
به گزارش ایکنا، آیین رونمایی از مجموعه 14 جلدی «روزشمار سیره نبوی» تألیف و تدوین غلامحسین زرگرینژاد، عصر امروز، 23 خردادماه در مرکز همایشهای بینالمللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در آغاز این مراسم، نجفقلی حبیبی، استاد پیشکسوت دانشگاه، ضمن اشاره به جایگاه علمی استاد غلامحسین زرگرینژاد، وی را از برجستهترین پژوهشگران حوزه تاریخ در دانشگاه تهران دانست و بیان کرد: تاکنون بیش از ۳۰ اثر علمی از این استاد فرهیخته در حوزههای مختلف تاریخ، بهویژه تاریخ ایران منتشر شده است.
حبیبی افزود: آثار استاد زرگرینژاد نهتنها جنبه علمی و پژوهشی دارند، بلکه بخش مهمی از آنها در تقویت حوزه معرفتی ایران نقش ایفا کرده است؛ موضوعی که ارزش و امتیاز ویژهای برای این آثار به شمار میرود.

وی در ادامه با ابراز تواضع، گفت: در اینجا فرصت چندانی برای سخنگفتن ندارم؛ تنها وظیفه دانستم که حضور شما بزرگواران را گرامی بدارم و خدمت استاد ارجمند عرض ادب و ارادت داشته باشم.
سیرهپژوهی میتواند در تلقی ما از دینداری اثرگذار باشد
حجتالاسلام والمسلمین مهریزی در این مراسم با اشاره به سابقه آشنایی و ارادت خود به مؤلف اثر و مجموعههای علمی و فرهنگی مرتبط، گفت: در جلسات رونمایی کتاب معمولاً فرصت ورود به مباحث تخصصی و محتوایی فراهم نیست، اما نکاتی که به ذهنم رسیده، بیشتر ناظر به اهمیت موضوع سیره و جایگاه اینگونه آثار است؛ وگرنه بحثهای تخصصی درباره محتوای کتاب، مقایسه آن با آثار مشابه و بررسی دقیق علمی، مجالی مستقل و مناسبتر میطلبد.
وی با بیان اینکه سیرهنگاری در میان مسلمانان از دانشهای کهن و گسترده اسلامی است، گفت: پرداختن به سیره پیامبر(ص)، چه در قالب زندگینامه، چه شمایلنگاری و چه بیان اوصاف و خصوصیات، از قدیمیترین رشتههای علوم اسلامی به شمار میرود. در طول تاریخ نیز، چه در میان شیعه و چه اهل سنت، آثار فراوانی در این زمینه پدید آمده و در دهههای اخیر نیز پژوهشهای بسیاری درباره آن انجام شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین اهمیت سیره، سه نکته را مورد توجه قرار داد و گفت: نخست آنکه سیره، پشتوانه سخن و آموزه است. در روایات فراوان آمده است که اگر کردار انسان، گفتار او را تصدیق نکند، او عالم حقیقی نیست. ممکن است کسی بسیار زیبا و شیوا سخن بگوید، اما مهم آن است که رفتار او تا چه اندازه مؤید سخنانش باشد. از این منظر، سیره پشتوانه عملی آن چیزی است که فرد در گفتار خود بیان میکند.
وی ادامه داد: نکته دوم آن است که سیره میتواند نقش الگوساز داشته باشد. انسانها صرفاً به دنبال کسانی که خوب سخن میگویند نمیروند، بلکه مجذوب کسانی میشوند که در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود جلوههایی عینی از فضیلت و رفتار دینی را به نمایش گذاشتهاند.
مهریزی، سومین نکته را چگونگی اجرای آموزههای دینی دانست و تصریح کرد: سیره نشان میدهد که تعالیم دینی چگونه در عمل محقق میشود. برای مثال، اگر بخواهیم بدانیم حساسیت ائمه(ع) و پیروان راستین آنان در حوزه امر به معروف و نهی از منکر نسبت به چه موضوعاتی بیشتر بوده است، باید به سیره آنان مراجعه کنیم. در نقلهای تاریخی میبینیم که نسبت به ظلم، تعدی، کمفروشی، پایمال شدن حقوق مردم و اجرا نشدن عدالت اجتماعی حساسیت جدی وجود داشته است. از جمله نقل شده که امیرالمؤمنین(ع) به کمفروشان تذکر میدادند یا در برابر ظلم درون خانواده بیتفاوت نبودند. اینها مصادیق روشن امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومان است. این بعد از سیره که نشاندهنده تحقق عینی و مصادیق آموزههای دینی است، اهمیت فراوانی دارد و میتواند در تلقی ما از دین و دینداری بسیار اثرگذار باشد.
حجتالاسلام والمسلمین مهریزی سپس به برخی آسیبهای رایج در سیرهنویسی اشاره کرد و گفت: بخشی از کتابهای سیره گرفتار چند آسیب جدی بودهاند. نخست، گزینشی بودن؛ یعنی هر کس آنچه را میخواسته برجسته کرده و آورده است. دوم، بیرون آوردن یک گزارش از بستر زمانی و تاریخی خود؛ در حالی که اگر یک مطلب از زمان و زمینه وقوعش جدا شود، ممکن است معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند.
وی ادامه داد: سومین آسیب، آمیختگی برخی آثار با مطالب افسانهای، اسرائیلیات، جعلیات و گزارشهای غیرقابل اعتماد است. چهارمین آسیب نیز نگاه ایدئولوژیک در سیرهنویسی است؛ به این معنا که گاه نویسنده با تعصبهای مذهبی یا پیشفرضهای اعتقادی خود، سیره را بهگونهای خاص روایت میکند. به عنوان مثال، در برخی آثار درباره سن عایشه یا درباره برخی صحابه، نوعی مواجهه کاملاً جهتدار دیده میشود. اینها نمونههایی از نگاه ایدئولوژیک در سیرهنگاری است.
وی با بیان اینکه برای نگارش یک اثر بنیادی در حوزه سیره باید چند گام اساسی طی شود، تصریح کرد: نخست باید همه گزارشها و نصوص، اعم از موافق و مخالف گردآوری شود. دوم، اعتبارسنجی این گزارشهاست تا روشن شود کدامیک قابل قبول و کدامیک غیر قابل اعتماد است. سوم، تعیین زمان وقوع حوادث است؛ یعنی باید مشخص شود هر واقعه در چه مقطع و موقعیتی رخ داده است و چهارم، پس از این مراحل میتوان به فهم درست و تحلیل معتبر از آن حادثه یا رفتار رسید.
مهریزی در ارزیابی کتاب مورد رونمایی نیز گفت: این اثر حداقل به سه مورد از این چهار مرحله، اجمالاً پرداخته است؛ برخی بخشها بیشتر و برخی کمتر. البته کتاب را در فرصتی کوتاه دیدهام، اما آنچه بیش از همه در این اثر برجسته است، توجه به عنصر زمان و انعکاس رویدادها در بستر واقعی تاریخی آنهاست و شاید به همین دلیل نیز عنوان کتاب چنین انتخاب شده است.
وی با تأکید بر اهمیت زمان در فهم متون دینی، افزود: توجه به زمان در همه حوزهها اهمیت دارد؛ چه در تفسیر، چه در سیره، چه در حدیث و چه در تاریخ. امروزه نیز در مطالعات جدید، زندگی افراد را به دورههای مختلف تقسیم میکنند و نشان میدهند که بدون در نظر گرفتن زمان، بسیاری از ابهامها باقی میماند. اگر زمان را از تاریخ، تفسیر و حدیث بگیریم، با ابهامهای فراوانی روبهرو میشویم؛ در حالی که توجه به بستر زمانی میتواند بسیاری از مسائل را حل کند.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، به اهمیت زمان در فهم قرآن نیز اشاره کرد و گفت: در تفسیر قرآن نیز این موضوع بسیار مهم است. برخی از دیدگاههای جدید در تفسیر بر این نکته تأکید دارند که تنظیم و فهم آیات بر اساس سیر نزول، میتواند در حل بسیاری از مسائل راهگشا باشد. وقتی آیات را در بستر زمانی نزول آنها ببینیم، روشن میشود که برخی احکام و مواضع در چه شرایطی و ناظر به چه موقعیتی بیان شدهاند.
وی برای توضیح این مسئله، به موضوع جهاد و نیز روابط اجتماعی اشاره کرد و گفت: گاه اگر آیات یا روایات را از فضای زمانی و موقعیت خاص خود جدا کنیم، ممکن است برداشتهایی نادرست از آنها شکل بگیرد. در حالی که با در نظر گرفتن سیر تاریخی و بستر صدور، معنای واقعی و دقیق آنها روشنتر میشود. این مسئله فقط در قرآن نیست، بلکه در روایات و حتی در آثار فقهی و تاریخی نیز اهمیت دارد.
مهریزی در بخش پایانی سخنان خود، ابراز امیدواری کرد که این اثر سرآغاز مسیری جدید در پژوهشهای سیرهنگارانه باشد و گفت: امیدوارم این کار، آغازی برای شکلگیری پژوهشهای جدیتر و روشمندتر در این حوزه باشد.
وی همچنین دو پیشنهاد مطرح کرد و افزود: پیشنهاد نخست آن است که دستگاههای فرهنگی همت کنند تا این اثر به زبان عربی نیز ترجمه شود؛ البته با توجه به فضای جهان عرب، شاید لازم باشد در مقدمه و برخی بخشهای آغازین آن، تغییراتی متناسب با مخاطب عربزبان صورت گیرد. با این حال، این کار میتواند اثری ارزشمند و راهگشا باشد.
«روزشمار سیره نبوی» اثری ارزشمند و افتخارآفرین است
محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن ابلاغ عذرخواهی سید عباس صالحی به جهت عدم امکان حضور در جلسه، اظهار کرد: جناب دکتر صالحی بسیار مشتاق حضور در این محفل علمی بودند، اما به دلیل پیش آمدن جلسه اضطراری در نهاد ریاست جمهوری، توفیق حضور نیافتند و بنده از طرف ایشان پوزش میطلبم.

وی با اشاره به سابقه شاگردی خود نزد مؤلف اثر، افزود: حدود ۳۵ سال پیش، افتخار شاگردی استاد زرگرینژاد را داشتم. اگرچه شاید ایشان به خاطر نیاورند، اما به یاد دارم همان زمان هم ایشان در مباحث تاریخی، از جمله نقد دوره قاجار، دیدگاههای نوگرایانه و بازنگریهای ارزشمندی داشتند که نشان از دغدغهمندی ایشان نسبت به مفاهیمی چون هویت و آزادی داشت.
جوادی با تبریک رونمایی از کتاب «روزشمار سیره نبوی» به مناسبت هزار و پانصدمین سالگرد تولد پیامبر رحمت (ص)، گفت: انتخاب این زمان برای رونمایی بسیار هوشمندانه و مبارک بود. پیش از این، سازمان کنفرانس اسلامی بر برگزاری مراسمی به این مناسبت اجماع کرده بود، اما متأسفانه وقوع جنگ تحمیلی و شرایط خاص آن دوران، فرصت برگزاری شایسته این رویداد را از ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی گرفت.
وی در ادامه با تقدیر از همت ناشر اثر، تصریح کرد: جای خوشحالی و تشکر فراوان دارد که مؤسسه «نگارستان اندیشه» به عنوان یک بخش خصوصی دغدغهمند، این خلأ را متوجه شده و با آمادهسازی چنین برنامه و اثری، گام بزرگی در این مسیر برداشته است. این مایه افتخار ما ایرانیان است که چنین اثر گرانسنگی به قلم استاد بزرگواری چون زرگرینژاد تدوین شده است.
جوادی در پایان با تأکید بر حمایت از انتشار گسترده این اثر، خاطرنشان کرد: ما در آینده تلاش خواهیم کرد تا در زمینههایی نظیر ترجمه کتاب به زبانهای دیگر و ارائه آن در قالبهای متنوع، همکاری و حمایت لازم را داشته باشیم. اجر واقعی این کار بر عهده حضرت ختمی مرتبت (ص) است و امیدوارم این خدمت ارزشمند، پاداشی بزرگ برای نویسنده محترم و تمامی دستاندرکاران تهیه این کتاب به همراه داشته باشد.
روزشمار سیره پیامبر(ص)» حاصل یک عمر نگاه انتقادی به تاریخ اسلام است
عثمان یوسفی، از پژوهشگران همکار در تدوین کتاب نیز با اشاره به ویژگیهای علمی و شخصیتی غلامحسین زرگرینژاد، گفت: این اثر تنها یک کتاب منتشرشده نیست، بلکه حاصل سالها زیست علمی، تأمل انتقادی و تلاش روشمند در حوزه تاریخ اسلام است.
وی در آغاز سخنان خود اظهار کرد: بنده فارغالتحصیل رشته تاریخ اسلام در مقطع کارشناسی از دانشگاه مذاهب اسلامی هستم و از سال ۱۳۸۱، همزمان با ورود به دانشگاه تهران، افتخار آشنایی نزدیکتر با آقای دکتر زرگرینژاد را پیدا کردم. اگرچه چهار سال در دانشگاه مذاهب اسلامی تحصیل کردم، اما وحدت اسلامی را نه فقط در ساحت نظری، بلکه در عرصه عملی و علمی در محضر ایشان دیدم.

یوسفی با بیان اینکه استاد زرگرینژاد از معدود استادانی است که روحیه نقدپذیری و بازنگری در آرای خود را بهطور جدی دنبال میکند، افزود: یکی از ویژگیهای برجسته ایشان که حجتالاسلام و المسلمین مهریزی نیز بهدرستی به آن اشاره کردند، نقد آرا و بازاندیشی در دیدگاههای خویش است. این مسئله در سنت علمی اسلام نیز سابقه دارد؛ برای مثال، در زمینه تاریخ اهل سنت و امام شافعی تصریح میکند که نظر من درست است، اما احتمال خطا در آن وجود دارد؛ همانگونه که نظر مخالف ممکن است نادرست باشد، اما احتمال درستی نیز در آن هست. بر همین اساس، او در دورهای از حیات علمی خود، شماری از آرای پیشین خود را مورد بازنگری قرار داد.
وی ادامه داد: بازگشت از اندیشه یا اصلاح اندیشه در حوزه علم و تفکر، نهتنها ضعف نیست، بلکه ضرورتی علمی و نشانه بالندگی فکری است. در زندگی علمی ایشان نیز این ویژگی را بهروشنی مشاهده کردهام و همین امر برای من بسیار ارزشمند بوده است.
این پژوهشگر تاریخ اسلام با ذکر خاطرهای از دوران تحصیل خود، گفت: در همان سالهای نخست دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد، ایشان جزوهای دستنویس با خط زیبای خود درباره اندیشه سیاسی در اسلام به من دادند و خواستند بخش مربوط به اهل سنت را با دقت بررسی و درباره آن گفتوگو کنم. این میزان از سعهصدر، توجه به گفتوگو و استفاده از نگاههای مختلف، در میان استادان کمتر دیده میشود.
وی همچنین با اشاره به نقش خود و دیگر همکاران در فرآیند تدوین اثر، افزود: دکتر زرگرینژاد با تواضع از صرف حدود ۳۰ سال برای این کار یاد کردند، اما به نظر من باید گفت حداقل ۵۰ سال از عمر علمی ایشان در این اثر متبلور شده است. کتابهای بسیاری منتشر میشوند، اما همه آنها زیسته نمیشوند؛ این کتاب، به تعبیر من، زندگی شده است.
یوسفی درباره روند تدوین این کتاب، گفت: از سال ۱۳۸۵ و همزمان با آغاز دوره دکتری، بهصورت مرحلهبهمرحله در خدمت استاد، کار یادداشتبرداری، پیشبرداری و گردآوری منابع را آغاز کردم. این فرایند مبتنی بر بررسی همهجانبه منابع اهل سنت و اهل تشیع بود. در این مسیر، دو مجموعه مهم نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ مجموعهای که در کشورهای عربی، از جمله اردن و مصر، تنظیم شده بود و نیز مجموعهای با عنوان «اهل بیت» که در قم تدوین شده بود. در این اثر، منابع سیره، تاریخ، تفسیر و روایات هر دو مذهب مورد توجه قرار گرفته است.
وی با تأکید بر اهمیت مقدمه کتاب، تصریح کرد: بخش نخست یا مقدمه این اثر، از مهمترین و درخشانترین بخشهای آن است. ممکن است پیش از این نیز آثاری در قالب سالشماری منتشر شده باشد، اما این اثر در زبان فارسی و در نوع خود در ایران، کاری کمسابقه و ممتاز است. این کتاب صرفاً یک روزشمار ساده نیست، بلکه روزشماری است که باید با مقدمه انتقادی آن خوانده شود.
یوسفی ادامه داد: نقش بنده و دیگر همکاران، از جمله دوستانی که در این مسیر همراه بودند، بیشتر در گردآوری اطلاعات و تنظیم مطالب، بر اساس راهنماییها و رهنمودهای استاد زرگرینژاد بود. مجموعه حاضر با هدایت علمی ایشان شکل گرفته و امیدواریم اثری پربرکت و ثمربخش برای پژوهشگران باشد.
وی تأکید کرد: بیتردید هیچ کار علمی خالی از عیب و نقص نیست و خود استاد زرگرینژاد نیز هرگز ادعایی مبنی بر بینقص بودن این اثر ندارند. طبیعی است که در محتوا، منابع، روش یا برخی نتایج، نقدهایی مطرح شود؛ اما همین نقدها در جلسات تخصصی نقد و بررسی میتواند به پربارتر شدن و ارتقای علمی اثر کمک کند.
این پژوهشگر در پایان سخنان خود اظهار کرد: این کتاب را باید سرآغاز یک مسیر علمی، آکادمیک و دانشگاهی برای همه پژوهشگرانی دانست که میخواهند در حوزه تاریخ اسلام، با تکیه بر زندگی پیامبر (ص)، ائمه (ع) و بزرگان دین به پژوهش بپردازند. نقطه تمرکز اصلی این مسیر، نگاه انتقادی به تاریخ است؛ نگاهی که میتواند واقعیتهای تاریخی را از میان دادههای خام و گزارشهای گوناگون استخراج کند.
پیامبر اسلام (ص) نخستین بنیانگذار حقوق بشردوستانه است
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در ادامه گفت: امیدوارم این حضور، نخست از سر اخلاص و برای عرض ادب به پیامبر عزیز اسلام (ص) باشد و دوم برای ادای احترام به شخصیتی که عمر خود را صرف تصحیح و تثبیت اسناد زندگی درخشان و ناب پیامبر (ص) کرده است.

وی با اشاره به خاطرات خود از فضای علمی حوزه قم در دهه ۱۳۶۰، اظهار کرد: حوزه قم در آن سالها بسیار با نشاط بود. به یاد دارم که استادان برجسته دانشگاهها، پنجشنبهها و جمعهها برای تدریس و فعالیت علمی به قم میآمدند. من نیز که مشتاق بهرهگیری از این فضا بودم، افتخار داشتم در یکی از مؤسسات، در جلسات درس استاد زرگرینژاد درباره تاریخ اسلام به عنوان مستمع آزاد شرکت کنم و از محضر ایشان بهره ببرم؛ هم از صورت و هم از باطن، هم از محتوا و هم از شیوه بیان و سلاست سخن استاد.
وزیر علوم در ادامه با بیان چند نکته درباره نسبت دین و تاریخ، گفت: ادیان جزئی از تاریخاند. دین بدون تاریخ و بیرون از بستر تاریخی شکل نمیگیرد و در یک لحظه پدید نمیآید. از این رو، تلاش برای ارائه تعریفی ذاتی و ماهوی از دین، در نهایت به تعریف به اجزا منتهی میشود. به همین دلیل، شیءانگاری دین و اینکه بگوییم «اسلام چنین میگوید» یا «مسیحیت چنان میگوید» از نظر منطقی و علمی دقیق نیست؛ زیرا در واقع این مفسران، فقیهان و متکلماناند که درباره دین سخن میگویند.
وی در توضیح این نکته افزود: همانگونه که شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی در پاسخ به یکی از نمایندگان که گفته بود «اسلام در این باره چنین میگوید»، تأکید کرد که «اسلام کجاست؟»؛ یعنی نمیتوان دین را یک ذات مستقل و یکپارچه در نظر گرفت و سپس تمام دیدگاهها را به آن ذات نسبت داد، به جای تعریف دین، باید به سراغ شناخت دین رفت.
سیمایی صراف تصریح کرد: برای شناخت اسلام، چه چیزی و چه کسی بهتر از شناخت محمد (ص) است. اسلام سخنگوی واحد و انحصاری نداشته است. از همان آغاز، امر تفسیر محدود به اشخاص خاصی نشد و در نتیجه، در اسلام با نوعی کثرتگرایی مواجه هستیم؛ مذاهب مختلف شکل گرفتهاند و برای خود حجیت شرعی یافتهاند. میتوان گفت که در اسلام، تکصدایی وجود ندارد، اما در عین حال هیچ صدایی نباید بالاتر از صدای محمد (ص) باشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به کلیشههای منفی شکلگرفته علیه اسلام اشاره کرد و گفت: در طول تاریخ، مبلغان مسیحی، برخی مستشرقان ناآگاه و در دوران معاصر نیز جریان صهیونیستی، کلیشههای منفی متعددی علیه اسلام ساختهاند و متأسفانه گاه خود ما مسلمانان نیز به این کلیشهها دامن زدهایم. برای نمونه، در کتاب «اقتدا به محمد» بهزیبایی آمده است که مبلغان مسیحی این تصور را ترویج کردند که اسلام، دین خون و شمشیر است و متأسفانه برخی مسلمانان نیز از این کلیشه استقبال و آن را تقویت کردند.
وزیر علوم با رد این تصویر نادرست از اسلام، افزود: اما آیا این اتهام واقعاً به اسلام میچسبد؟ حتی ابوسفیان نیز بهدرستی گفت که محمد از راه دلها وارد میشود، نه از دروازهها. شاید به لحاظ تاریخی نتوان همه ابعاد این سخن را دقیق دانست، اما در مجموع، سیره پیامبر(ص) نشان میدهد که چنین تصویری از اسلام درست نیست.
وی در ادامه تأکید کرد: پیامبر اسلام(ص) را میتوان نخستین بنیانگذار حقوق بشردوستانه دانست. جنگ، چه مشروع و چه نامشروع، امر اجتنابناپذیری در تاریخ بشر بوده و هرگز به طور کامل از زندگی انسان حذف نشده است؛ اما این پیامبر اسلام(ص) بود که برای جنگ، هنجارهای اخلاقی و قواعد حقوقی وضع کرد. از این جهت، فقه اسلامی در این موضوع بر الهیات مسیحی و حتی بر حقوقدانان سکولار تقدم تاریخی دارد.
سیمایی صراف گفت: این پیامبر(ص) بود که فرمود وقتی در جنگ به شهری یا آبادی میرسید و آنجا را فتح میکنید، درختان را قطع نکنید، به سالخوردگان آسیب نزنید و آب را مسموم یا آلوده نکنید. همچنین وقتی خالد بن ولید در ماجرایی مرتکب جنایت شد، پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) را برای جبران خسارت اعزام کرد. حضرت علی(ع) دیه کشتهها را پرداخت، خسارتهای مالی را جبران کرد و حتی بهای کاسه شکسته و خسارتهای جزئی را نیز پرداخت.
وی افزود: در گزارش آمده است که وقتی حضرت علی(ع) به پیامبر(ص) عرض کرد که بخشی از مالی که برای جبران خسارت در اختیار او قرار داده شده بود، باقی مانده است، پیامبر(ص) پرسید با آن چه کردی؟ و حضرت پاسخ داد که آن را برای ترس زنان در خانهها و ناله کودکان در نظر گرفته است. این جمله حتی برای امروز ما نیز بسیار تکاندهنده است؛ چه رسد به آن زمان. در عصر ما که از «ترومای جنگ» و خسارتهای معنوی سخن گفته میشود، این رفتار پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نشان میدهد که اسلام نهتنها به خسارتهای مادی، بلکه به آسیبهای روانی و معنوی ناشی از جنگ نیز توجه داشته است؛ از این رو، پیامبر اسلام(ص) قاعدهگذار اخلاق و حقوق در جنگ است. افزون بر این، پیامبر ما «منذر» است؛ هشدار میدهد و بیدار میکند، زیرا خود بیدار و هوشیار است. اما این هشدار دادن به معنای اکراه و اجبار نیست. هر زمان که ما از این سنت پیامبر(ص) فاصله گرفتهایم، موجب دوری مردم از دین شدهایم.
وی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به اهمیت انتشار کتاب «روزشمار سیره پیامبر اکرم(ص)»، گفت: در روزگاری که روزگار تخریب و جنگ روایتهاست، در کنار منابع سترگ و فراوانی که درباره تاریخ اسلام وجود دارد، جای یک روزنوشت منظم از زندگی رسولالله(ص) خالی بود.
غلامحسین زرگرینژاد، نویسنده کتاب «روزشمار سیره نبوی»، در پایان این مراسم با اشاره به رویکرد فکری خود در پژوهش تاریخی، گفت: من متأثر از دو نفر هستم؛ یکی ابنخلدون و دیگری رنه دکارت فیلسوف فرانسوی. ابنخلدون درباره تاریخ سخن میگوید و دکارت نیز توصیه میکند در همه چیز، بهویژه سنتهای پیشین، باید شک کرد.

وی افزود: با چنین نگاهی به سراغ تاریخ و زندگی پیامبر اسلام(ص) رفتم. بهویژه وقتی به ماجرای سقیفه نگاه کردم، دیدم مسائل مهمی در آن وجود دارد که برخلاف تصور رایج است. در سقیفه، اشرافیت قریش نقش داشت. این اشرافیت در مکه شکست خورده بود و تا زمانی که پیامبر اسلام(ص) زنده بود، جرأت حضور و فعالیت علنی نداشت، اما پس از رحلت پیامبر(ص) فرصت پیدا کرد و وارد صحنه شد.
زرگرینژاد ادامه داد: در این شرایط، اشرافیت ابوسفیان و اشراف اموی در مدینه فعال شدند. ابوسفیان در آن زمان در مکه نبود و برای جمعآوری زکات و غنائم جنگی به نجران رفته بود. وقتی بازگشت و دید ابوبکر به قدرت رسیده است، به سراغ عباس عموی پیامبر(ص) رفت و به او گفت ابوبکر از پایینترین تیرهای قریش است و پیشنهاد کرد نزد علی(ع) بروند و او را برای رسیدن به قدرت تشویق کنند.
وی گفت: عباس که سادهدل بود، به سراغ علی بن ابیطالب(ع) رفت. در آن زمان علی(ع) مشغول تجهیز و تکریم پیکر پیامبر(ص) بود. وقتی این پیشنهاد مطرح شد، ابوسفیان سخنانی خطاب به مردم بیان کرد. به باور من، ابوسفیان با این سخنان در پی ایجاد موجی سیاسی بود.
نویسنده «روزشمار سیره نبوی» افزود: شب هنگام نیز نزد او رفتند و اموال نجران را در اختیارش گذاشتند و پسرش یزید را نیز به فرماندهی منصوب کردند؛ مقامی که به اعتقاد من اساساً وجود خارجی نداشت.
زرگرینژاد در ادامه به موضوع جنگهای موسوم به «رده» اشاره کرد و گفت: من معتقدم ماجرای ارتداد در آن دوره، دروغ محض است و اساساً کسی مرتد نشد. هدف از طرح این مسئله آن بود که بحران جانشینی از مدینه به خارج منتقل شود. به همین دلیل، سردمداران جنگهای رده نیز از فرماندهان قریش بودند.
وی افزود: برای این دیدگاه خود دلایل دارم و یکی از شواهد آن را نیز بیان میکنم. فردی که در صلح حدیبیه گفته بود نام «رسولالله» را پاک کنید و گفته بود من فقط محمد بن عبدالله را میشناسم، نه رسولالله، همان کسی بود که بعدها در مدینه به قدرت رسید. در آن ماجرا، علی بن ابیطالب(ع) مقاومت کرد، اما پیامبر(ص) فرمودند نشان بدهید تا خودم آن را پاک کنم.
زرگرینژاد ادامه داد: همین فرد وقتی خبر رسید که حاکم مدینه شده است، از مدینه گریخت. سپس سلیمان بن صرد با سپاهی به راه افتاد و ماجراهایی رخ داد. او بعداً به سراغ عروه، برادر عبدالله بن زبیر، رفت و سپس نزد عبدالملک بن مروان رفت و به نوعی به روحانی دربار تبدیل شد.
وی با اشاره به منابع سیره گفت: ابن اسحاق با وجود گرایش عقلگرایانهای که داشت، نتوانست از قید و بند روایتها رها شود. من در این پژوهش تلاش کردم نقش عروه را معرفی کنم و نشان دهم که بخش زیادی از سیره پیامبر(ص) ساخته و پرداخته روایتهایی است که در سینهها وجود داشته است. بسیاری از این روایتها نیز خبر واحد هستند.
در پایان این نشست از مجموعه 14 جلدی با حضور اساتید، پژوهشگران، وزیر علوم و علاقهمندان این حوزه رونمایی شد.
