در متون دینی وقتی سخن از عقلانیت نقل میشود، ذهن انسان به سوی قدرت تحلیل دادهها و توان استدلال حرکت میکند و چنین تصوری ایجاد میشود که عقل تنها در توان ذهنی خلاصه میشود. نگاه امام رضا(ع) این تصویر را گستردهتر میکند. عقل در این نگاه، نیرویی حاکم بر لایههای وجود انسان میشود و بر باور، نیت و رفتار تأثیر میگذارد. عقل زمانی در جایگاه واقعی خود قرار میگیرد که زندگی انسان را هدایت کند و از مرز ذهن عبور کند و در رفتار نمود یابد.
در همین خصوص حجتالاسلام والمسلمین علی انصاری، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، که در ادامه میخوانیم؛
امام رضا(ع) هنگام بیان ویژگیهای صاحب عقل، به نشانههای رفتاری اشاره میکنند. یکی از این نشانهها آن است که انسان عاقل از نیاز مردم دلتنگ نمیشود. این ویژگی ساده به نظر میرسد اما در عمق خود حقیقتی بزرگ را نشان میدهد. انسانیکه از مراجعه مردم ملول نمیشود، از مدار تنگ خودمحوری عبور میکند و به مرحلهای از رشد میرسد که ظرفیت وجودی او افزایش مییابد. چنین ظرفیتی، عقلانیت را از سطح نظری به عرصه عملی منتقل میکند.
زندگی انسانی در شبکهای از نیازهای متقابل شکل میگیرد. هیچ انسانی از دیگران بینیاز نمیشود و هیچ رابطهای بدون نیاز شکل نمیگیرد. کودک به مادر نیاز دارد و مادر به همراهی خانواده. کارمند به همکار نیاز دارد و مدیر به تلاش جمعی. جامعه با همین نیازهای متقابل زنده میماند. انسان وقتی این حقیقت را درک کند، مراجعه دیگران را مزاحمت تلقی نمیکند و در خواستههای طبیعی آنان تهدیدی نمیبیند. چنین فهمی زمینه رشد عقلانیت در انسان را ایجاد میکند.
وقتی عقلانیت در وجود انسان ریشه پیدا کند، نگاه او به روابط انسانی تغییر میکند. انسان عاقل در برابر مراجعه مردم خسته نمیشود و از خواسته آنان دلگیر نمیشود. چنین انسانی درک میکند که درخواست انسانها بخشی از زبان زندگی است و پاسخ دادن به آن بخشی از مسئولیت انسانی. او حضور دیگران را فرصتی برای رشد میبیند و نه باری بر دوش خود. چنین نگاهی ظرفیت روح را گسترش میدهد و انسان را از رفتارهای کودکانه دور میکند.
در محیط سازمانی، انسان دارای عقلانیت از توقعات و نیازهای همکاران آزرده نمیشود. او برای هر موقعیت نگاهی کلگرا ایجاد میکند و از ظرفیت درونی خود برای مدیریت روابط بهره میبرد. چنین فردی از تعامل اجتماعی نیرو میگیرد و نقش خود را در مجموعه به درستی میفهمد. در فضای خانواده نیز این عقلانیت آرامش ایجاد میکند. همسر، پدر یا مادر عاقل از مسئولیتهای طبیعی خانواده دلتنگ نمیشوند و حضور یکدیگر را نعمت میدانند. چنین خانوادهای هماهنگی پیدا میکند و رابطهای متکی بر مسئولیت مشترک ایجاد میکند. در سطح جامعه نیز انسان عاقل از نیازهای اجتماعی گریز پیدا نمیکند. او بهجای تمرکز صرف بر مطالبات شخصی، سهم خود را در ساختن جامعه درمییابد. این نگاه او را از خودبینی دور میکند و به مشارکت اجتماعی هدایت میکند. چنین انسانی از پرسش و درخواست مردم دلگیر نمیشود و در مواجهه با آنان بردباری نشان میدهد.
در نقطه مقابل، کسیکه عقلانیت درونی نداشته باشد، با کوچکترین نیاز دیگران آزرده میشود. چنین انسانی میپندارد که جهان باید بدون درخواست به نفع او حرکت کند و دیگران باید نیازهای او را برطرف کنند. این نگاه از جهالت درونی سرچشمه میگیرد. جهالت در اینجا ندانستن نیست و به ناپختگی وجودی اشاره پیدا میکند. انسان گرفتار جهالت در نهایت در دام خودبینی سقوط میکند و از بلوغ اجتماعی دور میشود.
در حقیقت سخن امام رضا(ع) درباره اینکه انسان عاقل از مراجعه مردم دلتنگ نمیشود، تصویری دقیق و انسانی از عقلانیت ارائه میدهد. این نگاه عقل را به حوزه رفتار وارد میکند و نشان میدهد که عقلانیت واقعی در نحوه برخورد با روابط انسانی آشکار میشود. انسان عاقل از خود عبور میکند و جهان را با نگاهی باز و مهربان میبیند. چنین انسانی از نیاز دیگران نمیگریزد و از حضور مردم نمیرمد و با این رفتار، جلوهای از عقلانیت وجودی را در زندگی روزمره نمایان میکند.
انتهای پیام