
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی،
فاطمه خندان، رئیس بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی، امروز 17 خردادماه در هفتمین پیشنشست همایش علمی «
تاریخ شفاهی دین و فرهنگ» با موضوع «تاریخ شفاهی و مستندسازی تاریخ اماکن متبرکه» اظهار کرد:
آستان قدس رضوی تنها یک سازمان مرتبط با زیارت نیست، بلکه نهادی است که در زیست تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر مشهد و حتی فراتر از آن، نقشی جدی و اثرگذار دارد و به همین دلیل، ثبت و ضبط خاطرات کارکنان، خادمان،
مجاوران و زائران میتواند منبعی ارزشمند برای شناخت لایههای پنهان این مجموعه بزرگ باشد.
وی ادامه داد: بسیاری از تجربههای کاری، تصمیمسازیها، سنتهای اجرایی، آیینها، باورهای مذهبی و فرهنگی و آنچه میتوان از آن بهعنوان «اتمسفر فرهنگی» آستان قدس یاد کرد، در اسناد رسمی بازتابی ندارد که ثبت این خاطرات در واقع همان کاری است که تاریخ شفاهی برعهده دارد و از همین منظر، اهمیت و ضرورت تاریخ شفاهی در آستان قدس و اماکن متبرکه دوچندان میشود.
خندان با اشاره به فعالیتهای انجامشده در این حوزه گفت: مرکز اسناد آستان قدس رضوی برای مستندسازی زیست اداری، اجتماعی و فرهنگی کارکنان، مجاوران و زائران، پروژههای بزرگی تعریف کرده و حاصل این فعالیتها تاکنون به مجموعهای بالغ بر ۲۸ هزار ساعت مصاحبه و روایت ثبت شده رسیده است؛ مجموعهای که در سالهای اخیر نیز بر حجم آن افزوده شده و امروز بهعنوان یک سرمایه دانشی و معنوی برای آستان قدس قابل استفاده است.
وی افزود: تاریخ شفاهی فقط جنبه آرشیوی ندارد، بلکه میتواند بهعنوان سرمایهای مدیریتی، در انتقال تجربه به نسلهای بعدی کارکنان و مدیران مورد استفاده قرار گیرد. در بسیاری از موارد، آنچه در اسناد دیده میشود تنها نتیجه نهایی تصمیمهاست، در حالیکه فرایند رسیدن به آن تصمیم، اختلافنظرها، ابتکارها، راهحلهای رسمی و غیررسمی و فرهنگ عملیاتی حاکم بر ساختار اداری در خاطرات و تجربههای افراد باقی مانده است.
رئیس بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی بیان کرد: در حوزه تشکیلات اداری حرم مطهر، موضوعاتی مانند ساختارهای اداری، شیوه خدمت، سلسله مراتب رسمی و غیررسمی، مناسبات میان خادمان و زائران، آداب خدمت و تحولات ناشی از رویدادهای اجتماعی، فرهنگی و حتی بحرانهایی همچون همهگیری ویروس کرونا از جمله موضوعاتی است که فقط از مسیر تاریخ شفاهی قابل بازیابی و تحلیل است.
وی با بیان اینکه بخشی از تحولات حرم در صورت ثبت نشدن برای همیشه از بین میرود، تصریح کرد: اگر تجربهنگاری در این حوزه انجام نشود، بسیاری از رخدادها و تحولاتی که شاید در ظاهر حادثهای در آنها رخ نداده، اما در عمل در شیوه مدیریت، خدمترسانی و فرهنگ حرم اثر گذاشتهاند، از حافظه تاریخی حذف خواهند شد.
خندان به مسئله فرسایش حافظه تاریخی اشاره و بیان کرد: یکی از چالشهای جدی ما بالا بودن سن راویان بهویژه در میان خادمان موروثی است و بسیاری از این افراد بیش از ۷۰ یا ۸۰ سال دارند و با از دست رفتن آنها، بخش مهمی از تجربهها و روایتهای مربوط به تحولات ۶۰ تا ۷۰ سال اخیر حرم نیز از میان خواهد رفت که همین موضوع، مسئولیت ما را در سرعتبخشی به ثبت این خاطرات سنگینتر میکند. در سالهای گذشته روشن شد که این خاطرات فقط برای آرشیو شدن نیست، بلکه میتواند در مدیریت فضاهای زیارتی، ساماندهی جمعیتهای میلیونی زائر، حفظ میراث تاریخی در کنار توسعههای عمرانی و بازسازی تجربههای مدیریتی گذشته مورد استفاده قرار گیرد.
رئیس بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی با اشاره به نقش این روایتها در بازسازی تحولات معماری و آیینی حرم گفت: از شیوههای نورپردازی و آیینهای مذهبی گرفته تا تغییرات رواقها، صحنها، توسعه حرم و نحوه برگزاری مراسم خاص، همگی بخشی از حافظه شفاهی آستان قدس را تشکیل میدهند که ثبت آنها میتواند برای پژوهشهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بسیار راهگشا باشد. دادههای تاریخ شفاهی علاوه بر حوزه تاریخ در مطالعات میانرشتهای مانند جامعهشناسی، مردمشناسی، مطالعات فرهنگی، مطالعات وقف و حتی مطالعات خانواده نیز ظرفیت بالایی برای تحلیل و پژوهش دارد.
خندان به برخی پروژههای انجامشده در این حوزه اشاره کرد و افزود: در پروژه تاریخ شفاهی اماکن متبرکه تاکنون با حدود ۳۸۸ نفر در ۶۷۰ جلسه مصاحبه انجام شده و نزدیک به ۲۲۰۰ ساعت روایت ثبت شده است. این مصاحبهها موضوعاتی مانند صحنها، اماکن، هنر و معماری، کاشیکاری، معرق، ساخت و نصب ضریح، آینهکاری، سنگکاری، روشنایی حرم و حوزههای مختلف خدمت را دربرمیگیرد.
وی اظهار کرد: در پروژه تاریخ شفاهی تشکیلات اداری آستان قدس رضوی نیز با حدود ۲۸۰ نفر از بازنشستگان و کارکنان در ۶۵۱ جلسه مصاحبه انجام شده و حدود ۷۹۰ ساعت مصاحبه در اختیار پژوهشگران و مجموعه مدیریتی قرار دارد که این مصاحبهها حوزههایی مانند اداره املاک، اراضی، اماکن، معاونت فنی، اداره ساختمانی، بازرسی، کتابخانه، موزه و دیگر بخشهای اداری را شامل میشود.
خندان گفت: در پروژه تاریخ شفاهی خاندانها نیز با حدود ۳۴۰ نفر در ۸۵۰ جلسه مصاحبه انجام شده و بیش از ۱۱۰۰ ساعت مصاحبه صوتی و تصویری ثبت شده است و بخش قابل توجهی از این پروژه به خاندانهایی اختصاص دارد که نسل در نسل با خدمت در حرم مطهر رضوی پیوند داشتهاند و روایت آنها میتواند نسبت میان خانواده، شغل، تشکیلات اداری و حافظه تاریخی حرم و شهر مشهد را روشنتر کند.
وی با اشاره به بعد اقتصادی این مطالعات تصریح کرد: پروژه تاریخ شفاهی مؤسسات اقتصادی آستان قدس نیز از اواخر دهه ۸۰ بهصورت رسمی آغاز شده و در آن، مجموعههایی مانند کارخانههای قند، شرکت نفت و شرکت نان قدس رضوی مورد توجه قرار گرفتهاند، در این بخش نیز با حدود ۴۰۰ نفر در ۶۷۰ جلسه مصاحبه انجام شده که بخشی از تاریخ صنعتی، اقتصادی و اجتماعی آستان قدس و شهر مشهد را بازتاب میدهد.
رئیس بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأکید کرد: تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی صرفاً ثبت خاطره نیست، بلکه تلاشی برای حفظ حافظه نهادی و ساختاری این مجموعه، انتقال دانش به نسلهای بعدی، کمک به پژوهشهای تاریخی و مدیریتی و همچنین تبیین هویت شهر مشهد و نسبت آن با حرم مطهر رضوی است و این پروژهها همچنان با اولویت حوزه خادمان و زیارت در حال تکمیل و بهروزرسانی هستند.
تاریخ شفاهی خلأ اسناد اماکن متبرکه را جبران میکند
در ادامه حجتالاسلام والمسلمین سعید فخرزاده، مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری نیز با اشاره به تجربه ورود خود به حوزه خاطرهنگاری و تاریخ شفاهی اظهار کرد: آغاز فعالیت من در این حوزه به سالهای ابتدایی دهه ۶۰ و دوران دفاع مقدس بازمیگردد، زمانی که هنوز عنوان تاریخ شفاهی چندان رایج نبود و بیشتر از تعبیر خاطرات استفاده میشد.
وی با بیان اینکه در آن دوره بهعنوان طلبه به تاریخ اسلام علاقهمند بوده است، افزود: مطالعه تاریخ اسلام برای ما فقط یک کار رسمی و دانشگاهی نبود، بلکه از این جهت اهمیت داشت که شناخت بهتر پیامبر اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، یاران و اصحاب پیامبر میتوانست برای زندگی امروز ما الگوآفرین باشد، با این حال، منابع تاریخی در بسیاری از موارد سکوت دارند یا با فاصله زمانی نوشته شدهاند و همین مسئله کار پژوهشگر را دشوار میکند. زمانیکه در جبهه حضور پیدا میکردیم، با حوادث و رفتارهایی روبهرو میشدیم که گاهی باورکردنی نبود؛ جوانانی با سن کم، اما با کمالات، شجاعت و ایثار فراوان و همان زمان احساس میشد این تجربهها باید به شکلی ثبت شود.
مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری با اشاره به تلاشهای اولیه برای ثبت خاطرات رزمندگان گفت: در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ دفترچههایی برای ثبت خاطرات میان رزمندگان توزیع شد و تیراژ آن به حدود یک میلیون نسخه رسید، اما حتی به تعداد انگشتان یک دست هم بازنگشت که این تجربه نشان داد انتظار اینکه افراد تمام خاطرات و واقعیتهای شخصی خود را بنویسند و تحویل دهند، انتظار درستی نبود.
وی افزود: بعد از آن گروههایی برای ضبط صوتی خاطرات آموزش دیدند. در آن زمان دستگاههای ضبط کوچک در دسترس نبود و از ضبطهای بزرگ خانگی استفاده میشد، نگاه اولیه به این کار بیشتر تبلیغی و ترویجی بود و هنوز مسئله راستیآزمایی، سندیت و شناسنامهدار کردن روایتها به شکل جدی مطرح نشده بود.
فخرزاده با تأکید بر اهمیت اعتبارسنجی روایتها در تاریخ شفاهی تصریح کرد: بهتدریج متوجه شدیم که اگر از یک واقعه خاطرهای ثبت میشود، باید مشخص باشد راوی چه کسی است، واقعه در کجا و چه زمانی رخ داده و چگونه میتوان آن را با روایتها و اسناد دیگر تطبیق داد و از همینجا مسئله شناسنامهدار کردن خاطرات، تعیین محل واقعه و کنار هم قرار دادن روایتها اهمیت پیدا کرد.
وی با اشاره به نمونهای از ضرورت راستیآزمایی روایتها گفت: گاهی رزمندهای با نیت مثبت و برای تقویت روحیه پشت جبهه، روایتی از پیروزی نقل میکرد، در حالیکه بعداً مشخص میشد آن عملیات در واقع با عقبنشینی همراه بوده است و همین تجربهها باعث شد بفهمیم تاریخ شفاهی، اگر قرار است مبنای پژوهش تاریخی قرار گیرد، باید همراه با دقت، روشمندی و امکان ارزیابی باشد.
مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری بیان کرد: با گذشت زمان روشن شد که خاطرات فقط کارکرد تبلیغی ندارند، بلکه میتوانند اطلاعات عمیقتری در اختیار قرار دهند، برای نمونه تجربه رزمندگان در مواجهه با شرایط عملیاتی، خنثیسازی مین یا تصمیمگیری در لحظه میتوانست برای نیروهای تخصصی و سازمانهای مربوطه قابل استفاده باشد.
فخرزاده با بیان اینکه فرهنگ جبهه موضوعی جدی برای مطالعه بود، اظهار کرد: در جبهه نوعی فرهنگ شکل گرفته بود؛ سادهزیستی، برادری، ایثار، شجاعت و بسیاری از ویژگیهایی که در متون دینی خوانده بودیم که در عمل دیده میشد. این پرسش برای ما مطرح بود که چرا چنین فرهنگی در جبهه شکل میگیرد و در پشت جبهه کمتر دیده میشود و همین پرسشها باعث شد نگاه ما به خاطرات و تاریخ شفاهی عمیقتر شود. در دوران دفاع مقدس به دلیل محدودیت امکانات و بیتوجهی به تاریخنگاری، بیشتر توان ما صرف گردآوری و ساماندهی اولیه خاطرات میشد، در حالیکه ثبت تاریخ جنگ نیازمند بودجه، امکانات و گروههای تخصصی مستندسازی صوتی، تصویری و نوشتاری بود.
مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری با اشاره به جایگاه تاریخ شفاهی در برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی گفت: تاریخ و تاریخنگاری، مواد اولیه لازم را برای حوزههای علوم انسانی فراهم میکند. اگر قرار است برای جامعه برنامهریزی شود، باید فرهنگ و واقعیتهای اجتماعی آن جامعه شناخته شود و این شناخت بدون گردآوری دادههای تاریخی و شفاهی ممکن نیست.
فخرزاده مستندسازی تاریخ اماکن مذهبی را یکی از حوزههای مهم تاریخ شفاهی دانست و ادامه داد: مسجد، امامزاده، حسینیه، تکیه و دیگر اماکن مذهبی فقط بناهای فیزیکی نیستند، بلکه این مکانها در زندگی روزمره مردم، اقتصاد محلی، فرهنگ عمومی، آموزش دینی، هویت محلی و حافظه جمعی نقش داشتهاند و باید این نقشها ثبت و بررسی شوند. تاکنون در حوزه اماکن مذهبی، بیشتر به وقفنامهها، تاریخ بناها، اسناد اداری و ویژگیهای معماری توجه شده و کمتر به تجربه زیسته افراد و نقش این اماکن در زندگی مردم پرداخته شده است، در حالیکه تاریخ شفاهی میتواند این خلأ را پر کند.
وی با اشاره به گستردگی اماکن مذهبی در کشور اظهار کرد: حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور وجود دارد که البته ممکن است همه آنها فعال نباشند، همچنین حدود 8000 بقعه و امامزاده در کشور وجود دارد که مجموعه این اماکن، مخاطبان گستردهای دارند و در سطح اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی اثرگذارند که باید بررسی کرد این مراکز چه سهمی در افزایش آگاهی دینی، تعمیق باورهای دینی، انتقال فرهنگ، شکلگیری هویت محلی، فعالیتهای اجتماعی، صندوقهای قرضالحسنه، درمانگاهها، مشاوره، کمکهای مردمی و اقتصاد محلی داشتهاند، همچنین باید دید در تحولات سیاسی و اجتماعی هر شهر یا محله چه نقشی ایفا کردهاند.
مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری بهعنوان نمونه به مسجد ابوذر تهران اشاره کرد و گفت: این مسجد که پیش از انقلاب با نام مسجد فلاح شناخته میشد، در منطقهای محروم از تهران قرار داشت و در فاصله چند سال به یکی از مراکز مهم فعالیتهای اجتماعی و انقلابی تبدیل شد وبررسی اینکه امام جماعت و فعالان مسجد چگونه توانستند چنین ظرفیتی ایجاد کنند، موضوعی مهم برای تاریخ شفاهی است. نقش امام جماعت و مسجد در آن منطقه فقط محدود به نماز و مناسک دینی نبود، بلکه در پیگیری مسائل خدماتی، درمانی، ورزشی و اجتماعی محله نیز تأثیر داشت و این نمونهها نشان میدهد که مسجد میتواند در توسعه محله و ایجاد سرمایه اجتماعی نقشآفرین باشد.
فخرزاده همچنین با اشاره به تجربهای از فعالیتهای آموزشی در یکی از مساجد تهران گفت: در سالهای ابتدایی دهه ۶۰، در مسجدی در محدوده ستارخان تهران، کلاسهای کمکآموزشی و دینی راهاندازی شد، ابتدا آموزش عربی آغاز شد و بعد به ریاضی، زبان، نهجالبلاغه، تفسیر قرآن، کتابخانه، اردو، فعالیت ورزشی و برنامههای فرهنگی گسترش یافت. خانوادهها فرزندان خود را با اطمینان به مسجد میسپردند، چون احساس میکردند محیط سالمی برای آنها فراهم شده است.
وی ادامه داد: چنین تجربههایی نشان میدهد که باید نقش آموزشی، فرهنگی، هنری، ادبی، اجتماعی و حمایتی مساجد و اماکن مذهبی ثبت شود؛ از فعالیتهای خیریه و پشتیبانی در بحرانهایی مانند زلزله و همهگیری ویروس کرونا گرفته تا اشتغالزایی، توسعه محله و حمایت از خانوادهها. متولیان، اعضای هیئت امناء، خادمان قدیمی و جدید، کسبه اطراف، واقفان، ساکنان محله، زائران و حتی کسانی که بهصورت موقت با این اماکن در ارتباط بودهاند، میتوانند راویان مهمی برای ثبت تاریخ این مراکز باشند. اگر این دادهها بهصورت دقیق و روشمند گردآوری شود، میتواند در اختیار تصمیمگیران فرهنگی و دینی قرار گیرد و به استفاده بهتر از ظرفیتهای موجود در جامعه کمک کند.
فخرزاده پس از ارائه گزارشی از تجربه مرکز اسناد آستان قدس رضوی در حوزه تاریخ شفاهی افزود: براساس این گزارش، زیست تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اداری آستان قدس رضوی تنها در اسناد رسمی قابل ردیابی نیست و بسیاری از تجربهها، تصمیمهای پشت پرده، سنتهای اجرایی، آیینها، باورهای عامیانه و فرهنگ خدمت در حرم مطهر، در حافظه خادمان، کارکنان، مدیران، زائران و مجاوران باقی مانده است.
وی با اشاره به اینکه تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی میتواند بهعنوان سرمایهای دانشی و مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد، ادامه داد: بسیاری از فرایندهایی که به تصمیمهای نهایی منتهی شدهاند، در اسناد رسمی منعکس نشدهاند و تنها از طریق روایت عاملان و شاهدان قابل بازسازی هستند.
مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری با بیان اینکه در حوزه تاریخ شفاهی اماکن متبرکه، تاکنون با صدها نفر از خادمان، کارکنان، مدیران و فعالان حوزههای مختلف حرم مطهر رضوی مصاحبه شده است، افزود: این مصاحبهها موضوعاتی مانند صحنها، معماری، کاشیکاری، معرق، ساخت و نصب ضریح، آینهکاری، سنگکاری، موزه،
روشنایی، کفشداری، دربانی، تشکیلات اداری، توسعه حرم، خدمات زائران و تاریخ خاندانهای مرتبط با خدمت در حرم را دربرمیگیرد.
فخرزاده یکی از ضرورتهای مهم در این حوزه را جلوگیری از فرسایش حافظه تاریخی بیان کرد و گفت: بسیاری از راویان، بهویژه خادمان موروثی و قدیمی در سنین بالا قرار دارند و با از دست رفتن آنها بخش مهمی از تجربه تاریخی و فرهنگی حرم مطهر نیز از میان خواهد رفت. تاریخ شفاهی اماکن متبرکه تنها به ثبت خاطرات محدود نیست، بلکه میتواند زمینهساز پژوهشهای میانرشتهای در حوزههای تاریخ، جامعهشناسی، مردمشناسی، مطالعات فرهنگی، مطالعات وقف، مدیریت شهری، اقتصاد محلی و هویت اجتماعی باشد.
انتهای پیام