کد خبر: 2737766
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۷:۴۰
یک نکته از قرآن/

ظلم به خود به خیال خیر رساندن/ منطقه​ای که در اختیار انسان نیست

گروه فعالیت​های قرآنی: به گفته مفسران، ظلم در جایی است که شخص، خودسرانه در حق دیگری تصرف کند و بی‌اجازه او به حقوق و دارایی وی تجاوز کند؛ این معنا از ظلم می​تواند ما را به درک عمیق‌تری از مضمون آیه «وَلَکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» برساند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در آیات متعددی از قرآن کریم، هنگامی‌که سخن از گناه و گناهکاران می‌شود، به این موضوع به کرات اشاره می‌رود که اینان به خود ظلم می‌کنند: «وَلَکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» ﴿روم،۹﴾. در معنای ظلم چند نکته وجود دارد که درک آنها می‌تواند فهم بهتری از این معنا که انسان چگونه در حق خود مرتکب ظلم می​شود، به ما بیاموزد.

شهید مطهری در جایی درباره ظلم به نفس چنین بیان داشته​اند که ظلم از بدخواهی پیدا می​شود و ممکن نیست فردی بد خود را بخواهد. اما غفلت و جهالت می​تواند باعث ظلم به نفس شود. درست است که ظلم بدخواهی است و آدمی نمی​تواند بدخواه خود باشد، اما مانعی ندارد که به‌صورت نیک‌خواهی و به خیال خیر رساندن به خود، بدخواهی کند و به خودش شر و ضرر برساند. از قضا غالب بدبختی​های انسان همان است که خود به دست خود، بابت خیرخواهی برای خود به وجود آورده است، از روی جهالت و نادانی به خیال اینکه به خودش خیری برساند شری رسانده است.

مفسران ما را به این نکته توجه می​دهند که ظلم، در جایی است که شخص، خودسرانه در حق دیگری تصرف کند و بی‌اجازه او به حقوق و دارایی وی تجاوز کند؛ نه آنکه در مال و حق خود تصرف کند. به گفته آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی اگر هویت و نفس انسان از آنِ خودش بود، دیگر ظلم به خود معنایی نداشت. اگر انسان مالک هستی خود بود هر تصرفی را که در امور خویش می‌کرد و هر رذیله‌ای را که بر نفس خود تحمیل و هر ملکه ناپسندی همانند کبر، عجب، حسد، ریا و ... در هویت خویش ایجاد می‌کرد، نمی‌توانست مصداق ظلم باشد.

ایشان چنین نتیجه​گیری می​کند معلوم می‌شود هویتی که در اختیار بشر است، متعلق به خدا و ملک او و امانتی الهی است. لذا، تصرف ناروا در آنها ظلم است. در جای دیگر نیز بیان می​کنند: آیات با مضمون مشترک‌(کانوا اَنفُسَهُم یَظلِمون) نشان می‏​دهند در وجود انسان منطقه‏​ای هست که در اختیار او نیست و تعدی به آن، ظلم است. اگر همه مراتب وجود انسان خودِ او باشد و ملک او، دیگر ظلمی پدید نمی‏​آید، چون چیز دیگری نیست که به آن تعدی شود.

توضیح بیشتر این مفسر قرآن در این باره آن است که هویت حقیقی انسان دارای ابعاد سه‏​گانه است؛ بُعد حیوانی که در شهوت و غضب و برخی از آرزوها و امیال نفسانی خلاصه می‏​شود، بعد انسانی که در آن انسان صاحب مقام تفکر و تعقل و عزم و اراده است و بعد الهی که به تعبیر ایشان برترین خودِ انسان است که در حقیقت متعلق خودش هم نیست، بلکه برای صاحبِ اصلی و خالق اوست و انسان نسبت به آن امانت‏دار الهی است.

مطالب مرتبط
captcha