زینب(س) با امام حسین(ع)، مؤلفههای برجستهای از مبارزه نهفته است که باید برای جامعه ما تبیین شود. در آن صورت، اگر اشکی هم ریخته شود، میتواند حماسهساز باشد و رنگ جامعه را تغییر دهد.
امروز باید به امتداد نقش حضرت زینب(س) توجه کنیم. بانوان ما باید بهگونهای تربیت شوند که دشمن از دست آنها زمینگیر شود؛ همانگونه که دشمن از مواجهه با حضرت زینب(س) زمینگیر شد. امروز باید دخترانی تربیت کنیم که دشمن را به ستوه آورند و هیمنه پوشالی او با تربیت دختران بر اساس سیره حضرت زینب(س) فرو بریزد. اینگونه میتوان نقش فعال، تغییرآفرین و حماسی حضرت زینب(س) را در جامعه محقق کرد.
حضرت زینب(س) هیچگاه مصلحتاندیشی منفعلانه نکردند و هرگز ترس را به خود راه ندادند. ایشان برای افشای دشمن، مدبرانه عمل کردند و معادلات ذهنی دشمن را به هم ریختند. بازتعریف واقعه عاشورا، روایتگری آن و زنده نگهداشتن نهضت حسینی نیز از هنرهای بزرگ حضرت زینب(س) بود؛ هنری که باعث شد مردم فریبخورده به حقیقت بازگردند و چهره واقعی بنیامیه برای آنان آشکار شود. اینها هویتهای مختلفی از شخصیت این بانوی بزرگ است که هر یک از ما، متناسب با مأموریت خود، باید آنها را به زنان و دختران جامعه معرفی کنیم.
به این شکل که درس مستقلی با عنوان «زینبشناسی» یا «فاطمهشناسی» وجود داشته باشد، خیر. حوزه علمیه ابزار کشف این شخصیتها را در اختیار طلبه قرار میدهد. طلبه در حوزه با منابع معتبر و صحیح آشنا میشود و میتواند با اقتباس، کنکاش، مطالعه و بررسی، ابعاد وجودی این شخصیتها را بشناسد، بشناساند و آنها را به زبان روز ترجمه کند. در حوزه علمیه، یک بخش دانش و یک بخش مهارت وجود دارد که این دو در هم تلفیق میشوند تا طلبه بتواند ضمن بهرهگیری از این آگاهیها، آنها را به دیگران منتقل کند. این، رسالت حوزویان است.
نقش حوزه این بوده است که بستر لازم را برای شناسایی شخصیتهای بزرگی مانند حضرت زینب(س) فراهم کند، نیروهای طلبه را جذب و اساتید را تربیت کند. البته نگاه صفر و صدی به این موضوع وجود ندارد، اما معتقدم هرکس تلاش بیشتری کرده، توفیقات بیشتری نیز به دست آورده است.
اگر به حوزه علمیه صرفاً بهعنوان یک مرکز آموزشی نگاه شود، قطعاً نمیتواند به همه رسالتها و مأموریتهای خود دست یابد. این مسئله به برنامهریزی، تصمیمسازی، سیاستگذاری و اصول حاکم بر مدیریت حوزه بازمیگردد. برخی امور بر اساس آییننامهها و بخشنامهها باید اجرا شود، اما در مدیریت و راهبری حوزه و نگاه کرامتمحور به طلبه، میتوان خروجی مؤثر و مطلوبی در راستای شناخت و شناساندن سیره عملی شخصیتهای بزرگی همچون حضرت زینب(س) رقم زد.
انتهای پیام