
به یاد داشته باشیم
خشم، فراگیرترین و پرشورترین هیجان انسانی است. این واکنش احساسی که اغلب ناآگاهانه در برابر یک تهدید (واقعی یا خیالی) به وجود میآید، موتور محرکهای قدرتمند برای از میان برداشتن آن تهدید است، اما این انرژی عظیم، مانند هر پدیده دیگری، سکهای دو رو دارد: میتواند مخرب باشد یا سازنده. خبرنگار ایکنای خراسانرضوی در گفتوگو با
زهرا عاصمی، روانشناس و پژوهشگر قرآنی، به بررسی موضوع «
مدیریت خشم عمومی از منظر قرآن» پرداخته است که در ادامه میخوانیم؛
ایکنا _ قرآن چه عواملی را باعث فوران خشم اجتماعی میداند؟
برای ورود به بحث باید با کالبدشکافی ماهیت خشم، به تبیین مفهوم خشم متناسب و خشم مقدس در
آموزههای اخلاقی و قرآنی بپردازیم. درباره ماهیت غریزی خشم باید گفت خشم یک واکنش احساسی و ناخودآگاه است که در برخورد با یک تهدید شکل میگیرد. این تهدید لزوماً نباید عینی باشد و یک تهدید خیالی یا ادراک شده نیز میتواند همین واکنش را در پی داشته باشد. هرچه شدت تهدید درک شده بیشتر باشد، میزان برانگیختگی و انرژی روانی فرد برای از میان برداشتن آن عامل، افزایش مییابد. دیدگاههای علمای اخلاق، به جنبه منفی سنتی خشم اشاره دارند و براساس عقیده علمای اخلاق سنتی، خشم حالتی نفسانی است که روح را به سمت بیرون و انتقام هدایت میکند، اما امروزه میدانیم که خشم خاموش یا بیرویه هر دو آسیبزاست.
برای غلبه بر این دوگانگی، سه ضلع اصلی یک خشم مناسب و قابل کنترل را باید در نظر گرفت. یکی از اضلاع واقعیت تهدید است و باید یک تهدید واقعی وجود داشته باشد و نه صرفاً یک سوءتفاهم یا برونفکنیهای درونی. ضلع دوم تناسب با شدت است و میزان واکنش باید متناسب با شدت تهدید باشد. به تعبیری، باید بریزد و از آن فراتر نرود و ضلع سوم کمترین آسیب است، درحالیکه خشم باید عامل کاهنده تهدید باشد، نباید آسیب جدی متوجه فرد یا دیگران کند، البته قرآن کریم، خشم را تنها در بعد منفی نمیبیند و موارد متعددی از خشم مقدس را معرفی میکند. قرآن کریم خشمهایی را معرفی میکند که تحت کنترل عقل و آگاهانه اعمال میشوند. خداوند متعال نیز با صفاتی چون قهار و جبار (مانند آنچه در سوره انفال آیه 65 و مائده آیه 80 ذکر شده) توصیف میشود. این خشم الهی از صفات ثبوتی و شایسته خداوند است. این خشم زمانی بروز میکند که انسان از مسیر اعتدال و هدف متعالی الهی منحرف میشود. در واقع، خشم خداوند نسبت به انحراف انسان، در نهایت به نفع اوست، زیرا او را به مسیر مستقیم بازمیگرداند.
اما در مسائل پیرامون هیجان خشم، با ورود به بعد کلانتر، نگرانیهایی جدی درباره خشم اجتماعی و تأثیر آن بر ثبات ساختارهای فردی، اجتماعی و حکمرانی وجود دارد، زیرا خشم اجتماعی یک فوران ناگهانی نیست، بلکه محصول انباشت طولانیمدت ناملایمات است. از اینرو نقش نظامهای سیاسی در این فرآیند، محوری است. از آنجا که نظامهای سیاسی اصلیترین مرجع ریلگذاری سبک زندگی افراد هستند، میتوان آنها را عامل مهمی در بهوجود آمدن خشم اجتماعی دانست. متقابلاً، همین نظامها نقش اساسی در کاهش آن دارند.
ایکنا _ نظر قرآن درباره خشم اجتماعی چیست؟
قرآن، خشم اجتماعی را یک حادثه لحظهای نمیداند، بلکه آن را نتیجه انباشت طولانیمدت، تعریف میکند. این انباشت شامل بیعدالتی، تحقیر انسان، نفی کرامت، برآورده نشدن نیازهای متوسط انسانی و از دست رفتن حقیقت است. در استناد به این سخن میتوان به آیه ۶۱ سوره بقره «وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ…» اشاره کرد. قرآن نشان میدهد وقتی جامعهای در فقر معنوی ناشی از بیعدالتی قرار میگیرد و حقوقش نادیده گرفته میشود، خشم بهتدریج به حافظه جمعی آن ملت نفوذ میکند.
از همه مهمتر که رابطه تنگاتنگی میان اخلاق و خشم هست. گسست اخلاقی، خود جرقه زننده خشم اجتماعی است و این دو، یک سیکل معیوب را تشکیل میدهند: خشم، اخلاق را از زندگی دور میکند و آن گسست اخلاقی، خود باز هم خشم را به وجود میآورد. از آیه ۱۲ سوره حجر که سوءظن، تهمت، شایعه و پروندهسازی را نقد میکند میتوان نتیجه گرفت هنگامیکه این رفتارهای مخرب جای فهم، حقیقت و عدالت را میگیرد، خشم دیگر یک واکنش فردی نیست، بلکه به یک اپیدمی اجتماعی تبدیل میشود.
ایکنا _ چگونه آموزههای قرآنی میتوانند کنترلکننده خشم جمعی باشند؟
آموزههای قرآنی میتوانند کنترلکننده خشم جمعی باشند، البته مفهوم کنترل فرماندهی خشم مورد توجه است. قرآن انسان مؤمن را کسی نمیداند که خشم ندارد، بلکه کسی میداند که فرمان خشم را به دست خود نمیسپارد، یعنی فرد عصبانی میشود، خشم را حس میکند، اما اجازه نمیدهد که خشم، فرمانده شود و عقل را به مرخصی بفرستد. او کلید ماشین رفتارش را به خشم نمیدهد. در واقع راه مقابله با خشم اجتماعی، تنها در اصلاح ساختارهای حکمرانی خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند یک تحول درونی و اخلاقی است تا جامعه بتواند خشم را شناسایی کند، اما آن را در خدمت عقل و عدالت بهکار گیرد، نه اینکه خود قربانی آن شود.
از اینرو نحوه واکنش فردی در مواجهه با محرکها در فضای مجازی هم مورد توجه است. امروزه هر انسانی یک رسانه است و هر خشم یک موج و اهمیت لحظه تصمیمگیری در کنترل این امواج را باید در نظر داشت. برای نمونه فرد یک خبر یا توییتی میبیند که خونش به جوش میآید و انگشتش آماده ارسال است. اینجاست که دو مسیر پیشرو دارد؛ یا فرمان خشم را به دست زبان و دست خود میسپارد و ناگهان یک کامنت تند، یک توهین یا یک فوروارد آتشین منتشر میکند که نتیجهاش پشیمانی است، یا دعوای عمومی، یا آبرویی دود شده و یا تصمیم میگیرد فرمان را به دست عقلش بسپارد. مفهوم قرآنی «کاظمین الغیظ» در این بستر معنا میشود: یک نفس عمیق، یک مکث کوتاه و گفتن این جمله به خود که الآن خشم دارم، اما میتوانم کنترلش کنم، صبر میکنم و به خودم زمان میدهم. تفاوت اصلی اینجاست که اگر فرمان به دست هیجان سپرده شود، فریاد و تحقیر و ناراحتیهای اجتماعی به وجود میآید، اما اگر فرمان نگه داشته شود، خشم هست، اما حکمرانی نمیکند، یعنی عقل، ایمان و اخلاق همچنان پشت فرمان هستند.
با استناد به آیه ۱۳۴ سوره آلعمران که کاظمین الغیظ (فرو بردهکنندگان خشم) و عافین عن الناس (گذشتکنندگان از مردم) مورد ستایش قرار میگیرند به طوری که کاظمین الغیظ یعنی خفهکردن فوران خشم قبل از تبدیلشدن به یک کنش مخرب و این دقیقاً شبیه به مکث آگاهانه بر دکمه ارسال در شبکههای اجتماعی است.
علاوه بر این قرآن حلم را هم بهعنوان راهکار اخلاقی برای مدیریت ارتباطات اجتماعی مطرح میکند و با مفهوم حلم به ما یاد میدهد که نه هر حرفی سزاوار گفتن است و نه هر حقیقتی را میتوان در هر زمان و به هر شیوه بیان کرد. برای تبیین اوج این مهار اخلاقی، به آیه ۶۳ سوره فرقان استناد میشود که ویژگی بندگان خدا را در مواجهه با جاهلان بیان میکند: «و هنگامیکه افراد جاهل (ناآگاه یا تحریککننده) با آنها سخن میگویند، میگویند: سلام. این سلام، به معنای انفعال نیست، بلکه نشاندهنده قدرت اخلاقی یک سکوت مسئولانه است. این یک مهارت حیاتی برای جامعهای است که درگیر تجربه خشمهای لحظهای است.
ایکنا _ چه نهادهایی مسئول عملیاتیکردن اخلاق خویشتنداری قرآنی در فضای عمومیاند؟
از نگاه قرآن، اخلاق اجتماعی صرفاً یک مسئولیت فردی نیست، بلکه یک سوژه جمعی است. از این رهگذر سه رکن اساسی برای ساختن جامعهای با اخلاق اجتماعی قوی و کاهنده خشم معرفی شده است.
نهاد آموزش اعم از مدرسه، دانشگاه، مسجد، رسانه باید سواد هیجانی قرآنی بسازند، نهفقط دانش قرآنی. تزکیه باید مقدم بر تعلیم باشد و با استناد به آیه 2 سوره جمعه که میفرماید: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ. از این رو مهار خشم مقدم بر انتقال اطلاعات است.
رسانهها و کنشگران فضای مجازی هم در عملیاتیکردن خویشتنداری قرآنی تأثیر گذارند و در واقع رسانهها باید قول سدید باشند. با استناد به آیه 7 سوره احزاب، قول سدید یعنی محکم، درست، مؤثر، خوب و دلگرمکننده. از اینرو کنشگران باید دقت کنند که آیا حرف آنها بهجای تضاد و تفرقه، وحدت و همدلی را رواج میدهد؟ علاوه بر این باید حاکمیت و سیاستهای حکمرانی تولیدکننده اخلاق در جامعه باشد. قرآن از صاحبان قدرت میخواهد خودشان تولیدکننده خشم نباشند و با سیاستهای حکمرانی، بستر انباشت خشم (بیعدالتی و ذلت) را از بین ببرند.
انتهای پیام