کد خبر: 4344294
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
یادداشت

بدون امنیت پایدار توسعه اقتصادی و اجتماعی با مخاطره روبه‌روست

بدون امنیت پایدار، توسعه اقتصادی و اجتماعی با مخاطره روبه‌رو خواهد بود و آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» بر ضرورت ایجاد ظرفیت‌های قدرت برای جلوگیری از تهدید و حفظ استقلال جامعه تأکید دارد.

امنیت پایدارطی سال‌های اخیر در فضای رسانه‌ای جمله‌ای به‌طور مکرر تکرار شده است: «تصور کنید اگر ایران پول خود را به‌جای سلاح صرف مردم می‌کرد، چه کشور متفاوتی می‌شد.» این گزاره در ظاهر یک نقد اقتصادی یا اجتماعی به سیاست‌های دفاعی است، اما در بستر تقابل‌های ژئوپلیتیکی و جنگ روایت‌ها کارکردی فراتر از یک نقد ساده پیدا می‌کند. مسئله اصلی این یادداشت بررسی این پرسش است که چنین گزاره‌ای چگونه با مفهوم قدرت در اندیشه اسلامی، به‌ویژه در پرتو آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (انفال:۶۰) ـ قابل تحلیل است.  در همین خصوص، سیدسعید امامی، هيئت علمی دانشگاه شهید محلاتی قم یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌رضوی گذاشته است که در ادامه می‌خوانیم؛

این آیه یکی از مبانی مهم در اندیشه سیاسی و دفاعی اسلامی به‌شمار می‌آید و بر ضرورت آمادگی و توانمندی جامعه اسلامی در برابر تهدیدهای بیرونی تأکید می‌کند. در مقابل گزاره یادشده با ایجاد تقابل میان امنیت و رفاه تلاش می‌کند هزینه‌های قدرت دفاعی را در برابر منافع اجتماعی قرار دهد، بنابراین پرسش اصلی این است: آیا این دوگانه واقعی است، یا نوعی چارچوب‌بندی گفتمانی برای تضعیف مفهوم قدرت ملی در شرایط تعارض؟ تحلیل این مسئله می‌تواند به فهم بهتر رابطه میان امنیت، قدرت و رفاه در گفتمان معاصر کمک کند.

مفهوم کلیدی در این بحث «قوه» است. در آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»، قرآن از جامعه مسلمانان می‌خواهد هر مقدار قدرت که در توان دارند برای مواجهه با دشمنان آماده کنند. مفسران کلاسیک مانند طبری و ابن‌کثیر این آیه را ناظر به آمادگی دفاعی دانسته‌اند. در روایتی نیز پیامبر اسلام(ص) «قوه» را با مهارت‌های رزمی زمان خود  مانند تیراندازی توضیح داده است، با این حال بیشتر مفسران تأکید کرده‌اند که این تعبیر جنبه تمثیلی دارد و مفهوم قوه محدود به یک ابزار خاص نیست.

در اندیشه اسلامی معاصر این مفهوم توسعه یافته و به معنای قدرت جامع تفسیر شده است. برخی متفکران از جمله سید قطب در فی ظلال القرآن بر این نکته تأکید می‌کنند که جامعه اسلامی باید به سطحی از توانمندی برسد که دشمن جرأت تعرض نداشته باشد. در این چارچوب، قدرت صرفاً نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را در بر می‌گیرد.

از منظر نظریه‌های امنیت نیز قدرت دفاعی اغلب به‌عنوان ابزار بازدارندگی شناخته می‌شود، یعنی ایجاد توانایی‌هایی که احتمال حمله دشمن را کاهش دهد، بنابراین آیه مورد بحث را می‌توان در پیوند با مفهوم بازدارندگی فهمید: قدرتی که هدف آن آغاز جنگ نیست، بلکه جلوگیری از آن است. این چارچوب نظری امکان می‌دهد گزاره‌های رسانه‌ای درباره هزینه‌های دفاعی را در زمینه‌ای گسترده‌تر تحلیل کنیم.

نخستین نکته در تحلیل جمله مورد بحث، ایجاد یک دوگانه مفهومی است. گزاره یادشده با طرح این پرسش که اگر پول سلاح صرف مردم می‌شد چه می‌شد»، میان دو حوزه امنیت و رفاه تقابل ایجاد می‌کند. در این چارچوب، هرگونه سرمایه‌گذاری در توان دفاعی به‌عنوان مانعی برای رفاه اجتماعی تصویر می‌شود، در حالی‌که در بسیاری از نظریه‌های سیاسی و اقتصادی، امنیت پیش‌شرط توسعه و رفاه تلقی می‌شود. بدون ثبات و امنیت، سرمایه‌گذاری اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها و حتی رفاه اجتماعی پایدار دشوار خواهد بود و از این منظر، آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» بر همین پیش‌شرط تأکید می‌کند: جامعه‌ای که در برابر تهدیدات آسیب‌پذیر است، نمی‌تواند مسیر توسعه را با ثبات طی کند.

محور دوم تحلیل به کارکرد گفتمانی چنین جملاتی در شرایط تقابل مربوط می‌شود. در جنگ‌های معاصر، علاوه بر میدان نظامی، عرصه‌ای به نام جنگ روایت‌ها نیز وجود دارد. در این عرصه، بازیگران تلاش می‌کنند برداشت عمومی از واقعیت را شکل دهند. طرح گزاره‌هایی که هزینه‌های دفاعی را در برابر رفاه عمومی قرار می‌دهد، می‌تواند نوعی چارچوب‌بندی ذهنی ایجاد کند که در آن قدرت دفاعی به‌عنوان عامل مشکلات اقتصادی معرفی شود. این چارچوب‌بندی با حذف زمینه‌های امنیتی و تهدیدات خارجی، مسئله را به شکل ساده‌ای بازنمایی می‌کند: گویی اگر منابع دفاعی حذف شوند، رفاه اجتماعی به‌طور خودکار افزایش می‌یابد، چنین ساده‌سازی‌ای یکی از ویژگی‌های رایج در پیام‌های اقناعی و تبلیغاتی است.

محور سوم به رابطه میان قدرت و بازدارندگی مربوط است. در بسیاری از نظریه‌های امنیتی، قدرت نظامی زمانی کارآمد است که مانع وقوع جنگ شود. به بیان دیگر، قدرت دفاعی زمانی موفق است که استفاده از آن ضروری نشود. این منطق در عبارت قرآنی «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» نیز قابل مشاهده است، یعنی ایجاد وضعیتی که دشمن از اقدام خصمانه منصرف شود و از این منظر، سرمایه‌گذاری در توان دفاعی نه صرفاً هزینه‌ای برای جنگ، بلکه ابزاری برای جلوگیری از بی‌ثباتی و تهدید است.

براساس این سه محور، می‌توان گفت جمله مورد بحث با تمرکز بر یک بُعد از واقعیت، یعنی هزینه‌های دفاعی  و حذف بُعد دیگر یعنی کارکرد بازدارنده امنیت نوعی تصویر ناقص از رابطه میان قدرت و رفاه ارائه می‌دهد. آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» در مقابل بر ضرورت توازن تأکید می‌کند: جامعه باید در حد توان خود ظرفیت‌هایی ایجاد کند که مانع سلطه یا تهدید خارجی شود و این نگاه، قدرت را نه در تقابل با رفاه، بلکه به‌عنوان بخشی از شرایط تحقق آن در نظر می‌گیرد.

پرسش اصلی این یادداشت آن بود که گزاره اگر پول سلاح صرف مردم می‌شد چگونه در چارچوب مفهوم قرآنی قوه قابل تحلیل است. بررسی انجام‌شده نشان داد که این گزاره با ایجاد دوگانه‌ای میان امنیت و رفاه، رابطه پیچیده میان قدرت و توسعه را ساده‌سازی می‌کند. در مقابل، آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» بر ضرورت ایجاد ظرفیت‌های قدرت برای جلوگیری از تهدید و حفظ استقلال جامعه تأکید دارد.

از منظر تحلیلی، می‌توان نتیجه گرفت که قدرت دفاعی در این چارچوب نه جایگزین رفاه، بلکه یکی از شرایط امکان آن است، زیرا بدون امنیت پایدار، توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز با مخاطره روبه‌رو خواهد بود. در نتیجه، بحث اصلی نه انتخاب میان «سلاح یا رفاه» بلکه یافتن توازنی میان ابعاد مختلف قدرت ملی است. پژوهش‌های آینده می‌توانند با بررسی تجربی رابطه میان امنیت، بازدارندگی و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف، تصویر دقیق‌تری از این توازن ارائه دهند.

انتهای پیام
خبرنگار:
امیرحسین جعفری
captcha