به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، امین براتی، روانشناس و کنشگر حوزه توسعه فردی و مهارتهای ارتباطی در نشست «تأثیر مفاهیم علم کلام بر سلامت روان از منظر روانشناسی» از سلسلهجلسات قاب فلسفه که روز یکشنبه، ششم اردیبهشتماه به همت انجمن علمی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان بهصورت برخط برگزار شد، با بیان مقدمهای در خصوص افسردگی اظهار کرد: منظور از افسردگی، حالتی روانی است که فرد را قفل میکند و به زمین میچسباند. برای داشتن حال خوب، باید چهار مؤلفه شامل سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی را داشته باشید. سازمان بهداشت جهانی عقیده دارد اگر این چهار مؤلفه با هم در فرد وجود داشته باشد، سلامت او صد در صد است؛ اما اگر یکی از آنها را ندارید، به همان مقداری که ندارید، بخشی از سلامت را از دست دادهاید.
وی ادامه داد: فردی که افسردگی یا اضطراب دارد، سلامت روانش به خطر افتاده است؛ به این معنا که نمیتواند افکار، احساسات و رفتارش را تنظیم کند. اگر فردی از نظر روانی مشکلی پیدا کرد، یعنی تنظیم افکار، عواطف، رفتار و... در او به خطر افتاد، به کجا باید مراجعه کند؟ روانشناس، مشاور، روانکاو، روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب میتوانند در این زمینه کمک کنند.
این روانشناس بیان کرد: سلامت معنوی از نظر انجمن روانشناسی الزاماً به معنای اعتقاد به دین و مذهب و امثال آن نیست. گاه وقتی از سلامت معنوی صحبت میکنیم، ذهن افراد به سراغ چنین مفاهیمی میرود. در روانشناسی اینطور نیست که بگویند سلامت معنوی یعنی الزاماً مذهبی باشید؛ بلکه یعنی در زندگی هدف، معنا و دلیلی برای زندگیکردن و جنگیدن داشته و به ارزشهای خوبی پایبند باشید؛ در کنار آن ارتباطاتی غیر از عالم ماده هم داشته باشید. برای نمونه، فرد فقط نگوید به این شرط آدم خوبی هستم که پول و امکانات دريافت کنم؛ بلکه باید ارزشهای دیگری هم برای او اهمیت داشته و فقط نگاه مادی نداشته باشد. آن ارزش میتواند به این دلیل باشد که خدا به آن اشاره کرده است.
براتی تصریح کرد: انسان خداناباور حتی اگر بخواهد مشکلات و فشارها را رفع و کاملاً به سلامت دست پیدا کند، باید هر چهار مؤلفهای را که اشاره کردیم، داشته باشد. روانشناسی که بخواهد بر این مؤلفهها تمرکز کند، باید ارزشهایی برای فرد خداناباور بهوجود بیاورد. پس در سلامت معنوی به هدف و ارزش نیاز داریم تا زندگیمان معنا پیدا کند؛ فقط برای پول، مادیات و امکانات نباید زندگی کرد. اگر زندگی ما فقط منوط به مادیات شد، بخشی از سلامت را که سلامت معنوی است، از دست میدهیم.
وی با بیان تأثیر علم کلام بر سلامت معنوی گفت: شما برای بهدست آوردن سلامت معنوی و اجتماعی میتوانید کاملاً به علم کلام تکیه کنید. چارهای نداریم جز اینکه به سراغ علوم خداشناسی برویم. من در مشاورههایم پدران و مادرانی را دیدهام که عملاً با رفتارشان، فرزند خود را از کودکی از خدا دلزده میکنند؛ یعنی رفتارشان بهگونهای است که کودک از همان دوران نسبت به خدا احساس بدی پیدا میکند، چون هنگامی که مشکلی برای پدر و مادر بهوجود میآید، فقط به خدا شکایت میکنند، مگر چه گناهی کرده بودیم که این بلا سرمان آمد. کودک با مشاهده چنین رفتاری، اولین چیزی که یاد میگیرد، ظالمبودن خداست.
این روانشناس افزود: مادری که خداشناسیاش ضعیف است و بلد نیست چگونه باید با خدا ارتباط بگیرد، عملاً باعث میشود فرزندش از همان کودکی با خدا زاویه پیدا کند. برعکس، اگر مادری دائماً خدا را بابت نعمتها شکر کند، قضیه برعکس میشود. چرا برخی بچهها با خدا ارتباط نمیگیرند؟ چون خدایی که در کودکی برای بچهها میسازید، زورگو و عذابدهنده است.
وی در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوانیم از علم کلام در این زمینه کمک بگیریم، گفت: اولین قدم این است که خدا را درست به فرد مورد نظر معرفی کنیم و شبهاتش را هم جواب بدهیم. بیایید دین را از دیندار جدا کنیم. شما نباید دیندار را کنار خدا ببینید.
انتهای پیام