کد خبر: 4332558
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۰

خلأ تربیت محقق؛ چالش اصلی مطالعات فرامادی در ایران

دبیر کارگروه حکمت تمدنی و مطالعات فرامادی با تأکید بر کمبود جدی پژوهشگر در این حوزه، خلأ تربیت محقق و ضعف مسیرهای روشمند پژوهشی را مهم‌ترین چالش مطالعات فرامادی در ایران دانست و بر ضرورت پیوند فلسفه اسلامی با علوم تجربی برای تولید علم کاربردی تأکید کرد.

خلأ تربیت محقق؛ چالش اصلی مطالعات فرامادی در ایرانبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجت‌الاسلام سیدرضا علیزاده، دبیر کارگروه حکمت تمدنی و مطالعات فرامادی، در مدرسه زمستانی بین‌المللی مطالعات میان‌رشته‌ای «تجربه‌های نزدیک به مرگ» با محوریت بررسی ابعاد علمی، فلسفی و معرفتی ذهن و آگاهی که امروز، ۱۶ بهمن‌ماه به همت هسته پژوهشی «تجربه‌های بیرون از بدن» دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد و با همکاری کارگروه حکمت تمدنی و مطالعات فرامادی برگزار شد، با تأکید بر اهمیت گفت‌وگوی حضوری میان پژوهشگران، اظهار کرد: اصل کار ما در این جلسات، حاصل درک ضرورت‌هایی است که نشان می‌دهد به‌شدت نیازمند تربیت محقق هستیم. صرف سخن گفتن اهمیت ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، شکل‌گیری مسیر پژوهشی و تولید دانش کاربردی است.

وی با اشاره به چرایی برگزاری این برنامه بیان کرد: اهداف متعددی برای این همایش می‌توان برشمرد، اما مهم‌ترین هدف، انجام مطالعات تطبیقی در امتداد فلسفه اسلامی و در توازن با دانش‌های تجربی، با رویکردی کاملاً نقادانه است. ما به‌دنبال خوش‌بینی صرف یا تولید علم برای علم نیستیم، بلکه تولید علم برای عرصه عمل و کاربرد را دنبال می‌کنیم.

علیزاده ادامه داد: یکی از شاخه‌های در حال توسعه این کارگروه، همکاری میان فلسفه، روان‌شناسی و روان‌پزشکی در دانشگاه فردوسی مشهد و دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی است؛ جایی که فلسفه می‌تواند نه‌فقط در سطح نظری، بلکه به‌طور مستقیم در درمان و مداخلات بالینی به علم روان‌شناسی خدمت کند.

دبیر کارگروه حکمت تمدنی درباره برنامه‌های آموزشی این کارگروه گفت: در حوزه آموزش، به‌دنبال تأسیس رشته دانشگاهی هستیم. هرچند کشورهای اروپایی از دهه‌های گذشته در این مسیر گام برداشته‌اند، اما ما نیز با ترسیم نقشه راه و با اتکا به همکاری اساتید و دانشگاه‌های داخلی، در حال برداشتن گام‌های اولیه هستیم. این مسیر نیازمند ترجمه متون تخصصی، تربیت استاد و شکل‌گیری همکاری‌های علمی گسترده است.

وی با تأکید بر ضرورت همکاری دانشگاه‌های مختلف کشور افزود: دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان و دیگر مراکز علمی می‌توانند در این حرکت علمی مشترک نقش‌آفرینی کنند و در گام‌های بعدی، این همکاری‌ها به سطح بین‌المللی گسترش یابد.

علیزاده با اشاره به تشکیل هسته‌های پژوهشی تصریح کرد: هسته پژوهشی مطالعات فرامادی در دانشگاه فردوسی و کارگروه حکمت تمدنی در مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی تأسیس شده‌اند. این نهادسازی به‌گونه‌ای طراحی شده که وابسته به افراد نباشد و مسیر پژوهشی آن توسط دانشگاه‌ها و مراکز علمی ادامه یابد.

دبیر کارگروه حکمت تمدنی با اشاره به ضرورت تمدن‌سازی علمی گفت: باور ما این است که دولت کریمه و تمدن مهدوی نیازمند بسترهای نرم‌افزاری علمی است و یکی از مهم‌ترین این بسترها، علم است؛ علمی که بتواند در آینده پیوند میان فیزیک و متافیزیک را با ادبیات علمی و فلسفی تبیین کند و در این میان، صدای قرآن و روایات نیز شنیده شود.

وی افزود: غرب برای تمدن‌سازی علمی هزینه‌های سنگینی پرداخت کرده است. اگر ما نیز قصد تمدن‌سازی داریم، باید از وقت، توان و حتی هزینه‌های شخصی خود برای این مسیر صرف کنیم؛ این یک ضرورت تاریخی است.

علیزاده در بخش دیگری از سخنان خود به انتشار کتاب «زندگی پس از زندگی» اشاره کرد و گفت: در این اثر، باورهای ادیان مختلف درباره مرگ و جهان پس از مرگ با مؤلفه‌های تجربه‌های نزدیک به مرگ مقایسه شده است. متأسفانه در بسیاری از این مطالعات، اسلام با قرائتی ضعیف معرفی شده که نشان می‌دهد هنوز نتوانسته‌ایم خود را به‌درستی معرفی کنیم.

وی با ترسیم چشم‌انداز ۱۴۲۰ خاطرنشان کرد: هدف ما تا افق ۱۴۲۰، تأسیس رشته‌های میان‌رشته‌ای، تولید متون تخصصی، تربیت پژوهشگر و شکل‌گیری همکاری‌های علمی گسترده در سطح ملی و بین‌المللی است. این مسیر را نیامده‌ایم تا به پایان برسانیم، بلکه آمده‌ایم تا با هم آن را بسازیم. در این میان، این پرسش جدی مطرح است که آیا تجربه‌های گزارش‌شده نزدیک به مرگ با این آموزه‌ها نسبتی دارند یا خیر؛ پرسشی که بررسی آن نیازمند پژوهش‌های روشمند، میان‌رشته‌ای و مبتنی بر سنت فکری اسلامی است.

کمبود پژوهشگر و خلأ روش‌شناسی؛ چالش اصلی مطالعات تجربه‌های بیرون از بدن

در ادامه، حامد زرپویان، دبیر هسته پژوهشی تجربه‌های بیرون از بدن دانشگاه فردوسی، با اشاره به شکل‌گیری این مطالعات در دانشکده الهیات و اخذ مجوزهای رسمی اظهار کرد: در جریان این تحقیقات به مسائل مهمی دست یافته‌ایم، اما واقعیت این است که به‌شدت با کمبود محقق مواجه هستیم. بخش قابل توجهی از این فعالیت‌ها با همکاری پژوهشگران علاقه‌مند، به‌ویژه در فضای علمی و دانشگاهی، پیش رفته است.

وی افزود: بخش عمده پژوهش‌های موجود درباره تجربه‌های نزدیک به مرگ و تجربه‌های بیرون از بدن در فضای علمی غرب انجام شده و علاوه بر رویکرد علمی، بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای نیز داشته است. در ایران، تعداد پژوهش‌های علمی جدی در این زمینه بسیار محدود است و شاید بتوان آن‌ها را به حدود ۲۰ مورد تقلیل داد که این امر نشان‌دهنده ضعف جدی در تولید دانش بومی است.

زرپویان با نقد رویکردهای رایج در غرب تصریح کرد: در بسیاری از مطالعات غربی، این تجربیات صرفاً بر اساس داده‌های تجربی و با تفسیرهای طبیعت‌گرایانه تحلیل می‌شوند، در حالی که ما نیازمند تفسیرهایی هستیم که ریشه در سنت فکری و فلسفی خودمان داشته باشد و بتواند به‌صورت بومی به این پدیده‌ها بپردازد.

وی اولویت اصلی در این مسیر را روش‌شناسی دانست و گفت: حتی در پژوهش‌هایی که عنوان فلسفی دارند، بحث روش‌شناسی اغلب مغفول مانده است. در بسیاری موارد، از مشاهدات تجربی نتایجی فراتر از ظرفیت روش علمی استخراج می‌شود؛ برای مثال، از داده‌های تجربی به این نتیجه می‌رسند که یک تجربه «توهم» است، در حالی که چنین داوری‌ای بار سنگین فلسفی و معرفت‌شناختی دارد.

دبیر هسته پژوهشی تجربه‌های بیرون از بدن ادامه داد: وقتی در روان‌شناسی گفته می‌شود تجربه‌ای ناشی از اختلال در عملکرد مغز یا رفتار انسانی است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان از این داده‌های تجربی نتیجه گرفت که آن تجربه مبتنی بر واقعیت نیست؟ حتی اگر این پدیده‌ها حاصل فعل‌وانفعالات شیمیایی مغز باشند، بدون توجه به فلسفه علم و روش‌شناسی، نمی‌توان به داوری نهایی رسید.

وی با تأکید بر ضرورت گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای افزود: حضور فعال فلسفه در کنار علوم تجربی به معنای حذف آن نیست، بلکه مستلزم روش‌شناسی دقیق است. باید مشخص شود هر مسئله در چه سطحی، با چه روشی و با چه انتظاری از نتایج بررسی می‌شود.

زرپویان با اشاره به چالش زبان مشترک میان رشته‌ها گفت: یکی از مشکلات اساسی، فقدان زبان مشترک میان فیلسوفان و متخصصان علوم پزشکی و تجربی است. تعامل میان‌رشته‌ای زمانی شکل می‌گیرد که هر دو طرف، با درک ظرفیت‌ها و محدودیت‌های یکدیگر وارد گفت‌وگو شوند.

وی همچنین به اهمیت پدیدارشناسی در این حوزه اشاره کرد و افزود: در بسیاری از پژوهش‌ها، پدیدارشناسی تجربه‌های نزدیک به مرگ به‌صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است، در حالی که هر سنت فکری شاخص‌های خاص خود را برای تعریف و تحلیل «تجربه» دارد و این شاخص‌ها باید در سنت فکری اسلامی نیز به‌دقت استخراج و تبیین شوند.

زرپویان در پایان گفت: تجربه‌های نزدیک به مرگ، تجربه مرگ، نسبت نفس و بدن و سایر تجربه‌های بشری می‌توانند زمینه‌ای برای بازنگری در مفاهیم فلسفی فراهم کنند. این تجربیات از یک‌سو مفاهیم فلسفی را به چالش می‌کشند و از سوی دیگر، تفسیرهای فلسفی می‌توانند به فهم عمیق‌تر آن‌ها کمک کنند. همچنین موضوعاتی مانند کثرت‌گرایی دینی، تناسخ و نسبت این تجربه‌ها با آموزه‌های ادیان مختلف، نیازمند بررسی دقیق الهیاتی است؛ به‌ویژه آنکه در متون دینی ما به مسائلی چون شب اول قبر و کیفیت مواجهه انسان پس از مرگ اشاره شده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا حسینیان
captcha