ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره هجدهم به بررسی عدالت الهی و تجسم اعمال در قیامت، گواهی اعضای بدن و نظارت فراگیر الهی و معاد جسمانی و مسئولیت اخلاقی انسان براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
آیه ۶۳ میفرماید: «هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ این است دوزخی که به شما وعده میدادند.»
آیه ۶۴ میفرماید: «اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ؛ امروز به کیفر کفری که همواره میورزیدید، در آن درآیید.»
بیشتر بخوانید:
برای پاسخ به این پرسش، میتوان پیامهای این دو آیه را چنین برشمرد:
یکی از انواع کیفرهای الهی، کیفر سرزنشآمیز و توبیخی است. این معنا بهروشنی در لحن آیات دیده میشود. سرزنش، خود عذابی سنگین است؛ همانگونه که در دنیا نیز شنیدن جملهای سرزنشآمیز برای انسان رنجآور و دردناک است.
سرانجام بهکار نگرفتن عقل و اندیشه، جهنم و بدبختی است. در آیه قبل، تعبیر «تعقلون» آمده و بلافاصله در این آیات میفرماید: «هَٰذِهِ جَهَنَّمُ»؛ یعنی چون عقل را بهکار نگرفتید و نیندیشیدید، این همان جهنم است که نتیجه طبیعی آن غفلت است.
خداوند بارها وعده جهنم را داده بود، اما کافران آن را باور نکردند. این معنا از تعبیر «كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» فهمیده میشود؛ یعنی این وعدهها بارها به شما داده شد، اما شما نپذیرفتید و کفر ورزیدید.
خداوند درباره دوزخیان، اتمام حجت کرده و خطر را پیوسته به آنها گوشزد کرده است. «كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» نشان میدهد که هشدارها مکرر بوده و هیچگونه غفلتی از سوی خداوند در ابلاغ پیام وجود نداشته است.
کیفر امروز، نتیجه مستقیم کفر دیروز است. تعبیر «اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» نشان میدهد که عذاب، معلول انتخابها و باورهای نادرست انسان در دنیاست.
کفار و دوزخیان هرگز از آتش جدا نخواهند شد. این معنا از تعبیر «اصْلَوْهَا الْيَوْمَ» و معنای سوم «اصْلَوْهَا» به دست میآید؛ یعنی آنها همواره ملازم با آتشاند و جدایی از آن برایشان متصور نیست.
آیه ۶۵ سوره یاسین میفرماید: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ امروز بر دهانهایشان مهر خاموشی مینهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب میشدند، گواهی میدهند.»
نکتههای این آیه عبارت است از:
نخست اینکه در قیامت، گواهان و شاهدان متعددی وجود دارند. این آیه میفرماید: «وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ»؛ یعنی پاهای آنان شهادت میدهند. در دیگر آیات قرآن نیز به شاهدان دیگری اشاره شده است؛ از جمله خود خداوند، پیامبر، امامان و حتی زمان؛ زیرا زمان نیز نوعی موجودیت دارد و میتواند گواه باشد.
خود زمان نیز شهادت میدهد. برای نمونه، اگر فردی در ساعت ۸:۲۵ سهشنبهای در مهرماه سال ۱۳۸۴ مرتکب گناهی شده باشد، همان لحظه و همان زمان در قیامت شهادت میدهد و اعلام میکند که این فرد در آن زمان مشخص، مرتکب آن عمل شده است. تصور این حقیقت دشوار، اما واقعیتی قرآنی است.
دوم، مکانها نیز از شاهدان اعمال انسان هستند. هر مکانی که انسان در آن مرتکب گناه شود، همان مکان در قیامت شهادت میدهد.
سوم، فرشتگان شاهد اعمال انسان هستند. براساس آموزههای دینی، هر انسانی دو فرشته دارد که بر شانه راست و چپ او مأمور ثبت اعمال هستند و این تعبیر، بیانگر همین حقیقت تفسیری است.
چهارم، خود عمل نیز در قیامت شهادت میدهد؛ یعنی خود عمل حاضر میشود و اعلام میکند که این فرد انجامدهنده آن بوده است. این مسئله نیز از حقایقی است که تصور آن برای انسان دشوار است.
پنجم، اعضای بدن انسان نیز از شاهدان اعمال او هستند. در این آیه، به پاها اشاره شده است: «تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ.» همچنین در ادامه آمده است: «وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ»؛ یعنی دستها نیز سخن میگویند. در حقیقت، دستها و پاها هر دو در مقام شاهد، به اعمال انسان شهادت میدهند.
در سوره مبارکه اسراء، آیه ۳۶ نیز آمده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا؛ از چیزی که به آن علم نداری، پیروی نکن؛ زیرا گوش و چشم و دل، همگی مورد بازخواست قرار میگیرند.»
براساس این آیه، هر یک از این اعضا مورد سؤال قرار میگیرند. از چشم پرسیده میشود: «چه دیدی؟» و آنچه دیده است، بیان میکند. از گوش پرسیده میشود: «چه شنیدی؟» و آنچه شنیده است، بازگو میکند. از دل یا فؤاد پرسیده میشود: «چه چیزی را پذیرفتی؟ چه چیزی را در خود جای دادی؟ چه محبت یا بغضی در درون تو بود؟» بنابراین، حتی آنچه در درون انسان میگذرد نیز در قیامت به شهادت درمیآید. حتی زبان نیز در مقام شهادت قرار میگیرد.
خلاصه اینکه تمامی افکار، اعمال و نیات انسان در ریزترین و درشتترین شکل، بدون هیچ استثنایی، اول اینکه ثبت میشوند و دوم اینکه همگی دارای شاهد و گواهاند.
بر این اساس، در قیامت هیچ امری قابل انکار نخواهد بود؛ زیرا خود عمل، زبان، دست، پا، گوش و قلب شهادت میدهند و هنگامی که این اعضا گواهی دهند، دیگر چیزی برای پنهانکردن باقی نمیماند. اگر انسان همواره آیه ۶۵ سوره یاسین را به خود یادآوری کند، این آگاهی از نظارت دقیق الهی میتواند او را از ارتکاب گناه بازدارد.
این حقیقت افزون بر آنکه بازدارنده است، جنبه شرمآور نیز دارد؛ زیرا خداوند، پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) شاهد اعمال انسان هستند. حتی اگر فردی مدعی محبت و عشق به امام زمان(عج) باشد، ارتکاب گناه موجب رنجش آن حضرت میشود و در این صورت، ادعای عشق صادقانه نخواهد بود.
اگر انسان به این نکته توجه داشته باشد، درمییابد که همه افکار، اعمال، نیات و تصمیمگیریهای او، چه در درون و چه در بیرون، تحت نظارت ناظران گوناگون قرار دارد. این نظارت دقیق تأثیر بسیار مهمی در پیشگیری از وقوع گناه، حتی در خلوت انسان خواهد داشت.
ذکر نام دست و پا در این آیه، صرفاً از باب نمونه است؛ زیرا در آیات دیگر قرآن، گوش، چشم و دل نیز مورد پرسش قرار میگیرند و حتی پوست انسان نیز در شمار گواهان اعمال معرفی شده است.
براساس روایتی از امام باقر(ع)، مسئله شهادت اعضای بدن درباره کافران مطرح شده است؛ اما مؤمن کارنامه اعمال خود را با دست راست دریافت میکند و با افتخار آن را میخواند. بنابراین، اگر انسان در شمار مؤمنان باشد، انشاءالله در قیامت کارنامه اعمال خود را با دست راست دریافت میکند و با سربلندی آن را خواهد خواند.
نخست اینکه خداوند، سببساز و سببسوز است و این توانایی را در نظام آفرینش بهکار میگیرد. از همین رو، در این آیه بیان میکند که در قیامت، دهان انسان مهر زده میشود و دست و پا به جای دهان سخن میگویند.
دوم اینکه این آیه، شاهدی بر معاد جسمانی است؛ زیرا اگر دستها در قیامت سخن میگویند، به این معناست که همان دستانی که اکنون در خاک پوسیده و متلاشی میشوند، بار دیگر زنده شده و به سخن درمیآیند.
خود واژه معاد نیز نشاندهنده بازگشت است؛ یعنی بازگشت به حالت نخستین. انسان در دنیا از دنیا میرود و دستها و دیگر اعضای بدن او خاک میشود، اما در معاد، همان گوشت، پوست و استخوان دوباره بازمیگردد. بنابراین، معاد حقیقتی روشن و آشکار است. به تعبیر عامیانه، خداوند توانایی خود را در آفرینش نشان داده و اثبات کرده است که میتواند بار دیگر بیافریند. ما نیز در قیامت دوباره آفریده میشویم و این حقیقتی کاملاً روشن و قابل فهم است.
سوم اینکه در قیامت، اعضای بدن تابع اراده انسان نیستند. دلیل آن تعبیر «نَخْتِمُ» در آیه است؛ یعنی ما هستیم که مهر میزنیم. اینگونه نیست که در قیامت، پس از زندهشدن، اختیار کامل اعضای بدن همچنان در دست انسان باشد. خداوند میفرماید: ما دهان را مهر میزنیم؛ یعنی اراده انسان در این زمینه کارساز نخواهد بود.
همان خدایی که به این قطعه گوشت در دهان اجازه سخنگفتن داده است، به دستها و انگشتان فرمان میدهد که سخن بگویند. سالها زبان در دهان سخن گفته است و در قیامت، این وظیفه به اعضای دیگر سپرده میشود. این امور، شگفت و دور از ذهن نیست؛ زیرا خداوند نمونههای آن را در نظام آفرینش نشان داده است. از اینرو، انسان باید نسبت به این معارف، یقین کامل داشته باشد.
چهارم اینکه قویترین گواه در هر دادگاهی، اقرار و اعتراف عامل جرم است. تعبیر «تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ» نشان میدهد که خود عامل جرم اعتراف میکند. چه گواهی از این محکمتر که همان پایی که انسان با آن بهسوی گناه حرکت کرده است، شهادت دهد که با این پا و با اراده صاحب خود، به فلان مکان رفتیم و مرتکب گناه شدیم. از این گواه، قویتر و روشنتر وجود ندارد.
پنجم اینکه اعضای بدن دارای نوعی درک و شعور هستند و به همین دلیل میتوانند در قیامت شهادت دهند. تعبیر «تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ» نشاندهنده همین معناست. اگر دست یا پا فاقد شعور باشد، چگونه میتواند در قیامت شهادت دهد؟ این دست، پا، گوشت، پوست، استخوان، خون و رگها همگی دارای نوعی شعورند؛ زیرا اگر فاقد شعور بودند، امکان شهادتدادن نداشتند.
فراتر از این، نهتنها اعضای بدن که با حیات انسان ارتباط مستقیم دارند، بلکه حتی جمادات نیز دارای نوعی شعورند. اساساً خداوند موجود بیشعور نیافریده است. در قرآن کریم، در موارد متعددی آمده: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»؛ یعنی هر آنچه در آسمانها و زمین است، خدا را تسبیح میکند و هیچ استثنایی نیز در این بیان وجود ندارد. روشن است که تسبیح بدون نوعی ادراک و شعور ممکن نیست. البته مقصود از شعور در اینجا، فهم ذاتی و تکوینی است، نه فهم فرهنگی یا اکتسابی.
انتهای پیام