حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا عمادی، پژوهشگر دینی، با تأکید بر ضرورت بازتعریف نقش نهادهای فرهنگی در شرایط کنونی جامعه، اظهار کرد: نقش خانواده در تربیت نسل آینده، نقشی بیبدیل است و هیچ نهادی نمیتواند جایگزین آن شود. اگر خانوادهها تقویت شوند، بسیاری از آسیبهای اجتماعی کاهش خواهد یافت. از اینرو، لازم است دستگاههای فرهنگی و آموزشی، حمایت عملی و مؤثری از بنیان خانواده داشته باشند.
وی با اشاره به اهمیت جایگاه فرهنگ در پیشرفت همهجانبه کشور ادامه داد: فرهنگ، زیربنای همه تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و اگر در این حوزه دچار ضعف شویم، سایر بخشها نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
این پژوهشگر دینی افزود: براساس آموزههای دینی، راههای شناخت و معرفتاندوزی بشر به حس و تجربه محدود نمیشود، بلکه وحی و پشتوانه معنوی نیز منابع مکمل شناخت انسان هستند که با اتکا به آنها، انسان میتواند به مجموعهای کاملتر و منسجمتر از حقایق دست یابد و در برابر بحرانها مقاوم باشد و هیچگاه دچار سرگشتگی و تحیر نشود؛ به گونهای که هیچ پایگاه استوار معرفتی نداشته باشد.
عمادی بیان کرد: تجربه عملی دینداران در مواجهه با بحرانها، بهترین پاسخ در برابر پرسشهای انسان صرفاً عقلگرای مدرن است؛ از جمله اینکه آیا انسان معاصری که در آستانه ورود به هزاره سوم میلادی قرار دارد، نیازی به تربیت مذهبی دارد؟ آیا با صعود انسان به قلههای بلند دانش تجربی، عصر ایمان دینی سپری نشده است؟ و سرانجام، آیا انسان متجدد در دستیابی به سعادت و خوشبختی حقیقی، با اتکا به دستاوردهای بشری خود کامیاب بوده است؟
وی تصریح کرد: اینها و دهها پرسش مشابه دیگر، از جمله مسائل بنیادینی هستند که انسان معاصر با آن روبهروست. البته جای انکار نیست که عصر مدرن با تمام ظواهر رنگارنگ و فریبنده خود، انسان دیندار را به چالش میکشد و بسیاری از کسانیکه مفتون مظاهر مادی نوین شدهاند، دیانت را جریانی رو به افول میدانند و مشتاقانه در انتظار رؤیت غروب خورشید دین نشستهاند.
این پژوهشگر دینی گفت: نگاههای سطحی به پوستههای ظاهری زندگی انسان معاصر و دستاوردهای حیرتانگیز فناوری مدرن، چهبسا تفکر زندگی بدون مذهب را تأیید کند؛ با این حال، به نظر میرسد بررسی جامع، بهویژه در احوال اهل دین در بحرانهای فردی و اجتماعی، گزافه بودن ادعای پایان عصر ایمان و بینیازی انسان معاصر از دین و تربیت مبتنی بر مذهب را آشکار میکند. معنویت و مذهب میتوانند بهعنوان منابعی قدرتمند در تقویت تابآوری عمل کنند.
عمادی ادامه داد: این دو مفهوم نهتنها به افراد کمک میکنند تا در مواجهه با چالشها از دیدگاهی وسیعتر برخوردار باشند، بلکه بهعنوان پشتیبانهایی قوی در شرایط بحران نیز عمل میکنند. باورهای مذهبی، نگرش و جهانبینی مثبت را ارتقا میدهند که به درک موقعیتهای دشوار و عبور موفقیتآمیز از آنها و در نتیجه افزایش تابآوری کمک میکند.
وی تصریح کرد: تربیت مذهبی و فرهنگ دینی، هدفآفرین هستند، حمایت اجتماعی را افزایش میدهند و دیگر جنبههای هدایت، والدگری و یاریگری مانند معلمی، مربیگری و مددکاری اجتماعی را ارتقا میبخشند. مذهب، نیروی مدیریت فردی را تقویت میکند، بخشش و حقشناسی را ترویج میدهد، امید میآفریند و تمامی این فرایندها میتواند برای تابآوری افراد، خانوادهها و جوامع، امتیازات ویژهای ایجاد کند.
این پژوهشگر دینی با اشاره به مطالعات انجامشده در این زمینه اظهار کرد: فعالیتهای مذهبی موجب ارتقای سلامت جسمانی نیز میشود. به یقین، مراقبه، نماز، فعالیتهای خیریه و نوعدوستانه با سطوح پایینتر افسردگی و اضطراب، عزتنفس بالاتر، روابط بینفردی بهتر، نگرش مثبتتر به زندگی و تابآوری بیشتر ارتباط دارد.
عمادی با اشاره به آیات قرآن کریم افزود: خداوند متعال میفرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ»؛ همانا انسان را در سختی آفریدیم. واقعیت این است که دنیا محل سختیها و بلاهاست؛ البته این بلاها دارای هدف و معنا هستند و اگر بیهدف و بیمعنا بودند، صرفاً آزاردهنده میشدند. ما انتظار داریم زندگی همراه با راحتی و آسایش باشد و هنگامیکه به آن نمیرسیم، ناراحت میشویم. اساساً راحتی مطلق برای دنیا آفریده نشده و بدیهی است طلبکردن چیزی که وجود ندارد، مایه رنج و عذاب خواهد بود.
وی ادامه داد: اسلام در ابتدا تصویری واقعبینانه از هستی (جهانبینی دینی) و انسان (انسانشناسی دینی) ترسیم میکند و سپس امر و نهیهای خود را در قالب وحی به انسان عرضه میدارد. از اینرو، برای تبیین دیدگاه اسلام درباره چگونگی مواجهه انسان با مصائب و دشواریها، باید دانست که تنها پشتوانه و طراح عالم هستی خداوند است؛ او علت هستیبخش همه موجودات است. اینجاست که قضا و قدر معنا پیدا میکند و همچنین توکل بر تنها پشتوانه نظام آفرینش.
این پژوهشگر دینی افزود: انسان حتی مالک بدن خود نیز نیست و نمیتواند به دلخواه خویش در آن تصرف کند. بنابراین، چیزی نیست که متعلق به خداوند نباشد. نعمتهایی که در اختیار انسان قرار گرفتهاند، امانتهای الهی هستند که برای مدتی محدود به او سپرده شدهاند.
عمادی با طرح این پرسش که اگر صاحب و مالک حقیقی، امانت خود را بازپس گیرد، آیا جایی برای شکوه و تأسف باقی میماند، بیان کرد: هم خوشیها و لذتها و هم مشقتها و دشواریها دارای حکمتهای عمیقی هستند که مهمترین آنها، سنجش نوع واکنش انسان در برابر این پدیدههاست. اینجاست که توکل نقشآفرینی میکند و دیواری بلند در برابر سختترین بحرانها میسازد.
وی با بیان اینکه افراد دارای تربیت مذهبی قویتر، واکنشهای قابل پیشبینیتری در بحرانها دارند، تصریح کرد: لازم است بدانیم قوانین و مقرراتی که بر زندگی انسان حکومت میکنند، بر یک اعتقاد اساسی استوارند و انسان در زندگی خود به آن تکیه دارد و آن، تصوری است که از جهان هستی دارد. مجموعه این اعتقاد و مقررات متناسب با آن که در مسیر زندگی مورد عمل قرار میگیرد، دین نامیده میشود.
این پژوهشگر دینی گفت: افراد دارای تربیت مذهبی در چارچوب مشخصی قرار میگیرند و طبعاً از عملکردهای سلیقهای فاصله میگیرند. بنابراین، اعمالی که انسان در مسیر زندگی انجام میدهد، تحت نظامی است که از آن تخطی نمیکند و در حقیقت از یک نقطه مشخص سرچشمه میگیرد و آن، دستیابی به یک زندگی سعادتمندانه است. از همینجاست که انسان پیوسته اعمال خود را با مقررات و قوانینی که پذیرفته یا برگزیده است تطبیق میدهد و براساس مذهب، روش معینی را در زندگی اتخاذ میکند.
عمادی تأکید کرد: قاعدتاً هنگامیکه از فرهنگ و ارزشهای فرهنگی سخن میگوییم، منظور صرفاً چند شعار بر روی دیوار، یک منشور اخلاقی یا مجموعهای از توصیههای رفتاری نیست. فرهنگ، الگوی مشترک باورها، ارزشها، عادتها و انتظاراتی است که افراد در تعاملات روزمره خود به آن تکیه میکنند؛ چه درباره آن سخن گفته شود و چه نشود.
وی افزود: بحرانها معمولاً ناگهانی و پیشبینیناپذیر هستند و اگر بهدرستی مدیریت نشوند، میتوانند ساختار و عملکرد فرد یا جامعه را به شدت متشنج کنند.
این پژوهشگر دینی با بیان اینکه فرهنگ در طول زمان و بر اثر تعاملات واقعی افراد جامعه شکل میگیرد، نه صرفاً از طریق سیاستهای مکتوب، اظهار کرد: مهم است بدانیم که بحران همیشه مخرب نیست، اما همواره برهمزننده است. همین برهمزدگی، جامعه را به شدت نیازمند ارزشهایی میکند که بر پایه اخلاق، عدالت و همزیستی معنوی طراحی شده باشند.
عمادی ادامه داد: برای نمونه، بحران اقتصادی، کاهش درآمدها، افزایش هزینهها، تغییرات ناگهانی بازار یا نوسانات شدید اقتصادی، بدون تردید تأثیرات عمیقی بر فرهنگ جامعه میگذارند؛ از جمله کاهش امنیت روانی، افزایش رقابتهای ناسالم، گسترش اضطراب عمومی و احتمال کاهش اعتماد اجتماعی.
وی در پایان اظهار کرد: اگر ارزشهای فرهنگی حاکم نباشند، جامعه بهوضوح دچار آشفتگی روزافزون میشود. همچنین آسیب دیدن فرهنگ، پیامدهایی همچون کاهش اعتماد، تغییر در هنجارهای رفتاری، شکلگیری فرهنگ ترس یا سکوت و سایر آسیبهای اجتماعی را بهدنبال دارد.
انتهای پیام