هادی وکیلی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه فردوسی در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی در خصوص دلایل وقوع
انقلاب اسلامی اظهار کرد: سه عامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در وقوع انقلاب اسلامی بیشترین اهمیت را دارند؛ البته از این میان عامل فرهنگی اصلیترین تأثیر را از خود بر جای گذاشته است.
وی افزود: عامل سیاسی به معنای از دست رفتن مشروعیت و کارکرد حکومت و عبور جامعه از آن است و عامل اقتصادی شامل ناکارآمدی، فساد و فقر است که حکومت دیگر توانایی اداره مستقل جامعه را ندارد، عامل فرهنگی نیز وقتی مطرح میشود که فاصله بین فرهنگ جامعه و فرهنگی که حکومت ترویج میکند زیاد باشد.
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه فردوسی در خصوص اهمیت عامل فرهنگی در سقوط حکومت پهلوی تصریح کرد: فاصله گرفتن
حکومت پهلوی بهویژه پهلوی دوم از
فرهنگ اسلامی و ارزشهای مورد باور جامعه، موجب شد مردم به این نتیجه برسند که حکومت ضد فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی است و باید جای خود را به یک حکومت اسلامی بدهد.
وکیلی همچنین به عامل سیاسی اشاره کرد و گفت: عامل سیاسی نیز نقش مهمی داشته است، هرچند در جایگاه دوم. حکومت پهلوی در دهه آخر خود با وجود برخی پیشرفتها، دچار فساد، ناکارآمدی و برنامههای غیرعلمی و نادرست شد. اختناق، خشونت و دیکتاتوری و بهویژه عملکرد ساواک، باعث شد جامعه به این جمعبندی برسد که این حکومت اصلاحپذیر نیست و انقلاب ضروری است.
وی ادامه داد: در سیاست خارجی، وابستگی آشکار شاه به غرب و بهویژه آمریکا نیز به نارضایتی عمومی افزود و بهعنوان عامل مؤثر شناخته میشود، زیرا مردم ایران با روحیه استقلال و غیرت ملی خود نمیخواستند حکومت وابسته به اجانب داشته باشند. بنابراین، اگرچه برخی رسانهها یا کشورها ممکن است نقشهایی در جریان انقلاب ایفا کرده باشند، اما وقوع انقلاب نتیجه مستقیم نارضایتی و مطالبات مردم بود.
وکیلی با اشاره به جریانهای رسانهای ضدانقلاب در خارج بیان کرد: شبکههایی مانند بیبیسی یا افرادی مانند ژنرال هایزر پس از آغاز انقلاب تلاش کردند موج انقلاب را مدیریت یا جهتدهی کنند، اما نقش آنها محدود به القای برخی برداشتها بود و در واقع انقلاب ایران از داخل و به دلیل مطالبات اجتماعی و فرهنگی مردم شکل گرفت.
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه فردوسی درباره فرضیه و تئوری نقش خارجیها در وقوع انقلاب اسلامی اظهار کرد: شواهد تاریخی نشان میدهد که قدرتهای بزرگ تا سال ۱۳۵۷، از جمله آمریکا، انگلیس، شوروی و حتی چین، پشتیبان جدی شاه بودند و حمایت آمریکا تا آخرین لحظه، حتی با اذعان کارتر در خاطراتش، ادامه داشت، بنابراین، این کشورها منافعشان اقتضا نمیکرد که شاه سقوط کند و این فرضیه صحیح نیست.
وی در پایان گفت: جامعه ایران شامل اساتید دانشگاه، معلمان، روشنفکران و طبقات مختلف اجتماعی در شش ماه پایانی اکثراً حمایت خود را از انقلاب اعلام کردند و حتی جریانهای چپ و سکولار که پیشتر مخالف بودند، در این مرحله با انقلاب همراه شدند یا بیطرف ماندند و مخالفی که توان نفوذ در جامعه را داشته باشد، وجود نداشت و در واقع این وحدت و حضور گسترده اجتماعی، در بین انقلابهای معاصر بینظیر بوده است.
انتهای پیام