کد خبر: 4354125
تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۶
میراثِ فراموشی؛ از سقیفه تا غیبت / 3

چگونه عهد غدیر را از حافظه تاریخی حذف کردند + فیلم

فراموشی»، ساده‌ترین راه برای دفن بزرگترین حقیقت تاریخ بود. جریان سقیفه نه تنها با حذف فیزیکی یاران ولایت، بلکه با تغییر نمادهای عبادی همچون اذان و سرگرم کردن امت به فتوحات مادی، کوشید تا غدیر را به نسیان بسپارد. اما حقیقت غدیر، فراتر از یک واقعه تاریخی، مرز میان «ملائکه‌خویی» و «ابلیس‌صفتی» در پذیرش حجت خداست.

چگونه عهد غدیر را از حافظه تاریخی حذف کردند + فیلم
سرویس اندیشه ایکنا در آستانه عید سعید غدیر خم به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین امین رضایی، استاد حوزه علمیه نشسته است و در سلسله درس‌گفتاری با عنوان «میراثِ فراموشی؛ از سقیفه تا غیبت» بدین موضوع معرفتی پرداخته است. بخش نخست این گفت‌وگو، با عنوان «استثنای بزرگ الهی در سنت تقیه» تقدیم شد که در آن پیامبر اکرم(ص) مأمور شد برخلاف رویه‌های معمول، ولایت را علنی کرده و راه هرگونه عذر و بهانه را بر تاریخ ببندند. در قسمت دوم این گفت‌وگو نیز ضمن بررسی مرز میان «فراموشی‌های قهری» که مشمول رحمت و رفع تکلیف الهی هستند و «فراموشی‌های عمدی» که برخاسته از بی‌اعتنایی به آیات الهی است، به نقش محوری حضرت زهرا(س) در مقابله با جریان «نسیانِ سیستماتیک» پس از رحلت پیامبر(ص) اشاره شده است. در قسمت سوم  ضمن واکاوی دلایل حذف «حی‌ علی خیر العمل» از اذان، به بررسی ریشه‌های استکبار در برابر ولایت می‌پردازد. نقطه اوج این بحث، پیوند میان عهدِ غدیر و مسئولیت امروز ما در قبال وارثِ آن، حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است؛ تا مبادا مخاطبِ خطابِ ملامت‌گر صدیقه طاهره(س) قرار گیریم که فرمود: «أَنَسِیتُمْ غَدِیرَ خُمّ؟». در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم و می‌بینیم:
 
خداوند متعال با فرستادن انبیا و مجاهدت‌های بی‌بدیل پیامبر اکرم(ص) برای تثبیت جریان ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، حجت را به کامل‌ترین شکل بر بندگان تمام کرده است. اما با وجود تمام آن تأکیدات و سفارش‌های مؤکد نبوی، مسئله‌ای که بیش از هر چیز بعد از رحلت پیامبر(ص) مورد بی‌مهری و فراموشی قرار گرفت، حقیقتِ جاری در واقعه غدیر بود. این فراموشی، نه یک اتفاق طبیعی، بلکه محصول تلاش سیستماتیک جریان سقیفه برای غصب حق حکومت و ولایتِ بر حق علی بن ابیطالب(ع) بود.

جریان سقیفه برای تحمیل این نسیان بر حافظه تاریخی امت، راهبردهای متعددی را به کار گرفت؛ از جمله ارعاب، تهدید و حتی ترور و کشتار مخالفانی که قصد داشتند عهد غدیر را به مردم تذکر دهند. شخصیت‌های بزرگی از اصحاب پیامبر(ص) همچون «سعد بن عباده» که در برابر سقیفه ایستادگی کردند، در بیابان‌ها به قتل رسیدند و حکومت برای تبرئه خود، با بهانه‌های واهی همچون «قتیل‌الجن» مدعی شد که او توسط اجنه کشته شده است.

علاوه بر حذف فیزیکی، حاکمیت وقت از حربه «تکفیر» نیز بهره برد؛ بسیاری از کسانی که ولایت غدیر را مبنا قرار داده و از پرداخت زکات به حاکمیتِ غاصب خودداری می‌کردند، با برچسب «اهل رِدّه» (مرتدین) سرکوب شدند. شخصیت والامقامی چون «مالک بن نویره» صرفاً به این جرم که زکات را حقِ وصی و خلیفه بر حق رسول‌الله(ص) می‌دانست، مرتد قلمداد شد و به همراه یارانش به قتل رسید. محققان بر این باورند که بسیاری از به اصطلاح «اهل رده»، در واقع مؤمنانی بودند که بر بیعت خود با امیرالمؤمنین(ع) در غدیر خم استوار ماندند و سر تعظیم در برابر سقیفه فرود نیاوردند.

در کنار این خونریزی‌ها و تهدیدها، سیاست تطمیع نیز به کار گرفته شد تا با در اختیار گذاشتن مال و مقام، زبانِ حق‌گویان بسته شود. بدین ترتیب، با آمیخته‌ای از زور، تزویر و پول، جریان غدیر به حاشیه رانده شد. اما قطعاً کسانی که این‌گونه راحت عهد الهی را به فراموشی سپردند، هم در این دنیا گرفتار شده و می‌شوند و هم در روز قیامت، در برابر پیشگاه عدل الهی مورد مؤاخذه و بازخواست شدید قرار خواهند گرفت.
 
 
یکی از جریان‌هایی که پس از پیامبر اکرم(ص) در نظام سیاسی برآمده از مدرسه سقیفه شکل گرفت، نهضت فتوحات بود؛ فتوحاتی که اگرچه نام اسلام را بر پیشانی داشت، اما انگیزه‌های متفاوتی را دنبال می‌کرد. محققان در آثار خود به این نکته اشاره کرده‌اند که یکی از ابزارهای اصلی برای ترغیب مردم به این جنگ‌ها، وعده‌ دستیابی به ثروت‌های مادی بود؛ چنان‌که خلیفه دوم برای تشویق جنگجویان، آن‌ها را به دست‌یازی به گنج‌های قیصر و کسری فرا می‌خواند.

ثمره و پیامد اصلی این رویکرد آن بود که اشتغال به جنگ و دستیابی به غنایم بی‌شمار، مردم را از بازخوانی حقایق پس از پیامبر(ص) بازداشت. در واقع، این فتوحات به ابزاری مبدل شد تا واقعه‌ غدیر و حقانیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) به فراموشی سپرده شود. این جریان در کنار دیگر برنامه‌های فرهنگی و ایدئولوژیک، با هدف محو باور به ولایت طراحی شده بود تا هر آنچه نشان از جایگاه والای غدیر داشت، از حافظه‌ جامعه پاک شود.
 
 
حتی در متون روایی ما آمده است که عبارت «حی علی خیر العمل» اشاره دارد به جریان ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام. شخصی به نام ابن‌ ابی‌ عمیر از امام کاظم علیه‌السلام سؤال می‌پرسد که به چه علت این‌ها حی علی خیر العمل را از اذان و اقامه حذف کردند؟ حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام در جواب فرمودند: علت ظاهری را می‌خواهی بدانی یا علت باطنی را؟ او هم با زیرکی گفت: آقا هر دو را بفرمایید.

حضرت فرمودند: علت ظاهری که این‌ها می‌گفتند این بود که اگر مؤذن ندا بدهد حی علی خیر العمل، مردم می‌گویند بهترین عمل نماز است و جهاد را ترک می‌کنند و دیگر به فتوحات نمی‌روند؛ به خاطر این گفتند مؤذن این را نگوید تا مردم ترک جهاد نکنند. این علت ظاهری بود.
بعد حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام فرمودند: اما اگر می‌خواهی بدانی علت باطنی چی بود، این است که حی علی خیر العمل یک رمزی بود که پیغمبر اکرم(ص) در اذان و اقامه گذاشتند و آن چیزی است که قبولی نماز و تمام عبادت‌ها به آن بند است و آن همان جریان غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. خیرالعمل، یعنی ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام و آن کسی که این عبارت را حذف کرد، این را خوب فهمیده بود و نمی‌خواست هیچ ترغیب و تذکری در اذان و اقامه بر این مطلب باشد. یعنی حتی چیزهایی که به صورت رمز و کد بود و پیغمبر(ص) در میان مردم قرار داده بودند تا غدیر و ولایت را فراموش نکنند، این‌ها حتی آن‌ها را هم از بین بردند. حتی چیزهایی که جنبه نمادین داشتند را هم از بین بردند؛ چنان‌که می‌بینیم امروزه محل غدیر خم را تخریب کرده‌اند. مسجدی که در آنجا بود را تخریب کردند و آنجا دیگر آباد نیست. همه این‌ها را از بین بردند تا مردم این واقعه را فراموش کنند. آن غدیری که آن‌قدر مهم بوده است که حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) می‌فرمایند: مَثَل مؤمنینی که ولایت امیرالمؤمنین(ع) را در غدیر خم قبول کردند، مَثَل ملائکه است در قرآن.
 
چرا خدای متعال در قرآن کریم این‌قدر جریان سجده ملائکه و سجده نکردن ابلیس را مطرح کرده و چندین مرتبه در آیات متعدد این قصه را بیان نموده است؟ این برای امروز ما چه فایده‌ای دارد؟ امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرمایند: مَثَل آن کسانی که ولایت امیرالمؤمنین را در غدیر خم قبول کردند، مَثَل آن ملائکه‌ای است که در مقابل خلیفه و حجت خدا، حضرت آدم، سجده کردند و قبولِ ولایت نمودند و مَثَل آن کسانی که از ولایت امیرالمؤمنین ابا کردند و غدیر را به فراموشی سپردند، مَثَل ابلیس است که «أبى واستکبر»؛ استکبار کرد و از سجده ابا ورزید. بنابراین، کسانی که در مقابل ولایت امیرالمؤمنین در غدیر و بعد از غدیر سر تعظیم فرود نیاوردند، کرنش نکردند، تواضع نداشتند و آن را قبول نکردند، مسئله‌شان دقیقاً مثل ابلیس است.
 
مسئله‌ای که این‌قدر مهم است که خداوند با جریان‌های مختلف آن را تذکر داده و در قرآن برای آن مَثَل آورده است، موضوعی است که جریان سقیفه روی آن کار کرد؛ آن‌ها از برنامه‌های متعددی استفاده کردند تا مردمان، غدیر به این مهمی را فراموش کنند. هرچند آن‌ها تلاش کردند و عده‌ای هم غدیر را فراموش کردند، اما هنوز که هنوز است، صدای صدیقه کبری (سلام‌الله‌علیها) در بلندای تاریخ جاری است که درِ خانه مهاجرین و انصار را می‌زدند و می‌فرمودند: «أَنَسِیتُمْ غَدِیرَ خُمّ؟» (آیا غدیر خم را فراموش کردید؟).
 

امتداد غدیر و ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌الصلاةوالسلام)، همان ولایت حضرت ولی‌عصر، مهدی موعود (ارواحنا له الفدا) است. اگر ما هم امروز غفلت کنیم و حجت خدا و منجی عالم بشریت را فراموش کنیم، چه بسا — و حالا شاید با شک و تردید نگوییم، حتماً — ما هم مورد مؤاخذه حضرت صدیقه کبری قرار بگیریم که بفرمایند: «أَنَسِیتُمْ امام زمان؟»؛ آیا امام زمان خودتان، وارث غدیر و مهدی موعود را فراموش کردید؟
 
اگر ما امروزه بخواهیم جزو کسانی نباشیم که غدیر را فراموش کردند، باید هم متوجه جایگاه ولایت و امامت در غدیر نسبت به امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان باشیم و هم متوجه وارث غدیر، حضرت بقیة‌الله‌الاعظم (ارواحنا له الفدا). باید به ولایت و امامت ایشان و مسئله غیبتشان توجه داشته باشیم. یکی از وظایف و مسئولیت‌های ما نسبت به غدیر، دعا برای وارث غدیر است؛ تا ان‌شاءالله جزو کسانی نباشیم که غدیر را فراموش کردند. چنان‌که در دعای عصر غیبت به ما یاد می‌دهند که از خدا این‌طور طلب کنیم: «لا تُنْسِنَا ذِکْرَه»؛ خدایا یادِ وارث غدیر را از خاطر ما مبر. ان‌شاءالله. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
 
انتهای پیام
خبرنگار:
محسن مسجدجامعی
دبیر:
سلما آرام
captcha