کد خبر: 4344272
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴
استاد دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع):

قرآن منافقان را سرسخت‌ترین دشمنان معرفی می‌کند

مژگان غلامی با بیان اینکه قرآن کریم شدیدترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آن‌ها را سرسخت‌ترین دشمنان معرفی می‌کند، گفت: منافقان به‌دلیل فسق و گناهی که انجام می‌دهند خود را مالک همه چیز می‌دانند و دیگران را محتاج خود تصور می‌کنند.

مژگان غلامی، استاد دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع)خطر منافقان در جوامع از خطر هر دشمن دیگری بیشتر است، زیرا از یک‌سو شناخت این افراد آسان نیست و از سوی دیگر دشمنان داخلی محسوب می‌شوند و چنان در تار و پود جامعه نفوذ می‌کنند که شناسایی آن‌ها بسیار مشکل است و از طرفی روابط مختلف این افراد با سایر اعضای جامعه، کار مبارزه با آنان را دشوار کرده است. منافق شخصی است که در دل، دین اسلام را نپذیرفته است، ولی در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهد. مسئله نفاق پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) و قدرت ‌گرفتن ایشان در مدینه مطرح شد. در این دوره کسانی‌که مخالف اسلام بودند، اما نمی‌توانستند آشکارا با آن مخالفت کنند، در ظاهر خود را مسلمان ‌نامیدند. در خصوص مفهوم منافق براساس سوره منافقون، خبرنگار ایکنا از خراسلان رضوی با مژگان غلامی، استاد دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) گفت‌گویی کرده است که در ادامه می‌خوانیم:
 

ایکنا _ منافق به چه فردی اطلاق می‌شود؟

 
در ابتدا لازم است معنای لغوی و اصطلاحی منافق را بررسی کنیم. واژه «منافق» از ریشه «نفق» گرفته شده است. در معنای لغوی به معنای نفوذ است و در معنای اصطلاحی به کانال‌ها یا سوراخ‌هایی زیر زمین گفته می‌شود که حیواناتی مانند موش صحرایی برای فرار در هنگام خطر ایجاد می‌کنند. دقت کرده‌اید که برخی حیوانات مانند موش یا سوسمار، برای خود دو لانه با دو سوراخ درست می‌کنند، یک سوراخ آشکار که همه آن را می‌بینند و تصور می‌کنند ورودی همان خانه اصلی است و یک سوراخ پنهانی که در جایی غیرمنتظره قرار دارد تا هنگام احساس خطر از آن فرار کنند. به این سوراخ‌های پنهان «نافقا» گفته می‌شود. نتیجه این است که منافق کسی است که راه و روش و طریق آن به‌قدری مخفیانه است که فقط خودش می‌تواند از طریق این سوراخ‌ها نجات یابد. منافق در ظاهر خود را همراه و همفکر دیگران نشان می‌دهد و آن‌ها را فریب می‌دهد، اما زمانی که احساس خطر کند یا بخواهد مقابله کند، مسیرش را عوض و از راهی پنهانی فرار می‌کند و این معنای تحت‌اللفظی نفاق است.

 

ایکنا _ منافق از چه زمانی شکل گرفت؟ 

 
در دوران حضور پیامبر اکرم(ص) در مکه مخالفان اسلام آشکارا با مسلمانان مخالفت می‌کردند و ترس چندانی از این مخالفت آشکار وجود نداشت، اما زمانی‌که پیامبر وارد مدینه شدند، بزرگان و سران مدینه احساس خطر کردند، ابتدا مخالفت آشکار کردند و حتی در برابر ایشان ایستادند، اما موفق نشدند و به این نتیجه رسیدند که تنها راه رسیدن به اهدافشان این است که لباس اسلام بپوشند. آن‌ها ادعای مسلمانی کردند، با پیامبر(ص) بیعت کردند، اما در خفا اعمال خود را ادامه دادند، البته این نفاق و منافقان فقط مخصوص زمان پیامبر(ص) نبودند، بلکه در هر جامعه‌ای که انقلاب یا حرکت الهی رخ دهد، چنین افرادی پیدا می‌شوند. برخی مخالفتشان آشکار است، اما برخی دیگر در ظاهر لباس ایمان و حتی ادعای ایمان شدیدتر دارند، در حالی‌که در باطن دشمن هستند. خطر منافقان از دشمنان آشکار بیشتر است، زیرا دشمن آشکار موضعش مشخص، اما منافق دشمن درونی است که به‌راحتی قابل شناسایی نیست. این افراد در تار و پود جامعه مسلمانان نفوذ می‌کنند، اسرار را به‌دست می‌آورند و علیه جامعه نقشه می‌کشند. این افراد به ظاهر مسلمان سعی می‌کنند با افراد جامعه زیاد در ارتباط نباشند چون احساس خطر می‌کنند تا هویت واقعی آنان کشف شود و به همین دلیل قرآن کریم شدیدترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آن‌ها را سرسخت‌ترین دشمنان معرفی می‌کند.
 

ایکنا _ نشانه‌های منافق چیست؟

 
نشانه اول منافق در آیه یک سوره منافقون آمده است: «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ؛ چون منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که تو بی‌تردید فرستاده خدایی و خدا می‌داند که تو بی‌تردید فرستاده اویی و خدا گواهی می‌دهد که یقیناً منافقان دروغگویند.» براساس این آیه، اولین نشانه منافق این است که اظهار ایمان دروغین می‌کند، ظاهرش ایمان، اما باطنش باطل است. وی در جامعه، مسلمانی خود را بیان می‌کند و حتی گاهی اوقات برای برجسته بودن آن را با شدت بیشتری نشان می‌دهد و اگر کسی گفتار منافق را با رفتارش مقایسه کند، به‌راحتی می‌تواند نفاق را تشخیص دهد.
 
نشانه دوم منافق در آیه دوم سوره منافقون آمده است، آن‌ها برای جلب اعتماد مردم زیاد قسم می‌خورند، به خدا، قرآن و ائمه اطهار(ع) سوگند می‌خورند تا خود را مؤمن نشان دهند. این سوگندها دروغین است و هدفشان پوشاندن باطن فاسد خود و اغفال مردم است. قرآن می‌فرماید: این افراد با این روش‌ها مردم را از راه خدا بازمی‌دارند و عواطف مردم را به سمت خود جلب می‌کنند تا مردم به آن‌ها اعتماد کنند، حتی گاهی کارهایی نمایشی انجام می‌دهند؛ مانند ساختن مسجد تا وانمود کنند هدفشان فقط رضای خداست، در حالی‌که نیت واقعی‌شان چیز دیگری است. این افراد به‌عنوان مثال در جنگ‌های کوتاهی که منافع دنیوی وجود دارد، پیش‌قدم می‌شوند، اما در جنگ‌های سخت مانند جنگ تبوک بهانه می‌آورند و با سوگندهای دروغ از حضور در میدان فرار می‌کنند. قرآن در سوره مجادله آیه ۱۸ می‌فرماید: این افراد حتی در روز قیامت نیز به سوگند دروغ متوسل می‌شوند، در حالی‌که خداوند عالم به غیب و شهود است.
 
نشانه سوم منافق زیبایی ظاهری و باطن توخالی است. این افراد معمولاً چهره‌ای آراسته، سخنانی جذاب و زبانی شیرین دارند، چون می‌خواهند با سخنان خود، مردم را راضی کنند و حتی ممکن است ظاهرشان مردم و حتی پیامبر(ص) را فریب دهند، اما پیامبران هرگز فریب نمی‌خورند. قرآن باطن این افراد را به چوب‌های خشکی که به دیوار تکیه داده شده‌اند تشبیه می‌کند؛ ظاهری سالم، اما باطنی توخالی و بی‌روح هستند و هیچ بویی از حقیقت اسلام نبرده‌اند. برخی مفسران، عبدالله بن اُبَیّ، سرکرده منافقان را نمونه‌ای از این افراد معرفی کردند؛ فردی خوش‌چهره و چرب‌زبان بود که ظاهرش بسیاری را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. آنان به‌صورت گروهی در مجالس می‌نشستند و سعی می‌کردند بیشتر شنونده باشند و فقط در تلاش بودند تا مجلس را از طریق قیافه خود تحت‌تأثیر قرار دهند و نشانه چهارم منافقان ترس و وحشت دائمی است که در قلب آن‌ها وجود دارد، منافقان همیشه بدبین و دچار سوءظن هستند و به آن‌ها «الخائن الخائف» گفته می‌شود؛ یعنی خیانتکاری که همواره در ترس به سر می‌برد.
 
نشانه پنجم آن‌ها تکبر و غرور است. وقتی به آن‌ها گفته می‌شود نزد پیامبر(ص) بروید تا برایتان استغفار کند، با تمسخر سر تکان می‌دهند و روی برمی‌گردانند، زیرا به قدری کبر و غرور در وجود آنان نهفته است که اجازه نمی‌دهند پیامبر بر آنان استغفار کند، قرآن می‌فرماید: حتی اگر پیامبر برای آن‌ها بارها استغفار کند، خداوند آنان را نمی‌بخشد.
 
خداوند در آیه 80 سوره توبه می‌فرماید: چه برای آنان استغفار کنی و چه استغفار نکنی فرقی ندارد و حتی اگر 70 بار برای آنان طلب استغار کنی خداوند آن‌ها را نمی‌بخشد، زیرا به خدا و رسولش کافر شده‌اند و قوم فاسقی هستند که قابل هدایت نیستند. عدد 70 بیان شده در این آیه، نشانه کثرت است؛ یعنی هر چقدر هم استغفار شود، این افراد توفیق توبه و آمرزش ندارند. آخرین نشانه این است که منافقان به‌دلیل فسق و گناهی که انجام می‌دهند خود را مالک همه چیز می‌دانند و دیگران را محتاج خود تصور می‌کنند. قرآن می‌فرماید: «لَا تُنْفِقُوا عَلَىٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ» به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا از پیرامون او پراکنده شوند.
 

ایکنا _ آیا نفاق به‌طور ذاتی در وجود منافق است؟

 
برای پاسخ به این سؤال باید بدانید که منافقان دو گروه هستند؛ کسانی که ذاتاً نفاق و دروغگویی و دورویی در وجودشان ریشه دارد و ایمانشان ظاهری است و گروه دوم کسانی هستند که ایمان واقعی داشته‌اند، اما بر اثر غفلت یا تأثیرپذیری از منافقان، راه نفاق را آموخته‌اند تا بتوانند از این طریق منافع خود را نیز حفظ کنند. در آیه 74 سوره توبه خداوند می‌فرماید: «ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند.»
انتهای پیام
captcha