کد خبر: 4366113
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹
حجت‌الاسلام حسینی آملی مطرح کرد

اربعین؛ از بازخوانی حقیقت عاشورا تا تجلی عقلانیت انقلابی در برابر استکبار

پیاده‌روی اربعین، امروز دیگر تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه به نمادی جهانی برای پیوند با فطرت انسانی و فرهنگ حسینی(ع) تبدیل شده است. اما تفاوت میان «دانستن» و «عمل کردن» در مسیر حق چیست و چرا برخی در برابر حقیقت حیرت می‌کنند و برخی دیگر آگاهانه در جبهه باطل می‌ایستند؟

مصاحبه اربعین/ عاشورا میدان تقابل جهل با عقل و علم بود

حجت‌الاسلام سیدعلی حسینی آملی، استاد درس خارج حوزه علمیه، در گفت‌وگو با ایکنا به کالبدشکافی مفاهیمی چون «جهل علمی» و «جهل عقلی» در واقعه کربلا و بررسی تبدیل نقش اربعین  از یک مراسم زیارتی به کانون اتحاد «جبهه مقاومت» و نمایش اقتدار امت انقلابی در برابر مستکبران جهان پرداخته است.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانیم:

ایکنا ـ برخی پیاده‌روی اربعین را با مناسک حج مقایسه می‌کنند، آیا چنین نگاهی به این پدیده درست است؟

حرکت اربعین در امتداد حرکت حج است؛ و همان نگاهی را که به حج داریم باید نسبت به اربعین هم در نظر بگیریم؛ البته با آن گستردگی که مذاهب مختلف اسلامی در اصول دین مانند اشعریون و جبریون، معتزله، عدلیه و یا مذاهب فقهی پنج‌گانه اهل سنت و شیعه دارند.

البته بنده در کنار این رویکرد یعنی جبریه و عدلیه و تفویض و ... و مذاهب فقهی، تقسیم دیگری را مطرح می‌کنم که در آن دو رویکرد وجود دارد؛ در یک طرف اسلام برپاخاسته و انقلابی و قائم به اعتقادات در مسائل سیاسی و اجتماعی است و در طرف دیگر اسلامی است که مسلمین را به حضور سیاسی و اجتماعی در اجتماعات نمی‌کشاند و این نوع تقسیم اعم از شیعه و سنی است. به همین دلیل واقعه کربلا و عاشورا در جوامع مسلمین جا باز می‌کند، حتی بین کسانی که به ظاهر می‌گویند ما سنی هستیم ولی شاهدیم روحیه انقلابی و حضور در مسائل سیاسی و اجتماعی دارند. 

بسیاری از جوانان، حتی از تحصیل‌کردگان، در مسائل سیاسی و اجتماعی، با نگرشی عاشورایی می‌اندیشند، ولو آنکه از منظر مذهبی، سنی باشند. از این رو، تفکر عاشورا امروز فراتر از مذهب تشیع، در میان اهل سنت و حتی در ادیان یهود و مسیح نیز طرفدارانی دارد و شاهد نمونه‌های متعددی از این ارادت‌ها هستیم. پس به بهره‌گیری از واقعه کربلا و به مدد حج است که مسلمانان گرد هم می‌آیند و در ابعاد مختلف با یکدیگر آشنا می‌شوند تا در صورت لزوم، حرکتی انقلابی را در امتداد حرکت عاشورا رقم زنند.

ایکنا ـ چرا باید حرکت اربعین را همانند عاشورا فرامذهبی تحلیل کنیم؟

از آن‌جا که عاشورا به سببِ تمامیت قرآن و فطرت انسانی، فرهنگی جامع را به میدان آورده است که با جامعیت قرآن و خواسته‌های فقهی انسان هم‌سو است، به همین دلیل امام حسین(ع) فرمودند: «إن کان دین محمّد لم یستقم الّا بقتلی فیا سیوف خذینی»...» (اگر دین محمد جز با کشته‌شدنم پایدار نمی‌ماند، پس ای شمشیرها! مرا دریابید). یا قمر بنی‌هاشم فرمودند: «وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا يَميني، اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني». یا حضرت علی‌اکبر(ع) فرمودند: «أولسنا علی الحق».

این نوع سخنان، مدار را از مدار فقه شیعه فراتر برده است؛ یعنی نباید بنی‌امیه سنی تلقی شود و بگویند که شیعیان در کربلا با اهل سنت در افتاده‌اند؛ کربلا جبهه حق در برابر جبهه باطل بود و این فراتر از آن است که ما قیام کنیم و جلوی گناهان یک مسلمان سنی را بگیریم. وقتی کسانی عاشورا را این‌قدر تقلیل می‌دهند، بعد می‌گویند مگر شما در بین شیعه و اهل سنت گناهکار ندارید که سراغ یزید رفتید و او هم یکی مانند دیگران؟ یزید را نباید صرفاً شراب‌خور بدانیم که کسی به ما بگوید مگر شما شیعه شراب‌خور ندارید؟ شیعه بی‌نماز ندارید؟ امام حسین(ع) فرمودند: «ألا ترون إلی الحق لا يعمل به و إلي الباطل لا يتناهي عنه». کربلا در واقع بیان حقانیت قرآنی است که گویای فطرت انسانی است، لذا نسبت به کربلا باید این زاویه دید را داشته باشیم.

ایکنا ـ در زیارت اربعین می‌خوانیم: وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ، تحلیل شما در مورد این فراز چیست؟

این تعبیر به معنای آن است که کسانی که کربلایی فکر نمی‌کنند جاهل هستند؛ منتهی جهل هم دو معنا دارد. گاهی جهل در برابر علم است و گاهی در برابر عقل. جهل در برابر علم یعنی افراد متحیرند در برابر فلان واقعه چه تصمیمی بگیرند، ولی جهل در برابر عقل این‌طور نیست. جهل در برابر علم ممکن است در شام محقق شده باشد؛ یعنی خیلی از مردم به خاطر تبلیغات فریبنده یزید و معاویه نتوانسته باشند حق را تشخیص دهند و اساساً شناخت چندانی از اسلام و امام حسین(ع) پیدا نکرده باشند. در شام مردم واقعاً در حیرت بودند که حق کدام طرف است و باطل کدام، ولی در کوفه این‌طور نیست. در کوفه خیلی از افراد عاقلانه و از روی علم و شناخت انتخاب کردند که در برابر امام حسین(ع) بایستند و یا در حمایت از ایشان کوتاهی کردند.
 
جهل در برابر عقل (عقلی که فرمود العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان) که کوفیان به آن مبتلا بودند، خودش نوعی کنش است و در عمل بر خلاف قلب عمل کردند، ولی شامیان جهل در برابر علم داشتند. بنابراین جهل به بیان منطق ارسطویی، جهل در مقابل علم، عدم و ملکه است؛ ولی جهل در برابر عقل، عدم و ملکه نیست، امران وجودیان هستند؛ لذا در کربلا کسانی آگاهانه از باطل طرفداری کردند و امروز هم این وضع در جوامع اسلامی وجود دارد و بنده از آنان به نفوذی تعبیر می‌کنم، زیرا می‌دانند چه غلطی می‌کنند. امروز این کشورهای حاشیه خلیج فارس که حاکمانش خود را مسلمان می‌دانند، برده آمریکا و صهیونیسم و گاو شیرده آنان هستند و آگاهانه در برابر حق ایستاده و در خدمت جبهه باطل هستند؛ لذا این‌ها نادان هستند و عقل ندارند.
 
در داخل کشور ما بعد از شهادت رهبر شهید، برخی افراد که واقعاً نسبت به شأن و مقام اخلاقی و عرفانی و زهد و سلامت نفس ایشان شناخت و آگاهی نداشتند و مواضع نادرستی هم گرفته بودند، بعضاً پشیمان شدند و از صمیم قلب بر سر و سینه می‌زدند و عزاداری کردند. این‌ها جهل به معنای عدم العلم دارند و آگاه نبودند و چه بسا اگر دو سه سال قبل هم این آگاهی را پیدا کرده بودند، از قبل هم طرفدار مرام و خط مشی ایشان بودند. بنابراین کربلا را باید از دو زاویه علم‌افزایی و عقل‌افزایی بررسی کنیم؛ آنانی که می‌فهمند ولی جرئت ندارند که باید عقل به آنان تزریق شود تا جرئت حمایت از حق را پیدا کنند و از سوی دیگر تجلی علم‌افزایی و آگاهی‌بخشی در برابر ندانستن است؛ اتفاقی که برای برخی از شامیان رخ داد.
 
در شام وقتی حضرت زین‌العابدین(ع) اقدام به سخنرانی کردند و خودشان را متعلق به خاندان پیامبر(ص) معرفی کردند، مردم وقتی متوجه شدند برخی سروصدا راه انداختند و یزید به واهمه و ترس افتاد که مبادا حکومتش به دردسر بیفتد. یزید می‌گفت این‌ها خارجی (خروج کننده علیه حکومت) هستند، ولی حضرت سجاد(ع) فرمودند: «انا بن مکه و منی؛ انا ابن محمد المصطفی...». شام عدم العقل و در کوفه عدم‌العلم بود.
 
در تشییع جنازه آقای شهید، جامعه عقلانیت اسلامی ایرانی خود را نشان داد؛ مردم نزدیک به ۵۰ سال است که خود را عاقل نشان داده است و رفتارهای عقلانی دارد. در جهنم برخی از آن‌ها با سواد و تحصیل‌کرده هستند و برخی بی‌سواد و در بهشت هم همین‌طور؛ ولی همه بهشتیان عاقل هستند و همه جهنمی‌ها، جاهل هستند. بهشت و جهنم تقابل عقل و جهل است نه علم و عدم علم و چه بسا باسواد و بی‌سواد هم در بهشت و هم در جهنم در کنار هم باشند.
 
حرکتی که سیدالشهداء(ع) ایجاد کرد سبب شد تا این فرهنگ رواج یابد که می‌شود در برابر بنی‌امیه ایستاد. اخیراً در سه جنگی که جنایتکاران آمریکایی و اسرائیلی بر ما تحمیل کردند، به دنیا جرئت داد تا بدانند که می‌توان در برابر آمریکا ایستاد. رهبری شهید در دهه ۱۳۶۰ سخنرانی در یک کشور آفریقایی داشتند و فرمودند که برخی سران کشورها به بنده گفتند این مواضع و حرف‌های جمهوری اسلامی ایران حرف ما هم هست ولی شما چه جرئتی دارید که این‌ها را مطرح می‌کنید، ولی ما جرئت بیان آن را نداریم؛ پس این افراد هم بی‌سواد نیستند و ظلم و جنایت آمریکا را می‌فهمند ولی عقل عملی برای مقابله با آمریکا و جرئت لازم را ندارند.

ایکنا ـ با توجه به حوادث یک سال اخیر چه تفاوتی اربعین امسال با سال‌های گذشته دارد؟

کاری که انقلاب اسلامی کرده است، به‌خصوص بعد از این سه جنگ، سبب شد تا دنیا بفهمد می‌توان در برابر آمریکا ایستاد و می‌توان بر آن‌ها سیلی زد و این کار را انقلاب کرده است و آقای ما با شهادت خود این شعار را در سطح جهان عملی کرد و ما با پشتوانه عاشورا و قرآن ثابت کردیم که باید در برابر ظالم ایستاد و به او سیلی زد و همه شیعیان و اهل سنت این پیام را گرفته و طرفدار این رویکرد هستند؛ پس اسلام را باید امروز به دو جبهه انقلابیون مسلمان و غیرانقلابی تقسیم کنیم و کسانی که در جبهه مقاومت در برابر زورگویان و ستمگران هستند، هر دین و مذهبی که دارند در جبهه حق و انقلابی هستند.

بحث در اینجا شیعه و سنی نیست و انقلاب اسلامی، شیعه و سنی را از میان برداشت و دو جبهه درست کرد؛ بزدلان و ترسوها در برابر دشمنان خدا و انقلابی‌های شجاع، و ما این را در مکتب قائد شهید دیدیم و در پیاده‌روی اربعین هم این پیام را باید با زبانی رساتر بازخوانی کنیم.

امسال همان‌طور که در تشییع حضرت آقا نشان داده شد و میلیون‌ها نفر در کربلا و نجف در مراسم حضور یافتند، باید پیاده‌روی اربعین هم باشکوه‌تر از سالیان قبل تجلی همین رویکرد و اتحاد جبهه مقاومت باشد. این حادثه تشییع باشکوه را البته نباید به ایران و عراق محدود کرد؛ اگر در پاکستان و کشمیر و افغانستان و مصر و مدینه و مکه و برخی نقاط دیگر دنیا هم شرایط فراهم بود، همین حماسه‌ها رخ می‌داد. امروز مسلمین به پاخاسته‌اند؛ امت‌ها به پاخاسته‌اند و ان‌شاءالله همین مسئله جبهه استکبار را بیش از گذشته به چالش خواهد کشید. البته اسلام در کنار رویکرد اجتماعی، تقیدات و عبادات فردی هم دارد و نماز و روزه و قرائت قرآن ما و... انرژی نورانی به امت می‌بخشد؛ از این رو در هنگام نماز جماعت باید مساجد را از جمعیت پر کنیم.

امروز میادین ما در شهرهای مختلف هم باید پر شود و سفر اربعین را کوتاه کنیم که هم اربعین باشکوه داشته باشیم و هم کربلا و اربعین باشکوه و اقتدار امت انقلابی را بار دیگر همانند دفعات قبل به رخ جهانیان به‌ویژه مستکبران بکشیم.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha