کد خبر: 4346721
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰

دانشگاهیان حماسه مقاومت شکوهمند مردم را نظریه‌پردازی کنند

استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: ما دانشگاهیان باید این ایستادگی شکوهمند را نظریه‌پردازی کنیم و مفاهیم بلند را بدون لکنت تحلیل کنیم و ملاحظات سیاسی را کنار بگذاریم و به وعده الهی یقین جدی و عمیق داشته باشیم. 

ارسال/ دانشگاهیان حماسه مقاومت شکوهمند مردم را نظریه‌پردازی کنندبه گزارش ایکنا، فاطمه فلاح تفتی؛ استاد دانشگاه علامه طباطبایی، شامگاه 26 فروردین ماه در نشست «الهیات مقاومت، مبانی، کارکردها و ساحت‌های شناختی» که از سوی دانشگاه علامه طباطبایی، برگزار شد، گفت: قرآن آیه‌ای دارد که گویی برای امروز ما نازل شده است؛ آیه 104 نساء(وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما[در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌بینید، آنان نیز چون شما درد و رنج می‌بینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند و خدا همواره دانا و حکیم است.

سخنان این استاد دانشگاه علامه طباطبایی به شرح زیر است: 

وقتی تحولات اخیر را بازخوانی کنیم به یک نقطه عطف تاریخی می‌رسیم و آن اینکه شاهد ظهور یک پدیده در این 47 روز مقاومت ملت ایران و حضور آنان در میدان و خیابان و عرصه خدمت‌رسانی هستیم. به نظر می‌رسد حضور در خیابان، صرفا یک هیجان و نقش‌آفرینی نیست بلکه تجلی یک تمدن است. حضور 70 درصدی بانوان و حضور مستمر آنان فریاد می‌زند که ما در مواجهه با جنگ‌های ترکیبی نیازمند الهیات مقاومت هستیم. 

مقاومت در گفتمان اسلامی واکنش هیجانی و زودگذر و کور نیست بلکه مبتنی بر یک شبکه مفهومی و معرفتی محکم است که چند ستون اصلی دارد؛ ستون اول آن ساحت هستی‌شناختی است یعنی ما باور داریم عالم بی‌صاحب نیست. تقابل حق و باطل که شاهدیم یک اتفاق کور نیست و موتور محرکه تاریخ برای آینده روشن است. 

ساحت دیگر معرفت‌شناسی است یعنی چطور اخبار را تحلیل می‌کنیم. در شرایطی که دشمن دنبال تسخیر اذهان مردم است الهیات مقاومت ما را به بصیرت دعوت می‌کند. ساحت دیگر انسان‌شناسی است؛ ما انسان را ضعیف و منفعل در برابر قدرت‌های جهانی نمی‌دانیم بلکه انسان حماسه‌ساز و مختار است که در برابر فرعونیان زمان خود زانو نمی‌زند. 

ساحت چهارم هم ساحت جامعه‌شناختی است یعنی ما یک امت هستیم و یک امت با عملیات روانی و چند شایعه دچار از هم گسیختگی نمی‌شود زیرا تار و پود جامعه با همدلی گره خورده است. 

پدیده مرجعیت فکری

مرجعیت فکری یعنی نقطه اتکایی که جامعه به آن برای تفسیر درست وقایع پناه می‌برد و دشمن هم دقیقا دنبال زدن همین نقطه و مدیریت ادراک جامعه است. برای اینکه بتوانیم این سپر دفاعی را محکم کنیم باید آن را در چند سطح تحلیل کنیم. این سه سطح کلان، میانی و خرد است. 

سطح کلان همان رهبری راهبردی است؛ مثلا اگر اقتضا کرد که ما از فاز نظامی سراغ فاز سکوت و آتش‌بس برویم این راهبری کلان می‌تواند روایات دشمن را خنثی کند. پیامبر با مرجعیت الهی خویش صلح حدیبیه را که در ظاهر شکست بود به فتح مبین مکه تبدیل کردند. رهبری فرمودند به جرئت می‌توان گفت شما ملت ایران قطعا پیروز این میدان نبرد بوده‌اید. این فرمایش بیانگر مرجعیت راهبردی در سطح کلان است. 

سطح دوم سطح نخبگان فکری و استادان حوزه و دانشگاه است تا تبدیل به حلقه وصل شوند یعنی راهبردهای سطح کلان به زبان جامعه منتقل شود. وظیفه نخبگانی این است که شبهات و سؤالات را پایش و متناسب با آن ادبیات تولید کند؛ ما نمی‌توانیم در اتاق بسته دانشگاه باشیم و مردم پیچیدگی شناختی کنونی را بتوانند تحلیل کنند. 

نقش زنان در مدیریت جنگ رمضان

در سطح خرد محوریت با نهاد خانواده است که سرنوشت‌سازترین سطح برای تاب‌آوری درازمدت است. در فرسایش شدید جنگ ترکیبی سؤال این است که ضربه‌گیر کیست؟ این هسته‌های خرد محوریت این ضربه‌گیری را دارند و تکیه اصلی این هسته هم به کنشگری زن و خانواده بر می‌گردد و زن است که اجازه نمی‌دهد نومیدی در خانواده او رسوخ کند. اگر این سنگر فرو بریزد دو سطح دیگر هم دوام نخواهند آورد. 

این سه سطح مرجعیت برگرفته از یک نظریه غربی شعاری نیست بلکه الگوهای بی بدیلی از این مدیریت وجود داشته است؛ در جنگ احد مسلمین براساس شایعه روان‌کش شکست خوردند و دچار فروپاشی شناختی شدند ولی پیامبر(ص) قبل از دستور نظامی مجدد مرجعیت فکری و هویتی را بازیابی کردند و نشان دادند که کشته نشده‌اند زیرا حربه دشمن شایعه کشته شدن پیامبر بود. یا صلح حدیبیه  به ما می‌نمایاند که قرار نیست دائما در نبرد باشیم و گاهی باید تغییر فاز بدهیم و این به معنای شکست نیست. 

موضوع دیگر قیام حضرت سیدالشهدا(ع) است که در آن مدیریت روایت حق موج می‌زند. امام می‌دانستند که بنی‌امیه قرار است موجی از تهمت و دروغ راه بیندازند لذا دائما تبیین کردند که من فقط برای اصلاح امت جدم قیام می‌کنم. 

دشمن تلاش گسترده‌ای در فتنه‌های گذشته کرد تا مرجعیت بانوان در هسته خانواده را با گسست فکری آنان از عقاید دینی رقم بزند ولی موفق نشدند و کنشگری زن امروز ما در امتداد الگوهای تاریخی اسلامی امتداد یافت. 

حضرت خدیجه وقتی گرفتار فشارهای اقتصادی به علت دشمنی دشمنان پیامبر شد با فدای مال و آرامش‌بخشی به پیامبر(ص) نقش خود را ایفا کنند و حضرت صدیقه طاهره نیز با دفاع از ولایت و کشنگری فعالانه در قالب بیان خطبه فدکیه یک تنه بار تبیین حقانیت ولایت را نشان دادند. این الگوهای درخشان تاریخی این سؤال را روبروی ما می‌گذارد که نقش زن مسلمان در ین شرایط چیست؟ 

ما چند نقش را می‌توانیم تعریف کنیم؛ اول نقش تربیتی زیرا مادر مهمترین مفسر برای کودک است و مادر آگاه به بچه خود یاد می‌دهد که آرامش داشته باشد و بداند همه چیز امتحان الهی است و به او یاد می‌دهد که در جبهه حق شکست معنا ندارد و ما احدی الحسینین هستیم.

ساحت دوم اجتماعی است؛ حضور زنان در عرصه اجتماعی نمایش راهبردی است و این حضور به دشمن نشان می‌دهد ائتلاف بانوان در کنار مردان ائتلاف جامعه ایمانی است. سالیان زیادی غرب تبلیغ کردند که زنان مسلمان حاشیه‌نشین هستند ولی اسلام و ایران اسلامی نشان داد که زن حتی الگوی همه مسلمین در ساحت اجتماعی می‌تواند باشد.

ساحت آخر هم ساحت شایعه‌پراکنی است و زن آگاه باید طبق آیه ششم سوره حجرات جلوی این شایعات را بگیرد و جلوی فرسایش روانی مرجفون را بگیرد. 

خروجی کنشگری زن این است که جامعه از دل یک هیجان مقطعی عبور کرده و به باور عمیق در طول این مدت 47 روز می‌رسد و شاهد رسوخ و رسوب این مفاهیم در دل مردم در کف میدان هستیم در حالی که ممکن است نخبگان از مردم عقب باشند. 

ما دانشگاهیان باید این ایستادگی شکوهمند را نظریه‌پردازی کنیم و مفاهیم بلند را بدون لکنت تحلیل کنیم و ملاحظات سیاسی را کنار بگذاریم و به وعده الهی یقین جدی و عمیق داشته باشیم. 

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
captcha