کد خبر: 4365351
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰
یادداشت

تشییع رهبر شهید الگوی حکمرانی توحیدی است

تشییع رهبر شهید الگوی حکمرانی توحیدی است

به قلم مجتبی فرجی؛ مدیر اندیشکده فاران

اینجا میدان آزادی است و حالا ایستادن در بلندای یک پل و نگریستن به امتداد خیابانی که شریان حیاتی شهر را در ابعاد تمدنی آن می‌سازد، فراتر از تماشای کالبد فیزیکی جغرافیا و رویارویی مستقیم با تجسد یافتن یک اراده جمعی است؛ دریایی متلاطم و در عین حال منسجم از انسان‌ها که پیکر مطهر رهبر شهید را همچون شمعی فروزان در میان گرفته‌اند و پروانه‌وار گرد آن می‌گردند تا یکی از عمیق‌ترین مناسک بدرقه را در تاریخ معاصر رقم بزنند.

در این منظرگاه پدیدارشناختی، پدیدار شگرفی که نخستین جلوه بصری میدان را تسخیر می‌کند، چیرگی دو رنگ متضاد و هم‌افزاست؛ مشکی، نشان از جامه‌های عزاداری که گواه وفاداری به پیمانی دیرین و مصیبت فقدان رهبر شهید است و قرمز، نشان از پرچم‌های خونخواهی که بر دستان مرد و زن و پیر و جوان اهتزاز می‌یابند و با وزش هر باد، پیام حیات سرخ و پویایی نهضت مقاومت را فریاد می‌زنند. این تقابل و هم‌نشینی بصری، نه یک اتفاق تصادفی در سطح مناسک، بلکه صورت‌بندی نشانه‌شناختی دقیقی از نسبت میان صبر و شکر در الگوی حکمرانی توحیدی است؛ جایی که سوگ، نه به انفعال، بلکه به محرکی برای قیام و خودآگاهی مبدل می‌شود و پیام آن این است که شهادت در این افق، همواره سرآغاز یک بیداری نوین است.

گذر از لایه توصیف عینی به ساحت تحلیل اجتماعی، ضرورت درک مفهوم امت را به عنوان یک پدیده تاریخی فعال نمایان می‌سازد؛ مفهومی که فراتر از توده به معنای جامعه‌شناختی کلاسیک آن، یک کل ایمانی و سیاسی منسجم است که حافظه جمعی خود را در این نقطه عطف تاریخی بازسازی می‌کند. با وقوع فاجعه جانگداز شهادت رهبر انقلاب اسلامی، فرماندهان نظامی و مسئولان عالی‌رتبه نظام، بر خلاف انتظار متولیان هژمونی جهانی که فروپاشی ساختاری و ارعاب اجتماعی را پیش‌بینی می‌کردند، جامعه به سرعت وارد مدار انسجام می‌شود؛ مردم بی‌درنگ به خیابان‌ها می‌آیند و شب و روز در میدان‌ها می‌مانند تا از نظام اسلامی در تمامی ساحت‌های نظامی و سیاسی دفاع کنند.

این حضور بی‌وقفه، نشان‌دهنده یک همبستگی عاطفی ساده نیست، بلکه بازتولید فعالانه هویت جمعی در بستر یک آیین بحران‌زدایی است که در آن، تک‌تک افراد از خلال مشارکت در مناسک، حضور خود را در ساخت یک مای تاریخی تجربه می‌کنند. این پدیده را می‌توان با ارجاع به کارکردهای انسجام‌بخش مناسک و حافظه جمعی تحلیل کرد؛ آیینی که اجازه نمی‌دهد تروما و شوک ناشی از شهادت امام شهید به گسست اجتماعی بینجامد، بلکه آن را به نیرویی گران‌سنگ برای تثبیت هویت سیاسی جامعه بدل می‌سازد و سرمایه نمادین شهادت ایشان را به شکلی پویا بازتولید می‌کند.

باید توجه داشت که این جوشش فراگیر و حضور همه‌جانبه، ریشه در یک حقیقت عمیق‌تر دارد که ماهیت آن را از حرکت‌های صرفا مدنی یا واکنش‌های متعارف سیاسی متمایز می‌سازد و آن، صبغه الهی و برانگیختگی قدسی این جریان است که باید آن را یک بعثت اجتماعی نامید. این تعبیر، مستقیما وامدار آخرین بیانات امام شهیدمان است که در آن تاکید نمودند که اگر مشکلی برای کشور پیش بیاید، خداوند این مردم را مبعوث خواهد کرد و این مردم کار را تمام خواهند کرد.

تشییع رهبر شهید الگوی حکمرانی توحیدی است

اکنون در بستر این تشییع تاریخی، معنای حقیقی این سخن آشکار می‌شود؛ چرا که این برخاستن و در میدان ماندن، کنشی برآمده از هدایت الهی است که جامعه را از رخوت زیست روزمره خارج کرده و به ساحت مسئولیت تاریخی پیوند می‌زند. در افق معرفت دینی، شهادت یک پایان بیولوژیک نیست، بلکه آستانه‌ای است برای بعثی جدید که هم شهید را به مرتبه عالی حضور می‌رساند و هم جامعه را زنده و پوینده می‌سازد؛ حقیقتی که با «وسلامٌ عليه يوم ولد ويوم يموت ويوم يبعث حيا» پیوندی وثیق دارد. این آیه شریفه در اینجا نه فقط تبیین‌کننده بعث فردی شهید در قیامت، بلکه الهام‌بخش بعثت اجتماعی امتی است که با قطرات خون امام خویش احیا می‌شود تا رسالت تاریخی خود را در اقامه حق و استمرار مسیر توحیدی دنبال کند و نشان دهد که خون شهید، سرچشمه پایان‌ناپذیر حیات اجتماعی و بیداری دائمی است.

در همین راستا، «ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله أمواتٌ بل أحياءٌ» به عنوان یک اصل معرفتی مبنایی، به ما می‌آموزد که نیروی محرک این امت، حیاتی است که از مجرای شهادت در رگ‌های جامعه تزریق می‌شود؛ حیاتی که فراتر از ادراک حسی، در قالب کنشگری فعال اجتماعی و مقاومت همه‌جانبه تجلی می‌یابد. این حیات قدسی، به جامعه قدرت می‌دهد تا در مواجهه با تهدیدهای بزرگ، پایداری بورزد و آن گاه با اذن الهی «أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا»، حق مشروع خود را در دفاع از کیان اعتقادی و سیاسی خویش به کار گیرد.

دفاع مردم از نظام اسلامی در این مقطع، مصداق بارز این اذن الهی برای ایستادگی در برابر ظلم است؛ کنشی که در آن مردم به عناصر فعال مقاومت بدل شده و با حضور دائم خود در خیابان‌ها و میادین، مرزهای هویتی جامعه را در برابر نفوذ و تعرض دشمنان مستحکم می‌سازند. این آمادگی برای مبارزه و ثبات قدم در میدان، نمود عینی ایمان به سنت‌های الهی است که بر اساس آیه «إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم»، پیروزی نهایی جبهه حق را در صورت پایداری و یاری دین خدا تضمین می‌کند.

بر این اساس، مفهوم خونخواهی و انتقام، از سطح یک واکنش صرفا عاطفی، قبیله‌ای یا شخصی فراتر رفته و به عنوان یک مقوله الهیاتی، تاریخی و تمدنی بازتعریف می‌شود؛ مقوله‌ای که هدف غایی آن، بازگرداندن توازن اخلاقی به جهان، اعاده نظم عدالت و رفع طغیان مستکبران است. در الهیات سیاسی شیعی، خونخواهی پیوندی ناگسستنی با اقامه حق دارد و مشروعیت آن مستقیما از آیه شریفه «ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا» سرچشمه می‌گیرد، چرا که امت مبعوث در اینجا خود را ناصر ولی دم امام شهید دانسته و این ولایت به او اقتدار و سلطانی می‌بخشد تا در برابر ظالمان بایستد و پاسخ تاریخی مناسب را به جنایتکاران بدهد. پرچم سرخ خونخواهی که در میان جمعیت اهتزاز دارد، نماد ناتمام بودن تاریخ مبارزه و نشانه‌ای از اراده پولادین امت برای اتمام کار است؛ اراده‌ای که تا تحقق کامل عدالت و مجازات عاملان طغیان آرام نخواهد گرفت و این خونخواهی را بخشی از فرآیند کلان پاکسازی زمین از ظلم و تباهی قلمداد می‌کند.

نمودهای عینی این اراده تمدنی را می‌توان در کنش‌های خودجوش و فداکارانه مردم در سراسر کشور مشاهده کرد؛ آنجا که گروه‌های مردمی بدون وابستگی به ساختارهای رسمی، منابع مادی و معنوی خویش را برای پشتیبانی از این خونخواهی بسیج می‌کنند. نمونه درخشان و نمادین این مدعا، اقدام خودجوش مردم مومن ورامین است که با تعیین صد کیلوگرم طلا به عنوان جایزه برای انتقام از عاملان شهادت رهبر خویش، نشان دادند که چگونه عواطف مذهبی و خشم مقدس اجتماعی می‌تواند به یک کنش سازمان‌یافته، عینی و مادی مبدل شود.

تشییع رهبر شهید الگوی حکمرانی توحیدی است

این بسیج خودجوش منابع، گواه آن است که بعثت امت یک امر ذهنی یا انتزاعی نیست، بلکه در تار و پود زندگی روزمره مردم جریان دارد و قدرت تولید سرمایه‌های مادی و نمادین را برای پیشبرد اهداف مقاومت داراست؛ کنشی که کاملا در انطباق با منطق آیه شریفه «وأعدوا لهم ما استطعتم من قوةٍ» قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد امت برای وارد کردن ضربه نهایی به دشمن، از تمام ظرفیت‌های خود بهره می‌گیرد.

این پیوستگی و عزم همه‌جانبه، جامعه را به یک کل به هم تنیده تبدیل می‌کند که در آن، تک‌تک اعضا در صفوفی مستحکم گرد محور ولایت حلقه می‌زنند و تصویر باشکوهی از همبستگی الهی را خلق می‌کنند؛ تصویری که بازنمای آیه شریفه «إن الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كأنهم بنيانٌ مرصوصٌ» است. تشییع پیکر مطهر امام شهید در این میان، نقش بستری را ایفا می‌کند که در آن این بنیان مرصوص شکل عینی به خود می‌گیرد و تمام تفاوت‌های فرعی اجتماعی در ذیل کلان‌روایت مقاومت و خونخواهی حل می‌شوند.

از منظر الهیاتی، این بعثت مبارک و اراده خونخواهی که در جامعه شعله‌ور شده است، در نقطه‌ای به هم می‌رسند که افق غایی آن، چیزی جز استقرار نهایی تمدن نوین اسلامی و اتصال به ظهور منجی عالم بشریت، حضرت ولی‌عصر(عج) نیست. در سنت اعتقادی شیعه، مفهوم خونخواهی همواره با شعار یا لثارات الحسین و تمنای طلب ثار در زیارت عاشورا پیوند خورده است؛ تمنایی که غایت نهایی آن با ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) و برپایی حکومت جهانی عدل محقق می‌شود.

از این رو، خونخواهی امام شهید در این دوران، تکه‌ای از پازل بزرگ تاریخ تشیع برای آمادگی جهت ظهور است و انتظار فرج در این ساحت، نه یک چشم‌انتظاری منفعلانه، بلکه یک آمادگی فعال و مجاهدت خستگی‌ناپذیر برای فراهم ساختن مقدمات حاکمیت صالحان است. این حرکت پرخروش امت مبعوث، در واقع گامی بلند به سوی تحقق وعده الهی در آیه شریفه «ونريد أن نمن على الذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثين» است؛ وعده‌ای که در آن مستضعفان و صالحان وارث زمین خواهند شد و بساط طغیان و استکبار برای همیشه برچیده خواهد شد.

ارسالی/ پنجشنبه /تشییع رهبر شهید الگوی حکمرانی توحیدی است

در این میان، این برانگیختگی الهی و برخاستن توفنده، ما را با تجلی عینی و تاریخی آیه شریفه «بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأسٍ شديدٍ فجاسوا خلال الديار وكان وعدا مفعولا» روبه‌رو می‌سازد؛ چرا که این امت مبعوث، همان بندگان سخت‌پیکار و مصممی هستند که طبق وعده تخلف‌ناپذیر الهی، در پاسخ به طغیان و فسادگری مستکبران برانگیخته می‌شوند تا کانون‌های ظلم را در هم بکوبند و با نفوذ به ژرفای دیار دشمنان، بساط سرکشی آنان را برای همیشه برچینند.

امت مبعوث منتقم، با تکیه بر ایمان خویش، پناه بردن به بصیرت و صبر و استمداد از نصرت الهی، نشان داده است که به عنوان کارگزاران این وعده قطعی و محتوم، تا اتمام کار، نابودی کامل دشمنان حق، رسیدن به قله‌های رفیع تمدن نوین اسلامی و ظهور خورشید ولایت عظمی، از پای نخواهد نشست و این حضور بی‌بدیل در صحنه، ضامن بقا و اعتلای روزافزون نظام اسلامی خواهد بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha