
در مهندسی نظام آفرینش، مشیتِ حکیمانه پروردگار بر این تعلق گرفته است که ساحت قدسی حیات را از لوث وجود ظالمان که بسان علفهای هرز مانع رشد فضیلتاند، پاک گرداند. این سنتِ لایتغیر الهی، گاه گریبانگیر مستکبرانی میشود که در اوج تفرعن، شعار «وقَد أفلَحَ اليَومَ مَنِ استَعلي» (امروز هر کس برتری یابد، رستگار است) سر میدهند، اما تاریخ گواهی میدهد که فرعونیان با تمام دبدبه و کبکبهشان در تلاطم امواج غرق شدند، چنانکه قرآن میفرماید: «
فَأتبَعَهُم فِرعَونُ بِجُنودِهِ فَغَشِيَهُم مِنَ اليَمِّ ما غَشِيَهُم» (فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کرد، و دریا آنان را به صورتی که [همه] دیدند در میان گرفت). این سرنوشت محتوم، نشاندهنده بطلانِ شکوهی است که ریشه در توهم استعلا دارد. در همین خصوص
مجتبی انصاریمقدم، پژوهشگر و استاد علوم قرآن و حدیث، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم؛
تنوع در ابزارهای کیفر الهی، نشان از احاطه کاملِ قدرت حق بر تمامی ارکان طبیعت دارد، آنجا که طغیانِ ثروت رخ میدهد، زمین به فرمان خالق، کانون فروپاشیِ قارون میگردد: «فَخَسَفنا بِهِ وبِدارِهِ الأرضَ فَما كانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرونَهُ مِن دونِ اللهِ وما كانَ مِنَ المُنتَصِرين» (پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم و گروهی نداشت که او را در برابر خدا یاری کنند و خود نیز نتوانست از خویشتن دفاع کند). گاه نیز این انتقام در وزش بادهای هولناک بر قوم عاد تجلی مییابد تا غرورشان را درهم شکند: «فَأرسَلنا عَلَيهِم ريحاً صَرصَراً في أيّامٍ نَحِساتٍ لِنُذيقَهُم عَذابَ الخِزي فِي الحَياة الدُّنيا...» (پس تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا عذاب رسوایی را در زندگی دنیا به آنان بچشانیم). و در نهایت حتی سپاه پیلسوار ابرهه نیز با ضعیفترین مأموران الهی منکوب میگردد: «وأرسَلَ عَلَيهِم طَيراً أبابيل» (و بر سر آنها پرندگانی را گروهگروه فرستاد)؛ تا دانسته شود که هیچ قدرتی در برابر اراده قاهر حق، یارای ایستادگی ندارد.
تحلیل عمیق این وقایع تاریخی و قرآنی ما را به این آموزه راهبردی رهنمون میسازد که اگرچه در مقاطعی از زمان، دشمنانِ حق به قدرتهای پوشالی چنگ میاندازند و با هیمنه ظاهری خود، پیروان حقیقت را در تنگناهای سخت و فشارهای جانفرسا قرار میدهند، اما این تنها غباری بر چهره زمان است. سنّت نهایی پروردگار، پیروزی قطعی و اصیل جبهه حق و شکست و ناکامی محتوم برای باطل است. رنجهای مقطعیِ اهل ایمان، نه نشانه بیتوجهی خالق، بلکه کوره راهی برای صیقل یافتن است، چرا که فرجام این تقابل، همانگونه که در تلاطم نیل و خشم زمین و خروش باد عیان گشته، فروپاشی مستکبران و درخششِ ابدی خورشید حقیقت خواهد بود.
تقابل اقتدار اصیل و هیمنه پوشالی
در تحلیل هندسه نبرد کنونی که به مراحل سرنوشتساز و نقطه عطف تاریخی خود نزدیک شده است، شاهد جابهجایی معنادار موازنههای قدرت هستیم، در حالی که جبهه حق با اتکا به نصرت الهی و تکیه بر توانمندیهای بومی، به اوج بازدارندگی در ابعاد آفندی و پدافندی دست یافته، اردوگاه استکبار به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در سراشیبی فرسایش و فروپاشی ساختاری قرار گرفته است. خداوند متعال در آیه ۱۰۴ سوره مبارکه نساء با ترسیم دقیق این صحنه میفرماید: وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَآءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ (و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نكنید. اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج میبینید، آنان نیز چون شما درد و رنج میبینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید كه آنان امید ندارند و خدا همواره دانا و حكیم است). این امید و اتکای به مبدأ قدرت، همان عنصر متمایزی است که توان رزمی ما را در اوج نگه داشته و دشمن را علیرغم هیاهوی ظاهری، به حضیض ضعف و استیصال کشانده است.
افول شتابناک توان عملیاتی دشمن و گسست در لایههای پدافندی آنان، نشان از یک بنبست راهبردی دارد که خروجیِ محتوم آن، پذیرش شکست و عقبنشینی از مواضع خصمانه خواهد بود. با تداوم اقتدار جمهوری اسلامی و فرسودگی ماشین جنگی دشمن، بهزودی غبار ادعاهای گزاف فرو خواهد نشست و زمزمههای آتشبس به عنوان تنها راه برونرفت متجاوزان از باتلاق خودساخته، به گوش خواهد رسید. این تحول قریبالوقوع، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه ثمره مجاهدت و پایداری در مسیر حق است که به فضل الهی، به هزیمتِ دشمنان و تثبیتِ عزت و استقلال ایران اسلامی در عرصه جهانی منجر خواهد شد.
انهدام هیمنه استکبار در کمینگاه اشراف و اقتدار
در هندسه نبرد نوین، آنچه بیش از تسلیحات مادی، مایه بهت و استیصال جبهه استکبار شده، اشرافِ اطلاعاتیِ حیرتانگیز و تسلطِ همهجانبه جمهوری اسلامی بر پنهانترین زوایای حضور دشمن است. دشمن خبیثِ آمریکایی-صهیونیستی هرگز تصور نمیکرد که چشمان بیدارِ جبهه حق، نه تنها پایگاههای نظامی، بلکه حتی جزئیترین مقرهای اسکان و هتلهای محل استقرار نیروهایشان را در تیررسِ دقیق خود داشته باشد. این غافلگیریِ راهبردی، مصداق بارز آیه ۲ سوره مبارکه حشر است که میفرماید: «فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» (اما خداوند از آنجایی که گمان نمیبردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند)؛ تبلور این نصرت الهی در ضرباتِ مقتدرانه و غرورآفرینی تجلی یافت که محاسبات متکبرانه آنان را در هم پیچید.
تبعات این یورش صاعقهوار، فراتر از خسارات لجستیکی و تلفات نیروی انسانی، در ابعاد روانی و حیثیتی چنان لرزهای بر پیکره استکبار انداخته است که آثار آن به تدریج و در قالب رسواییهای پیاپی عیان خواهد شد. انهدام ابزارهای جنگی و فروپاشی روحیِ سربازان دشمن، تنها لایه بیرونی این پیروزی است، حقیقتِ ماجرا در ناگفتنیهایی نهفته است که با گذشت زمان و با انتشار قطرهچکانی اخبار تلفات، آبروی باقیماندهی مدعیانِ قدرت را در افکار عمومی جهان به یغما خواهد برد. این فرآیند افشاگری تدریجی، نشان از عمق ضربهای دارد که نهتنها جسم، بلکه روح و اعتبار جبهه باطل را نشانه رفته و آنان را در مسیر زوال و بیآبرویی حداکثری قرار داده است.
فروپاشی دژهای موهوم؛ زوال امنیت و استیلای اضطراب در پناهگاههای لرزان
در نبرد اخیر، عبور مقتدرانه موشکهای جبهه حق از لایههای سختِ پدافندی و انهدام پناهگاههایی که پیشتر نفوذناپذیر تلقی میشدند، ضربهای راهبردی بر پیکره امنیتی رژیم صهیونیستی وارد کرد که فراتر از خسارات مادی، بنیانهای اطمینان به بقا را در این رژیم فرو ریخت. این واقعه، تجلی عینی آیه ۲ سوره مبارکه حشر است که میفرماید: «وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَآتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا» (و گمان میکردند که دژهای محکمشان آنها را در برابر خدا مانع میشود، اما خداوند از آنجایی که گمان نمیبردند به سراغشان آمد). شکستن سقف اولین پناهگاهها، در حقیقت شکستنِ سقفِ توهمی بود که صهیونیستها پیرامون امنیت خود ساخته بودند و اکنون هیچ دیواره بتنی قادر به ترمیم این شکافِ عمیق نیست.
ثمره این فروریزی کالبدی، بروز استرس مزمن و کاهش بیسابقه آستانه تحمل در میان ساکنان سرزمینهای اشغالی است، بهگونهای که بیاعتمادی به سازههای دفاعی، آنان را به پناه بردن به پارکینگها و فضاهای غیراستاندارد واداشته است. این حجم از هراس و سلب اعتماد از زیرساختهای پناهگاهی، در طول تاریخ مجعول این رژیم بیسابقه بوده و نشاندهنده وقوع یک زلزله روانی در عمق اجتماع لرزان صهیونیستی است. امروز، سایه سنگین ناامنی، خانهها و پناهگاهها را به کانون اضطراب بدل ساخته و ثابت کرده است که وقتی اراده الهی بر تنبیه متجاوز قرار گیرد، هیچ حصار و دژی نمیتواند مأمنی برای فرار از حقیقتِ زوال باشد.
ابطال محاسبات دشمن در پیوندِ خون و اقتدار
در نظام محاسباتی جبهه استکبار، شهادت عالیترین سطوح فرماندهی به معنای فروپاشی شیرازه اقتدار و پایان حیات یک نهاد نظامی تلقی میشد، اما واقعیت میدان، بطلان این انگاره مادی را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشید. علیرغم فقدان ظاهری فرمانده کل قوا و فرماندهان ارشد سپاه و ستاد کل، نه تنها کمترین خللی در اراده پولادین رزمندگان پدید نیامد، بلکه روح قدسی آن شهیدان در کالبد کلانساختار دفاعی دمیده شد و انسجامی بیسابقه را رقم زد. خداوند متعال در آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آلعمران، با پاسخی صریح به کسانی که بقای حق را وابسته به حضور فیزیکی رهبران میدانند، میفرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ» (محمد جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بودند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب باز میگردید؟) و این حقیقت قرآنی امروز در تداوم بیوقفه و مقتدرانه مسیر ولایت و فرماندهی، تبلوری عینی یافته است.
پاسخ پشیمانکننده و طراحی عملیات خارقالعاده یکساعته که طی آن امواجی از موشکها و پهپادهای پیشرفته قلب پایگاههای دشمن را نشانه رفت، نشان داد که ماشین جنگی جبهه حق نه بر مدار اشخاص، بلکه بر بنیانی الهی و ساختاری هوشمند استوار است. استفاده از تسلیحات نوین و راهبردی که برای نخستینبار در صحنه نبرد رونمایی میشوند، گویای این واقعیت است که نه تنها کار تمام نشده، بلکه فصلی جدید و کوبندهتر از تقابل آغاز گشته است. دشمن که در توهم پایان مقاومت بود، اکنون با موجهای پیاپی از ابزارهای دفاعی ناشناختهای روبهروست که لرزه بر اندام سیطره پوشالیاش انداخته و ثابت کرده است که خون فرماندهان، شتابدهندهی آرمان پیروزی و صیقلدهندهی شمشیر انتقامِ امت اسلامی است.
ابطال مکر استکبار در فتنه داخلی و کودتای نافرجام
در طراحی پیچیده جبهه استکبار، حمله به کانونهای امنیتآفرین و مراکزِ اقتدارِ داخلی همچون کلانتریها، پایگاههای بسیج و یگانهای ویژه، نه یک اقدام پراکنده، بلکه قطعهای از پازل یک «کودتای نیابتی» برای فروپاشی شیرازه جامعه بود. دشمن با این پیشفرض که ضربه به ارکان حافظ نظم در پایتخت و سایر بلاد، مسیر را برای عوامل نفوذی و مزدوران داخلیاش هموار میسازد، تمام توان عملیاتی خود را به میدان آورد، اما مشیت الهی بر رسواییِ فتنهگران تعلق گرفت. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره مبارکه انفال، حقیقتِ این تقابل را چنین ترسیم میفرماید: «وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» (و آنها طرح و حیله میریختند و خداوند نیز تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیرکنندگان است)؛ این سنت تخلفناپذیر، بار دیگر مکر دشمن را به چاه ویل شکست و استیصال بدل ساخت.
عنصر سرنوشتساز و خنثیکنندهای که محاسبات ریاضیِ اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو را در هم ریخت، حضور غیرتمندانه و آگاهانه مردم انقلابی در صحنه بود که با مدیریت هوشمندانه فضای عمومی، مجال هرگونه عرضِ اندام را از فتنهگران سلب کردند. علیرغم حجم سنگین توطئه و هجمه به زیرساختهای دفاعی، پیوند عمیق ملت با آرمانهای نظام اسلامی مانع از آن شد که حتی ذرهای از اهداف شوم براندازی محقق گردد. این ایستادگی مؤمنانه نشان داد که اذن الهی بر نصرت این مرز و بوم استوار است و تا زمانی که جوهر غیرت و بصیرت در جان این ملت جاری است، هیچ کودتا یا آشوبی نمیتواند خللی در بنیانِ مرصوص جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.
بیعتِ پیشدستانه و فرجام تاریخی استکبار در پیچ سرنوشت
ایام پیش رو، برههای حیاتی و بیبدیل در تقویم انقلاب اسلامی است که نه تنها تقدیر میهن، بلکه تکلیف نهایی جبهه استکبار و رژیم منحوس صهیونیستی را در پهنه منطقه رقم خواهد زد. ما اکنون در آستانه یک «پیچ تاریخی» ایستادهایم که فرجام آن، فروپاشی قطعی هیمنه آمریکا و زوال رژیم اشغالگر در جغرافیای مقاومت است. در این لحظاتِ حساس، پیوند ناگسستنی امت با رکن رکین ولایت، تنها ضامن عبور سرافرازانه از این تلاطمها و رسیدن به ساحل فتح است. خداوند متعال در آیه ۱۰ سوره مبارکه فتح، حقیقت این پیوند قدسی را چنین ترسیم میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (بهراستی کسانی که با تو بیعت میکنند، در حقیقت با خدا بیعت میکنند؛ دست خدا بالای دستِ آنهاست) و این میثاق الهی، همان قدرت قاهرهای است که در این روزهای تعیینکننده، پشتوانه پیروزی جبهه حق خواهد بود.
در این مقطع حساس، رسالت راهبردی امتِ باغیرت و ولایتمدار، تجدید میثاق و بیعتِ پیشدستانه با سکاندار حکیم و برگزیدهای است که توسط مجلس خبرگان رهبری کشف و شناسایی خواهد شد. این حرکت هوشمندانه و بصیرتمدارانه، پیامی صریح از ثبات، تداوم و خللناپذیریِ آرمانهای انقلاب به جهانیان صادر کرده و به مثابه ضربهای سهمگین بر ستون فقرات دشمنان در منطقه عمل خواهد کرد. با این انسجامِ حداکثری و تبعیت محض از محورِ رهبریِ سوم، رویای خام دشمن برای ایجاد گسست ناکام مانده و به فضل الهی، کمر آمریکای جنایتکار و ایادی صهیونیستیاش در منطقه شکسته خواهد شد تا طلیعه نصرت نهایی و استقرار کاملِ عزت اسلامی در سراسر جهان پدیدار گردد.
انتهای پیام