
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در آیاتی از سوره حجر (39-40) و سوره ص (82-83)، بخشی از داستان رانده شدن شیطان بیان شده است. در سوره حجر میخوانیم:
«پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند، جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده کنندگان باشد. فرمود:«اى ابلیس، تو را چه شده است که با سجده کنندگان نیستى؟»گفت: «من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک، از گلى سیاه و بدبو، آفریدهاى، سجده کنم» فرمود: «از این [مقام] بیرون شو که تو رانده شدهاى. و تا روز جزا بر تو لعنت باشد. گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهند شد مهلت ده» فرمود:«تو از مهلتیافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم» گفت: «پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مىآرایم و همه را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را».
در آیات 30 و 40 این سوره: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِین» از قول شیطان آمده که او همه توانایی خود را برای فریب انسان و کشاندن او در مسیر عصیان و نافرمانی از پروردگارش به کار میگیرد و در نهایت گمراهش میسازد. در ادامه گروهی از انسانها را استثناء میکند که گویی وسوسهها و نیرنگهای او بر آنان اثری ندارد؛ این گروه همان بندگان خالص خدا هستند.
اخلاص چیست؟
این آیه راهی را فراروی انسان قرار میدهد که تا زمانی که انسان در آن راه باشد از شر شیطان ایمن است و با اکتساب این ویژگی که همان اخلاص باشد، مجهز به سلاحی است که با وجود آن، کیدها و وسوسههای شیطان ناکام میماند. باید ببینیم، اخلاص چیست و چگونه میتوان به این ویژگی رهاییبخش متصف شد؟
مخلص (به فتح لام) در کتب لغت چنین معنی شده است: اخلاص، تبری و دوری جستن از هر چه غیر خداست(مفردات راغب اصفهانی) و خالص زمانی درباره چیزی یا کسی به کار میرود که پاک شود و با غیر خود ممزوج و آمیخته نباشد و عمل خالص در عرف به هر آنچه که قصد تقرب به خدا در آن از هر گونه شائبهای دور باشد و نخواهی جز خداوند کسی زبان به حمد و ستایش تو بگشاید این تجرید را اخلاص میگویند(مجمع البحرین طریحی).
انتظار نداشتن از غیر، مفهومی کلیدی در تحقق اخلاص است؛ اینکه انسان مخلص از غیر انتظاری ندارد نشان میدهد سمت و سوی نگاهش جایی فراسوی تعریف و تحسینهای اطرافیان و جایگاههای دنیایی است که ما با رسیدن به آنها، به عاقبتی خیر دلخوش میشویم.
خلوص، نیامیختن شیء با غیر آن است. با توجه به تعاریفی که ذکر شد گویا محک و میزانی که خلوص انسان نسبت به آن سنجیده میشود، جایگاه رضای خداوند و اهمیت کسب آن برای انسان است.
وقتی این محک، محور فکر و گفتار و عمل فرد میشود، به نسبتی که از این میزان، انحرافی صورت گیرد، نشانههای آن در انتظارات و احساس فرد و سایر اظهارات او خود را نشان میدهد؛ به عبارتی وقتی سود شخصی و دغدغه آن محور و محرک فرد در فکر، احساس و عمل قرار گیرد، نشانههای خود خواهی و رفتارهای غیرصادقانه (نسبت به قضاوتهای وجدان) و ناعادلانه ظهور پیدا میکند.