
به گزارش ایکنا از خراسانرضوی، زیارت دریچهای به سوی دلهایی است که خود را به بارگاه ملکوتی
امام رضا(ع) میرسانند و هر کدام جلوهای از عشق، ارادت و پیوند با امام و پناه امنشان هستند.
زائری از همدان با کولهباری از عشق و ارادت، با بیان اینکه حدود 20 بار تاکنون مهمان بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) شده است، میگوید: این آمدنها را رشتهای معنوی مینامم؛ رشتهای که هر سال باید به آن چنگ بزنم تا از نظر روحی، تجدید قوا کنم و مشکلات زندگی در سایه امام رضا(ع) کمرنگ شوند. برای من حرم فضایی است برای احیای روح، آنچنانکه گویی برای یکسال انرژی لازم را از این چشمه زلال مینوشم و با کولهباری از آرامش به شهر خود بازمیگردم.
وی ادامه میدهد: وقتی در
حرم مطهر رضوی حضور دارم، بیشتر از هر چیز، درگیری ذهنیام با عشق به امام رضا(ع) است و دیگر کمتر به التماس دعا گفتن برای دیگران یا طرح مشکلات شخصی میپردازم. سالهاست که این دیدارها برایم به دیداری عاشقانه با امام تبدیل شدهاند.
این زائر همدانی اظهار میکند: خاطرهای پررنگ در ذهنم حک شده و آن زمانی است که امام رضا(ع) حواسش به من و فرزند بیمارم بوده است که این حس مراقبت و توجه، قویترین خاطره و نشانه نزدیکی قلبی با ایشان است. امام رضا(ع) را مانند پدری مهربان و دوستی نزدیک به خود میدانم و از ایشان، عاقبتبخیری و استقامت در مسیر حق را طلب میکنم.
زائری از مازندران نیز با تجربه بیش از دهها بار زیارت میگوید: وقتی در حرم هستم، بیشتر به وضعیت کشور، هدایت و آرامش هموطنان فکر میکنم و آرزو دارم مردم آگاهتر شوند تا بتوانند با مشورت و حمایت یکدیگر نظام را یاری کنند.
وی ادامه میدهد: خاطرهای که در ذهنم مانده است به دوران کودکی بازمیگردد؛ لذت بازی در کنار حوضهای حرم و مهربانی خدام و زائران که در آن دوران، حس خوبی را به من منتقل کرده است.
این زائر مازندرانی اظهار میکند: عاقبتبخیری را از امام رضا(ع) میخواهم، بهخصوص در این زمانه که حق و باطل در هم آمیخته شده و تشخیص راه درست دشوار است. امیدوار هستم امام رئوف دستگیرمان باشد تا بتوانیم با ایمان از این دنیا برویم.
و اما پسر نوجوانی از بصره عراق که حدود پنج سال است در مشهد ساکن شده، میگوید: هر ماه حدود سه بار به پابوسی امام رضا(ع) میآیم. حال و هوایم در حرم را میتوانم خیلی خوب و نوعی حس آزادی توصیف کنم، حسی که از زادگاه خودم، بصره بهتر است و امنیت بیشتری به من میدهد و این حس امنیت و حال خوب، دلیل اصلی خانوادهام برای انتخاب مشهد بهعنوان محل زندگی است.
وی ادامه میدهد: وقتی در حرم هستم بیشتر به یاد پدربزرگ و مادربزرگم میافتم، بهخصوص که مادربزرگم کمی پا درد دارد و برای سلامتیاش دعا میکنم.
این نوجوان اظهار میکند: خاطرهای که برایم جالب است، دیدن اتفاقی عمهام در حرم است که برای زیارت آمده بود و این ملاقات مرا غافلگیر کرده است. تکرار زیارت را راهی برای نزدیکی بیشتر به امام رضا(ع) میدانم و امیدوار هستم ایشان مرا در این مسیر یاری کنند.
دخترکی حدود ۱۰ سال از مشهد که آرامش را دلیل اصلی حضور خود در حرم میداند، میگوید: خاطرهای از کودکی در ذهنم مانده و آن گریه کردنم در اثر افتادن بود که با شکلاتی از خادم حرم، آرام گرفتم. احساس نزدیکی زیادی با امام رضا(ع) دارم و برای موفقیت در درسهایم و پایان جنگ دعا میکنم.
روایتها ادامه مییابد و هر بار گویی دریچهای تازه به سوی عشق و ارادت باز میشود. در گوشهای دنج از حرم، دختر بچهای نیز از تعداد دفعات زیارت خود میگوید و «خیلی»، پاسخی است که او با لبخندی محو بر لب میدهد و دلیل این آمد و شد را اینطور میگوید: «کار بابام درست شه» و این حاجت انگیزه اصلی اوست برای حضور در حرم. وقتی از حس و حالش در حرم میپرسم، با شور و هیجان اظهار میکند: «حس خوبی، حس شادی». گویی حرم، پناهگاهی است برای شادمانی و رهایی او. میپرسم چقدر فکر میکنی به امام رضا(ع) نزدیک هستی و ایشان تو را دوست دارند؟ پاسخ او قاطع است: «خیلی». حاجت او برای خودش، مختصر و روشن است: «فقط دوست دارم کار مامان و بابام درست شه» و این شاید لطیفترین پاسخی است که میتوانست بدهد.
زائری از سرخس نیز با همراهی دختر کوچکش که شور و شوق زیارت در نگاهش موج میزند، میگوید: چون مسیر نزدیک است، هر وقت که امام رضا(ع) بطلبد به مشهد میآییم» و این جمله، نشان از ارادتش نسبت به امام هشتم شیعیان است. او نایبالزیاره همه کسانی است که دوستشان دارد و از او خواسته شده دعایشان کند.
وی ادامه میدهد: دخترم امام رضا(ع) را خیلی دوست دارد. وقتی از حال و هوایش در حرم میپرسم، چشمانش از زلالی اشک میدرخشند، گویی در این مکان مرزهای خودآگاهی کمرنگ شده و تنها حضور معشوق است که حس میشود. احساس نزدیکیاش با امام رضا(ع) بسیار است و برای خودش، تنها یک خواسته دارد: «فقط ظهور
امام زمان(عج) را میخواهم».
و اما پسر نوجوانی که به گفته خودش دوازده سال است در اطراف حرم از صبح تا شب دستفروشی میکند و در جوار آقا است، میگوید: خاطره زیبایی که به یاد دارم، لحظه شنیدن خبر درستشدن کاری مهم است که همزمان با پابوسی امام رضا(ع) اتفاق افتاد.
وی اظهار میکند: در آن هنگام اشک شوق ریختم و با مادرم این خوشحالی را شریک شدم. احساس نزدیکی خیلی زیادی با امام رضا(ع) دارم و حاجت گرفتنم از ایشان برایم بسیار ارزشمند است. از امام(ع) همیشه میخواهم که کمک کند در کارم صادق باشم و هیچوقت نان حرام سر سفره خانوادهام نبرم».
مردی اهل مشهد نیز که بیشتر جمعهها به حرم میآید، از همجواریاش با امام(ع) حس خوبی دارد و احساس نزدیکیاش با امام رضا(ع) زیاد است. خواسته او سلامتی است، سلامتی برای خود و همه عزیزانش.
در گوشهای دیگر بانویی از اصفهان که به همراه دخترش مهمان امام رضا(ع) شده است، میگوید: خدا را شکر سالی یکی دو مرتبه به مشهد میآیم و امسال دخترم بانی سفرم به مشهد شد. از امام رضا(ع) نیز پیروزی اسلام و مسلمین و نابودی آمریکا و اسرائیل را میخواهم و دعایم ظهور و سلامتی امام زمان(عج) است.
کمی آن طرفتر، مرد میانسالی از مشهد میگوید: کارمندم و محل کارم ورودی بابالجواد است. زیارت برای من بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده است. اکنون حداقل روزی دو تا سه بار به صحن میروم و بعد با حالی خوب برمیگردم.
وی ادامه میدهد: حتی وقتی خسته، دلشکسته یا مضطرب هستم، رفتن به حرم و دورزدن در صحن حالم را خوب میکند و حس آرامش و راحتی خاصی را با ورود به حرم تجربه میکنم. در خواستم از امام رضا(ع) نیز ظهور امام زمان(عج) است.
این روایتها، نقشی رنگارنگ از عشق، امید و ارادت هستند که در صحن و سرای حرم امام رضا(ع) نمود مییابند و هر کدام از زائران امام رئوف، با قلبی پر از خواسته و عشقی بیپایان به این بارگاه ملکوتی پناه میآورند.
انتهای پیام