کد خبر: 4353268
تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
یک خادم‌الکتب تبیین کرد

سیر تحول خط و کتابت قرآن؛ از کوفی حجازی تا مصحف رضوی

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد وفادار مرادی با اشاره به نقش کلیدی سلمان فارسی در ابداع خط کوفی و اهمیت گنجینه ۲۱ هزار جلدی آستان قدس رضوی گفت: سیر تحول خط قرآن از نسخه‌های ناخوانای حجازی در قرن اول تا ظهور خطوط متکامل کوفی، بیانگر بلوغ هنری و تمدنی جهان اسلام در صیانت از وحی است.

کتابت قرآنحجت‌الاسلام والمسلمین محمد وفادار مرادی، محقق و خادم‌الکتب در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌رضوی، با بیان اینکه پیش از ظهور اسلام در شبه‌جزیره عربستان، خطوط مرسوم عمدتاً ماهیتی تصویری داشتند، اظهار کرد: پس از تشرف به اسلام، مسلمانان و در رأس آن‌ها جناب سلمان فارسی که به دلیل سفر به ایران، مصر و بین‌النهرین با خطوط میخی و نبطی آشنایی داشت، نقش کلیدی در ابداع خطی متناسب با کتابت وحی ایفا کردند. این تلاش‌ها با همکاری دیگر کاتبان وحی، به اختراع خط «کوفی» انجامید که نخستین گام در نظام‌مند کردن نگارش قرآن کریم به‌شمار می‌رود.

این محقق و خادم‌الکتب ادامه داد: نخستین نسخه‌های قرآن به خط کوفی حجازی نگاشته شدند که امروزه نمونه‌های ارزشمندی از آن از جمله مصحف منسوب به دستخط مبارک حضرت علی(ع)، در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود. این نسخه تاریخی که تحت عنوان «مصحف رضوی» به‌صورت عکسی نیز منتشر شده است، با قدمتی ۱۴۰۰ ساله، سندی زنده از اصالت کتابت قرآن در سده نخست هجری و پیوند عمیق عترت با میراث مکتوب وحیانی محسوب می‌شود.

وی با اشاره به اینکه کتابخانه آستان قدس رضوی به دلیل انتساب به وجود مقدس امام رضا(ع)، امروز به‌عنوان رکن اصلی میراث مکتوب در جهان اسلام و تشیع شناخته می‌شود، تصریح کرد: وجود بیش از ۲۱ هزار جلد قرآن خطی در این مرکز، امکان پژوهش در سیر تحول خط، کاغذ و آرایه‌های هنری را از قرن اول هجری تاکنون فراهم آورده است. این گنجینه عظیم، منبعی بی‌بدیل و ملجأ اصلی پژوهشگران و نسخه‌شناسان برای واکاوی تاریخ تمدن و هنر اسلامی است.

وفادار مرادی اظهار کرد: در فرآیند تکامل خوش‌نویسی، خط کوفی در جغرافیاهای مختلف به گونه‌های مغربی، عراقی و مشرقی تقسیم شد و مسیر خود را از ناخوانا بودن به سمت وضوح و خوانایی تغییر داد. خطوط حجازی اولیه به دلیل فقدان اعراب و اعجام، برای عموم مردم به‌راحتی قابل خواندن نبودند، اما با گذشت زمان و تحول در شیوه‌های نگارش، این خطوط تکامل یافتند تا علاوه بر حفظ جنبه‌های هنری، برای همه مسلمانان با سطوح مختلف دانش، خوانا و کاربردی باشند.

نقش نوابغ ایرانی در تحول خوش‌نویسی اسلامی و تکامل خط نسخ

وی با بیان اینکه تحول بنیادین در خطوط قرآنی از قرن دوم هجری و هم‌زمان با دوران امامت امام صادق(ع) تا عصر امام رضا(ع) آغاز شد و خط کوفی به مرور زمان به سمت خوانایی بیشتر حرکت کرد، گفت: نقطه عطف این دگرگونی، تبدیل خط کوفی به «اقلام سته» یا خطوط شش‌گانه توسط کاتبان بزرگی است که به «سلاطین ثلاثه» شهرت یافته‌اند. دو نفر از این استادان برجسته، ایرانی بوده و خدماتی بی‌بدیل به تاریخ تحول خوش‌نویسی و کتابت وحی در جهان اسلام ارائه کردند.

این محقق و خادم‌الکتب تأکید کرد: در رأس این تحول، «ابن‌مقله شیرازی» قرار دارد که از اهالی بیضای فارس بود و بنیان‌گذار قواعد خوش‌نویسی نوین محسوب می‌شود. پس از او «ابن‌بواب» و «ابن‌ورّاق غزنوی» مسیر تکامل را ادامه دادند. ابن‌ورّاق که برخاسته از خراسان بزرگ بود، نقشی کلیدی در ابداع و ترویج خطوطی چون نسخ، ثلث، ریحان، محقق و رقاع داشت. امروزه نسخه کامل ۳۰ جزء قرآن کریم به خط و تذهیب این استاد بزرگ متعلق به قرن پنجم هجری، در گنجینه آستان قدس رضوی مایه افتخار است.

وی بیان کرد: ابن‌ورّاق غزنوی نه‌ تنها در خوشنویسی سرآمد بود، بلکه در هنر «کتاب‌آرایی» نیز نوآوری‌های فراوانی داشت. او در نسخه‌های موجود تصریح کرده که علاوه بر کتابت، فرآیند طلاکوبی، تذهیب، سرلوح‌سازی و کتیبه‌نگاری مصاحف را نیز خود بر عهده داشته است. پس از این دوران، در عصر مغول، «یاقوت مستعصمی» با پایه‌گذاری مکتب خود، خط نسخ را به اوج تکامل رساند؛ به‌طوری‌که مکتب او تا سال‌ها سرآمد همه خطوط در سراسر جهان اسلام باقی ماند.

وفادار مرادی با اشاره به اینکه با انتقال مرکزیت هنری به هرات در دوره تیموری و ایامی که شاهرخ و گوهرشاد خاتون بر تخت بودند، هنر کتابت وارد مرحله جدیدی شد، ادامه داد: شاهزادگان تیموری مانند «بایسنقر میرزا» و «ابراهیم سلطان» که خود از خوش‌نویسان چیره‌دست بودند، قرآن‌های نفیسی به خطوط ثلث و ریحان خلق کردند. امروزه آثار ارزشمند این دوره و استادانی چون «ابن‌طباخ هروی» در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است که بستری غنی برای تحقیق در زمینه تعالی خط و هنر اسلامی فراهم می‌آورد.

از مکتب هرات تا خاندان وصال؛ سیر تطور خطوط قرآنی در تاریخ ایران

وی با تأکید بر اینکه خوش‌نویسان مکتب هرات در قرون هشتم و نهم هجری قمری، نقشی اساسی در اعتلای خطوط ایرانی و کتابت هنرمندانه قرآن کریم ایفا کردند، تصریح کرد: این مسیر تکاملی در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری به دست توانمند «میرزا احمد نیریزی» به اوج خود رسید. ایشان با ابداع «نسخ ایرانی»، سبکی را بنیان نهادند که هنوز هم به‌عنوان سلطان خط نسخ در ایران شناخته می‌شود. تمایز آشکار این سبک با «نسخ عثمانی» ــ که امروزه در آثار عثمان طه دیده می‌شود ــ در ظرافت‌ها، دورها و کشیدگی‌های خاصی است که نیریزی به این خط بخشید و پس از او توسط استادان بزرگی همچون خاندان وصال و محمدحسین یزدی تداوم یافت.

این محقق و خادم‌الکتب اظهار کرد: در مسیر تاریخ، تلاش‌هایی برای کتابت قرآن به خط «نستعلیق» نیز انجام شد که از جمله شاخص‌ترین آن‌ها می‌توان به آثار میرعماد حسنی و فرزندش رشیدا در قرن یازدهم اشاره کرد. با وجود آنکه نستعلیق به‌عنوان «عروس خطوط ایرانی» در کتابت دیوان اشعار بی‌رقیب است، اما در حوزه نگارش قرآن جایگاه نسخ را پیدا نکرد. دلیل اصلی این امر، غلبه دور و انحنا در نستعلیق است که مانع از ادای کامل و خوانایی استوار کلمات عربی، در مقایسه با انضباط خط نسخ، می‌شود. همچنین خط «شکسته‌نسخ» نیز علی‌رغم زیبایی، در حیطه نگارش مصاحف مورد توجه جدی قرار نگرفت.

وی افزود: فراتر از جنبه‌های فنی، کتابت قرآن همواره با «آداب‌الکتابه» یا پروتکل‌های معنوی خاصی همراه بوده است. کاتبان وحی تنها به خلق زیبایی بصری نمی‌اندیشیدند، بلکه این عمل را نوعی سلوک عبادی می‌دانستند. نشستن با وقار، به‌صورت دوزانو یا چهارزانو، رو به قبله بودن و کتابت با طهارت کامل (وضو)، از اصول تخطی‌ناپذیر این هنر بوده است. حتی نقل شده است که برای تهیه مرکب، از آب طاهر استفاده می‌کردند و هرگز بدون نام خدا قلم بر کاغذ نمی‌بردند.

وفادار مرادی با بیان اینکه بسیاری از این هنرمندان، کتابت را نه به‌عنوان یک حرفه درآمدزا، بلکه به‌عنوان نذری معنوی دنبال می‌کردند، ادامه داد: برای نمونه، نذر می‌کردند که چهل نسخه کامل از قرآن را برای ترویج کلام الهی به رشته تحریر درآورند. این آمیختگی هنر با اخلاص و طهارت، همان اعجاز معنوی است که در پس هر حرف و کلمه از نسخه‌های خطی قرآن نهفته است و باعث می‌شود بیننده، در کنار درک زیبایی‌شناختی، با جان کلام وحی نیز ارتباطی عمیق‌تر برقرار کند.

توازن «صحیح‌نویسی» و «زیبانویسی»؛ تجلی بصری کلام الهی در خط

این محقق و خادم‌الکتب با اشاره به اینکه در تاریخ کتابت قرآن کریم، «کانون‌های استنساخ» به‌عنوان مراکز تخصصی تکثیر مصاحف، نقشی نظارتی و بسیار دقیق بر عهده داشتند، اظهار کرد: هر کاتبی اجازه نگارش وحی را نداشت؛ مگر آنکه هنر و دقت او به تأیید رئیس کانون می‌رسید. در این مراکز، استانداردهای هندسی بسیار سخت‌گیرانه‌ای حاکم بود؛ به گونه‌ای که اندازه حروفی مانند «نون»، «الف» یا کشیدگی «سین» باید در سراسر متن، از ابتدا تا انتهای سطر، کاملاً یکسان و متوازن می‌بود. هرگونه ناهماهنگی یا کشش بیش از حد کلمات برای پر کردن فضای خالی سطر، نشان از ضعف کاتب داشت و مانع از کسب تأییدیه توسط کارشناسان می‌شد.

وی تصریح کرد: اگرچه در کتابت آثار ادبی همچون مثنوی معنوی یا پنج‌گنج نظامی، تمرکز اصلی بر خوانایی بود و گاه زیبایی بر صحت نگارش پیشی می‌گرفت، اما در قرآن کریم، دو بال «صحیح‌نویسی» و «زیبانویسی» همواره در کنار یکدیگر بوده‌اند. هنر خوشنویس در اینجا باید به گونه‌ای تجلی می‌یافت که بیننده با نگاه به خط، تفاوت ماهوی کلام الهی را با متون بشری نظیر کتب پزشکی یا جغرافیایی درک کند. در واقع، خط باید آیینه «من‌عندالله» بودن کلام باشد و با پیوند ظاهر و باطن، قداست وحی را در نگاه بصری مخاطب متبلور سازد.

وی با تأکید بر اینکه تفاوت میان «نسخ ایرانی» و «نسخ عثمانی» ــ مانند خط عثمان طه ــ بیش از آنکه در معنا مؤثر باشد، بر سهولت خوانش تأثیرگذار است، گفت: در نسخ ایرانی که بر پایه مکتب نیریزی است، کلمات به‌صورت کامل و با رعایت «الف ممدوده» نگاشته می‌شوند؛ برای نمونه، کلماتی چون «الرحمن» یا «مالک» با الف ظاهر نوشته می‌شوند، در حالی‌که در رسم‌الخط عثمانی، این حروف حذف و با الف کوچک (مقصوره) جایگزین می‌گردند. این ممیزه باعث می‌شود که نسخ ایرانی برای مبتدیان و نوآموزان بسیار روان‌تر و کم‌غلط‌تر باشد، هرچند برای خواص و اهل فن، هر دو رسم‌الخط اعتبار و جایگاه خود را دارند.

انتهای پیام
captcha