
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در آیات ششم و هفتم سوره بقره چنین میخوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ، خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ؛ آیات 6 و 7». این آیات درباره کافران است؛ درباره رسیدن آنها به مرحلهای از کفر که خداوند به پیامبر خود میفرماید: چه بیمشان دهى چه بیمشان ندهى برایشان یکسان است.
به عبارتی کافران مقابل نشانههای حق به مرحلهای میرسند که همه روزنههای روشن هدایت را در وجود خود به اختیار میبندند. آیه هفتم از پیآمد این درجه از کفر در آدمی سخن میگوید: خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ایشان مُهر نهاده و بر دیدگانشان پردهاى است.
کلمه «ختم» در آیه هفتم به گفته مفسران مقابل «فتح» (آغاز کردن و گشودن شیء) و به معنای کامل کردن یا رسیدن به پایان آن است. در زبان فارسی از ختم به «مُهر کردن» یاد میشود؛ چنانکه مُهر کردن نامه نشانه پایان آن است. صحیفه جان آدمی نیز آنجا که راهی برای نفوذ هدایت در آن نباشد مختوم است.
هدف اِغوای شیطان نیز بسته شدن دل آدمی است؛ او بهدنبال آن است که راهی برای نفوذ معارف حق در دل انسان باقی نماند. در قرآن کریم از گروههایی یاد شده که با وجود یقین پیدا کردن نسبت به امری، آن را انکار میکردند: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا؛ و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت از روى ظلم و تکبر آن را انکار کردند(نمل، ۱۴) و در پی این تکذیب، چشم و گوش و قلب آنها از نور حق محروم میگشت.
به گفته بزرگان دین «هدایت خداوند درباره انسان تا آخرین مرحله ممکن ادامه مییابد و اگر کمترین امید و امکان هدایت در انسان باقی باشد، این راه همچنان باز است». از اینرو است که خداوند همواره درهای توبه و بازگشت به سوی خویش را به روی بندگان خود باز گذاشته و آنها را از امکان هدایت یافتن برخوردار ساخته است.
ذکر این نکته لازم است که بسته شدن و واژگونی دل، چنانکه در تفسیر تسنیم آمده است ویژه کافران و منافقان نیست؛ بلکه به هر میزانی که دل آدمی به زنگار گناه آلوده گردد، واژگون و مختوم شده، به همان اندازه از فهم آیات الهی محروم میگردد و این واژگونی دل از آلودگی به مکروهات آغاز میشود و به گناهان صغیره و سپس به کبیره میرسد و از اکبر کبایر که کفر به خداست، سر برمیآورد. معیار سنجش بیماری قلب نیز مقدار بی توجهی انسان به فهم آیات الهی یا انزجار از آنهاست.
واژگونی دل از آلودگی به مکروهات آغاز میشود و به گناهان صغیره و سپس به کبیره میرسد و از اکبر کبایر که کفر به خداست، سر برمیآورد. معیار سنجش بیماری قلب نیز مقدار بی توجهی انسان به فهم آیات الهی یا انزجار از آنهاست.
خدا قوت. تشکر از تلاش بی دریغ شما.