به گزارش ایکنا از خراسانرضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، در نشستی که محتوای آن از کانالهای مجازی منتسب به این مفسر قرآن کریم منتشر میشود، با موضوع «دعوت قرآن به عبرتآموزی انسانها از گذشتگان (قسمت اول)» با اشاره به خطبه ۸۳ نهجالبلاغه امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد: در این خطبه، حضرت علی(ع) مراتب بیش از بیستگانه تقوا و مسیر رسیدن انسان به قله تقوا را بهصورت مرحلهبهمرحله ترسیم میکنند. ممکن است این پرسش در ذهن شکل بگیرد که آیا انسان توان و ابزار لازم برای پیمودن این مسیر دشوار را دارد یا خیر؛ امام(ع) در ادامه خطبه، بهزیبایی امکانات و ابزارهای الهی برای وصول به تقوا را برمیشمارند.
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) از ابزارهای ادراک انسان آغاز میکنند و به نعمتهای شنوایی و بینایی بهعنوان دو حس برتر اشاره دارند. همچنین به ترکیب جسم و روح و آمادگی وجود انسان برای حرکت در مسیر صحیح و رسیدن به اهداف الهی توجه میدهند و نشان میدهند که انسان از نظر ساختار وجودی برای پیمودن این راه آماده شده است.
صاحب تفسیر مشکاة ادامه داد: امام(ع) در فرازی دیگر میفرمایند خداوند برای انسان عمر و اعمال او را مقدر کرده است. اساساً «عمر» به معنای دوران آبادانی وجود انسان است و از ریشه «عمران» گرفته شده است. نکته مهم آن است که خداوند مدت دقیق عمر انسان را پنهان کرده و آن را آشکار نساخته است. اگر مؤمن زمان مرگ خود را میدانست، از شوق لقاء الهی پیش از مرگ جان میداد و اگر کافر از آن آگاه میشد، یا بر جنایت خود میافزود یا دچار یأس میگردید. از این رو، پنهان ماندن اجل از جلوههای لطف الهی به شمار میرود.
انصاری تصریح کرد: البته در مواردی خاص، برخی از اولیای الهی به اذن خداوند از زمان مرگ خود آگاه میشوند؛ چنانکه امیرالمؤمنین(ع) در شب نوزدهم ماه رمضان فرمودند: «به خدا سوگند، نه من دروغ میگویم و نه به من دروغ گفته شده است؛ این همان وعدهای است که پیامبر خدا(ص) به من داده بود.»
وی با اشاره به فراز دیگری از خطبه نهجالبلاغه گفت: امام(ع) میفرمایند خداوند آثار و سرنوشت پیشینیان را برای انسانها باقی گذاشته تا مایه عبرت باشد. واژه «عبرت» به معنای عبور از ظاهر حادثه به حقیقت آن است؛ یعنی انسان باید آنچه را در تاریخ میبیند به زندگی امروز خود منتقل کند و به کار بندد.
صاحب تفسیر مشکاة گفت: عمر انسان برای آزمون و خطا کافی نیست. اگر انسان بخواهد همه چیز را با تجربه شخصی بیازماید، فرصت زندگی او پایان مییابد. به همین دلیل، خداوند سرنوشت ملتها و انسانهای پیشین را در اختیار بشر قرار داده تا از موفقیتها و شکستهای آنان درس بگیرد. عواملی که صدها سال پیش موجب سقوط یا پیشرفت انسانها بوده، امروز نیز همان عوامل هستند؛ صداقت، امانتداری، پشتکار و ایمان موجب موفقیتاند و خیانت، فساد و ظلم موجب سقوط. این سنت الهی تغییرناپذیر است: «فلن تجد لسنة الله تبدیلا».
انصاری در ادامه با اشاره به قصص قرآن کریم، اظهار کرد: قرآن کتاب تاریخ نیست، بلکه کتاب هدایت است. در داستانهای قرآنی، زمان و مکان بهصورت دقیق تاریخی ذکر نمیشود؛ زیرا هدف قرآن، ارائه الگوی رفتاری برای همه انسانها در همه زمانهاست. داستان حضرت یوسف(ع) نمونهای از این نگاه فراتاریخی است که نشان میدهد انسان در سختترین شرایط اخلاقی نیز میتواند با پناه بردن به خداوند نجات یابد.
وی بیان کرد: قرآن در بیان سرگذشت اقوامی مانند عاد، ثمود، قوم لوط، قوم شعیب و فرعون، به دنبال تاریخنگاری نیست، بلکه میخواهد عوامل سقوط آنان را نشان دهد؛ گاه انحراف اخلاقی، گاه فساد اقتصادی و گاه سوءاستفاده از قدرت. این سرنوشتها هشدار همیشگی برای بشر است.
صاحب تفسیر مشکاة افزود: بخش قابل توجهی از قرآن به قصص اختصاص دارد تا انسانها از سرنوشت پیشینیان درس بگیرند و زندگی خود را اصلاح کنند. این همان معنایی است که امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند خداوند آثار گذشتگان را برای عبرت آیندگان باقی گذاشته است تا بنگرند، بیندیشند و مسیر زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
انتهای پیام