علیرضا قیامتی، شاهنامهپژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی با اشاره به جایگاه بیبدیل
شاهنامه فردوسی در
فرهنگ ایران اظهار کرد: شاهنامه بزرگترین کتاب پهلوانی و نماد گردنفرازی ایرانیان است و نهتنها برای هر ایرانی، بلکه برای هر انسانی که دل در گرو میهن و آزادی دارد، اثری الهامبخش به شمار میرود.
وی افزود: آنچه برای فردوسی اهمیت بنیادین دارد، مبارزه با بیدادگری و زیستن در آزادی است. مفاهیمی چون «مرگ با نام نیک» در برابر «زندگی با ننگ» بارها در شاهنامه تکرار شده و نشان میدهد آزادگی، یک فضیلت فردی صرف نیست، بلکه میراثی انسانی، خانوادگی و سرزمینی است.
قیامتی با بیان اینکه سلحشوری، نیرومندترین انگیزه رفتار پهلوانان شاهنامه است، تصریح کرد: در این اثر، حتی شخصیتهایی چون زرتشت پیامبر نیز بر استقلال و عدم باجدهی به بیگانگان تأکید میکنند و پاسداری از میهن را ارزشی بنیادین میدانند. شاهنامه فردوسی مهمترین منبع هویت سلحشورانه، آزادگی و صلحگرایی در فرهنگ ایرانی است و نه کتاب تهاجم، بلکه منشور دفاع، انسانیت و کرامت انسانی است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: در روایتهای مختلف شاهنامه، پهلوانان ایرانی مرگ شرافتمندانه را بر زندگی در خدمت بیگانه ترجیح میدهند که نمونههایی چون ایستادگی در برابر سپاه روم یا داستان تازیانه بهرام نشان میدهد که حفظ هویت، نام و آرمان، بر جان نیز مقدم شمرده میشود.
وی با رد برداشتهای نادرست از خشونتگرایی شاهنامه گفت: هیچ جنگ تهاجمی یا کشورگشایانهای که ستوده شده باشد، در شاهنامه وجود ندارد و ایرانیان هیچگاه آغازگر هیچ جنگی نبودهاند، بلکه همه جنگهای ایرانیان جنبه دفاعی دارد و صلح و آشتی همواره گزینه نخست است. فردوسی آشکارا جنگافروزی را نکوهش و آغازگر جنگ را نفرین میکند.
این پژوهشگر ادبیات حماسی بیان کرد: حتی در میدان نبرد، اخلاق جنگی ایرانیان برجسته است؛ آسیب نرساندن به غیرنظامیان، مداوای زخمیان دشمن، احترام به کشتگان و پرهیز از غارت از توصیههای مکرر پهلوانان به سپاه ایران است.
قیامتی تأکید کرد: فردوسی خونریزی و آزار ناتوانان را نشانه مردانگی نمیداند و آن را بیدادگری میشمارد، از همین رو هرجا که حتی پادشاهان ایران قصد جنگ ناحق یا کشورگشایی داشتهاند، با اعتراض و هشدار پهلوانان روبهرو شدهاند، چنانکه در داستان کیکاووس، این رفتار خلاف آیین و فرهنگ فرمانروایان ایرانی دانسته میشود. شاهنامه بیش از آنکه روایت جنگ باشد، کتاب اخلاق، انسانیت، آزادگی و دفاع از کرامت انسان است، میراثی که همچنان میتواند الهامبخش جامعه امروز باشد.
این شاهنامهپژوه در ادامه با تأکید بر بُنمایههای اخلاقی شاهنامه گفت: این اثر سترگ نهتنها بر سلحشوری و دفاع از میهن استوار است، بلکه اسطورهها و جهانبینی آن بهروشنی با کشورگشایی، تحمیل عقیده و جنگافروزی بیگانه است، شاهنامه در همهجا دادگری را معیار پهلوانی و فرمانروایی میداند.
وی با اشاره به ادامه آموزههای شاهنامه اظهار کرد: اسطورهها و جهانبینی ایرانی در شاهنامه بر پایه تهاجم، کشورگشایی یا تحمیل عقیده و دین نیست، بلکه اصل مسلم آن پاسداری از داد، آزادگی و کرامت انسان است. در شاهنامه سفارش شده است که اگر اسیری گرفته شد، باید به او زنهار و امان داد و حق کشتن او وجود ندارد. فردوسی در ابیاتی روشن بر این نکته تأکید میکند که پس از پیروزی نیز نباید خون ریخت و نسبت به دشمن شکستخورده باید با کرامت رفتار کرد.
قیامتی تصریح کرد: شاهنامه حتی در مقام برخورد با دشمن نیز کینهتوزی را نمیپذیرد و آزادگان را به زنهار دادن و کینهنداشتن فرامیخواند که این آموزهها از مهمترین درسهای اخلاقی شاهنامه برای امروز به شمار میرود. بدون تردید، پهلوانی در شاهنامه کاملاً با دادگری پیوند دارد و بیداد در آن هیچ جایگاهی ندارد.
وی افزود: در منطق شاهنامه، پهلوانی که دادگری نداشته باشد شایسته پهلوانی نیست و شهریار و پادشاهی هم که دادگر نباشد، سزاوار فرمانروایی نیست، فرمانروایی بیدادگرانه موجب زوال دانش، فرّ و شایستگی میشود.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه رستم در شاهنامه تأکید کرد: رستم، با وجود دشمنی آشکار با افراسیاب، همواره او را به صلح فرا میخواند، او حتی در میدان نبرد نیز از خداوند میخواهد اگر حق با او نیست، در جنگ پیروز نشود، زیرا آنچه برای او اهمیت دارد، برتری داد بر بیداد است نه صرف پیروزی نظامی که این نگاه نشان میدهد در شاهنامه، قدرت و پیروزی زمانی ارزشمند است که در خدمت دادگری باشد. اگر جنگی بر پایه بیداد باشد، حتی دلاوری در آن نیز از ارزش میافتد.
وی در پایان گفت: شاهنامه کتابی است که در آن سلحشوری، اخلاق، صلحطلبی و دادگری در کنار هم معنا پیدا میکنند و همین ویژگی، آن را به اثری جاودانه و راهنما برای فرهنگ ایرانی تبدیل کرده است.
انتهای پیام