کد خبر: 4347895
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۳

روایت‌هایی از دلدادگی زائران در حرم رضوی + فیلم

زیارت دریچه‌ای به سوی دل‌هایی است که خود را به بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) می‌رسانند و هر کدام جلوه‌ای از عشق، ارادت و پیوند با امام و پناه امن‌شان هستند.

حرم رضویبه گزارش ایکنا از خراسان‌رضوی، زیارت دریچه‌ای به سوی دل‌هایی است که خود را به بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) می‌رسانند و هر کدام جلوه‌ای از عشق، ارادت و پیوند با امام و پناه امن‌شان هستند.
 
زائری از همدان با کوله‌باری از عشق و ارادت، با بیان اینکه حدود 20 بار تاکنون مهمان بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) شده است، می‌گوید: این آمدن‌ها را رشته‌ای معنوی می‌نامم؛ رشته‌ای که هر سال باید به آن چنگ بزنم تا از نظر روحی، تجدید قوا کنم و مشکلات زندگی‌ در سایه امام رضا(ع) کمرنگ شوند. برای من حرم فضایی است برای احیای روح، آنچنان‌که گویی برای یک‌سال انرژی لازم را از این چشمه‌ زلال می‌نوشم و با کوله‌باری از آرامش به شهر خود بازمی‌گردم.
 
وی ادامه می‌دهد: وقتی در حرم مطهر رضوی حضور دارم، بیشتر از هر چیز، درگیری ذهنی‌ام با عشق به امام رضا(ع) است و دیگر کمتر به التماس دعا گفتن برای دیگران یا طرح مشکلات شخصی می‌پردازم. سال‌هاست که این دیدارها برایم به دیداری عاشقانه با امام تبدیل شده‌اند.
 
این زائر همدانی اظهار می‌کند: خاطره‌ای پررنگ در ذهنم حک شده و آن زمانی است که امام رضا(ع) حواسش به من و فرزند بیمارم بوده است که این حس مراقبت و توجه، قوی‌ترین خاطره و نشانه نزدیکی قلبی با ایشان است. امام رضا(ع) را مانند پدری مهربان و دوستی نزدیک به خود می‌دانم و از ایشان، عاقبت‌بخیری و استقامت در مسیر حق را طلب می‌کنم.
 
زائری از همدان
 
زائری از مازندران نیز با تجربه‌ بیش از ده‌ها بار زیارت می‌گوید: وقتی در حرم هستم، بیشتر به وضعیت کشور، هدایت و آرامش هموطنان فکر می‌کنم و آرزو دارم مردم آگاه‌تر شوند تا بتوانند با مشورت و حمایت یکدیگر نظام را یاری کنند.
 
وی ادامه می‌دهد: خاطره‌ای که در ذهنم مانده است به دوران کودکی‌ بازمی‌گردد؛ لذت بازی در کنار حوض‌های حرم و مهربانی خدام و زائران که در آن دوران، حس خوبی را به من منتقل کرده است. 
 
این زائر مازندرانی اظهار می‌کند: عاقبت‌بخیری را از امام رضا(ع) می‌خواهم، به‌خصوص در این زمانه که حق و باطل در هم آمیخته شده و تشخیص راه درست دشوار است. امیدوار هستم امام رئوف دستگیرمان باشد تا بتوانیم با ایمان از این دنیا برویم.
 
زائری از مازندران
 
و اما پسر نوجوانی از بصره عراق که حدود پنج سال است در مشهد ساکن شده، می‌گوید: هر ماه حدود سه بار به پابوسی امام رضا(ع) می‌آیم. حال و هوایم در حرم را می‌توانم خیلی خوب و نوعی حس آزادی توصیف کنم، حسی که از زادگاه خودم، بصره بهتر است و امنیت بیشتری به من می‌دهد و این حس امنیت و حال خوب، دلیل اصلی خانواده‌ام برای انتخاب مشهد به‌عنوان محل زندگی است.
 
وی ادامه می‌دهد: وقتی در حرم هستم بیشتر به یاد پدربزرگ و مادربزرگم می‌افتم، به‌خصوص که مادربزرگم کمی پا درد دارد و برای سلامتی‌اش دعا می‌کنم.
 
این نوجوان اظهار می‌کند: خاطره‌ای که برایم جالب است، دیدن اتفاقی عمه‌ام در حرم است که برای زیارت آمده بود و این ملاقات مرا غافلگیر کرده است. تکرار زیارت را راهی برای نزدیکی بیشتر به امام رضا(ع) می‌دانم و امیدوار هستم ایشان مرا در این مسیر یاری کنند.
 
پسر نوجوانی از بصره عراق
 
دخترکی حدود ۱۰ سال از مشهد که آرامش را دلیل اصلی حضور خود در حرم می‌داند، می‌گوید: خاطره‌ای از کودکی در ذهنم مانده و آن گریه‌ کردنم در اثر افتادن بود که با شکلاتی از خادم حرم، آرام گرفتم. احساس نزدیکی زیادی با امام رضا(ع) دارم و برای موفقیت در درس‌هایم و پایان جنگ دعا می‌کنم.
 
دخترکی با سن حدود ۱۰ سال
 
روایت‌ها ادامه می‌یابد و هر بار گویی دریچه‌ای تازه به سوی عشق و ارادت باز می‌شود. در گوشه‌ای دنج از حرم، دختر بچه‌ای نیز از تعداد دفعات زیارت خود می‌گوید و «خیلی»، پاسخی است که او با لبخندی محو بر لب می‌دهد و دلیل این آمد و شد را اینطور می‌گوید: «کار بابام درست شه» و  این حاجت انگیزه اصلی اوست برای حضور در حرم. وقتی از حس و حالش در حرم می‌پرسم، با شور و هیجان اظهار می‌کند: «حس خوبی، حس شادی». گویی حرم، پناهگاهی است برای شادمانی و رهایی او. می‌پرسم چقدر فکر می‌کنی به امام رضا(ع) نزدیک هستی و ایشان تو را دوست دارند؟ پاسخ او قاطع است: «خیلی». حاجت او برای خودش، مختصر و روشن است: «فقط دوست دارم کار مامان و بابام درست شه» و این شاید لطیف‌ترین پاسخی است که می‌توانست بدهد.
 
زائری از سرخس نیز با همراهی دختر کوچکش که شور و شوق زیارت در نگاهش موج می‌زند، می‌گوید: چون مسیر نزدیک است، هر وقت که امام رضا(ع) بطلبد به مشهد می‌آییم» و این جمله، نشان از ارادتش نسبت به امام هشتم شیعیان است. او نایب‌الزیاره‌ همه کسانی است که دوستشان دارد و از او خواسته شده دعایشان کند.
 
وی ادامه می‌دهد: دخترم امام رضا(ع) را خیلی دوست دارد. وقتی از حال و هوایش در حرم می‌پرسم، چشمانش از زلالی اشک می‌درخشند، گویی در این مکان مرزهای خودآگاهی کمرنگ شده و تنها حضور معشوق است که حس می‌شود. احساس نزدیکی‌اش با امام رضا(ع) بسیار است و برای خودش، تنها یک خواسته دارد: «فقط ظهور امام زمان(عج) را می‌خواهم».
 
و اما پسر نوجوانی که به گفته خودش دوازده سال است در اطراف حرم از صبح تا شب دستفروشی می‌کند و در جوار آقا است، می‌گوید: خاطره‌ زیبایی که به یاد دارم، لحظه شنیدن خبر درست‌شدن کاری مهم است که همزمان با پابوسی امام رضا(ع) اتفاق افتاد.
 
وی اظهار می‌کند: در آن هنگام اشک شوق ریختم و با مادرم این خوشحالی را شریک شدم. احساس نزدیکی خیلی زیادی با امام رضا(ع) دارم و حاجت گرفتنم از ایشان برایم بسیار ارزشمند است. از امام(ع) همیشه می‌خواهم که کمک کند در کارم صادق باشم و هیچ‌وقت نان حرام سر سفره خانواده‌ام نبرم».
 
مردی اهل مشهد نیز که بیشتر جمعه‌ها به حرم می‌آید، از همجواری‌اش با امام(ع) حس خوبی دارد و احساس نزدیکی‌اش با امام رضا(ع) زیاد است. خواسته او سلامتی است، سلامتی برای خود و همه عزیزانش.
 
در گوشه‌ای دیگر بانویی از اصفهان که به همراه دخترش مهمان امام رضا(ع) شده است، می‌گوید: خدا را شکر سالی یکی دو مرتبه به مشهد می‌آیم و امسال دخترم بانی سفرم به مشهد شد. از امام رضا(ع) نیز پیروزی اسلام و مسلمین و نابودی آمریکا و اسرائیل را می‌خواهم و دعایم ظهور و سلامتی امام زمان(عج) است.
 
زائر حرم رضوی
 
کمی آن‌ طرف‌تر، مرد میانسالی از مشهد می‌گوید: کارمندم و محل کارم ورودی باب‌الجواد است. زیارت برای من بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره‌ شده است. اکنون حداقل روزی دو تا سه بار به صحن می‌روم و بعد با حالی خوب برمی‌گردم.
 
وی ادامه می‌دهد: حتی وقتی خسته، دل‌شکسته یا مضطرب هستم، رفتن به حرم و دورزدن در صحن حالم را خوب می‌کند و حس آرامش و راحتی خاصی را با ورود به حرم تجربه می‌کنم. در خواستم از امام رضا(ع) نیز ظهور امام زمان(عج) است.
 
 این روایت‌ها، نقشی رنگارنگ از عشق، امید و ارادت هستند که در صحن و سرای حرم امام رضا(ع) نمود می‌یابند و هر کدام از زائران امام رئوف، با قلبی پر از خواسته و عشقی بی‌پایان به این بارگاه ملکوتی پناه می‌آورند.
 
 
 
انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا حسینیان
captcha