کد خبر: 4353718
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۲
در گفت‌وگوی ایکنا بررسی شد

بازخوانی «دین‌داری اصیل» در آینه‌ حکمت صدرایی

یک استاد دانشگاه با بیان اینکه اخلاق در نگاه صدرایی، پیوندی عمیق با باطنِ دین دارد؛ تأکید کرد: ملاصدرا در «رساله سه اصل» به دنبال تبیین خروجی زیست دینی صحیح است و هشدار می‌دهد که بد‌اخلاقی‌های رایج در جامعه، ناشی از غفلت از گوهر دین و اسارت در حب جاه و دنیاست. او یادآوری کرد اصل دین، آخرت‌خواهی است و بدون هجرت از فطرت اول به فطرت ثانی، انسان در هیاهوی ظواهر گم خواهد شد.

بازخوانیِ «دین‌داریِ اصیل» در آینه‌ حکمتِ صدرایی

اول خرداد، روز بزرگداشت ملاصدرا شیرازی است، فیلسوفی که  میراث فکری‌اش، سقف بلند حکمت متعالیه را ساخته و او را به قله‌ای تبدیل کرده که هیچ اندیشمندی پس از او، بی گذر از سایه‌ بلندش، به مقصد نرسیده است.

برای اهل فلسفه و حکمت، نام او با کتاب‌های  فنی و فلسفی چون «اسفار اربعه»، «شواهد الربوبیه» گره خورده است؛ آثاری که اغلب به زبان عربی و برای ذهن‌های تشنه‌ مفاهیم پیچیده‌ فلسفی نوشته شده‌اند، اما در میان این اقیانوس مباحث عقلی، یک استثنا وجود دارد: «رساله سه اصل».

ملاصدرا در این کتاب، زبان عربی و اصطلاحات پیچیده را کنار می‌گذارد و به فارسی سره، تند و صریح با مردم زمانه‌اش سخن می‌گوید و به تمام کوته‌نظران و ظاهربینان و عالم نمایانی که به نام علم و دین با حکمت و عرفان که منشأ تفکرات دینی و حافظ نوامیس آسمانی‌اند پاسخ می‌دهد. 

با همین دغدغه به سراغ محمدحسین مطهری، استاد فلسفه اسلامی دانشگاه مذاهب رفتیم تا بپرسیم چرا رساله سه اصل مهم است و می‌تواند در زمانه ما نیز محل رجوع باشد. 

مطهری در تبیین ضرورت رجوع به «رساله سه اصل» ملاصدرا، بر چند محور کلیدی تأکید می‌کند. نخست اینکه ملاصدرا در این رساله، «دین‌داری سطحی» و «ریاکارانه» را نقد می‌کند؛ آفتی که به زعم او، در هر عصری، دین را از محتوای عرفانی و اخلاقی‌اش تهی می‌کند. ویژگیِ دوم این رساله، رویکرد کاربردی ملاصدرا است که حکمت متعالیه را مستقیماً به عرصه‌ اصلاح رفتار، اخلاق و سبکِ زندگی می‌آورد و سوم آنکه با تمرکز بر «معرفتِ نفس»، راهکاری برای بازگشت به خویشتنِ اصیل ارائه می‌دهد.

بازخوانیِ «دین‌داریِ اصیل» در آینه‌ حکمتِ صدرایی

ایکنا - ملاصدرا در کتاب (رساله سه اصل) به جای بحث‌های فنی و فلسفی که سابقه بر آن در اسفار اربعه و شواهد الربوبیه و... وجود دارد، مستقیماً به سراغ «رذایلِ دین‌داران» می‌رود. هدف او از نگاشتن چنین کتابی چه بوده است؟

ملاصدرا در این اثر، با رویکردی متفاوت از سایر آثارش ظاهر شده و مستقیماً به مباحث اخلاقی با محوریت نقد دین‌داران پرداخته است. هدف او از نگارش چنین رساله‌ای را می‌توان نوعی «رنج‌نامه» و یا «وصیت‌نامه» دانست. صدرالمتألهین در اینجا در تراز تبلیغ دین عمل می‌کند؛ یعنی همان معنایی که قرآن کریم در آیه «ادعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَة» مطرح کرده است. او هم از وضعیت جامعه‌ و زمانه‌ خود رنج می‌برد و هم توصیه‌هایی خطاب به عموم افراد جامعه دارد. انتخابِ زبانِ فارسی نیز مؤید همین رویکردِ تبلیغی است. او در پیِ تبیین ماهیت حقیقی دین، تربیت صحیح، اخلاقِ راستین و تمایزِ میانِ کسانی که حقیقتاً شایسته‌ عنوان «صالح» هستند و کسانی که صرفاً به نام و تظاهر، دین‌دار محسوب می‌شوند است؛ این‌ها مؤلفه‌هایی است که ملاصدرا در این اثر دنبال می‌کند.

ایکنا - آیا می‌توان گفت این کتاب خروجیِ اخلاقیِ فلسفه‌ صدرایی است؟

بله. پیوند میان دین و جامعه برای ما بسیار اهمیت دارد. هنگام واکاوی این پیوند، ناگزیر باید به ماهیت دین نیز عنایت داشت. اخلاق در نگاه صدرایی، پیوندی عمیق با باطن دین دارد. صدرا در این رساله، مخاطب را از ظواهر دین و شریعت عبور می‌دهد؛ البته نه به معنای نفی آن‌ها، بلکه جهت تبیین «گوهر دین». او بر آن است تا بگوید ایمان به آخرت و معرفت‌النفس، ارکان اصلی دین‌داری هستند، اما در عمل ممکن است فرد اسیر هوای نفس، حب دنیا و وسوسه‌های شیطانی باشد. این اثر، یک «ندای درون‌گفتمانی» به جامعه‌ دینی است.

ملاصدرا اخلاق را نه به مثابه‌ یک حوزه‌ مجزای «فلسفه‌ اخلاق» یا صرفاً حسن و قبح افعال، بلکه در پیوند با جهان معنا می‌بیند. او به خروجی این زیست دینی صحیح می‌پردازد و متذکر می‌شود که اگر اخلاق در جامعه‌ای دچار آسیب است، ریشه در غفلت از باطن دین دارد. این رویکرد، تمایز بنیادین صدرا با سنت‌های اخلاقی گذشته و حتی دیدگاه‌های انتقادی مدرن است؛ زیرا او اخلاق را نه قراردادی اجتماعی، بلکه امری باطنی و رکن رکین زیست مؤمنانه می‌داند.

ایکنا - ملاصدرا در این کتاب با «ظاهربینان» یا همان قشریون مبارزه می‌کند. آیا مخاطب او فقط هم‌عصران خود بودند، یا او در حال تدوین الگویی همیشگی برای مواجهه با «دین‌داری سطحی» است؟

مخاطب او، «فطرت انسانی» است؛ بنابراین محدود به زمان و مکانِ خاصی نیست. از سوی دیگر، به دلیل شباهت‌های میان جامعه‌ عصر صفوی با جامعه‌ امروز ما، این رساله همچنان برای ما الهام‌بخش و واجد دستاوردهای فراوانی است.

ایکنا - چرا ملاصدرا زبان فارسی را برای نوشتن این رساله انتخاب کرد؟

زبان عربی در آن عصر، زبان علمی غالب بود و به دلیل پیوند وثیق دانشمندان با متون مقدس، آثار علمی به این زبان نگاشته می‌شد. با این حال، آثار فارسی حکیمانی همچون ابن‌ سینا، سهروردی، خواجه نصیر و ملاصدرا نیز وجود دارد.

اما انتخابِ زبان فارسی توسط صدرا، دلیل اصلی‌اش رسیدن به یک مخاطب عمومی بوده است. او در این رساله در حال انجام وظیفه‌ تبلیغی «آخوندی» خویش است. قلم او سرشار از ذوق و تسلط او به ادبیات فارسی است و تداعی‌گر متون فاخر ادبی و منشآتِ قائم مقام فراهانی است. این اثر در عین ادیبانه و محققانه بودن، حکیمانه است؛ صدرا در اینجا نمی‌خواهد مباحث پیچیده‌ فلسفه‌ خویش مانند آنچه در «اسفار اربعه» آمده را عرضه کند، بلکه در پی انتقال «گوهر حکمت متعالیه» به عموم مردم است. مخاطب او حتی اگر فلسفه نداند، مقصود او را درک می‌کند و این، اهمیت بی‌بدیل این اثر فارسی است.

بازخوانیِ «دین‌داریِ اصیل» در آینه‌ حکمتِ صدرایی

ایکنا - ملاصدرا «جهل به نفس» را اصل اول سقوط می‌داند. در زمانه‌ ما که با سلطه‌ فضای مجازی مواجه هستیم، چگونه می‌توان «معرفت نفس » صدرایی را بازخوانی کرد؟

وقتی مخاطب را «فطرت انسانی» فرض می‌کنیم، باید بدانیم که برخی نیازها به قدمت آفرینش بشر هستند. پرسش از «من کیستم؟» و «به کجا می‌روم؟» از زمان حضرت آدم مطرح بوده است. معرفت‌النفس، «اُم‌المعارف» است و بنا به حدیث نبوی، گام نخست خداشناسی است. قرآن کریم می‌فرماید: کسی که خدا را فراموش کند، خود را فراموش کرده است؛ یعنی این دو امر نسبت وثیقی با یکدیگر دارند. اگر کسی توجه نکند که در باطن زندگی باید به حقیقتی ورای مادیات دست یافت، دچار غفلت می‌شود.

صدرا می‌گوید باید از «فطرت اول» به «فطرت ثانی» هجرت کرد. امروزه، علیرغم ارتقای شرایط زیستی و تکنولوژیک، بشر به دلیل فاصله گرفتن از گوهر و معانی اصیل زندگی، در معنا عقب‌تر از ماده قرار گرفته است.

ایکنا - به نظر می‌آید با وجود انبوهی از اطلاعات، این موضوع امر پیچیده‌تری شده باشد. آیا ملاصدرا راهکاری برای مقابله با «ازخودبیگانگی» دارد؟

اجازه دهید به عبارتی از این رساله اشاره کنم که بسیار روشنگر است: «اگر کسی به حیات حقیقی زنده گشته باشد و نور علم و یقین در دلش از جانب شرق ملکوت تابیده باشد، چنان از صحبت مردمان سطحی‌نگر متوحش گردد که کسی از صحبت مردگان نفرت می‌کند… هر آن دلی که در این خانه زنده نیست به عشق، بر او نمرده، به فتوای من نماز کنید.»

او با استناد به سقراط می‌گوید قلب‌های غرق در حقایق، منبر ملائکه و قلب‌های درگیرِ شهوت، قبرهای مردار هستند. ملاصدرا تصریح می‌کند که علم عزیز و شریف، منحصر در «علم بطون قرآن و حدیث» است، نه آن ظاهری که فهم عامه بدان می‌رسد. او تمامی علوم متداول عصر خود اعم از فقه، نحو، فلسفه و هندسه را ذکر می‌کند و می‌گوید این‌ها علمِ حقیقی نیستند. این است که این رساله، نقد آن فهم ظاهری از دین و پیامدهای عملی آن در جامعه است و تأکید می‌کند آنچه ما در تفاسیر می‌خوانیم، علمِ قرآن نیست، بلکه تنها پوسته‌ آن است.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha