کد خبر: 4332827
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۵

روایت یک پزشک از روز‌های پر التهاب انقلاب ۵۷

سیدحسین فتاحی، نماینده مردم مشهد در مجلس چهارم با روایت روز‌های پر التهاب انقلاب درخصوص افراد مؤثر در راهنمایی انقلابیون اظهار کرد: رخداد‌های سال ۵۷ باعث شد برای گرفتن رهنمود به دیدار آیت‌الله خامنه‌ای و شهید هاشمی‌نژاد برویم که خانه‌هایشان به پایگاهی برای مشورت انقلابیون تبدیل شده بود.  

سیدحسین فتاحی، نماینده مردم مشهد در مجلس چهارمسیدحسین فتاحی، نماینده مردم مشهد در مجلس چهارم در خانواده‌ای مذهبی در مشهد بزرگ شده و هم‌محله‌ای مقام معظم رهبری بوده است. او با حضور در تحریریه ایکنای خراسان‌رضوی ضمن مروری بر خاطرات دوران قبل از انقلاب اظهار کرد: در دوران سربازی سحری و افطار به سربازان می‌دادم و در پادگان جلسات قرآن برگزار می‌کردیم. من پس از پایان خدمت سربازی به سپاه دانش پیوستم و به الموت قزوین برای معلمی فرستاده شدم. در همان زمانی‌که جشن‌های دو هزار و پانصدساله درحال برگزاری بود، در الموت فقر مطلق حاکم بود و فضای محرومیت بر زندگی مردم غلبه داشت و مردم آنجا که تات زبان بودند حتی ماشین به چشم خود ندیده بودند و بر ایشان عجیب و شگفت‌آور بود. من در آنجا جلسات قرآن‌خوانی گذاشتم و مردم به من اعتماد کردند چون در آن زمان خیلی از خانواده‌ها دختران را بعد از کلاس چهارم از رفتن به مدرسه منع می‌کردند. 
 
وی با اشاره به اینکه در سال 1351 در دانشگاه فردوسی در رشته پزشکی تحصیل کرده است، افزود: ما در انجمن کتاب دانشگاه کتاب‌های دکتر شریعتی و استاد مطهری را می‌خواندیم که در نهایت منجر به تعطیلی این انجمن شد، چون از نظر رژیم این کتاب‌ها غیرقانونی فروخته می‌شد و سال 1353 به دلیل بازداشت هم‌کلاسی‌هایمان دانشجویان اعتصاب کردند.
 
نماینده مردم مشهد در مجلس چهارم با اشاره به اینکه مرحوم سردار فیروزآبادی هم‌کلاسی من بود و ما با هم با دوچرخه به دانشکده می‌رفتیم، بیان کرد: از هشتاد نفر دانشجوی کلاس، 25 نفر بازداشت شده بودند و درس‌های دانشجویان عقب افتاده بود، من به نمایندگی با رئیس دانشگاه، مرحوم قوام نصیری صحبت کردم و این باعث شد که ایشان اجازه تحصیل ما را صادر کند، چندی بعد به خدمت آیت‌الله خامنه‌ای در منزلشان در خیابان سرشور رفتم و ایشان به من گفتند ما حکومت خوب می‌خواهیم و در حکومت خوب است که پزشک خوب تربیت می‌شود.
 
وی با بیان اینکه من و همسرم(که از همکلاسی‌های من بود) در 16 آذرماه به صورت مخفیانه ازدواج کردیم، اظهار کرد: فقط خانواده‌‌هایمان در جریان بودند تا مبادا ساواک مانعی ایجاد کند. پاییز سال 1355 شاه به مشهد آمده بود و در همین حین ساواک من و همسرم را به دلیل داشتن جزوه نماز امام خمینی(ره) دستگیر کرد چون که در حاشیه جزوه نوشته بود «اسلام دین مجاهدپرور است» و ساواک به این علت که دنبال بازداشت چریک‌ها بودند، خیال کردند ما هم چریک هستیم و دستگیرمان کردند. همسرم را به زندان زنان بردند که در حال حاضر مکان فعلی بیمارستان دکتر شیخ است. من اعلامیه‌ها را در پشت‌بام خانه پدرم نگه می‌داشتم که ساواک موفق به پیدا کردن آنها نشد. بعد از انقلاب معلوم شد چهارنفر از همکلاسی‌های ما ساواکی بودند و خوشبختانه در نهایت به دلیل اینکه نتوانستند مدرکی از من و همسرم پیدا کنند، ما آزاد شدیم. 
 
فتاحی با اشاره به اینکه در سال 1355 و 1356 همه چهره‌های سرشناس انقلابی از مذهبی تا کسانی مانند آیت‌الله‌ خامنه‌ای و شهید هاشمی‌نژاد را بازداشت یا تبعید کرده بودند و رژیم که خیالش از این جریانات راحت شده بود، مقداری فضای سیاسی را باز کرد، ادامه داد: سال 1356 ما بیشتر در خانه‌ها نوار سخنرانی گوش می‌دادیم و آنها را بین مردم تکثیر و پخش می‌کردیم، اما جرقه انقلاب از سرمقاله روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی(ره) و ماجرای درگذشت دکتر علی شریعتی آغاز شد. 
 
وی گریزی به رخدادهای مشهد در سال 57 زد و اظهار کرد: پردیس دانشگاه در سطح شهر پراکنده بود و همین مسئله باعث شد که ما در بیمارستان قائم مستقر شویم، راهپیمایی در خیابان کوهسنگی برقرار بود و جمعی از دوستان انقلابی نام بیمارستان 6 بهمن را به بیمارستان 17 شهریور تغییر دادند.
 
فتاحی با اشاره به تحصن در بیمارستان قائم کنونی بیان کرد: گروهی با شعار «جاوید شاه» به خیابان‌ها آمدند و به بیمارستان حمله کردند. آن‌ها درب بیمارستان را از جا کندند و با حمله به خودروهای پزشکان و تخریب آن‌ها، خواستار از بین بردن این تحصن بودند. ما به یکی از بخش‌های بیمارستان رفتیم و درگیری‌ای ایجاد شد که در نتیجه این درگیری آن‌ها عقب‌نشینی کردند اما تانک‌ها در بیرون از بیمارستان مستقر بودند و درگیری به نوعی ادامه پیدا کرد. شرط کوتاه آمدن آن‌ها، بالا بردن عکس شاه بود، اما ما این کار را انجام ندادیم و همین موجب شلیک مستقیم آنها و زخمی‌شدن برخی از دوستان شد.
 
نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی افزود: شب ۲۵ آبان‌ماه امام در پاریس سخنرانی انجام داد و همین موضوع باعث شد بیمارستان به محلی برای راهپیمایی تبدیل شود. این تحصن موجب شد کسی جرئت ورود به این مکان را نداشته باشد و شامگاهان برخی افراد با روپوش به‌صورت مخفیانه، کمی آذوقه به ما می‌رساندند. آقای منفرد در 26 آبان شهید شد و ما خواستیم اجازه بگیریم تا پیکر ایشان را تشییع کنیم، به همراه رؤسای بیمارستان با روپوش بیرون رفتیم و تشییع انجام و به نمادی از انقلاب تبدیل شد و روزنامه لوموند، این حرکت ما را با تیتر «سفیدپوشان انقلاب» توصیف کرد.
 
این فعال سیاسی درخصوص ادامه اعتراضات آبان‌ماه تصریح کرد: ۲۹ آبان یک راهپیمایی در داخل بیمارستان راه انداختیم. سرکوب‌گران رژیم بیرون بیمارستان با بلندگو و پخش آهنگ سعی داشتند صدای ما اعتراض‌گران به بیرون از بیمارستان نرسد و در همین راهپیمایی برخی افراد را بعد از خروج از بیمارستان دستگیر کردند.
 
فتاحی تیراندازی در نزدیکی حرم را دلیل خشمگین شدن مردم دانست و ادامه داد: این حوادث در ۲۸ و ۲۹ آذر اتفاق افتاد. اواخر آذر افرادی را که در آبان‌ماه دستگیر کرده بودند آزاد کردند. در بیمارستان یک کتابخانه وجود داشت که ما در آنجا تحصن کردیم و رئیس بیمارستان را نیز به بیرون بردیم تا دستگیر نشود.
 
سیدحسین فتاحی، نماینده مردم مشهد در مجلس چهارم در تحریریه ایکنا
 
وی در ادامه با اشاره به اینکه تحصن تا پنجم دی‌ماه ادامه پیدا کرد و یکی از بزرگ‌ترین تحصن‌ها در مشهد بود، تصریح کرد: در زمان تحصن، تمام خدمات بیمارستان تعطیل بود، اما فقط اورژانس فعال بود. با بودجه‌ای که آیت‌الله واعظ طبسی به مبلغ ۲۰۰ تومان می‌دادند، ما یک داروخانه را در اختیار گرفتیم تا خدمات‌رسانی انجام دهیم. در نزدیکی بیمارستان، محوطه خالی‌ای وجود داشت که آمبولانس را به تریبون تبدیل کردیم تا آقای خامنه‌ای در آنجا سخنرانی کنند. ایشان بیان کردند که بیمارستان را باز کنید و به مردم خدمات بدهید، اما پزشکان گفتند ما افراد ارتشی و کسانی که دفترچه ارتشی دارند را ویزیت نمی‌کنیم و این خود نوعی اعتصاب علیه ارتشی‌ها بود که مساجد را آتش می‌زدند.
 
نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی در پی اتفاقات تلخ 9 و 10 دی‌ماه بیان کرد: ۹ دی ماه، بچه‌های استانداری اعلام تحصن کردند و مردم خواستار پیوستن به آنها بودند. ما در بیمارستان بودیم و فرصتی برای رفتن به خانه نداشتیم، سپس شاهد بودیم تانک‌های رژیم به سطح خیابان‌ها آمده‌اند، زنانی را به بیمارستان آوردند که آسیب بسیار شدیدی دیده بودند و تانک‌ها از روی آن‌ها رد شده بود. مردم خشمگین شدند و همین باعث شد چند تانک به آتش کشیده شود. برخی کلانتری‌ها را گرفتند و تعدادی فروشگاه‌ها را خالی کردند و مواد آن‌ها را به بیمارستان آوردند که همین موضوع زمینه حمله و تیراندازی به بیمارستان را فراهم کرد. به همین دلیل، ما بیماران را به زیر تخت‌ها بردیم تا آسیبی نبینند. برخی افراد این مواد غذایی را بردند و فضای ناامنی برای بیمارستان به وجود آمد.
 
فتاحی درخصوص پررنگ شدن نقش پزشکان در آن دوران اظهار کرد: فردی عادی به سراغ من آمد و با پرس‌وجو درباره بطری برای ساخت مواد آتش‌زا صحبت کرد. من مانع او شدم، اما او گفت اگر من نروم، تو را می‌زنند. پس از دفاع از بیمارستان و پزشکان، تیر به شکمش خورد و زخمی شد. این اتفاق نمادی شد از اینکه لباس پزشکان در آن زمان بسیار مقدس بود. 
 
وی درخصوص حادثه تلخ و دردناک دهم دی‌ماه تصریح کرد: نیروهای سرکوب‌گر رژیم شاهنشاهی در 10 دی به‌روی مردم آتش گشودند، در گوشه و کنار خیابان‌ها، مردم مورد شلیک مستقیم قرار گرفتند و در روزهای تحصن، تیمسار کاتوزیان به بیمارستان آمد و گفت تحصن را بشکنید. او خواست سخنرانی کند و ما شرط سخنرانی را سر دادن شعار «مرگ بر شاه» گذاشتیم. نپذیرفت و بیمارستان را ترک کرد و همین باعث شد کینه‌ای نسبت به تحصن شکل بگیرد و در نهایت منجر شد که در دهم دی‌ماه، بدون دلیل و در آرام‌ترین شرایط، به مردم عادی شلیک شود. در حمله ۱۰ دی‌ماه، بسیاری کشته و بسیاری شهید شدند و سردخانه امام رضا(ع) مملو از اجساد کشته‌شدگان و شهدا شد.  
 
این فعال سیاسی درخصوص افراد مؤثر در راهنمایی انقلابیون اظهار کرد: رخدادهای سال 57 باعث شد ما برای گرفتن رهنمود به دیدار آقایان آیت‌الله خامنه‌ای، طبسی و شهید هاشمی‌نژاد برویم که خانه‌هایشان به پایگاهی برای مشورت انقلابیون تبدیل شده بود. با خبر ورود امام در بهمن‌ماه، تصمیم گرفتیم به تهران عازم شویم. اتوبوسی را کرایه کردیم و با آشنایان و برخی دوستان به تهران رفتیم. در آن زمان به‌دلیل بسته شدن فرودگاه از سوی بختیار، مردم در دانشگاه تهران تحصن کردند، آقای خامنه‌ای این تحصن را اداره می‌کردند و ما نیز در مسجد دانشگاه مستقر شدیم.
 
فتاحی حمایت بهشتی از تحصن را بسیار تأثیرگذار دانست و ادامه داد: ۷ بهمن‌ماه، شهید بهشتی در بهشت زهرا سخنرانی داشت و ما برای اولین بار ایشان را دیدیم. پس از سخنرانی، به دانشگاه بازگشتیم. من و دکتر فربدی برای گروهی که به استقبال امام می‌رفتند معرفی شدیم. این تحصن تا ۹ بهمن ادامه داشت.
 
وی با اشاره به نقش مؤثر مردم برای بازگشایی فرودگاه گفت: ۹ بهمن‌ماه، مردم به خیابان‌ها رفتند و شعارهایی مانند «وای به حالت بختیار، اگر امام امروز نیاد، مسلسل‌ها بیرون میاد» سر دادند. پس از آن، مردم را به رگبار بستند و بسیاری کشته شدند. بعد اعلام شد که در ۱۱ بهمن‌ماه فرودگاه باز می‌شود. ما خودمان را به ستاد استقبال امام رساندیم و شهید مفتح کارت تردد فرودگاه داد. شب قبل از ورود امام، مردم تمام شهر را شهر را تمیز کردند و صحنه‌های دیدنی‌ای رقم خورد.
انتهای پیام
captcha