رضا یارینیا، روانشناس بالینی و مشاور خانواده در گفتوگو با ایکنا از قم در پاسخ به اینکه بانوان چگونه میتوانند صبر
حضرت زینب(س) را بهعنوان مادر در خانواده خود پیادهسازی کنند، اظهار کرد: حضرت زینب(س) بهعنوان «امالمصائب» و الگوی کامل زن مسلمان، در سختترین شرایط تاریخی، نقش مادری و مدیریت
خانواده را با بالاترین سطح صبر و تدبیر ایفا کردند. برای پیادهسازی صبر آن حضرت بهعنوان یک الگو در خانواده، باید به جنبههای مختلفی از شخصیت و سیره ایشان توجه کرد. نخست صبر در برابر فقدان عزیزان است.
وی درباره جلوههای صبر مادری حضرت زینب(س) ادامه داد: یکی از برجستهترین جلوههای صبر مادری حضرت زینب(س)، آمادگی ایشان برای فدا کردن فرزندان در راه هدف الهی بود. برخلاف غریزه طبیعی مادران که حفظ جان فرزند است، ایشان فرزندان خود را با دستان خود آماده میدان نبرد کرد. الگوگیری از این صبر به معنای تربیت فرزندانی است که ارزشهای الهی را بر جان و زندگی خود مقدم بدانند و مادر در این مسیر، مشوق و یاور باشد، نه مانع. دومین مورد درک و پذیرش جایگاه مادری است.
این روانشناس بالینی افزود: حضرت زینب(س) با وجود تمام سختیها، مسئولیت مادری و هدایت فرزندان را فراموش نکردند. این یعنی پذیرش مسئولیتهای خود در خانواده، حتی در شرایط دشوار و تلاش برای تربیت صحیح فرزندان. سومین مورد حفظ آرامش در سختیهاست.
یارینیا با اشاره به اینکه یکی از بارزترین صفات حضرت زینب(س)، حفظ آرامش و متانت در اوج مصیبتها بود، گفت: در خانواده نیز مواجهه با مشکلات مانند بیماری و مشکلات مالی، چه بسا اختلافات خانوادگی، نیازمند حفظ آرامش و پرهیز از واکنشهای هیجانی است. این امر به ایجاد فضایی امن و آرام برای اعضای خانواده کمک میکند.
وی بیان کرد: حضرت زینب(س) در انتقال
پیام عاشورا و ارزشهای دینی به نسلهای بعد نقش اساسی داشتند. مادران نیز میتوانند با گفتار و رفتار خود، مفاهیم اخلاقی و دینی را به فرزندانشان بیاموزند و آنها را در مسیر درست هدایت کنند. پنجمین مورد وظیفهشناسی و توجه به نیازهای روحی خانواده است.
یارینیا با بیان اینکه حضرت زینب(س) الگوی بانوی وظیفهشناسی است که علاو بر نیازهای جسمی، به نیازهای روحی شوهر و فرزندان خود نیز توجه دارد، تصریح کرد: نیروی تحت تربیت دینی زینب(س) چنان فرزندان را مهیا کرد که با اصرار عجیبی، اولاد خود را با اجازه برادر به جنگ فرستاد و قربانی حفظ مرام و هدف مقدس برادر کرد و نیز با وجود ثروتمند بودن شوهرش (عبدالله بن جعفر) و داشتن خدم و حشم، خود شخصاً امورات خانه را انجام میداد و به هیچکس کار خود را وا نمیگذاشت که این سرمشق بزرگی برای خانهداری است.
وی ادامه داد: حضرت زینب(س) پس از شهادت امام حسین(ع)، با وجود داغهای فراوان، نقش مدیر و تکیهگاه خانواده را ایفا کردند. ایشان با صبر و تدبیر، دهها زن و کودک داغدار و آسیبدیده را جمعوجور کردند و در آن سفر دشوار اداره کردند. این کار عظیم نشاندهنده قدرت روحی و مدیریتی ایشان در اوج مصیبت است. هفتمین مورد صبر بر طاعت و عبادت در اوج سختی است.
این روانشناس بالینی افزود: صبر حضرت زینب(س) تنها در برابر مصیبت نبود بلکه در عبادت و بندگی نیز در بالاترین سطح بود. در شب پر اضطراب یازدهم محرم و سنگینترین مصائب روزگار، نماز شب را ترک نکرد. امام سجاد(ع) فرمودند: «اما عمتی زینب فانها لم تزل قائمه فی تلک الیله» عمهام زینب در آن شب همواره ایستاده بود؛ در طول مسیر اسارت از کوفه به شام، با وجود گرسنگی و ضعف شدید، تمام نمازهای واجب و مستحب خود را ایستاده خواند و حتی غذای اندک خود را میان اطفال تقسیم میکرد.
شاخصهای خانواده حسینی برای مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی
یارینیا در پاسخ به اینکه الگوی خانواده حسینی برای مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی و حل بحرانهای روانی چیست، بیان کرد: مفهوم الگوی خانواده حسینی به مجموعهای از شاخصهای رفتاری، نگرشی و معرفتی گفته میشود که از سیره امام حسین(ع) گرفته شده و بهعنوان یک نظام تربیتی برای مواجهه با چالشهای زندگی اعم از فردی، اجتماعی و سیاسی تبیین میشود. برای بررسی این الگو در سه لایه بحرانهای سیاسی، اجتماعی و روانی میتوان به محورهای ذیل اشاره کرد.
وی ادامه داد: در الگوی خانواده حسینی، سیاست از اخلاق و معنویت و دین جدا نیست. مواجهه با بحرانهای سیاسی در این الگو بر سه پایه استوار است، یکی عزتمداری و نفی ذلت یعنی خانواده حسینی در برابر بیعدالتی و استبداد، «هیهات منا الذلة» را شعار راهبردی خود قرار میدهد. این به معنای عدم پذیرش ظلم تحت هیچ شرایطی است.
این روانشناس بالینی گفت: بحرانهای سیاسی اغلب با غبارآلودگی همراه هستند. خانواده حسینی با تکیه بر معرفت و گوش سپردن به حجت زمان، اجازه نمیدهد حق با شگردهای تبلیغاتی باطل جلوه کند و یکی دیگر امر به معروف و نهی از منکر(مسئولیتپذیری) است یعنی نگاه این خانواده به اجتماع، نگاهی بیتفاوت نیست.
وی با بیان اینکه خانواده حسینی خود را نسبت به سلامت اخلاقی و سیاسی جامعه مسئول میداند و اصلاح را هدف نهایی خود تعریف میکند، اظهار کرد: در شرایطی که جامعه با بحرانهای اخلاقی یا اجتماعی روبهرو است، به الگوهایی میتوان توجه کرد که یکی از آنها مقدم داشتن دیگران بر خویش (ایثار) است که در شب عاشورا میبینیم خانواده امام حسین(ع) در کنار یکدیگر هستند، اما در عین حال، یاران و دیگران را بر خود مقدم میدارند.
یارینیا اضافه کرد: این رویکرد در مدیریت بحرانهای اجتماعی، جلوی فروپاشی همبستگی را میگیرد. دیگری حفظ حریم و کرامت انسانی است، یعنی در سختترین شرایط، رعایت ادب، اخلاق و کرامت دیگران از اصول تغییرناپذیر این خانواده است.
این روانشناس و مشاور خانواده بیان کرد: در مواجهه با بحرانهای اجتماعی مثل فقر یا تفرقه، خانواده حسینی با سعه صدر و مدارا برخورد میکند. برای آرامشبخشی به اعضای خانواده در برابر اضطرابها و فشارهای روانی، الگوی حسینی به کارکردهای روانشناختی توجه دارد که یکی از آنها معناداری رنج یعنی بزرگترین سپر دفاعی این الگو در برابر بحرانهای روانی، معنادارکردن سختیهاست.
یارینیا افزود: وقتی مصائب اعم از بیماری، شکست یا فقدان، در مسیر هدف الهی دیده شود، بار روانی آن تغییر کرده و به جای افسردگی، صبر جمیل ایجاد میکند. جمله معروف حضرت زینب(س) که فرمودند: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» نشاندهنده این امر است.
وی با بیان اینکه در الگوی خانواده حسینی، وابستگی مطلق به قدرت الهی است، تصریح کرد: این توکل، ترس از آینده و اضطراب حاصل از ناتوانی را به آرامش در عین تلاش، تبدیل میکند.
یارینیا بیان کرد: مورد دیگر که میتوان بهعنوان الگوگیری از خانواده حسینی ذکر کرد انضباط عاطفی است، یعنی در عین سوگواری و ابراز احساسات که در سیره اهل بیت(ع) بسیار پررنگ است، مرزهای عقلانیت حفظ میشود. ابراز هیجانات به جای سرکوب، در قالب دعا، مناجات و گفتوگو با خدا، تخلیه روانی سالمی ایجاد میکند که از فرسودگی ذهنی جلوگیری میکند.
وی اضافه کرد: خانواده حسینی حفظ ثبات شخصیتی در تلاطمهای محیطی دارد. خانوادهای که از این الگو پیروی میکند در بحران سیاسی، با بصیرت و بدون انفعال عمل میکند، در بحران اجتماعی، با ایثار، همدلی و همبستگی ایجاد میکند و در بحران روانی، با رضایت الهی و توکل، به آرامش درونی میرسد و به همه حوادث بهعنوان اراده الهی نگاه میکند.
این روانشناس خانواده با بیان اینکه برای پیادهسازی این شاخصهای خانواده حسینی با ارائه راهکارهای عملی برای مادران امروز، میتوان این موارد را مورد توجه قرار داد. اعضای خانواده در مورد مسائل مختلف، بهخصوص در زمان بروز مشکلات باید با هم سخن بگویند.
وی با بیان اینکه خانواده حسینی باید آگاهی از چگونگی کنترل خشم خود و پرهیز از واکنشهای نسنجیده داشته باشد، تصریح کرد: مانند حضرت زینب(س)، فرزندان را چنان تربیت کنیم که در راه حق و حقیقت، از هیچ فداکاری دریغ نکنند.
یارینیا افزود: خانواده حسینی در مشکلات و سختیهای زندگی، به جای ناامیدی و بیتابی، با توکل بر خدا و تدبیر، کانون خانواده را گرم و منسجم نگه میدارد. خانواده حسینی به عبادت و نماز، بهویژه نماز شب، حتی در شلوغی و سختیهای زندگی توجه جدی دارد، چراکه این مهم منبع صبر و استقامت است.
این روانشناس و مشاور خانواده اظهار کرد: خانواده حسینی میداند همه اتفاقات زندگی، حتی تلخترین آنها، در مسیر رضای خدا و حکمت الهی است و تلاش برای رفع مشکلات روحی و روانی اعضای خانواده نمود زیادی دارد. اگرچه پیادهسازی این صفات نیازمند تلاش مستمر و آگاهی است، اما به یقین، منجر به استحکام و سلامت بیشتر بنیان خانواده خواهد شد.
یارینیا تصریح کرد: حضرت زینب(س) ثابت کرد که زن مسلمان میتواند در عین حال که مادر و همسر است، در سختترین شرایط اجتماعی و سیاسی نیز نقشآفرینی کند و پرچمدار حق باشد.
مفهوم مقاومت را چگونه برای کودکان توضیح دهیم
وی در پاسخ به اینکه والدین چگونه مفاهیم جنگ، شهادت و مقاومت را برای کودکان توضیح دهند، گفت: توضیح مفاهیمی مانند جنگ، شهادت و مقاومت به کودکان، نیازمند ظرافت بالایی است تا ضمن انتقال مفاهیم ارزشی، امنیت روانی کودک خدشهدار نشود. هدف، تبدیل ترس به شجاعت و انفعال به مسئولیتپذیری است.
این روانشناس ادامه داد: راهکارهایی که برای تبیین این مفاهیم با توجه به ظرفیت ادراکی کودک وجود دارد نخست اصل امنیتمحوری در انتقال مفاهیم است. قبل از هر چیز، والدین باید بدانند که کودک نباید تصور کند جنگ همین الان قرار است اتفاق بیفتد یا امنیت خانه او در خطر است.
یارینیا با بیان اینکه به جای استفاده از اخبار یا تصاویر خشن، از قالب داستانهای تاریخی باید استفاده کرد، گفت: کودک وقتی درباره قهرمانها میشنود، به جای ترس، احساس امنیت و انگیزه پیدا میکند.
وی اضافه کرد: خانوادهها باید زمان و مکان را از هم تفکیک کنند و به این مسئله تأکید داشته باشند که این اتفاقات متعلق به زمانی است که برای دفاع از حق، خانواده و ایران بوده و اکنون ما در سایه همان مقاومتها در آرامش هستیم. دوم توضیح مفهوم مقاومت و ایستادگی است. کودک امروز باید این را بداند که مقاومت به معنای جنگطلبی نیست، بلکه به معنای، نه گفتن به زورگویی است. بنابراین، با استفاده از مثالهای ملموس و ساده، مقاومت را در دنیای کودکانه توضیح دهند. بهطور نمونه، وقتی یک قلدر در مدرسه میخواهد اسباببازی دوستی را به زور بگیرد، دفاع از دوست، همان مقاومت است.
این روانشناس و مشاوره خانواده گفت: همچنین خانوادهها باید به کودک بیاموزند که مقاومت یعنی ایستادن روی پای خود که درست درس خواندن، کمک به دیگران و یاد گرفتن مهارت یعنی مقاومت، البته مقاومت علمی و فرهنگی. سوم توضیح مفهوم شهادت است. شهادت برای کودک متمایز نباید با مفهوم مرگ گره بخورد. بنابراین، تفاوت شهادت و مرگ را بیان کنند.
یارینیا ادامه داد: به جای تمرکز بر نحوه کشتهشدن، بر چرایی آن باید تمرکز کرد. شهادت یعنی دوست داشتن بقیه به اندازهای که جان خود را برای محافظت از آنها بدهیم. همچنین در ادبیات دینی، شهادت نوعی حیات برتر است. برای کودک باید توضیح داد که شهید مثل ستارهای است که همیشه در آسمان میماند و ما همیشه به یادش هستیم. او نمرده، بلکه جایش عوض شده و به خانهای رفته که خدا در آنجا به او جایزه میدهد.
وی با بیان اینکه برخی مادران سعی دارند موضوع را از کودکان پنهان کنند و به آنها میگویند که پدر سفر کرده است و این روش، درمان سالمی نیست و باید از آن پرهیز کرد و به سؤالات کودکان صادقانه پاسخ داد، گفت: خانوادهها باید جنگ را در قالب یک تضاد اخلاقی ظلم و عدل برای بچهها توضیح دهند. بهطور نمونه، آدمهای بد میخواستند به خانههای مردم حمله کنند و آدمهای خوب برای حفاظت از مامانها، باباها و بچهها ایستادند. همچنین تأکید داشته باشند که ما صلحطلب هستیم و جنگ، آخرین راهکار برای کسانی است که اجازه نمیدهند در آرامش زندگی کنیم.
یارینیا اظهار کرد: والدین به جای شخصیتهای کارتونی خیالی، از زندگی شهدای واقعی مثل شهید همت، شهید سلیمانی یا شهدای مدافع حرم و دیگر شهدا استفاده کرده و داستانهایی درباره مهربانیشان با کودکان یا حیوانات بگویند. این کار باعث میشود کودک آنها را انسانهای واقعی و دوستداشتنی ببیند، نه فقط سربازان جنگی.