رضا صمدی، روانشناس و متخصص امور تربیتی، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از خراسانرضوی، با تشریح ژرفنمایانه پنج ویژگی اساسی دوران نوجوانی، مسیرهای نوینی را برای فهم و همراهی با این قشر حساس ترسیم و اظهار کرد: شناخت درست این ویژگیها نه تنها سنگ بنای تربیتی اثربخش است، بلکه مهمترین عامل کاهنده اضطراب و سامانبخش رابطه والدین و نوجوانان در فضای پرشتاب کنونی بهشمار میرود.
صمدی با اشاره به پیچیدگیهای عصر حاضر، نوجوانی را دورانی تعیینکننده و سرنوشتساز دانست و گفت: غفلت از این دوران میتواند تبعاتی بلندمدت داشته باشد. ما در برابر نسلی قرار داریم که در اقیانوسی از اطلاعات با عمق کمشناور است. این نسل، به ظاهر دانا، در معرض خطر سطحینگری است، بنابراین، رویکرد تربیتی باید از حالت دستوری صرف خارج شده و به سمت فهم، تفاهم و راهبری سوق یابد.
این کارشناس امور تربیتی با بسط مفهوم قدرتطلبی، آن را فراتر از یک خواسته ساده، نیاز هستیشناختی نوجوان برای کسب هویت و اعتبار دانست و تصریح کرد: نوجوان میخواهد وجودش به رسمیت شناخته شود. او نمیخواهد صرفاً فرزند فلان شخص باشد، بلکه میطلبد که او بودنش دیده شود و این دیدهشدن، سوخت روانی لازم برای حرکت در مسیر رشد است. سرکوب یا نادیدهگیری این نیاز، به شکلهای مختلفی خود را نشان میدهد؛ از گوشهگیری و افسردگی گرفته تا پرخاشگری و تمرد و همه این موارد میتوانند ریشه در احساس نادیدهشدگی داشته باشند.
وی با انتقاد از سیستمهای ارزشگذاری رایج، مانند تمرکز افراطی بر نمره، اظهار کرد: این امر احساس نادیده شدن را تشدید میکند، وقتی شما فرزندتان را با یک عدد میسنجید، عملاً تمام ابعاد وجودی او، از عواطف و استعدادهای هنری تا مهارتهای اجتماعی را نادیده گرفتهاید.
صمدی با تأکید بر ویرانگری مقایسه بیان کرد: بهجای مقایسه فرزندتان با دیگران، او را با خودش مقایسه کنید. بگویید که نسبت به هفته قبل چه پیشرفتی کردهای؟ این روش، احساس رقابت مسموم را کاهش داده و انگیزه درونی برای رشد ایجاد میکند، همچنین، برای تقویت احساس ارزشمندی لازم است توانمندیهای متنوع او حتی اگر در راستای مورد علاقه شما نیست را شناسایی، تحسین و زمینه پرورش آن را فراهم کنید.
این کارشناس امور تربیتی در توضیح شیوه صحیح ارائه بازخورد منفی، تکنیک ساندویچ را پیشنهاد و اظهار کرد: ابتدا یک نکته یا چند مثبت صادقانه فرزندان را یادآوری کرده، سپس انتقاد اصلی بهصورت محترمانه و متمرکز بر یک رفتار ارائه شود و در پایان، مجددا تأییدیه یا بیان امیدواری. این روش از تخریب شخصیت جلوگیری کرده و پذیرش را افزایش میدهد.
وی کنجکاوی نوجوان را موتور محرک یادگیری و شکلگیری جهانبینی مستقل دانست و تصریح کرد: برخورد قضاوتی، تحقیرآمیز یا سرکوبگرانه با سؤالات، حتی سؤالات به ظاهر شکننده، اعتماد بنیادین نوجوان را تخریب میکند و نتیجه آن، دوبارهسازی زندگی به بخش قابل گفتوگو با والدین و غیرقابل گفتوگو است که بخش دوم معمولاً در فضای بیضابطه مجازی یا با همسالان حل میشود.
صمدی درباره علت کمحرفی نوجوانان پس از دوره کودکی، اظهار کرد: این سکوت، اغلب نتیجه تجربه تکرارشونده قضاوت شدن، بیاهمیت شمرده شدن سؤال یا دریافت پاسخهای آماده و تحکمآمیز است. نوجوان بهتدریج میآموزد که برای حفظ امنیت روانی خود، دنیای درونیاش را پنهان کند.
این کارشناس امور تربیتی به استراتژیهای هوشمندانهای برای مواجهه با سؤالات دشوار، اشاره و بیان کرد: استقبال، تشکر و ایجاد فضایی امن و قدردانی از شجاعت نوجوان برای پرسش، شنونده فعال بودن و پیش از پاسخ، به کامل گوشدادن و درک زوایای پرسش، اقرار به ندانستن در صورت لزوم، مشورت و ارجاع و استفاده از منابع معتبر، مشورت با همسر و در صورت نیاز، رجوع دادن نوجوان به شخص ثالث مورد اعتماد، از جمله این راهکارهاست.
وی بر نقش مکمل یک فرد بزرگسال مورد اعتماد، غیر از والدین تأکید کرد و افزود: این شخص میتواند خاله، دایی، معلم یا مشاور مدرسه باشد و وجود چنین فردی یک دریچه اطمینان است. نوجوان گاه حرفی را که برایش در نقش فرزند گفتنش دشوار است، در نقش یک دوست کوچکتر یا یک مراجعهکننده به آن شخص ثالث مطرح میکند، خانوادههای هوشمند، به شکلگیری این ارتباط سالم کمک میکنند.
صمدی با بیان اینکه تلاش برای خاموش کردن میل به استقلال، مانند فشار آوردن بر فنر است که نتیجهای جز پرتاب ناگهانی و کنترلناپذیر ندارد، گفت: وظیفه ما بهعنوان والد یا مربی، نه جلوگیری از استقلال، بلکه قانونمند کردن و ایجاد بستر امن برای آن است.
این کارشناس امور تربیتی با اشاره به یکی از دغدغههای اصلی والدین اظهار کرد: بهجای منع مطلق استفاده از فضای مجازی یا معاشرت بهتر است قواعد شفافی تعریف کنیم. برای نمونه ساعتهای استفاده، پیوستن به گروههای مورد تأیید خانواده، یا معرفی دوستان به والدین. همچنین، با برنامهریزی برای فعالیتهای گروهی جذاب و سالم (کوهنوردی، کارگاههای مهارتی، اردوهای فرهنگی)، بخشی از نیاز به استقلال و معاشرت را در فضایی ایمن پاسخ میدهیم.
وی بیان کرد: گفتن نه محض به تولد یا مهمانی دوستانه، فقط مسئله را به حوزه پنهان میبرد و راهحل، ایجاد آلترناتیو است. به او بگوییم: میتوانی بروی، به شرطی که محل را بشناسیم و ساعت بازگشت مشخص باشد و یا پیشنهاد میزبانی یک مهمانی تحت نظارت خودمان در خانه را بدهیم و اینگونه هم اعتماد نشان دادهایم و هم نظارت غیرمستقیم داریم.
صمدی با اشاره به پایههای عصبشناختی تصریح کرد: بخش پیشانی مغز که مسئول قضاوت، کنترل تکانه و برنامهریزی بلندمدت است، تا اوایل دهه بیست سالگی به بلوغ کامل نمیرسد، بنابراین، این یک نقص نیست، یک ویژگی رشدی است و نوسان خلق، تغییر سریع علاقهمندیها و حتی تصمیمگیریهای به ظاهر غیرمنطقی، تا حدی طبیعی است. وظیفه ما حفظ آرامش، همراهی بدون قضاوت و کمک به او برای عبور از این دوره است، نه تشدید بحران با سرزنش.
وی با اشاره به این ویژگی دیگر نوجوانان که رغبت به دوستییابی و ایجاد گروههای همسالان است، آن را مکمل استقلالطلبی دانست و افزود: نوجوان در عین تمایل به استقلال، شدیداً نیازمند پذیرفتهشدن در یک گروه (همسالان) است که در این مورد نقش والدین و مدرسه، نه مقابله، بلکه مهندسی این گروهپذیری و تشکیل گروههای مطالعه، ورزشی یا معنوی تحت نظارت، بهترین راهکار است.
این کارشناس امور تربیتی در پایان گفت: والدین نقش منفعل را رها کرده و فعالانه در ایجاد فضاهای سالم مشارکت کنند. به مدرسه پیشنهاد دهید که شما محل یا امکانات برای یک گردش علمی فراهم میکنید، با والدین دیگر هماهنگ شوید و یک شبکه حمایتی ایجاد کنید. این کار، بار مدرسه را کم کرده و شبکه اجتماعی امنی برای نوجوانان میسازد.
انتهای پیام