در دوران صفویه، زن ایرانی نه تنها در حوزه خانوادگی و مذهبی حضور داشت، بلکه در فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز نقشهای پررنگی ایفا کرد. اگرچه ساختارهای مذهبی و سنتی محدودیتهایی بر جایگاه زنان ایجاد کرد، اما این زنان، بهویژه در دربار و طبقات بالا، از طریق وقف، دیپلماسی و دخالت در معادلات قدرت، به قدرتی غیررسمی اما تأثیرگذار دست یافتند.
در همین خصوص رقیه قهرمانینیک، مدرس دانشکده علوم قرآنی مشهد و پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، که در ادامه میخوانیم؛
دوران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶ میلادی) با تثبیت مذهب تشیع و هویت ملی ایران، شاهد تحولات عمیقی در زندگی زنان بود. در حالی که ساختارهای مذهبی و سنتی محدودیتهایی را بر زنان تحمیل میکرد، آنها بهویژه در دربار و طبقات بالا، قدرت سیاسی و اقتصادی قابل توجهی کسب کردند. این متن، تصویری جامع از سیمای زن در دوره صفوی ارائه میدهد، از نقشهای فعال زنان در دربار و دیپلماسی، گرفته تا مشارکت آنها در اقتصاد، هنر و باورهای مذهبی.
برخلاف تصور رایج که زنان در این دوره صرفا در حرمسرا محدود میشدند، دربار صفوی شاهد حضور و نفوذ فعال زنان بود. شخصیتهایی مانند پریخان خانم، دختر شاه تهماسب، در تعیین پادشاه بعدی و معادلات قدرت نقش مهمی ایفا میکردند. زنان دربار همچنین بهعنوان سرمایهگذاران و حامیان هنر و فرهنگ، با انجام وقفهای گسترده، به ساخت بناهای باشکوهی چون مساجد، مدارس و کاروانسراها کمک میکردند. مکاتبات زنان دربار با حاکمان سایر کشورها، نمونهای از دیپلماسی نرم آن دوران است.
هنر مینیاتور دوره صفوی، منبع ارزشمندی برای شناخت پوشش و زیباشناسی زنان آن دوران است. زنان در این آثار با لباسهای رنگارنگ، پارچههای ابریشمی زربفت و تزئینات فراوان به تصویر کشیده شدهاند. در زندگی روزمره، زنان هنگام خروج از منزل از چادرهای سفید یا بنفش و رویبند (پیچه) استفاده میکردند و دقت زیادی در پوشاندن خود داشتند. استفاده از حنا، سرمه، سفیداب و خالگذاری نیز از رایجترین روشهای آرایش در میان زنان بود.
در دوره صفوی، زنان برخلاف بسیاری از جوامع همعصر خود، حق مالکیت داشتند و میتوانستند بهطور مستقل دارایی خود را اداره کنند، به دادگاه بروند و تجارت کنند. زنان طبقات پایین، نقش مهمی در اقتصاد ایفا میکردند و بهویژه در صنایع نساجی مانند قالیبافی و نوغانداری (تولید ابریشم) فعال بودند.
با رسمیشدن مذهب تشیع، حضور زنان در مناسک مذهبی گستردهتر شد. سفرهای زیارتی به مشهد، کربلا و مکه، فرصتی برای خروج از خانه و شرکت در مراسم مذهبی بود. اگرچه مدارس عمومی برای زنان وجود نداشت، اما دختران در خانوادههای متدین و اعیان، آموزشهای دینی، ادبیات و خوشنویسی را از معلمان سرخانه فرا میگرفتند.
سیاحانی نظیر شاردن، تاورنیه و پیترو دلاواله، اطلاعات ارزشمندی در مورد زنان ایرانی ثبت کردهاند. آنها زنان ایرانی را باهوش، محتطاط و دارای نفوذ زیاد بر همسرانشان توصیف کردهاند. شاردن اشاره میکند که زنان ایرانی آزادی زیادی در خانه دارند و در واقع، ارباب خانه محسوب میشوند.
سیمای زن در عصر صفوی، ترکیبی از محدودیتهای اجتماعی و قدرت پنهان است. اگرچه ساختار سنتی جامعه زنان را به محیط خانه محدود میکرد، اما هوشمندی، ابتکار و نفوذ سیاسی آنها در زمینههای مختلف، نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کرد. زنان صفوی با استفاده از ابزارهایی مانند وقف و دیپلماسی، به بازیگران غیررسمی اما تاثیرگذار در تصمیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده بودند.
انتهای پیام