در جوامع اسلامی، توجه به طبقات نیازمند و بهویژه زنان سرپرست خانوار که بار سنگین اقتصادی و عاطفی خانواده را بر دوش میکشند، همواره یک تکلیف دینی و اجتماعی محسوب شده است؛ در جامعه امروز، زنان سرپرست خانوار از اقشار مهم و نیازمند حمایت چندجانبهاند. اما مسئله محوری در تحقق این تکلیف، نحوه اجرای آن است؛ آیا حمایتها باید صرفاً براساس ترحم و رفع نیازهای مالی لحظهای بنا شود، یا باید مبتنی بر تأمین کرامت و توانمندسازی بلندمدت باشد؟
در همین زمینه با منور سادات شایستهخو، مدیر مؤسسه علمی تحقیقاتی مکتب نرجس مشهد، درخصوص جایگاه حمایت اجتماعی در آموزههای قرآنی و نسبت آن با سیاستهای حمایتی موجود و بررسی تطابق سیاستهای حمایتی از زنان سرپرست خانوار با آموزههای قرآن گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانیم؛
نگاهی که قرآن به مسائل انسانی دارد، نگاهی کرامتمحور است. اساس نگاه قرآنی بر کرامت انسان بنا شده است نه ترحم. حتی وقتی محور تقوا را در قرآن بررسی میکنیم، میبینیم که با مفهوم «کرامت» گره خورده است. بنابراین هر نوع سیاست اجتماعی باید با این نگاه کریمانه نسبت به انسان طراحی شود؛ قرآن معتقد است نظام حمایتی کشور باید از مرحله کمک مالی عبور کرده و به توانمندسازی علمی، فرهنگی و کرامتی زنان سرپرست خانوار برسد.
تطابق سیاستهای حمایتی جمهوری اسلامی با آموزههای قرآنی، در برخی بخشها بهویژه در تضمین حداقل معیشت دیده میشود؛ یعنی همان مفهومی که در قرآن از آن با عنوان کفالت یاد میشود. خدمات آموزشی و بهداشتی نیز مورد تأکید آیات الهی است. اما تمرکز صرف بر حمایت مالی یکی از نقاط ضعف بهشمار میرود. این قشر علاوه بر کمک مالی، به پشتیبانی علمی، فرهنگی، عاطفی و معنوی نیاز دارد. در برخی از برنامهها بعد کرامتی کمتر مورد توجه بوده است.
براساس آیات قرآن، جامعه وظیفهای چندبعدی در قبال نیازمندان دارد. در سوره «نساء» خداوند بر پیوندهای خویشاوندی تأکید میکند: «وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ» و در سوره «اسراء» آیه ۲۶ نیز میفرماید: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ»، یعنی نخستین مسئولیت حمایت بر دوش خانواده و خویشاوندان است. اما قرآن گستره مسئولیت را فراتر میبرد؛ در سوره «توبه» آیه ۷۱ خداوند میفرماید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»؛ یعنی مؤمنان نسبت به هم ولایت و مسئولیت دارند. این ولایت اجتماعی شامل حمایت از ضعفا نیز میشود.
قرآن برای حکومت نیز وظیفه مشخصی تعیین کرده است. در آیات مربوط به سوره «انفال»، بخشی از بیتالمال به نیازمندان و بیسرپرستان اختصاص داده شده است. در حکومت اسلامی هم باید چنین سازوکاری وجود داشته باشد؛ برای نمونه ایجاد صندوق ویژه برای زنان سرپرست خانوار مشابه صندوق بیتالمال در زمان امام علی(ع)، میتواند گامی مهم باشد. همچنین تدوین سیاستهای اجتماعی و بیمههای حمایتی خاص برای این قشر ضروری است.
این مسئله نیز در قرآن مورد توجه است. خویشاوندان متوفی، بهویژه پدر و برادر او، مسئولیت مالی و عاطفی نسبت به خانواده او دارند. این مسئولیت باید به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شود تا گسست خانوادگی رخ ندهد. حمایت عاطفی، اجتماعی و حفظ کرامت این بانوان، زمینهساز امنیت اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای بزرگتر است. البته باید حدود این مسئولیتها رعایت شود تا به شکل توقع یا الزام بیجا در نیاید.
اجرای احکام اجتماعی در جوامع مدرن نیازمند سیاستگذاریهای چندلایه است. در سطح کلان میتوان صندوقهای ویژه، قوانین اشتغال برابر، و نظام بیمهای ویژه زنان سرپرست خانوار را تدوین کرد. در سطح میانی نیز؛ نهادهایی مانند «شورای مشورتی زنان سرپرست خانوار» یا «مراکز خدمات جامع زنان» میتوانند متولی خدمات آموزشی، اشتغالی و روانی باشند. حتی اعطای تسهیلات شغلی و یارانه آموزشی به فرزندان این خانوادهها باید به صورت منظم و پایدار در دستور کار قرار گیرد.
زن سرپرست خانوار، ذیحق و صاحب کرامت است، نه نیازمند ترحم. حمایتها باید توانمندساز و مستمر باشند، نه موسمی و مقطعی. برای نمونه کمکهای مناسبتی در ماه مبارک رمضان یا اعیاد، هرچند ارزشمند است، اما کافی نیست. باید فرآیندی پایدار شکل گیرد که در آن خود زنان نیز نقش فعال داشته باشند؛ چرا که آنان توانمندیهای فراوانی دارند که میتواند در مسیر رشد جامعه به کار گرفته شود. جامعه قرآنی جامعهای است که در آن خانواده، مردم و حکومت دست در دست هم میدهند تا هیچ انسانی از دایره کرامت خارج نماند. حمایت از زنان سرپرست خانوار نه فقط وظیفهای انسانی، بلکه رسالتی قرآنی است.
انتهای پیام