
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، یکی از آیات قابل تأمل سوره زمر آیه بیست و نهم این سوره است: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِیهِ شُرَکَاء مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ؛ خدا مثلى زده است مردى است که چند خواجه ناسازگار در [مالکیت] او شرکت دارند [و هر یک او را به کارى مىگمارند] و مردى است که تنها فرمانبر یک مرد است آیا این دو در مثل یکسانند سپاس خداى را [نه] بلکه بیشترشان نمیدانند.»
در تفاسیر و نزد علما این آیه بیانگر یکی از ادله توحید و ضرورت یگانگی آفریننده جهان هستی است. به گفته آیتالله جوادی آملی یکی از پیامدهای شرک میتواند اضطراب باشد و با اشاره به این آیه میافزاید: در این کریمه، اضطراب روانی مشرک و آرامش روحی موحد به دو بردهای تشبیه شده که یکی مملوک چند مالک تندخو و ناسازگار با یکدیگر است و دیگری عبد یک مالک. مالکان ناسازگار با هم، هر یک او را به کاری میگمارد و وظیفهای برای او تعیین میکند و در مقام تأمین نیازهای او، وی را به یکدیگر حواله میدهند. چنین عبدی همواره در اضطراب و تشویش خاطر به سر میبرد.
شرک حتما بتپرستی نیست، بلکه به گفته قرآن گاه توجه صرف به هوای نفس است: «أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ»(فرقان، 43): آیا آن کس که هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى. این آیه به حالت فردی اشاره دارد که اهداف او تابع نیازهای نفس او است و این نیازهای مادی هستند که محور حرکت او در زندگی قرار میگیرند و به خواستههای او جهت میدهند. از آنجا که انسان داری نیازهای متعددی است، گاه افراط و تفریط در تأمین آنها، سلامت انسان را به مخاطره میاندازد و او را سردرگم میسازد.
در این حالت نیازها و گرایشهای مختلف انسان را جهتهای مختلف و گاه متضاد قرار میدهد و زندگی انسان را دچار نابسامانی میکند. حالتهای بیم و امید چنین فردی متأثر از امکان تأمین و عدم تأمین این نیازهاست. در این صورت ایمان به خداوند به عنوان مالک اصلی حیات انسان و تعیینکننده و نفع و ضرر برای انسان و محور قرار دادن دستورات نورانی او میتواند تأثیر دیگر نیروهای نفسانی را در انسان کاهش داده و عقل انسان را به جایگاه اصلی خود به عنوان آنچه خدای رحمن به وسیله آن پرستیده میشود(العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمانُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجِنان)، برساند.
بر این اساس است که مفسران اظهار میکنند توجه به خدای یگانه و پذیرش عبودیت او حریت و وارستگی میآورد و توجه به ماسوی الله، اسارت و خواری تا جایی که ممکن است انسان در بند عنصری پست و حقیر قرار گیرد و بندگی هوای نفس را بپذیرد.
آیتالله جواد آملی در جایی دیگر در این خصوص چنین اظهار میکند: مشرک نیز پس از محرومیت از توحید و ترک صراط مستقیم، با راههای متعدد و متضاد روبروست. یک روز سر در آستان این معبود میساید و روز دیگر معبود دیگری را میپرستد. ارباب متفرق که هر یک ساز خود را میزنند، هرگز نمیتوانند او را در حالت روانی ثابت و آرام نگه دارند؛ از نظر سعادت نیز مردّد است، روزی سعادت را در پرتو پرستش این معبود میبیند و روز دیگر در پرستش معبودی دیگر.
ملکه ذهنمان شود
حتما