به انگیزه فرا رسیدن عید بزرگ ولایت، سرویس اندیشه ایکنا در گفتوگو با
حجتالاسلام والمسلمین سیدعباس عارفی، کارشناس مذهبی، با تبیین
فقه غدیر و جامعیت این روز، بر این باور است که غدیر یک هویت جاری و بدون تاریخ انقضا برای دین است که میوه آن در عصر ظهور به بار خواهد نشست. مشروح این گفتگو که به تشریح وظیفه همگانی در
تبلیغ این عهد و پیوند ناگسستنی آن با امام عصر(عج) میپردازد را در ادامه با هم میخوانیم و میبینیم:
بسم الله الرحمن الرحیم اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلیٰ سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا، حَبیبِ قُلوبِنا وَ طَبیبِ نُفوسِنا، اَبِیالْقاسِمِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلیٰ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصومینَ، سِیَّما بَقِیَّةِ اللهِ الْاَعْظَمِ (اَرْواحُنا لَهُ الْفِداءُ) وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلیٰ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ.
یکی از مباحث بسیار مهم و کلیدی در دین مبین اسلام، موضوع غدیر و به تبع آن، مسئله ولایت،
وصایت و جانشینی ائمه معصومین(علیهمالسلام) است. با بررسی قرآن کریم درمییابیم که خداوند متعال سنتهای مختلفی دارد که یکی از اصولیترین آنها، «
سنت استخلاف» یا همان سنت تعیین جانشین برای پیامبران است. خداوند در آیات متعددی بر این مسئله تکیه کرده است؛ بهعنوان نمونه، میتوان به ماجرای عزیمت حضرت موسی(علیهالسلام) به کوه طور برای مناجات اشاره کرد. قرآن کریم بیان میکند که وعده الهی با حضرت موسی(علیهالسلام) سی شب بود که با ده شب دیگر کامل شد «
وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً»؛ در این هنگام، حضرت موسی (علیهالسلام) برای دوره غیبت موقت خود، خطاب به برادرش هارون فرمود: «در میان قوم من جانشین من باش...» (
وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی). این واقعه بهخوبی نشاندهنده اهمیت و ضرورت وجود جانشین و وصی در هر مقطع از تاریخ هدایت است.
اصل استخلاف در منظومه قرآنی به این معناست که حضرت موسی(علیهالسلام) برادر خود، هارون را بهعنوان جانشین خویش در تمامی امور معرفی کرده و از او میخواهد که به اصلاح امور پرداخته و هرگز از راه مفسدان تبعیت نکند؛ این دقیقاً همان جوهره سنت الهی استخلاف است. بر پایه این سنت تخلفناپذیر، هر پیامبری برای خود وصی و جانشینی داشته است. پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) نیز به شکلی ویژه، این سنت الهی را در بزنگاهها و مناسبتهای گوناگون به کار بستند و در مقاطع مختلف، بارها بر موضوع وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین، علی(علیهالسلام) تأکید ورزیده و آن را برای امت تبیین کردند. در راستای سنت الهی استخلاف، پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) از همان نخستین روزهای آغازین رسالت، به تبیین جانشینی امیرالمؤمنین(علیهالسلام) پرداختند. بهعنوان مثال، هنگامی که آیه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» نازل شد و خداوند ایشان را مأمور به دعوت خویشاوندان نزدیک کرد، پیامبر در طی سه روز متوالی علاوه بر عرضه دین، موضوع وصایت علی(علیهالسلام) را نیز مطرح کردند. این روند در مناسبتهای مختلف دیگر نیز ادامه یافت؛ از جمله در جریان جنگ تبوک، هنگامی که ایشان حضرت علی(علیهالسلام) را در مدینه جانشین خود قرار دادند، با بیان حدیث نورانی منزلت فرمودند: یا علی، جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون به موسی است، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد بود. با این حال، واقعه غدیرخم از اهمیتی منحصربهفرد برخوردار است؛ زیرا این واقعه شامل مهمترین سخنرانی پیامبر خاتم، مفصلترین بیانات ایشان و رسمیترین اعلام ولایت همراه با گرفتن بیعت از همگان بود.
بازتابی که از غدیر در روایات، تاریخ و آیات قرآن کریم مشاهده میشود، برای هیچ واقعه دیگری سابقه ندارد و همین نکته، نشاندهنده جایگاه بنیادین و بیبدیل غدیر در تثبیت جریان وصایت و امامت است. پیامبر اکرم(ص) مهمترین اعلان عهد امامت را در واقعه غدیر بیان فرمودند که بسیار مفصل بود؛ هرچند پیش از آن نیز این پیمان در مناسبتهای دیگر به نحو خصوصیتر اعلام شده بود. ایشان در خطبه غدیر، با قرائت آیه شریفه «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَی بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً»، از حاضران به اشکال مختلف بر التزام به این عهد و پیمان بیعت خواستند. براساس این آیه، هر کس پیمانی را که بسته و بیعتی را که با امیرالمؤمنین(ع) داشته است بشکند، این نقض عهد به ضرر خود اوست و هر کس بر آنچه با خدا عهد بسته ثابتقدم بماند، خداوند به او پاداشی بزرگ عطا خواهد کرد. در نهایت، اهمیت موضوع وصایت و جانشینی هم در قرآن کریم و هم در کلام پیامبر اکرم(ص) بارها تبیین شده است که کلیدیترین و مهمترینِ این موارد، بحث غدیرخم است.
اما در واقعه غدیر خم چه گذشت؟ نکته بسیار مهم، شرایط زمانی و مکانی این واقعه است. پیامبر(ص) میتوانستند این عهد و پیمان را در مدینه یا مکه از مردم بگیرند، اما به امر الهی توسط جبرئیل، مأمور شدند در آن صحرای سوزان و در شرایطی دشوار، سه روز توقف کنند تا این پیام ابلاغ شود. هرچند عصاره و جمله کلیدی خطبه غدیر که در روایات اهلبیت(ع) نیز بر آن تأکید شده، همان جمله مشهور «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» است، اما آنچه این پیام را بسیار محکم و خللناپذیر میکند، مقدمهچینی دقیق پیامبر(ص) پیش از بیان این جمله است. ایشان برای محکمکاری و برای اینکه راه بر هرگونه برداشتِ ناصحیح یا شانه خالی کردنِ افراد بسته شود، ابتدا از جمعیت حاضر اقرار گرفتند و پرسیدند: «چه کسی از خود شما به خودتان سزاوارتر و صاحباختیارتر است؟». همگی پاسخ دادند: «خدا و رسولش». این اقرار به «اولویت و صاحباختیاریِ پیامبر بر نفوس مؤمنین»، پایه اصلی جمله بعدی شد؛ یعنی پیامبر(ص) ابتدا جایگاه ولایی خود را تثبیت کردند و سپس فرمودند: «پس هر کس که من بر او اولی و صاحباختیار هستم، این علی مولای اوست». علاوه بر این، پیامبر(ص) در جایجای خطبه غدیر از هر لفظی که دلالت بر جانشینی و وصایت داشته باشد، استفاده کردند تا هیچ ابهامی باقی نماند. با سیری در متن خطبه، میبینیم که ایشان با الفاظی گوناگون همچون «هذا عَلیٌّ اَخی»، «وَصیّی»، «خَلیفَتی»، «اِمامُ الهادی»، «امیرُالمؤمنین» و «اِمامٌ مِنْ بَعْدی»، بر جایگاه حضرت علی(ع) تأکید کردند. در واقع هیچ واژهای که بیانگر معنای وصایت و امامت باشد وجود ندارد که پیامبر(ص) در آن روز برای توصیف جایگاه امیرالمؤمنین(ع) به کار نبرده باشند. پس از آنکه پیامبر اکرم(ص) عبارت من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه را به مردم ابلاغ کرده و از آنها بیعت گرفتند، فرمودند: اللهم انی اشهد بالله ...؛ یعنی خدایا من این تبلیغ را به انجام رساندم.
نکته بسیار حیاتی در باب تبلیغِ پیامبر(ص) این است که ایشان تنها به گرفتن اقرار بر اولویتِ خود و بیان جمله من کنت مولا بسنده نکردند. آنچه غدیر را از یک واقعه ساکن و تاریخی متمایز میکند، این است که پیامبر(ص) به هیچ وجه غدیرِ راکد را مدنظر نداشتند، بلکه غدیرِ مستمر هدف ایشان بود. ایشان در کلام خود، علی(ع) را بهعنوان جانشین و مولا معرفی کردند، اما در عین حال بر ولایتِ تمامی ائمه از نسل امیرالمؤمنین(ع) نیز بیعت گرفتند. پیامبر(ص) این جریان را اینگونه انشا فرمودند که همگی بگویید: ما در برابر آنچه شما از جانب پروردگارمان درباره امامتِ علی امیرالمؤمنین(ع) تبلیغ کردید، سرِ تعظیم و تسلیم فرود میآوریم و به آن راضی هستیم.
اهمیت غدیر در این است که پیامبر(ص) تنها بر امام، وصی و خلیفه بودنِ علی(ع) تأکید نکردند، بلکه عهد و پیمان و بیعت بر مولویت را هم برای علی(ع) و هم برای امامانِ از صلب او طلب کردند. منظور اصلی پیامبر(ص) این بود که جریان هدایت همیشه در جریان باشد و در هر زمان، امامی وجود داشته باشد که ما موظف به تجدید بیعت با او باشیم. لذا حقیقتِ من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه در هر زمانی متناسب با امامِ حاضر معنا مییابد؛ در زمان امام باقر(ع)، هر کس که پیامبر مولای اوست، امام باقر مولای اوست و امروزه نیز این عهد و پیمان متعلق به وجود مقدس امام زمان، مهدی موعود (عجلالله تعالی فرجه الشریف) است؛ نکتهای که پیامبر(ص) در غدیر بر آن تأکید بسیار ورزیدند. یکی از فرازهای بسیار بااهمیت خطبه غدیر، تبیین مسأله استمرار ولایت و پیوند ناگسستنی غدیر با حضرت ولیعصر(عج) است. پیامبر اکرم(ص) در این خطبه، پس از معرفی مقام امیرالمؤمنین(ع) و بیان فضایل بیشمار ایشان، از حاضران برای ائمه از نسل علی(ع) اقرار و بیعت گرفتند. نکته شگفتانگیز اینجاست که در این خطبه، پیامبر(ص) گرچه نام امام حسن و امام حسین(ع) را دو مرتبه ذکر کردند، اما نام و یاد حضرت مهدی(عج) را چهار مرتبه تکرار فرمودند. ایشان در حالی که هنوز امام عصر(عج) به دنیا نیامده بودند، به تفصیل ویژگیها، صفات و مختصات حکومت جهانی ایشان را ترسیم کردند. این امر نشان میدهد که غدیر یک واقعه محدود به زمان نیست، بلکه جریانی مستمر است که بنیان آن با امیرالمؤمنین(ع) گذاشته شد و استمرار و غایت آن در ید قدرت وارث غدیر، یعنی امام زمان(عج) است.
نکته کلیدی دیگر در واقعه غدیر این است که پیامبر اکرم(ص) شخصاً مردم را ملزم کردند تا کلمات و الفاظ خاصی را برای پذیرش این عهد بر زبان جاری کنند. ایشان از همگان خواستند که با صدای رسا اقرار کنند: شنیدیم و به این امر (ولایت علی علیهالسلام) راضی شدیم. پیامبر(ص) در خطبه غدیر از مردم خواستند تا همگی با هم بگویند: «نُبایِعُکَ عَلی ذلِکَ بِقُلوبِنا وَ اَنْفُسِنا و الستنا و ایدینا»؛ یعنی ما با قلب، جان، زبان و دستهایمان بر این امر، بر وصایت، خلافت و اولویتِ امیرالمؤمنین(ع) با تو بیعت میکنیم. ایشان تأکید کردند که مردم اقرار کنند: ما بر این بیعت زنده هستیم، بر این بیعت میمیریم و بر همین پیمان نیز در قیامت مبعوث خواهیم شد. این جملات نشاندهنده استواریِ خللناپذیر این عهد است؛ به طوری که مردم متعهد شدند هیچ تغییر، تبدیل، شک یا انکاری در این بیعت راه ندهند. پیامبر(ص) با این شیوه، از امت اقرار گرفتند که هرگز از این عهد برنگردند و هیچگاه میثاقی را که بستهاند، نقض نکنند.
اهمیت قضیه غدیر در سه ساحتِ بنیادین تجلی یافته است: نخست، بیان مولویت و صاحباختیاریِ مطلقِ امیرالمؤمنین(ع)؛ دوم، تبیین مولویت سایر ائمه معصومین از نسل پاک ایشان و سوم، اخذ میثاق و بیعت از تمامی انسانها؛ چه آنان که در صحرای غدیر حاضر بودند و چه نسلهای بعدی که پیام این عهد در طول تاریخ به آنها رسیده است. با تدبر در آیاتی که درباره غدیر نازل شده است، به ویژه آیه مشهور تبلیغ که خداوند متعال میفرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک»، متوجه یک تفاوت ساختاری و ظاهری در این آیه نسبت به سایر آیات میشویم. خداوند متعال در قرآن کریم برای هر فریضهای، الفاظ متناسب با همان فریضه را به کار برده است؛ اما در مورد هیچیک از واجباتِ دیگر، مانند نماز، روزه یا حج، واژه «بَلِّغ» را به کار نبرده است. به عنوان مثال، در قرآن نیامده است «بلغ الصلاة»، «بلغ الصیام» یا «بلغ الحج».
این گزینشِ منحصربهفردِ واژگانی، نشاندهنده عظمت و جایگاهِ زیربناییِ ولایت است. واژه «بَلِّغ» دارای مفهومی عام و فراگیر است که با آمدنش، بابِ هرگونه عذر و بهانه را بر همگان میبندد. این فرمان الهی بدین معناست که هیچکس نمیتواند بگوید «من نتوانستم»؛ چرا که طبق دستور «بَلِّغ»، هر فرد موظف است با هر ابزار و توانمندی که در اختیار دارد، معنا و حقیقت غدیر را به گوش دیگران برساند. مصادیق این تکلیف، طیف گستردهای را شامل میشود؛ از تبیین و سخنرانی گرفته تا حتی پوشیدن لباس نو و شادمانی که در روایات ما بر آن تأکید شده است. در واقع خداوند از همه این مسئولیت را خواسته است تا هیچکس عذری نداشته باشد. در این میان، خودِ پیامبر اکرم(ص) اولین و کاملترین عامل به این آیه بودند. ایشان تبلیغ ولایت را به نحو اتم و اکمل در سه سطح «قولی، فعلی و مکانی» به انجام رساندند. رسول خدا(ص) در آن شرایط خاص و در آن جغرافیای معین، هرگز به یک بیعت ساده و کلی بسنده نکردند؛ بلکه دستور دادند خیمهای برپا شود و مردم موظف شدند یکبهیک وارد خیمه شوند تا هم به امیرالمؤمنین(ع) تبریک بگویند، هم ایشان را رسماً با لقب اختصاصی «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» خطاب کنند و هم پیمان بیعت ببندند.
پیامبر(ص) در این خطبه تنها به بردن نام اکتفا نکردند، بلکه برای ولایت و وصایت امام عصر(عج) بیعت گرفتند و ایشان را با عباراتی بلند معرفی کردند؛ از جمله اینکه فرمودند: «آگاه باشید که خاتم ائمه از ماست و او مهدی موعود است؛ اوست که دین خدا را بر تمامی ادیان غلبه میدهد، ریشه ظلم را میبیند، دژهای شرک را فتح کرده و منتقم خون اولیای خداست.» حضرت حدود ۲۰ صفت و ویژگی برای امام زمان(عج) و حکومت ایشان بیان کردند تا همگان بدانند استمرار امامت به کسی منتهی میشود که بساط ستم را برمیچیند و وارثِ تمام علم و محیط بر حقایق است. ایشان صراحتاً اعلام کردند که پس از امام مهدی(عج)، حجتی نخواهد بود و حقی وجود ندارد مگر آنکه با اوست. این همان تکرارِ حدیثِ «علیٌ مع الحق» در شأنِ امام خاتم است. در پایان خطبه، پیامبر اکرم(ص) تکلیفِ همگانی را چنین ابلاغ فرمودند: «ای مردم! با خدا و با من بیعت کنید و سپس با علی، حسن، حسین و امامان پس از آنان در دنیا و آخرت پیمان ببندید.» این یعنی پیوند ما با غدیر، در گرو بیعت با امام هر زمان است.
غدیر، تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه دریایی بیکران از معارف و حقیقتِ جامعِ دین است. غدیر دارای چنان جامعیتی است که اگر در آن دقیق شویم، تمامی ارکانِ اسلام شامل فقه، اعتقادات، اخلاق، تفسیر و فرهنگ را به صورت یکجا و در عالیترین سطح در آن مشاهده میکنیم. اگر به فقه غدیر نگاه کنید، میبینید که بیش از ۳۶ روایت درباره اعمال این روز وارد شده است؛ به گونهای که شاید هیچ روزی در سال، به اندازه غدیر چنین جامعیتی در احکام نداشته باشد. جامعیت غدیر در ابعاد مختلفی تبلور یافته است: در بُعد عبادی شامل نماز و روزه، در بُعد اجتماعی شامل انفاق و دستگیری از مؤمنان و در بُعد اعتقادی شامل برائت از دشمنان و تجدید عهد با ولایت است. این روز نهتنها جامعیت فقهی و اعتقادی، بلکه جامعیت فرهنگی و اجتماعی نیز دارد؛ چنانکه توصیه شده در این روز به نیازمندان یاری رسانید و حتی لباس نو بپوشید. نکته حائز اهمیت این است که انجام این امور با نیت تعظیم غدیر، ارزشی دوچندان مییابد. برای مثال، پوشیدن لباس نو همیشه پسندیده است، اما تأکید شده که اگر این کار برای غدیر انجام شود، فضیلت ویژهای دارد. همچنین اطعام کردن همواره ارزشمند است، اما فضیلت اطعام در روز غدیر، همچون اطعام تمام انبیا و اولیا الهی توصیف شده است. اینها همگی نشاندهنده عظمت و اهمیت بیبدیل این روز است. در کتاب «اقبال»، روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که ایشان خطاب به مخاطب فرمودند: «گویا گمان میکنید خداوند روزی با عظمتتر، با برکتتر و با حرمتی والاتر از غدیر خلق کرده است؟» سپس حضرت سه مرتبه فرمودند: «لا والله؛ به خدا سوگند خداوند روزی عظیمتر و با حرمتتر از غدیر نیافریده است.
شاید برای کسی این پرسش یا شبهه ایجاد شود که واقعاً اهمیتِ گفتن از غدیر چیست؟ چرا پس از گذشت ۱۴۰۰ سال، همچنان باید تا این حد بر بزرگداشت، جشن و احیای غدیر تأکید کنیم؟ پاسخ اینجاست که ما مسلمان هستیم؛ نماز میخوانیم، روزه میگیریم و مناسک و اعتقاداتی داریم؛ اما پرسش اساسی این است که خدا را باید چگونه بشناسیم؟ حقیقیتِ نمازی که میخوانیم و بطنِ قرآنی که در دست داریم را چگونه باید درک کنیم؟ در حالی که دیگران برای فهمِ دین به گفتههای این و آن استناد میکنند، ما باید بدانیم که قرآن و معارف الهی را باید از چه کسی دریافت کنیم. غدیر صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک «جریان» مستمر است که تاریخ انقضا ندارد. در روایات ما اموری وجود دارد که پیامبر اکرم(ص) هیچ پایانی برای آنها مشخص نکردهاند، مگر برپایی قیامت. یکی از آن وظایفی که پیامبر (ص) بر عهده تکتک ما نهادهاند، ترویج و زنده نگه داشتن پیام غدیر است؛ تکلیفی که زمانمند نیست و نمیتوان گفت تا دورهای خاص کافی بوده و دیگر تمام شده است.
پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیر، پس از بیان نزدیک به ۲۰۰ فضیلت در شأن امیرالمؤمنین(ع) ـ که خود نشاندهنده آن است که بزرگترین فضیلتگویِ علی(ع)، شخصِ نبی مکرم است ـ تکلیفی همگانی را ابلاغ فرمودند. ایشان امر کردند که تمام حاضران باید پیام غدیر را تبلیغ کنند و به غایبان برسانند؛ فرمودند پدران باید به فرزندان خود بگویند، که البته این یک مثال است و وظیفه مادر در قبال دختر و تمامی نسلها را نیز در بر میگیرد. نکته کلیدی اینجاست که پیامبر(ص) با عبارت «الی یوم القیامه»، مرز زمانی این تکلیف را مشخص کردند؛ یعنی تبلیغ غدیر تا روز قیامت تاریخ انقضا ندارد. در دین ما هر فریضهای شرط و زمانی دارد؛ مثلاً تا استطاعت مالی نباشد، حج واجب نمیشود، اما تنها حقیقتی که زمان، مکان و شرط نمیشناسد، «ولایت» است. خودِ پیامبر(ص) نیز این تبلیغ را به نحو اتم و اکمل آغاز کردند، لذا اگر بپرسند چرا باید برای غدیر تبلیغ کرد، پاسخ این است: چون غدیر هویت و اساس دین ماست. تمام منظومه فکری و عملی ما با غدیر و ولایت تنظیم میشود. نه اینکه امامت از توحید مهمتر باشد، اما میتوان گفت توحیدِ بدون امامت، توحیدِ حقیقی نیست. چنانکه امام رضا(ع) در حدیث نورانی سلسلهالذهب، پس از بیان حصارِ «لا اله الا الله»، شرطِ ورود به این دژ را پذیرش ولایت دانستند. تمام لحظات زندگی، اجتماع، اعتقادات و دین ما به غدیر وابسته است. لذا ما ملزم به تبلیغ این حقیقت هستیم.
در پایان، خدا را به آبروی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) قسم میدهیم که همه ما را تا آخرین لحظه حیات، از مبلغان غدیر قرار دهد و عیدیِ ما را فرجِ وارثِ غدیر، حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) مقرر فرماید؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.