به گزارش ایکنا، سهیلا صادقی، استاد دانشگاه تهران، 5 مردادماه در «هماندیشی اصحاب علوم انسانی و اجتماعی پیرامون شهادت امام خامنهای(ره) و بازتاب آن در جهان اجتماعی» و آیین رونمایی از کتاب «بعثت خون» که از سوی دفتر قم بنیاد علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، با بیان اینکه بنده از سن 19 سالگی با حضرت آقا به عنوان یار امام آشنا شدم، گفت: از سن 30 سالگی رهبری ایشان را درک کردیم. در سال 1398 این فرصت را یافتم تا در جمع استادان دانشگاه به عنوان سخنران در محضر ایشان سخن بگویم. دغدغه هر سخنران در بیت این است که آیا حرفهای او شنیده میشود یا خیر؟ همه سخنان من نقدی بود که به دانشگاه داشتم و البته بخشی هم قرار بود به بحث زنان بپردازم که به علت کوتاهی وقت منصرف شدم.
وی ادامه داد: سخنرانی بنده که تمام شد، ایشان فرمودند خدمتشان برسم و بنده عذرخواهی کردم و ایشان تشکر کردند و فرمودند مطالبی که در مورد زنان داشتید را به من بدهید. همین درخواست ایشان، آغاز پرسش جامعهشناسی من شد که چرا یک رهبر در اوج اقتدار و قدرت، خود را نیازمند به شنیدن میداند.
صادقی تصریح کرد: این نشان میدهد ما با رهبر دیالوگی روبرو هستیم یعنی ایشان میدان ارتباطی را ایجاد میکردند و فرصت مشارکت، مسئولیت و صحبت میدادند. بنده متوجه شدم اقتدار یک مسئول و رهبر با مشارکت مردم شکل میگیرد و نه دستور دادن. ما رهبری به معنای واقعی کلمه داشتیم که به همه اقشار فرصت بازگو کردن افکار را میدادند.
استاد دانشگاه تهران گفت: ما رهبری چند ساحتی داشتیم؛ چیزی که آقا را متمایز میکند، تولید معنا و خلق معناست یعنی قدرت را از سطح ساختارها و نهادها به سمت معنا میبرد. چیزی که جذاب و مهم است، تولید معنا از سوی ایشان است و این معنا، انگیزه و حرکت اجتماعی خلق میکند.
صادقی اظهار کرد: ویژگی دیگر ایشان هویتسازی بود؛ برخی رهبران سیاسی فقط نقش مدیریتی دارند ولی ایشان به هویت به عنوان یک امر پویا نگاه میکردند و برای هر موضوع و نسلی هویتسازی داشتند لذا با وجود این همه توطئه و تلاش دشمنان برای هویتزدایی از زنان و سایر اقشار جامعه، وقتی به شهادت رسیدند، این طور بازتاب وسیعی داشت.
وی تأکید کرد: رهبر شهید ما انقضابردار نیستند و خامنهای تا ابد خواهد ماند زیرا خامنهای صرفاً یک رهبر سیاسی نبود بلکه رهبر معناساز و هویتبخش بود.
استاد دانشگاه تهران بیان کرد: رهبران، مجموعه رخدادهایی هستند که در زندگی آنان اتفاق میافتد ولی آقای شهید، یک روایت است؛ روایتی بسیار منسجم که مقدمه و نتیجه و میان دارد. روایت ایشان بر یک دستگاه معنایی متمرکز است که در تاریخ شیعه از کربلا نسل به نسل به امروز رسیده است و هر ملتی هم باید خودش را در آینه روایات ببیند تا حافظه جمعی ملت دچار نابودی نشود. اگر ما بخواهیم بر روی سلوک ایشان کار کنیم، باید به مسئله روایت توجه ویژه کنیم به خصوص برای نسل آینده.
وی با بیان اینکه دوره جوانی و مبارزه و بزرگسالی ایشان همگی یک روایت بهم پیوسته است که بین اجزای آن یک هارمونی وجود دارد و عدم سازگاری در آن مشاهده نمیشود، اظهار کرد: رهبری آقا به مثابه حافظه آینده ایران است. آقای خامنهای، رهبری است که فقط گذشته را تفسیر و تبیین نمیکند بلکه آینده را وارد متن ذهنی و زندگی عینی مردم میکند؛ ایشان در سخنرانی خود فرمودند اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید و همین سخن بر روی تحولات تأثیر زیادی داشته است، همچنین ایشان دائماً بر آینده بسیار روشن ملت ایران تأکید داشتند.
صادقی با ببان اینکه دیگر ویژگی مهم در آقای شهید بحث مقاومت است، تصریح کرد: برخی مقاومت را به مثابه کنش سیاسی میبینند در حالی که ایشان در مورد زیستجهان مقاومت سخن گفتند که یک نظام معنایی است. ایشان رهبری بودند که نگاه شمولیتی داشتند و افراد را فارغ از تفاوت جنسیتی و سنی و قومیتی مورد مخاطبه قرار دادند و تلاش داشتند از دیگری هم مخاطب بسازند لذا در مورد حجاب فرمودند ما یک نقصی در درون داریم و بدحجابها هم نقصی در ظاهر دارند. این شمولیت در عرصه بینالمللی هم وجود دارد لذا به جوانان اروپایی نامه نوشتند و درخواست کردند تا در طرف درست تاریخ بایستند.
وی با تأکید بر اینکه آقای خامنهای سیاست را با اخلاق درآمیخت، ادامه داد: ایشان قدرت را با معنا جمع کرد، امت و ملت را در کنار هم قرار داد و زن و خانواده را هم در یک چارچوب تعریف کردند، در حالی که غرب زن و خانواده را جدا از هم معرفی میکند؛ برداشت ایشان از زن خانهدار هم محبوسکردن زن در خانه نیست بلکه خانهداری یعنی پرورش خانواده.
صادقی تصریح کرد: رهبری یک پروژه تمدنی دارد و در این پروژه، اضداد در کنار هم قرار دارند. این پروژه سه ستون اصلی دارد؛ هویت؛ امید و مقصد و افق فرارو. آقا در کنار هویتسازی و امیدبخشی، افقساز بودند که رسیدن به تمدن نوین اسلامی است و اگر هرکدام از این اضلاع نباشد، جامعه فرومیپاشد.
انتهای پیام