علیجان سکندری، عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، با اشاره به سادهزیستی
امام خمینی(ره) و با بیان اینکه بسیاری از اعمال و رفتار ما در دنیای خاکی، بر اساس عقاید شکل میگیرد، اظهار کرد: عقاید و باورهای افراد، نحوه رفتار آنان را شکل میدهد. سادهزیستی یا تجملگرایی نیز همینگونه است، بنابراین این سؤال مطرح میشود که چه عقیده و باوری باعث سادهزیستی و پرهیز از دنیاپرستی میشود و چه عقیدهای به تجملگرایی و دنیادوستی میانجامد؟
وی ادامه داد: شاید بتوان گفت دیدگاه انسان نسبت به دنیا و جایگاه آن در ذهن آدمی، تأثیر شگرفی در نوع زیستن او دارد. زندگی امام خمینی(ره) با مقایسه رهبران جهان، به معنای واقعی کلمه زاهدانه بود و ایشان سعی میکردند ظاهرشان این صفت را نشان ندهد و طوری ظاهر میشدند که زهدفروشی نکنند. چنانکه پروفسور مونتی، اندیشمند فرانسوی میگوید: «بیشتر از هر چیز، زندگی ساده امام، مرا مجذوب خود کرد». امام در پاریس در یک خانه کوچک زندگی میکرد که دو اتاق بیشتر نداشت، یکی اتاق خواب و دیگری اتاق کار و ملاقاتهای ایشان بود و غذای ایشان و جایی که در آن نماز میخواندند نیز بسیار ساده بود.
سکندری افزود: امام خمینی(ره) در مورد استفاده از امکانات زندگی، چه خودشان و چه اهل منزل، جز به قدر ضرورت استفاده نمیکردند. نقل شده است وقتی ایشان در نجف بودند مانند سایر طلبهها یخچال نداشتند و حتی راضی نشدند که شیخ نصرالله خلخالی از پول خودش برای منزل ایشان یخچال بخرد. ایشان تا دو سال بدون یخچال و با کلمنهای دستی کوچک آب میخوردند و میفرمودند: طلبهها ندارند و بعد از دو سال که وضع شهریه طلاب بهتر شد و همه قادر شدند یخچال تهیه کنند، امام(ره) فرمودند: حالا که همه دارند، شما هم بیاورید و بگذارید.
ریشههای استکبارستیزی در اندیشه معمار انقلاب
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس بیان کرد: امام نسخه
استکبارستیزی اسلام را که موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد، منحصر به قلمرو جغرافیایی ایران ندانسته، بلکه آن را بهعنوان نسخهای شفابخش برای همه مستضعفان و قابل تحقق در تمامی نقاط جهان تلقی میکرد. در میان آرمانهای انقلاب اسلامی، استکبارستیزی از جایگاهی محوری برخوردار بود و باید آن را یکی از محوریترین مفاهیم موجود در اندیشه و گفتمان امام خمینی(س) دانست که ردپای آن در گفتار و رفتار ایشان در طول دوران حیاتش آشکارا قابل مشاهده است.
وی در پاسخ به این پرسش که فلسفه استکبارستیز بودن امام چیست و این مفهوم چگونه به فضای اندیشه ایشان راه یافته است، گفت: در جهانبینی توحیدیِ حضرت امام(ره)، نظام آفرینش یک نظام تکمحور است که خداوند متعال در مرکز آن قرار دارد و تمامی کائنات در سایه مشیت و حکمت بالغه او پدیدار شده و از وجود او هستی گرفته است. مبتنی بر این جهانبینی، رابطه موجودات با مبدأ آفرینش، رابطه وابستگی و نیاز دائمی و بلاانقطاع هست، یعنی موجودات مستقل از خداوند نیستند، بلکه برای بقای خود پیوسته محتاج جریان فیض الهیاند.
سکندری با بیان اینکه غالب اندیشمندان سیاسی، روحیه استکبارستیزی امام خمینی(ره) را ستایش کردهاند، افزود: قمرالحسن از کشور بنگلادش که امام خمینی(ره) را رهبری بیباک در برابر استعمار میداند، درباره استعمارستیزی ایشان میگوید: «پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دستاوردهای خوبی داشت و به خاطر این پیروزی توسط امام خمینی(ره)، اسلام اکنون برای قدرتهای توسعهطلب جهان به خطری جدی تبدیل شده است، به عنوان مثال همه متوجه شدند بر اساس دین اسلام میشود یک انقلاب را رهبری و کشوری را به خوبی اداره کرد. انقلاب اسلامی ایران با آزادیخواهان جهان یاد داد چگونه در برابر قدرتهای استکباری مثل آمریکا ایستادگی کنند و آنان را شکست دهند».
وی ادامه داد: امام خمینی(ره) ماندن در زیر سلطه مستکبرین را مایه خفت و سرشکستگی مسلمانان میدانستند، چنان که در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند: «آیا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که با این همه سرمایههای انسانی و مادی و معنوی، با داشتن چنین مکتب مترقی و پشتوانه الهی، تن به سلطه قدرتمندان مستکبر و دزدان دریایی و زمینی قرن بدهند». بنابراین ایمان به قدرت پروردگار و اعتماد به او موجب میشد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد.
شجاعت؛ صفتی اخلاقی و متکی بر عدالت
سکندری با اشاره به مبانی اخلاقی امام(ره) گفت: امام خمینی(ره) به تبع معلم اول (ارسطو) و معلم ثانی (فارابی) و بسیاری از علمای اخلاق در جهان اسلام معتقدند که اخلاق بر چهار پایه «شجاعت، عفت، سخاوت و عدالت» استوار است و هر فضیلتی حاصل شود حداقل روی دو پایه از این صفات میباشد که یک پایه ثابت آن عدالت است، مثلاً اگر رفتاری از افراد بروز کند که نشانگر بیباکی باشد، لزوماً شجاعت نیست و باید نامهای دیگر بر آن نهاد مگر آنکه با عدالت توأم باشد یا کسی که بدون آمادگی و اطمینان از اینکه آیا میتواند از ارتفاعی زیاد به پایین بپرد، اقدام به چنین کاری کند، شجاعت تلقی نمیشود بلکه تهور نام دارد.
وی افزود: بنابراین شجاعت صفتی اخلاقی است که باعث میشود دارنده آن از گفتن حقیقت ترسی به دل راه ندهد. بخشی از پایههای اخلاقی به ژنها ارتباط دارد، مانند زیبایی ظاهر و یا هوش که خدادادی تلقی میشود و بین افراد دارای شدت و ضعف است. چنانکه برخی افراد ذاتاً شجاعتر پا به زندگی میگذارند، برخی دیگر ذاتاً باحیاتر و عفیفتر هستند و برخی نیز به صورت ارثی نسبت به دیگران از صفت سخاوت بیشتر برخوردارند. بخشی دیگر از ویژگیهای اخلاقی به تربیتهای اولیه و فرهنگ خانه و محیط رشد فرد مربوط است که با توجه به این مسئله قسمتی از شجاعتی که در اخلاق امام خمینی(ره) دیده میشد، ارثی بود، زیرا پدر و پدر بزرگ و اجداد شجاعی داشتند و بخش دیگر این ویژگی حاصل آموزشی بود که تحت تربیت والدین خود آموخته بودند، اما نکته مهم این است که بخش زیادی از شجاعتی که داشتند حاصل تلاش ایشان در تهذیب نفس، تقویت عشق به خوبیها و به حداقل رساندن میل به دنیاطلبی در خودشان بود.
چهار رکن ایمان در اندیشه و عمل امام خمینی(ره)
این پژوهشگر بیان کرد: بهترین توصیف از ایمان امام(ره) را شاگردشان، شهید آیتالله مرتضی مطهری(ره) بیان داشته است که فرمود: «من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کردهام، وقتی در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم اضافه کرد. زمانی که برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم: چهار «امَنَ» دیدم: امَنَ بِهَدَفِه: به هدفش ایمان دارد بهطوری که دنیا اگر جمع بشود نمیتواند ایشان را از هدفش منصرف کند، امَنَ بِسَبیلِه: به راهی که انتخاب کرده ایمان داشته و امکان ندارد بتوان ایشان را از این راه منصرف کرد و امَنَ بِقَولِه و بالاخره بالاتر از همه امَنَ بِرَبِّه بهطوری که میفرمودند من دست خدا را به وضوح حس میکنم.»
سکندری با ادامه بیانات شهید مطهری اظهار کرد: ایشان میفرمود: «آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس میکند و در راه خدا قدم برمیدارد، خدا به مصداق «اِنْ تَنْصُرُواالله ینْصُرْکمْ» بر نصرت او اضافه میکند، چنانچه در داستان اصحاب کهف در قرآن مطرح شده است آنها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا نیز بر ایمانشان افزود و دلهای آنها را محکم کرد و اینچنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد میبینم، او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلاً تزلزل و ترس در آن راه ندارد.»
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس با تأکید بر جایگاه صداقت در سیره امام خمینی(ره) گفت: اخلاق برگرفته از تعالیم دین اسلام در اندیشه امام (ره) از جایگاه ویژهای برخوردار است و نقش تعیینکنندهای در تهذیب، تربیت، رشد و کمال انسان و شکلگیری جامعه اخلاقی و مطلوب دین اسلام دارد. ایشان در اندیشه، مروج قواعد اخلاقی بودند و با عملکرد خود در چارچوب شاخصهای بسیار مهم اخلاقی، یک انسان نمونه به شمار میروند. به گواه تمام کسانی که امام(ره) را میشناختند، هیچ عرصهای از زندگی ایشان خالی از ارزشهای اخلاقی نبود و در پایبندی به شاخصهای اخلاقی، عملکرد تحسینبرانگیزی داشتند.
وی ادامه داد: امامخمینی(ره) در بسترهای اجتماعی و سیاسی نیز بر صداقت در گفتار تأکید میکردند و صداقت در کار را عامل به نتیجه رسیدن آن و برطرفشدن مشکلات دولت و ملت میدانستند. ایشان کذب را کلید گناهان و سبب خرابی ایمان شمرده و راه درمان دروغگویی را تفکر در بدیها و سزاهای آن بیان میکردند. راستگویی سیاستمدار و حاکم در اندیشه امام خمینی(ره) نه تنها پرهیز از بیان هرگونه دروغ بهعنوان یک رذیله مذموم اخلاقی به معنای عام آن بود، بلکه از نظر ایشان سیاستمدار صادق حتی اگر در تصمیمگیریهای خود مرتکب اشتباه شد، به جای کتمان اشتباه، باید بدان اعتراف کرده و اشتباه خود را با مردم در میان بگذارد.
این پژوهشگر اظهار کرد: امام(ره)در این رابطه فرمودند: «اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه کردهایم. عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد. وقتی فقیهی از فتوای خود برمیگردد یعنی من در این مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرار میکنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورای عالی قضائی نیز باید اینگونه باشند که اگر در مسئلهای اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، زیرا ما معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال میکردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که به وظایفشان طبق اسلام عمل کنند، اما بعد متوجه شدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و فهمیدم حرفی که زدهام درست نبوده است، بنابراین صریحاً اعلام کردم من اشتباه کردهام.»
حمایت از محرومان و مخالفت با خوی کاخنشینی
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی بیان کرد: در سیره نظری و عملی امام خمینی(ره) مستضعفان، مستمندان و زاغهنشینان ولینعمت و نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند، از اینرو، ایشان همه اقشار مختلف مردم را در برابر آنان مسئول دانسته و خطاب به مسئولین میفرمودند: «مصلحت پابرهنهها و گودنشینها و مستضعفین [را] بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین مقدم بدارند». ایشان رویگردانی از مستضعفان را همسویی با آمریکا میدانستند و علاوه بر این در روزهای آغازین انقلاب با فرمان تأسیس بنیاد مستضعفان، کمیته امداد امام خمینی(ره)، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی و غیره، توجه به مستضعفان و محرومین را اولویت برنامههای انقلاب قرار دادند.
وی ادامه داد: امام خمینی(ره) به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و در همان روزهای آغازین در فرمانی خطاب به شورای انقلاب خواستند اموال سلسله پهلوی و وابستگان به آنها به نفع مستضعفین مصادره شود که به موجب این حکم، شورای انقلاب اسلامی مأموریت یافت تا تمام اموال منقول و غیرمنقول سلسله پهلوی و شاخهها و عمال و مربوطین به این سلسله را که در طول مدت سلطه غیرقانونی از بیتالمال مسلمین اختلاس نمودهاند، به نفع مستمندان و کارگران و کارمندان ضعیف مصادره کنند تا در ایجاد مسکن و کار به نفع مستمندان از هر طبقه صرف گردد. متعاقب این فرمان، شورای انقلاب اقدام به ایجاد مؤسسهای به نام بنیاد مستضعفان کرده و اعلام میکند: «وظیفه این بنیاد شناسایی و ضبط این اموال، اعم از املاک و سپردههای بانکی و پول نقد و غیره و ایجاد واحدهای مسکونی برای محرومان است».
سکندری افزود: کمیته امداد امام خمینی(ره) از دیگر نهادهای مهمی است که در همان روزهای آغازین انقلاب با فرمان ایشان در ۱۹ اسفند ۱۳۵۷ و با هدف ساماندهی و رسیدگی به وضعیت معیشت امور محرومان و نیازمندان کشور در راستای زدودن فقر و محرومیت عمومی تأسیس شد. سیدرضا نیری درباره اهمیت این کمیته نزد امام خمینی(ره) میگوید: «برای نامگذاری کمیته امداد، اسامی مختلفی مطرح شده و آنها را خدمت حضرت امام(ره) عرض کردیم. ایشان عنوان «کمیته امداد امام خمینی» را پسندیدند و در حمایت از آن میگفتند: کمیته امداد از من است و من راجع به آن تصمیم میگیرم.»
وی با اشاره به وصیتنامه امام(ره) گفت: امام خمینی(ره) همواره دغدغه محرومین را داشت و در وصیتنامهشان نوشت: «به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت میکنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خانخانی در رنج و زحمت بودهاند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار بهطور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند.و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است و از انصاف به دور است که یکی بیخانمان و یکی دارای آپارتمانها باشد.»
مبارزه با تفکر جدایی دین از سیاست
سکندری به مبحث جدایی دین از سیاست اشاره کرد و گفت: یکی از عمدهترین محورهای تبلیغاتی استعمارگران در سدههای اخیر، طرح جدایی دین از سیاست بوده است. باید یادآور شد منظور از دین، دین ناب محمدی است نه مذهبهای خودساخته که پس از رحلت رسول گرامی در راستای اهداف مادی شکل گرفت و خرافه بر آن افزودند. استعمارگران با تبلیغات دروغین تحجر، عقبمانده بودن، کهنه و قدیمی بودن دین و اتهام واپسگرایی و جهل به دین مبین اسلام، سعی بر خارج کردن دین از حیطه سیاست کردهاند. از عمدهترین عوامل رواج تفکر جدایی دین از سیاست در میان مسلمانان، دشمنان اسلام و مروجان تفکر سلطه در جهان بوده اند که از قدیمالایام این تفکر را در میان مسلمین ترویج کردهاند.
وی افزود: امام خمینی(ره) به شدت با این تفکر مبارزه میکرد. ایشان معتقد بود دین جایگاهی بس مهم دارد که سعادت دنیا و آخرت، ارائه حکم ظاهر و باطن، مادی و معنوی را شامل میشود و متکفل بیان آنچه در سعادت انسان دخالت دارد، است. امام(ره) در وصیتنامه سیاسی _ الهی خود به جنبههای این مهم اشاره کرده و فرمود: «از توطئههای مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهههای معاصر و بهویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم میخورد، تبلیغات دامنهدار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است.»
انتهای پیام